کار اجباری «بلیط خود را به من نشان دهید... در چمدان شما چیست؟» یکی از کارکنان قطار صبح روز ۳ اکتبر ۲۰۰۲ به وانگ نزدیک شد و تلاش کرد تا
(STR/AFP/Getty Images)

تجربه مادری از هفتصد روز بازداشت در اردوگاه کار اجباری، «مثل یک حیوان با ما رفتار می‌شد»

تاریخ انتشار: ۱۴۰۰/۰۱/۲۱

نویسنده: اپک تایمز

تاریخ انتشار: ۱۴۰۰/۰۱/۲۱

نویسنده: اپک تایمز

اشتراک‌گذاری مطلب:

حدود دو دهه پیش، خانم وانگ‌یینگ به دلیل صرفاً حمل دو جلد کتاب در چمدان خود در قطاری در چین، به دو سال کار اجباری محکوم شد.

«بلیط خود را به من نشان دهید… در چمدان شما چیست؟» یکی از کارکنان قطار صبح روز ۳ اکتبر ۲۰۰۲ به وانگ نزدیک شد و تلاش کرد تا هویت او را شناسایی کند. مأمور قطار توانست دو جلد کتاب روش معنوی فالون‌گَونگ را در چمدان او پیدا کند. کتابی که میلیون‌ها جلد از آن، پیشتر به دستور مقامات حزب کمونیست چین، سوزانده یا دور ریخته شده بود.

فالون‌گونگ، که همچنین به‌عنوان فالون دافا شناخته می‌شود، یک مجموعه تمرین معنوی برای پاکسازی جسم و ذهن است که در چین به عموم معرفی شده است، و شامل پنج سری تمرین از جمله مدیتیشن نشسته با پاهای ضربدری، و نیز آموزه‌های اخلاقی مبتنی بر اصول حقیقت، نیکخواهی و بردباری است.

طبق برآوردهای رسمی در زمان اوج اشاعه فالون گونگ در چین، در سال ۱۹۹۹ این روش توسط ۷۰ میلیون الی۱۰۰ میلیون نفر از مردم چین تمرین می‌شد.اما در نهایت رژیم چین که به دلیل محبوبیت روزافزون فالون گونگ، احساس خطر کرد، اقدام به سرکوب آن کرد. به گفته مرکز اطلاعات فالون دافا، از ژوئیه ۱۹۹۹ میلیون‌ها نفر در زندان‌ها، اردوگاه‌های کار اجباری و سایر بازداشتگاه‌ها زندانی شدند.

خانم وانگ‌ یینگ، یک استاد دانشگاه بود که از سال ۱۹۹۶ فالون گونگ را تمرین می‌کرد. او پس از اینکه توسط مقامات به فرستاده شدن به یک مرکز شستشوی مغزی تهدید شد، مجبور شد در سال ۲۰۰۱ پکن و پسر کوچکش را ترک کند.

وانگ که بیش از یک سال بود که فرزندش را ندیده بود، تصمیم گرفت که با خانواده‌اش در پکن دیداری داشته باشد. با این حال، بلافاصله پس از ورود قطار به شهر، پلیس محلی او را دستگیر و بازداشت شد.

پس از آن، به پسر چهار ساله وانگ گفتند: «مامان در یک سفر کاری است.» وانگ، که اکنون در استرالیا زندگی می‌کند، در مصاحبه با اپک‌تایمز گفت که برایش سخت بود که درک کند چرا مادران هم‌بازی‌هایش در مهد کودک، به سراغ آنها می‌آمدند، اما او فقط پدربزرگ و مادربزرگ خود را داشت.

او به‌یادآورد:«هنگامی که من پس از آزادی از زندان بازگشتم، فرزندم، هرجا که می‌رفتم همراهم می‌آمد، اما هیچ وقت از کلمه «مادر» استفاده نمی‌کرد. «او دیگر عادت به این کار نداشت.»

وانگ یینگ در ۲۶ ژانویه ۲۰۰۸ به همراه پسرش به استرالیا گریخت. (Courtesy of Wang Ying)
وقتی حتی یک انسان شناخته نمی‌شوید

وانگ بیش از ۷۰۰ روز از عزیزانش جدا شد. از شرایط بازداشت خود چنین گفت: «حتی یک انسان شناخته نمی‌شوید. به شما مثل یک حیوان نگاه می‌شود.»

در ۲۳ نوامبر ۲۰۰۲، پس از صدور حکم، او را از بازداشتگاه به بخش اعزام، جایی که زندانیان به اردوگاه‌های مختلف کار اجباری روانه می‌شوند، انتقال دادند. به محض ورود، مأموران او را مجبور کردند برای مدتی طولانی رو به دیوار چمباتمه بزند و نگهبانان زندان به‌شدت او را تحت نظر قراردادند.

او گفت «قبل از غذا، باید یک سرود بخوانید و از حزب کمونیست تشکر کنید، سپس یک کاسه بردارید و چمباتمه بزنید و منتظر بمانید.»

«هنگام راه رفتن، باید سر خود را پایین نگه داشته و از کنار دیوار راه بروید، نه در وسط. این قانون آنها است.»

هنگام عبور از کنار نگهبانان باید بایستید و بگویید «سلام، سروان»، «یک بار که فراموش کردم کنار نگهبان بایستم، مجازات شدم که روی زمین زانو بزنم و قوانین اردوگاه را از روی یک نیمکت آهنی کوچک دستنویس کنم.»

پرداخت روزانه فقط یک سنت

در ژانویه ۲۰۰۳، او به اردوگاه کار اجباری زنان پکن اعزام شد. اردوگاه کار زنان پکن که در اکتبر ۱۹۹۹ ساخته شده بود، در ژوئیه ۲۰۰۰ فقط ۱۰۰ الی ۲۰۰ نفر را که عمدتاً معتاد به مواد مخدر و روسپیگری بودند، در بازداشت داشت. اما پس از شروع آزار و شکنجه فالون گونگ، تعداد بازداشتی‌های آن تا سال ۲۰۰۲ به حدود ۱۵۰۰ نفر رسید و به گفته وب‌سایت مینگهویی، از هفت واحد این اردوگاه‌، شش واحد به آزار و شنجه فالون‌گونگ تخصیص داده شده بود.

وانگ ماه‌ها مجبور بود که از ساعت ۶ صبح تا ۹ شب کار کند، تا اقدام به تولید کالاهای دست‌ساز از جمله دستکش، ژاکت و کلاه، بافتنی کند. گاهی اوقات تا پایان کار اجازه خوابیدن نداشت.

شرکت‌های چینی اقدام به سفارش این کالاها می‌کردند، آنها برای کسب سود قابل توجه، کالاهای اردوگاه‌های کار اجباری را با قیمت پایین انتخاب می‌کردند.

وانگ یک روز کامل طول می‌کشید تا یک دستکش ببافد، و فقط یک سنت برای هر جفت به او تعلق می‌گرفت. مبلغی بسیار ناچیز.

یک افسر اردوگاه به او گفت «دولت به شما پول می‌دهد. شما باید سپاسگزار باشید. ما نمی‌توانیم هیچ هزینه‌ای به شما پرداخت کنیم.»

وانگ پس از آزادی در آگوست ۲۰۰۴، پیامی از اردوگاه دریافت کرد که به او می‌گفت، بیا و حقوق دریافت نکرده‌ات را تحویل بگیر: در مجموع ۱۰ سنت (۰.۰۱۵ دلار)

همه زندانیان، علاوه بر ساخت کالاهای ارزان، بدون در نظر گرفتن نظر از سن‌شان، مجبور به انجام کارهای لازم در مزرعه از جمله ساخت گل‌خانه، پاکسازی زمین‌های بایر کشاورزی، درو کردن علف‌های هرز و کوددهی بودند.

معمولاً زندانیان آب گرم برای شستن نداشتند، بلکه فقط یک حوله مرطوب برای تمیز کردن بدن داشتند. وانگ هر دو ماه یک بار یا یک ماه یک بار اجازه دوش گرفتن داشت.

وانگ گفت که او با حفظ ایمان خود قادر به تحمل درد جسمی خود بود.

عذاب روانی

اما این عذاب ذهنی بی‌پایان بود که وانگ را به لبه پرتگاه رساند، نه فشار جسمی. وانگ گفت که آنها می‌خواهند تو را خرد کنند و در هم بشکنند تا مجبور شوی آن را رها کنی. این هدف آنها است که شما را تغییر دهند.

اصطلاحی که توسط حزب کمونیست چین ابداع شد، «تبدیل» است که لازم می‌داند تمرین‌کنندگان فالون گونگ را از طریق تهدید، عذاب دادن و شستشوی مغزی، اعتقاد خود را کنار بگذارند. بسیاری از تمرین‌کنندگان بازداشت شده مجبور به نوشتن بیانیه‌های «تبدیل» در انکار اعتقادات خود شدند.

به گفته وانگ، یک رئیس اردوگاه کار اجباری که موفق به «تبدیل» تعداد زیادی از تمرین کنندگان می‌شود، به عنوان «کارمند نمونه» مورد تقدیر قرار می‌گیرد و پاداش و ارتقا دریافت می‌کند.

هنگامی که وانگ برای اولین بار به اردوگاه آمد، بیش از یک هفته اجازه خواب نداشت.

او مجبور شد ۲۴ ساعت شبانه روز بی‌حرکت روی یک چهارپایه کوچک در سلول زندان بنشیند، در حالی که یک زندانی او را تماشا می‌کرد. وانگ گفت «تنها باری که می‌توانستم از جای خود بلند شوم برای این بود که زیر نظر یک نگهبان به دستشویی بروم.»

در مواردی که اراده تمرین‌کنندگان در هم شکسته می‌شود،  آنها مجبور می‌شوند به اصطلاح «سه بیانیه» را امضا کنند تا از ایمان خود دست بکشند. بیانیه ضمانت، بیانیه توبه و بیانیه قطع رابطه خود. وانگ گفت اما شما فکر می‌کنید تمام شده است، اما  تازه شروع شده است.

پس از امضای بیانیه‌ها، فرایند جدیدی به نام «آموزش مجدد» آغاز می‌شود، و طی آن تمرین‌کنندگان مجبور می‌شوند در جلسات شستشوی مغزی شرکت کنند و فیلم‌های تبلیغاتی تماشا کنند، «گزارش‌های فکری» خود را منعکس کنند.

وانگ گفت «اینکه مأموران به آنچه قلباً اعتقاد دارید، مکررا توهین می‌کنند و افتراء می‌زنند، بیشترین رنج را به همراه دارد» او افزود که شاهد بسیاری از تمرین‌کنندگان بوده است که از این طریق دچار اختلالات روانی شده‌اند.

وانگ در ۲۶ ژانویه ۲۰۰۸ به همراه پسرش به استرالیا گریخت.

اولین باری که او با تمرین‌کنندگان محلی فالون گونگ در یک پارک در فضای باز به تمرین گروهی پیوست، اشک او را فراگرفت. وانگ گفت «من اصلاً در سرزمین اصلی چین، چنین چیزی ندیدم.»

مطالب دیگر:

یک مدل سیاه‌پوست: اگر قاتل جورج فلوید محکوم نشود شهرهای آمریکا به آتش کشیده خواهد شد

نماینده مجلس کانادا: «ما باید از خودمان در مقابل چین دفاع کنیم»

سناتور جیم دمینت: سیاست‌‌‏های مرزی بایدن دلسوزانه نیست