
جهان مملو از اسراری است که دانش کنونی ما را به چالش میکشد. اپک تایمز در بخش ماوراء دانش، داستانهایی از پدیدههای خارقالعاده را گردآوری کرده تا راه را برای باور مسائل ممکنی که قبلاً انکار میشدند باز کند. آیا آنها واقعیت دارند؟ تصمیم با خود شماست.
در دههی ۷۰ میلادی، «یان استیونسون»، محققی مشهور که در زمنیهی تناسخ تحقیق میکرد با زنی آشنا شد که میتوانست به شکلی از زبان بنگالی که در ۱۵۰ سال پیش استفاده میشد، صحبت کند. بهگفتهی پروفسور «پی. پال»، استاد زبان بنگالی، ۲۰ درصد از زبان بنگالی امروزی را کلمات انگلیسی تشکیل دادهاند. اما این زن در یک گفتگوی طولانی با پروفسور پال حتی از یک کلمهی انگلیسی استفاده نکرد. از سویی دیگر، وی بیشتر از کلمات سانسکریتی استفاده میکرد که در سالهای ۱۸۱۰ تا ۱۸۳۰ استفاده میشد؛ که این مدت زمان فرضی زندگی قبلی او بود.
بااینکه هیچگاه در منطقهی بنگال غربی زندگی نکرده بود؛ اما کاملاً روان صحبت میکرد گویی در این منطقه بزرگ شده است؛ منطقهای که خاطرات بسیاری از آن داشت. او در ناگپور هند بهدنیا آمده بود و به زبان مراتی مسلط بود و کمی انگلیسی و هندی صحبت میکرد.
شخصیت جدید «اوتارا هودار»، زمانی که ۳۲ سال داشت، ظاهر شد و خود را «شارادا» نامید. هودار تا آن زمان هیچ اشارهای به زندگی گذشتهی خود نکرده بود. وی فوق لیسانس زبان انگلیسی و مدیریت دولتی بود که در دانشگاه ناگپور، شغلی پارهوقت داشت؛ تا زمانیکه بدن جسمانی خود را با فرد دیگری تقسیم کرد.
شارادا قادر نبود به هیچ زبانی که هودار میتوانست صحبت کند، حرف بزند و یا آنها را بفهمد. او خانواده و دوستان هودار را نمیشناخت و بسیاری از وسایلی که بعد از انقلاب صنعتی اختراع شده بود، او را مات و مبهوت میکرد. خانوادهی هودار هیچ کسی را که اهل بنگال باشد، نمیشناختند و با هیچ غذای محلیای که در منطقهی بنگال تهیه میشد و شارادا درخواست میکرد، آشنایی نداشتند.
استیونسون و همکارانش چندین هفته را به بررسی داستان هودار صرف کردند. آنها مکانهایی را که او در بنگال بهیاد میآورد، بررسی کردند (برخی از این مکانها در بنگلادش امروزی قرار گرفته بود». توصیفات او در زمینهی مسافت بین مکانها و نقشهی جغرافیایی منطقه و غیره کاملاً دقیق بود.
او اسامی کامل اعضای خانوادهاش از جمله پدرش را بهخاطر میآورد. هنگانیکه استیونسون شجرهنامهی پدر وی را در منطقهای که شارادا توصیف کرده بود، یافت، متوجه شد که اسامی و توصیفاتی که شارادا از رابطهاش با ۵ عضو خانوادهاش از جمله پدر و پدربزرگش شرح داده بود، کاملاً صحت داشت. خانوادهی وی در قرن نوزدهم که با توصیفات شارادا مطابقت داشت، زندگی میکردند.
استیونسون در مقالهای تحت عنوان «گزارشی مقدماتی از مورد عجیبی از تناسخ با زبانهای بیگانه» که در مجلهی علمی «تاریخ روانشناختی جامعهی امریکا» در جولای ۱۹۸۰ بهچاپ رسید، آورده است: «شجرهنامهی یافت شده بهطور انحصاری برای مردها بود. از آنجایی که نام هیچ زنی در این شجرهنامه نبود، نمیتوانستیم ثابت کنیم زنی با مشخصات و توصیفات شارادا وجود داشته است. اما ارتباط میان شجرهنامه و اظهارات او دربارهی روابط مردان خانواده، چیزی بیشتر از موردی تصادفی بهنظر میرسید.»
هودار در زمان کودکی بسیار از مار وحشت داشت. بهگفتهی مادرش زمانی که هودرا را باردار بود، بارها و بارها خواب دیده بود که ماری پای او را نیش میزد.
شارادا بهخاطر میآورد که زمانی که هفت ماهه حامله بود و در حال چیدن گل، ماری انگشت او را نیش زده بود. او گفت که در آن زمان بیهوش شده است اما زمان مرگش را به یاد نمیآورد. در آن زمان او ۲۲ سال داشت و بهگفتهی استیونسون، «بهنظر نمیرسید او اطلاعی از گذر زمان داشته باشد».
شارادا بدن هودار را به مدت چند روز تا چند هفته در زمانهای خاصی تصاحب میکرد. خانوادهی هودار متوجه شدند که این زمانها در ارتباط با اهلّههای خاص ماه هستند. استیونسون معتقد بود که شاید این مورد، از موارد تسخیر بدن باشد تا تناسخ.
استیونسون مینویسد: « فراموشیای که در هر یک از این افراد ظاهر میشود، برای وقایعی که برای دیگری اتفاق افتاده، رخ میدهد؛ اگرچه این موضوعی کلی نیست اما بهنظر می رسد مربوط به سندروم تسخیر بدن باشد تا تناسخ. این موضوع دلالت بر شخصیت غیرجسمانی شارادا دارد بدین معنا که شارادا از جنبههای زندهی یک فرد واقعی تشکیل شده که در اوایل قرن ۱۹ میلادی زندگی کرده و تقریباً ۱۵۰ سال بعد بدن اوتارا را تصرف و به کنترل خود درآورده است».
وی ادامه میدهد: «جزئیات دیگر نیز مطابق با تفسیری هستند که از تناسخ داریم. اول اینکه بدن اوتارا در هنگام کودکی، ترس از مار داشت و پس از آن علاقهی خود را به بنگال و بنگالی نشان میدهد».
پدر او یکی از علاقهمندان به بنگال بود، چرا که او احساس میکرد بنگالیها آنها را بهتر دربرابر نیروهای انگلیسی محافظت کنند چون او در جنبش ملی هند شرکت داشت. ممکن است این زن علاقه به بنگال را از پدر خود به ارث برده باشد. او چند کلمه بنگالی را در کلاسهای دبیرستان (از کسی که بنگالی صحبت نمیکرد و تلفظ مراتی داشت) آموخته بود. اما هیچ نشانهای وجود نداشت که توانسته باشد زمانی کافی را با زبان بنگالی سپری کرده باشد که به این شکل بهطور فصیح و روان همانند یک بومی صحبت کند. واقعیت این است که نوع لهجه و کلماتی که از زبان بنگالی استفاده میکرد در ۱۵۰ سال پیش استفاده میشد که همراه با دانش درونی و ذاتی او از غذا و فرهنگ آن منطقه، از شواهد قوی تناسخ بهشمار میرفت.
اپک تایمز در ۳۵ کشور و به ۲۱ زبان منتشر میشود.










