جنیفر گرانهولم وزیر انرژی آمریکا (Alex Wong/Getty Images)
جنیفر گرانهولم وزیر انرژی آمریکا (Alex Wong/Getty Images)

پروژه صفر خالص، بحران انرژی را وخیم‌تر و غرب را تضعیف می‌کند

تاریخ انتشار: ۱۴۰۱/۰۱/۱۴

نویسنده: اپک تایمز

تاریخ انتشار: ۱۴۰۱/۰۱/۱۴

نویسنده: اپک تایمز

اشتراک‌گذاری مطلب:

نویسنده: روپرت داروال، از متخصصان ارشد بنیاد ریل کلیر

یک روز پس از اینکه جو بایدن اعلام کرد که ایالات متحده واردات نفت و گاز روسیه را ممنوع خواهد کرد، گروهی متشکل از یازده صندوق سرمایه‌گذاری قدرتمند اروپایی که شامل آموندی، بزرگترین مدیر دارایی اروپا می‌شود، برنامه‌هایی را برای وادار کردن کردیت سوئیس، دومین بانک بزرگ سوئیس، تشریح کردند که شامل کاهش وام به شرکت‌های نفت و گاز بود. کنار هم قرار گرفتن این دو رویداد، نفاق اساسی و تناقض رفتار غرب را به نمایش می‌گذارد.

به این معنا هم‌زمان که دولت بایدن تولیدکنندگان نفت و گاز روسیه را تحریم می‌کند، سرمایه گذاران غربی نیز تولیدکنندگان غربی را تحریم می کنند و تحت عنوان سرمایه گذاری ای‌اس‌جی (سرمایه‌گذاری زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی)، غرب اقدام به ایجاد کمبود خودساخته نفت و گاز تولیدی توسط شرکت‌های خود و امتیاز دادن به تولیدکنندگان نفت و گاز از جمله روسیه و ایران می‌کند و با این کار، غرب منافع امنیتی خود را تضعیف می کند.

قبل از تهاجم روسیه به اوکراین، بازارهای انرژی فعلی بسیار فشرده بودند. در گذشته، قیمت‌های بالای نفت و گاز واکنش طرف مقابل عرضه‌کننده را برمی‌انگیخت که منجر به افزایش تولید و کاهش قیمت‌ها شد.

اکنون این رابطه از بین رفته است. به گفته تحلیلگران جی‌پی مورگان، هزینه‌های سرمایه‌ای شرکت‌های انرژی اس‌اندپی گلوبال ۱۲۰۰، که از شاخص‌های بازار بورس است، در سال ۲۰۱۵ با کمی بیش از ۴۰۰ میلیارد دلار به اوج خود رسید و به حدود ۱۲۰ میلیارد دلار در سال گذشته کاهش یافت که کمتر از نصف ۲۵۰ میلیارد دلار قبلی خود پس از بحران مالی ۲۰۰۸ بود. این درحالی است که تقاضای جهانی در حال حاضر حدود ۱۵ درصد بیشتر از آن زمان است.

در دهه گذشته و در طول همه‌گیری، سرمایه‌گذاران می‌توانستند بازدهی بالاتری را در جاهای دیگر، مانند فناوری، کسب کنند، اما با افزایش قیمت‌ها، این فرض دیگر پا برجا نیست. جنیفر گرانهولم، وزیر انرژی ایالات متحده، در سخنانی خود برای مدیران نفتی در ۹ مارس در هیوستون، انگشت اتهام را به سمت وال استریت نشانه رفت.

او به جمعی از مدیران شرکت‌های انرژی گفت «سرمایه‌گذاران شما خواستار اقدام اقلیمی هستند. برای سرمایه گذاران ESG، اقدام آب و هوایی به معنای ایجاد گرسنگی عمدی توسط تولیدکنندگان نفت و گاز به دلایل غیر مالی است که منجر به سرمایه‌گذاری کم و افزایش قیمت‌‏ها می‌شود.»

گرانهولم بسیار صادق‌تر از فاتح بیرول، رئیس آژانس بین‌‌‌‌‌‌‌‌‌المللی انرژی است.

بیرول ماه گذشته به گاردین گفت «قیمت‌های بالای فعلی انرژی ربطی به صفر خالص ندارد. این یک بحران انرژی پاک یا یک بحران انرژی تجدیدپذیر نیست. این ادعاها غیرمسئولانه است و برای حمله به حمایت عمومی از انتقال خالص صفر استفاده می‌شود.» اصطلاح صفر خالص به معنی خودداری از افزودن به تولید گازهای گلخانه‌ای در جو زمین است، که حاصل توافقات اقلیمی است.

در واقع، این بیرول است که بی مسئولیت است. او به خوبی می‌داند که حرکت به سمت صفر خالص شامل افزایش سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر و کاهش سرمایه‌گذاری در تولید نفت، گاز و زغال‌سنگ جدید تا رسیدن به صفر است. او این را می‌داند، زیرا در ماه می سال گذشته، آژانس بین المللی انرژی نقشه راه صفر خود تا سال ۲۰۵۰ را برای بخش انرژی منتشر کرد و دقیقاً به همین استدلال می‌کرد.

سناریوی صفر خالص آژانس بین‌المللی انرژی برای سال ۲۰۵۰ به شدت به باد و خورشید «همیشه ارزان‌تر» متکی است. به زحمت نگاه به انرژی هسته‌ای می‌اندازد و آژانس بین‌المللی انرژی به شکلی جادویی مشکل تناوب باد و خورشید را با ذکر نکردن کلمه «متناوب» در ۲۲۴ صفحه گزارش خود حل می‌کند.

منابع انرژی تناوبی، آن دسته از منابع انرژی هستند که با توجه به برخی از عوامل خارج از کنترل مستقیم، به طور مداوم در دسترس نیستند.

یعنی آژانس بین‌المللی انرژی با نادیده گرفتن محدودیت‌های ذاتی تولید برق وابسته به آب و هوا، و در نظر گرفتن نقش ناچیز سوخت‌های فسیلی در پایدار نگه داشتن شبکه برق و روشن نگه داشتن چراغ‌ها، به فانتزی سبز تولید برق تقریباً ۱۰۰ درصد تجدیدپذیر رسید. این داستان برای توجیه نقل‌قولی‌ترین قسمت گزارش ضروری بود.

این سازمان در مورد مسیر صفر خالص خود گفت «فراتر از پروژه‌هایی که قبلاً تا سال ۲۰۲۱ انجام شده‌اند، هیچ یک از میادین نفت و گازی جدید برای توسعه تأیید نشده است، به این معنی که تمرکز تولیدکنندگان نفت و گاز به طور کامل به کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و صرفا بهره برداری از دارایی‌های موجود معطوف می‌شود.»

سرمایه‌گذاران ESG و فعالان آب و هوا از فراخوان آژانس بین المللی انرژی برای توقف همه سرمایه‌گذاری‌ها در تولید نفت و گاز جدید استقبال کرده‌اند.

از اهداف صفر خاص محدود کردن افزایش دمای کره زمین به ۱.۵ درجه سانتی‌گراد است و آژانس بین‌المللی انرژی می‌گوید ۱.۵ درجه سانتی‌گراد به معنای عدم وجود سوخت‌های فسیلی جدید است و می‌افزاید «این یک گام بزرگ رو به جلو برای آژانس بین‌المللی انرژی و سیگنال مهمی است که جهان باید از سوخت‌های فسیلی دور شود. هم‌اکنون، نه فردا.»

گروه شِیراکشن، گروهی که اقدامات بانک کردیت سوئیس را هماهنگ می‌کند، با اشاره به هدف حداکثر گرمایش ۱.۵ درجه می‌گوید «سناریوی جدید باعث ناراحتی بسیاری از شرکت‌ها و آنهایی که آنها را تامین مالی می‌کنند، می‌شود.»

همین موضع توسط گروه کلایمت اکشن اتخاذ شده است. گروهی متشکل از ۶۱۵ سرمایه گذار جهانی با ۶۵ تریلیون دلار دارایی، از جمله بزرگترین مدیر دارایی جهان (بلک راک) و سه صندوق بازنشستگی بزرگ آمریکا. استفانی فایفر، مدیر عامل  این گروه می‌نویسد «مسیر آژانس بین‌المللی انرژی نشان‌دهنده یک گام بزرگ در سرمایه‌گذاری در انرژی پاک و پایان دادن به سرمایه‌گذاری در پروژه‌های جدید سوخت‌های فسیلی است».

هنگام اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری بزرگ، سرمایه‌گذاران باید بررسی‌های لازم را انجام دهند و زیر سرفصل‌ها را جستجو کنند. در مورد گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، که بر روی کوهی از گزاره‌های غیرقابل قبول ساخته شده است، چنین نیست. علیرغم عدم سرمایه گذاری جدید در تولید نفت و گاز، آژانس بین‌المللی انرژی بر این باور است که قیمت سوخت‌های فسیلی یا در بلندمدت کاهش می یابد یا در حدود سطوح پایین پاندمی ۲۰۲۰ باقی می‌ماند.

آژانس بین‌المللی انرژی قیمت هر بشکه نفت را در طول سال همه گیری ۲۰۲۰، بالغ بر ۳۷ دلار در نظر گرفت و برای سال ۲۰۳۰، بالغ بر۳۵ دلار پیش‌بینی کرد. (اخیراً هر بشکه نفت بیش از ۱۰۰ دلار معامله شده است.) گزارشات این آژانس قیمت گاز طبیعی را با قیمت ۲.۱ دلار در هر میلیون واحد BTU در سال ۲۰۲۰، و ۱.۹ دلار در هر میلیون واحد BTU در سال ۲۰۳۰ در نظر گرفته است. (در حال حاضر حدود ۵ دلار معامله می‌شود.) این گزارش‌ها قیمت گاز در اروپا در سال ۲۰۳۰ را ۳.۸ دلار در هر میلیون واحد BTU در نظر می‌گیرد، و برای سال ۲۰۵۰ بالغ بر ۳.۵ دلار. (قیمتی که در ابتدای سال به ۳۶ دلار رسید).

مسیر صفر خالص همچنین نیاز دارد قیمت دی اکسید کربن بالا در نظر گرفته شود. گزارشات این آژانس، این مبلغ را در سال ۲۰۲۵ به ۷۵ دلار در هر تن رسانده است و در سال ۲۰۳۰ به ۱۳۰ دلار افزایش داده است. برای اقتصادهای بزرگ در حال ظهور مانند روسیه، چین، برزیل و آفریقای جنوبی، آژانس بین‌المللی انرژی این رقم را ۴۵ دلار در هر تن در سال ۲۰۲۵ در نظر گرفته است که در سال ۲۰۳۰ به ۹۰ دلار در هر تن، یعنی دو برابر می‌شود.

اینجا سرزمین فانتزی‌ها است. وجود قیمت‌گذاری بالا و به سرعت در حال افزایش و تقریباً جهانی کربن، برای مسیر صفر خالص آژانس بین‌المللی انرژی ضروری است. بدون مداخلات سختگیرانه و کاملاً غیرمحبوب دولتی برای سرکوب تقاضای نفت و گاز، افزایش تقاضا باعث افزایش قیمت انرژی می‌شود. زمانی که عرضه محدود باشد، قیمت بیشتر می‌شود، دقیقاً آنچه که اکنون در حال تجربه آن هستیم.

بنابراین، سرمایه‌گذاران ای‌اس‌جی از گزارشی پر از مفروضات نامعتبر استفاده می‌کنند تا تولید نفت و گاز غرب را متوقف کنند. چیزی که آسیب‌های جانبی عظیمی را به اقتصادهای غرب وارد کرده و بهبودی آسیب‌های ناشی از همه‌گیری بر اقتصاد جهانی را به خطر می‌اندازند.

پیش از این، فاتح بیرول، رئیس آژانس بین‌‌‌‌‌‌‌‌‌المللی انرژی از یکی از اصلی‌ترین فرض‌های عامل حمایت از عدم سرمایه‌گذاری جدید آژانس بین المللی انرژی در زمینه سوخت‌های فسیلی، پا پس گذاشته است. یعنی این فرض غلط که تناوب انرژی تولیدی باد و خورشید بدون سوخت‌های فسیلی قابل حل است.

بیرول در یک پست در ماه ژانویه در لینکدین نوشت «وابستگی متقابل بین امنیت گاز و برق به این زودی‌ها از بین نخواهد رفت.» یعنی به نظر می‌رسد که ممکن است مدت زیادی طول بکشد.

وی گفت انتظار می‌رود که گاز نقش اصلی را به عنوان منبع انعطاف‌پذیر و پشتیبان برای سال‌های آینده حفظ کند.» بیرول در هشداری ادامه داد کسانی که از انرژی صد در صد تجدیدپذیر در پاسخ به تجاوز روسیه حمایت می‌کنند، خطر در غرب را نادیده می‌گیرند.

این عقب نشینی بیرول خوب است ولی به هیچ وجه کافی نیست. به عنوان اولین قدم، آژانس بین‌المللی انرژی باید به طور رسمی گزارش صفر خالص خود مربوط به ماه می ۲۰۲۱ را پس بگیرد.

فرضیه‌های زیربنای نتیجه‌گیری این گزارش مبنی بر اینکه سرمایه‌گذاری جدید در تولید سوخت فسیلی غیر ضروری است، نادرست است. ناکامی آژانس بین المللی انرژی در رفع مشکل تناوب انرژی‌های تجدیدپذیر، به ویژه در طول شدیدترین بحران بین المللی در دهه‌های اخیر، توصیه آن را بسیار خطرناک می‌کند.

آژانس بین المللی انرژی به عنوان یک تشکل غربی شامل کشورهای مصرف‌کننده انرژی در پاسخ به یک ابتکار ایجاد شد که هنری کیسینجر در دسامبر ۱۹۷۳ آن را طرح کرد ساخته شد. یعنی زمانی که جهان اولین بحران انرژی خود را تجربه می‌کرد.

در آن زمان جنگ اعراب و اسرائیل به تازگی پایان یافته بود. تولیدکنندگان نفت کشورهای عربی خلیج فارس در انتقام تامین تسلیحات اسرائیل توسط آمریکا، قیمت نفت خام را ۷۰ درصد افزایش دادند و صادرات نفت به ایالات متحده را تحریم کردند.

کیسینجر در یک سخنرانی در لندن، ایجاد یک گروه انرژی را پیشنهاد کرد که باید هدف آن تضمین تامین انرژی مورد نیاز با هزینه معقول باشد، و کشف و توسعه منابع جدید انرژی و دادن انگیزه به تولیدکنندگان برای افزایش عرضه را در نظر گیرد.

آژانس بین‌المللی انرژی به‌جای اقدام برای پیشبرد منافع غرب، اکنون به‌عنوان لابی‌گر اصلی انرژی‌های تجدیدپذیر در جهان رفتار می‌کند. اواخر این ماه، گرانهولم، وزیر انرژی آمریکا، ریاست نشست وزیران آژانس بین المللی انرژی ۲۰۲۲ در پاریس را بر عهده دارد.

او باید از این فرصت استفاده کند تا آژانس بین‌المللی انرژی را به اهدافی که کیسینجر تعیین کرده است اختصاص دهد و به سرمایه‌گذاران ای‌اس‌جی پیامی قوی بفرستد که ممنوعیت سرمایه‌گذاری در تولید نفت و گاز مغایر با منافع استراتژیک غرب است. سپس، ما متوجه خواهیم شد که آنها چه سمتی قرار دارند.

روپرت داروال از متخصصان ارشد بنیاد RealClear و نویسنده «استبداد سبز: افشای ریشه‌های توتالیتر مجتمع صنعتی آب و هوا» و گزارش «حلقه آب و هوا: تجارت، خالص صفر و ضد سرمایه‌داری IPCC» است.

نظرات بیان شده در این مقاله نظرات نویسنده است و لزوماً منعکس کننده نظرات اپک‌تایمز نیست.

مطالب دیگر:

پنتاگون می‌گوید با ادامه جنگ در اوکراین، نیروهای روسی از روحیه ضعیفی برخوردارند

لودون: کمونیست‌ها می‌گویند ملحدند اما در واقع شیطان‌پرست هستند

کارشناس: جنگ اوکراین فرصت‌های اقتصادی برای رژیم چین به ارمغان می‌آورد