هن شین، رزم‌آرایی کم‌نظیر و درخشان، با پیشینه ضعیف خانوادگی، الگویی برای فضیلت و وفاداری شده است.    
  (Blue Hsiao/The Epoch Times)
هن شین، رزم‌آرایی کم‌نظیر و درخشان، با پیشینه ضعیف خانوادگی، الگویی برای فضیلت و وفاداری شده است. (Blue Hsiao/The Epoch Times)

داستان زندگی یکی از ژنرال‌های برجسته چین باستان- الگوی فضیلت و وفاداری

تاریخ انتشار: ۱۴۰۰/۰۶/۱۱

نویسنده: اپک تایمز

تاریخ انتشار: ۱۴۰۰/۰۶/۱۱

نویسنده: اپک تایمز

اشتراک‌گذاری مطلب:

هن‌‏شین (حدود ۱۹۶۲۳۱ سال پیش از میلاد) یکی از برجسته‌ترین ژنرال‌های چین باستان بود که سهم بزرگی در تأسیس سلسله هان (۲۰۶ قبل از میلاد ۲۲۰ میلادی) داشت.

رزم‌آرایی نظامی با نبوغی کم‌نظیر؛ او به این شهرت دارد که هرگز هیچ شکستی را متحمل نشده است. هن‌‏شین را، در کنار شیائو هی و ژانگ لیانگ، یکی از «سه قهرمان سلسله هان باستان» می‌دانند.

هن‌‏شین در جوانی پدر و مادر خود را از دست داد و بسیار تهی‌دست بود. اغلب مجبور بود برای خوراک به دیگران وابسته باشد یا اینکه برای فروش ماهی به صید ماهی بپردازد تا بتواند غذا بخرد. بنابراین تحقیر و تبعیض اغلب دامن‌گیر او بود.

البته، در داستانی مشهور، او با مهربانی روبه‌رو شد. یکی از زنانی که در کنار رودخانه لباس می‌شست، غذای خود را چند روز با هن‌‏شین تقسیم کرد و هن‌‏شین به او قول داد که روزی لطفش را جبران خواهد کرد. همانا بعدها زمانی که با افتخار و ثروت فراوان به زادگاه خود بازگشت، ۱۰۰۰ قطعه طلا به او داد.

قلبی مملو از صبر

با وجود فقر، هن‌‏شین درباره استراتژی‌های نظامی تحقیق می‌کرد و بلندپروازی‌های والایی داشت. او همچنین از جوانی شخصیتی استثنایی از خود نشان داده بود. داستان مشهوری از هن‌‏شین وجود دارد که نشان‌دهنده توانایی زیاد او برای تحمل تحقیر و اهانت است.

هن‌‏شین که در هنرهای رزمی مهارت داشت، اغلب شمشیری به همراه داشت. یک روز، فرد لاتی در خیابانی جلویش را گرفت، به او توهین کرد و گفت: «شبیه بزدل‌ها به نظر میرسی. اگر از مرگ نمی‌ترسی، با شمشیرت مرا بکش. اگر جرأتش را نداری، بیا و بین پاهای من چهار دست و پا برو

هن‌‏شین می‌دانست که اگر بخواهد با مرد لات مبارزه کند، نمی‌تواند عقب بکشد. همچنین می‌دانست که اگر این مرد را بکشد باید تقاصش را با جان خود پس بدهد. به همین دلیل، به‌جای اینکه مهارت‌هایش را نشان دهد، بر آن شد که بین پاهای مرد چهار دست و پا برود. همه رهگذران ناظر به او خندیدند.

بعدها، هن‌‏شین خود را در این واقعه به یاد می‌آورد تا انگیزه‌اش را حفظ کند و آرزوهایش را بشناسد.

این داستان به اصطلاحِ «حقارتِ بین پاها چهار دست و پا رفتن» بدل شد و برای اشاره به قلبی مملو از صبر به کار می‌رود که از ویژگی‌های کسانی است که دستاوردهای بزرگی کسب می‌کنند.

هنگامی که هن‌‏شین به زادگاه خود بازگشت، به دنبال این نبود که از مردی که او را مورد آزار و اذیت قرار داده بود انتقام بگیرد، بلکه حتی سِمَتی را در ارتش خود به وی اعطا کرد.

آرزوی تحقق‌یافته

۲۰۹ سال پیش از میلاد، در سراسر چین شورش دهقانان علیه حکومت فاسد دودمان چین شروع شد و در این کشور هرج و مرج ایجاد کرد.

هنگامی که سلسله چین ۲۰۶ سال پیش از میلاد سقوط کرد، رهبر نظامی قدرتمند، شیانگ یو، خود را پادشاه هژمون دودمان چو غربی معرفی کرد و بر قلمرو وسیعی فرمانروایی کرد.

هن‌‏شین پیشنهاد کرد در ارتش شیانگ خدمت کند اما فقط سمت رده‌پایینی برای نگهبانی گرفت. او عازم دولت هان شد که بسیار ضعیف‌تر بود و لیو بانگ بر آن حکومت می‌کرد.

شیائو هی، صدراعظم هان، توانایی‌های هن‌‏شین را به‌عنوان یک ژنرال بزرگ تشخیص داد و با قاطعیت او را به لیو پیشنهاد داد اما لیو مکرراً نصیحتش را رد کرد و به هن‌‏شین سمتی رده‌پایین برای مدیریت تدارکات داد.

هن‌‏شینک دلزده شده بود، شبی دیر هنگام ایالت هان را ترک کرد. با شنیدن این خبر، شیائو شتابان به دنبال او رفت و تشویقش کرد که بازگردد.

شیائو به لیو گفت: هن‌‏شین استعداد بی‌نظیری دارد. اگر می‌خواهید پادشاه هان باقی بمانید، به او نیازی ندارید. اما اگر می‌خواهید بر سراسر چین حکم‌فرمایی کنید، تنها هن‌‏شین می‌تواند راهی برای این کار طراحی کند.

سرانجام لیو به نصیحت شیا عمل کرد. در مراسمی باشکوه، هن‌‏شین را به مقام ژنرال ارشد منصوب کرد.

به سوی دودمانی جدید

در طی چند سال، از ۲۰۶ تا ۲۰۲ سال پیش از میلاد، هن‌‏شین برای رسیدن به پیروزی‌های بزرگ استراتژی‌های نظامی نوآورانه‌ای را به کار برد؛ دولت‌های بسیاری را فتح کرد و سرانجام در جنگ تعیین‌کننده‌ای بین دولت‌های هان و چو، موفق به پیروزی شد.

هن‌‏شین نخست با برنامه‌ای که شامل ارسال سربازان متعدد برای تعمیر یک جاده خراب بود، دولت یونگ را فتح کرد. این امر سبب شد یونگ فکر کند هیچ حمله‌ای تا زمان تکمیل تعمیرات جاده صورت نمی‌پذیرد. در همان هنگام هن‌‏شین شبیخون زد.

۲۰۲ سال پیش از میلاد، شیانگ یو به صدهزار سرباز چو فرمان داد به خط مقدم هان حمله کنند. هن‌‏شین در ابتدا به سربازان قلب سپاه خود دستور داد تا کمی عقب‌نشینی کنند و سپس هر دو جناح سپاه را برای حمله از کنار گستراند. سپس به قلب سپاه فرمان داد که به جلو پیشروی کنند تا سرابازان چو را کاملاً محاصره کنند.

شب‌هنگام، هن‌‏شین از هر سو به نیروهایش دستور داد که آهنگ‌های دولت چو را بخوانند. نیروهای چو روحیه جنگندگی خود را از دست دادند و به‌زودی نابود شدند. شیانگ یو خودکشی کرد و جنگ پنج‌ساله چو و هان با پیروزی لیو بانگ بر سراسر چین پایان یافت.

هن‌‏شین ثابت کرد که همان رزم‌آرای نظامی فوق‌العاده‌ای است که شیائو پیش‌بینی کرده بود و رزم‌آرا‌های بعدی اصول وی برای رزمایش نیروها را مورد تقدیر قرار دادند. با توجه به سوابق تاریخی، او سه فصل کتاب درباره هنر جنگ نوشت اما همگی مفقود شده‌اند.

لیو بانگ عنوان پادشاه چو را به هن‌‏شین اعطا کرد و کمی بعد، خود را نخستین امپراتور دودمان هان معرفی کرد. بعدها از او با عنوان امپراتور گائو هان یا هان گائوزو یاد می‌شد.

وفاداری

نسل‌های بعدی هن‌‏شین را برای حکمت، شخصیت و دستاوردهایی که داشت مورد تکریم و احترام قرار می‌دهند. او همچنین به صبر، وفاداری، شجاعت و گذشت شهرت دارد.

وفاداری هن‌‏شین از آنجا مشخص شد که خدمت‌گزاری به لیو را رها نکرد و علیرغم تشویق دیگران برای معرفی خود به‌عنوان حاکم قلمرویی مستقل، از این کار سر باز زد.

روایت است که یک بار پاسخ دادحس قدردانی من از پادشاه هان بسیار عمیق است. ایشان به من اجازه می‌دهند تا بر ارابه خودشان سوار شوم، جامه‌هایشان را به من می‌دهند تا به تن کنم و خوراک خود را با من تقسیم می‌کنند.

بنده شنیده‌ام که اگر سوار بر ارابه فرد دیگری می‌شوید، باید هنگام بیچارگی‌هایش احساس مسئولیت کنید. اگر لباس دیگری را به تن می‌کنید، باید نگرانی‌هایش را برطرف سازید و اگر خوراک دیگری را می‌خورید، باید تا پای جان به او وفادار بمانید.

چگونه می‌توانم اخلاق و عدالت را به خاطر منافع شخصی رها کنم؟»

خیانت و تراژدی

هن‌‏شین اعتقاد زیادی نیز به پیروی از خواست ملکوت داشت. لیو بانگ، پس از رسیدن به مقام امپراتوری هان، یک بار از هن‌‏شین پرسیداگر ژنرال بودم، فکر می‌کنید قادر به رهبری چند سرباز می‌شدم؟»

هن‌‏شین پاسخ دادیک هزارلیو بانگ پرسیدو شما؟» هن‌‏شین پاسخ دادهرچه بیشتر، بهترسپس لیو بانگ پرسیدپس چرا از من پیروی می‌کنید؟»

هن‌‏شین توضیح دادبه این خاطر که جایگاه شما در ملکوت مقدر شده است و چنین است که به ژنرال‌ها فرمان دهید، نه به سرباز‌ها

با این حال، حسادت لیو بانگ به هن‌‏شین برای توانایی و ذکاوتش رو به فزونی می‌گذاشت. پس از اتحاد دولت‌ها، لیو فرماندهی لشکر هن‌‏شین را به دست گرفت و به تدریج جایگاه او را تنزل داد

در پایانی غم‌بار، شیائو هی، صدر ‌اعظم دودمان هان که در ابتدا استعداد هن‌‏شین را تشخیص داده و او را به لیو بانگ توصیه کرده بود، به همسر لیو، ملکه لو، کمک کرد تا هن‌‏شین را خائن جلوه دهد. او را به قصر کشاندند تا اعدام شود و همه اعضای طایفه‌اش را نیز به قتل رساندند.

مطالب دیگر:

حزب کمونیست چین به منظور انتشار پروپاگاندا از فرهنگ سنتی چین سوءاستفاده می‌کند

رزونانس: رمز و راز و علم افزایش ایمنی بدن انسان

مقام سابق دولت اوباما: بایدن پس از سقوط افغانستان باید در تیم خود «تغییرات اساسی» ایجاد کند