خاطرات کانادایی‌‌‏های لهستانی تبار از حمله شوروی و نازی‌‌‏ها، استالین دستور نابودی نجیب زادگان لهستان را داد افشای ظلم کمونیست‌های روسی
(Public Domain)

لهستان در آتش می‌‌‏سوخت: خاطرات کانادایی‌‌‏های لهستانی تبار از حمله شوروی و نازی‌‌‏ها در سال ۱۹۳۹

تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۳

نویسنده: اپک تایمز

تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۷/۰۳

نویسنده: اپک تایمز

اشتراک‌گذاری مطلب:

ایوا کونوپاچی، دختر دیپلمات و نجیب­زاده (کنت) لهستانی، در خانواده­ای ثروتمند و صاحب امتیاز متولد شد، اما در اولین ساعات یکم سپتامبر ۱۹۳۹، دنیای او تیره و تار شد.

او که هم اکنون ۹۴ ساله است و در اتاوای کانادا زندگی می‌‌‏کند، حمله به کشورش را به وضوح در خاطر دارد، گویی که حمله همین دیروز اتفاق افتاده است.

هنوز ۱۳ ساله نشده بود که هواپیماهای جنگی نازی‌ در حمله‌ای رعدآسا به لهستان یورش بردند و کشوری بی‌خبر از همه جا را در شوک فرو بردند. آن موقع او اطلاعات چندانی از این جنگ نداشت، جنگی که به سرعت گسترش یافت و شعله­‌های آن جنگ جهانی دوم را برافروخته کرد.

دیری نگذشت که مدرسه او به بیمارستانی برای سربازان زخمی تبدیل شده و کلاس‌­ها تعطیل شد.

ایوا از برداشت کودکانه‌‌‏اش در آن دوران می­گوید: «اوایل فکر می­‌کردیم تعطیلات طولانی و ماجراهای جالب در انتظار ماست. »

او که هنوز از رویداد­های خطرناکی که انتظارشان را می‌کشید بی‌خبر بود، همراه با مادرش سوار بر قطار به شهر دیگری در نزدیکی مرز شوروی رفت تا مدرسه دیگری پیدا کند. آرامشی نسبی در شهر برقرار بود، اما در حقیقت مردم لهستان نمی‌­‌دانستند که به زودی قربانی بازی ­های کثیف سیاسی خواهند شد.

آنها نمی‌‌‏دانستند که دو رژیم توتالیته آلمان نازی و روسیه کمونیست ابتدای همان سال پیمان مشهور مولوتوف-ریبنتروپ را امضا و لهستان را بین یکدیگر تقسیم کرده‌اند. ۱۶روز بعد از حمله نازی‌‌‏ها به جبهه غربی، ارتش سرخ شوروی نیز شرق لهستان را مورد هجوم قرار دارد.

 دیگر شکی نبود که کشور تحت اشغال قرار گرفته است. کونوپاچی در مصاحبه با اپک‌‌‏تایمز می‌‌‏گوید: «با آتشی که هیتلر و استالین به طور همزمان به جان لهستان انداخته بودند، لهستان مانند خانه‌‌‏ای بود که گرفتار حریق شده است.»

چندی بعد مادر و دختر هنگام تلاش شبانه برای عبور از مرز و ملحق شدن به «آلفرد پونینسکی»، پدر خانواده و دیپلمات لهستان در رومانی، طعم تلخ ظلم کمونیسم را چشیدند. مأموران کاملاً مسلح روسی، آنها را دستگیر و به زندان انداختند.

کونوپاچی می‌‌‏گوید: «شرایط زندان وحشناک بود. هیچ کسی نمی‌‌‏دانست که استالین دستور نابودی نجیب زادگان لهستان را داده است. نه فقط دیپلمات­ها و همسر و خانواده آنها، بلکه هزاران مأمور پلیس، قاضی، نخبه، تاجر و هر کسی که تحصیل کرده و دارای موقعیت اجتماعی یا دینی بود، شامل این فرمان می‌‌‏شد. اگر چه هیچ کدام از این افراد برعلیه روسیه نجنگیده بودند، اما همه آنها به جاسوسی متهم می‌‌‏شدند. یک سال بعد ۲۵ هزار نفر با شلیک گلوله اعدام و در گورهای جمعی دفن شدند.»

مادر کونوپاچی به جاسوسی متهم و با زور از دخترش جدا شد. کونوپاچی ابتدا برای زندگی با دوستانش به شهر لووف فرستاده شد و سپس نزد خاله‌‌‏اش در ورشو رفت.

کونوپاچی می‌‌‏گوید: «این جدایی قلب ما را شکست، اما برای مادرم دردناک‌‌‏تر بود، چرا که او مجبور بود در زندان بماند و فرزندش را به دست تقدیر بسپارد. ما نمی دانستیم که آیا دوباره یکدیگر را خواهیم دید یا نه.»

خاطرات کانادایی‌‌‏های لهستانی تبار از حمله شوروی و نازی‌‌‏ها، استالین دستور نابودی نجیب زادگان لهستان را داد افشای ظلم کمونیست‌های روسی
کونوپاچی همراه با پدرش در کراکوف در ژوئن ۱۹۳۹، دو ماه قبل از شروع جنگ (Courtesy of Eva Konopacki)

کونوپاچی، پنج سال بعد در سن ۱۸ سالگی به عنوان سرباز به قیام ورشو پیوست، قیامی که گروه مقاومت زیرزمینی لهستان برای آزادسازی شهر از اشغال آلمان‌‌‏ها ایجاد کرده بود. کار او ساخت و تعمیر خطوط تلفن و انجام نقش اپراتور مرکز تلفن بود. بمباران و انفجارها دائماً خطوط را قطع می­کرد و کارگران تعمیر همیشه در معرض خطر بودند. بنابراین او در نهایت نقش نامه‌‌‏رسان را برعهده گرفت و نامه‌‌‏ها را به افسران ارتش می‌‌‏رساند.

کمی قبل از تسلیم شدن ارتش زیرزمینی، بالاترین نشان نظامی لهستان، نشان فضیلت، بدلیل اقدام شجاعانه و بی‌‌‏نظیر به او اعطا شد.

«ایرنا سزپاک» کانادایی لهستانی تبار دیگری است که در جنبش مقاومت لهستان بر علیه نازی‌‌‏ها مانند قهرمان درخشید. او اکنون ۹۳ ساله است و در اتاوا زندگی می‌‌‏کند، اما خاطرات او از جنگ پاک شدنی نیست. در سن ۷۹ سالگی کتابی را با عنوان «قطارها: سفری به خاطرات» منتشر کرد.

هنگامی که در جنبش مقاومت لهستان برای نامه رسانی به کار گرفته شد، دختر پیشاهنگ ۱۲ ساله‌‌‏ای بود.

او در مصاحبه‌‌‏ای گفت: «کودکان بخشی از جنبش مقاومت بودند. انتقال نامه با دست کار خطرناکی بود. اگر ما را دستگیر می کردند، ممکن بود زندانی و شکنجه شویم.»

سزپاک خاطرات خود را از یک سپتامبر ۱۹۳۹ در کتاب خود ثبت کرده است. او و خانواده‌‌‏اش در کلبه‌‌‏ای در مناطق روستایی بیرون ورشو زندگی می‌‌‏کردند و یک هواپیمای آلمانی که دود از آن بلند بود، در زمینی در نزدیکی آنها سقوط کرد.

او می‌‌‏گوید: «این سقوط برای من نشانه شروع جنگ جهانی دوم بود.»

خاطرات کانادایی‌‌‏های لهستانی تبار از حمله شوروی و نازی‌‌‏ها، استالین دستور نابودی نجیب زادگان لهستان را داد افشای ظلم کمونیست‌های روسی
حضور ایرنا سزپاک به همران پدر و برادرش در ورشو قبل از آغاز حمله به لهستان (Courtesy of Irena Szpak)

نازی‌‌‏ها که کمر همت به نابودی لهستان بسته بودند، اجازه ادامه تحصیل دانش آموزان را در دبیرستان‌‌‏های کشور نمی‌‌‏دادند و مدرسه سزپاک در ورشو به کارخانه کلاه سازی تبدیل شد.

او می‌‌‏گوید: «اما معلمانمان به صورت مخفیانه به آموزش ما ادامه دادند. آنها زندگی خود را به خطر می‌‌‏انداختند، زیرا در صورت دستگیری با گلوله کشته می‌‌‏شدند. امروزه در ورشو بنای یادبودهای بسیاری به یاد این معلمان شجاع دیده می‌‌‏شود.»

سزپاک در ۴ اکتبر ۱۹۴۴ زندانی و به کمپ زندانیان جنگی درنزدیک مرز هلند منتقل شد.

کانادا: پناهگاه امن

سزپاک و کونوپاچی سرانجام پناهگاه امن خود را در کانادا پیدا کردند و در آنجا زندگی خود را از نو ساختند.

کونوپاچی پس از مهاجرت به کانادا، تصمیم گرفت در مونتریال اقامت کند. او در خصوص این تصمیم می‌‌‏گوید: «در مونتریال گروه‌‌‏های بسیاری از مهاجرین لهستانی و اعضای سابق مقاومت لهستان وجود داشتند که بسیاری از آنها تحصیلات عالیه داشته و نمی‌‌‏توانستند به کشور برگردند.»

کونوپاچی در کانادا شغل معلمی را انتخاب کرده بود: «کانادا به ما آزادی داد. اگر کار می‌‌‏کردی، نتیجه کارت را می‌‌‏دیدی، نه اینکه مانند شوروی یا لهستان تحت اشغال شوروی به زندان محکوم شوی.»

سزپاک می‌‌‏گوید: «من و شوهرم در سال ۱۹۵۵ به کانادا رفتیم. همسرم مهندس شیمی بود و خیلی زود برای خود شغلی پیدا کرد. بعد از آن همه تجربه سخت، کانادا برای ما و سه فرزندمان مانند بهشت بود.»

سزپاک تحصیلات خود را در زمینه زبان‌‌‏شناسی تکمیل کرد و به عنوان مترجم در شرکتی در شهر کینگستون استان انتاریو مشغول به کار شد.

در سال ۲۰۱۵ سفارت لهستان در اتاوا مدال افتخاری به پاس نقش او در قیام ورشو در سال ۱۹۴۴ به وی اهدا کرد.

مطالب دیگر:

اسناد فاش‌شده نشان می‌دهد که پروژه پارک چین در ساموآ با مشکلات کیفی مواجه شده است

اسناد فاش شده: رژیم چین، فهرستی کامل از اطلاعات شخصی اتباع چینی و غیر چینی را برای بهره برداری علمی ثبت می‌‌‌‌‏کند

کریدور اقتصادی چین – پاکستان (CPEC): اشتباه بزرگ تریلیون دلاری