قبل از اینکه تاریخچهی حکچ به پایان برسد، ما درصدد آن هستیم تا نظری پایانی را در مورد آن و جنبش کمونیستی بینالمللی که درمدت بیش از یک قرن بلایی برای بشریت بوده است، ارائه دهیم.
حکچ در طول هشتاد و چند سال خود، به هر چیزی که دست زده، با دروغها، جنگها، قحطی، استبداد، قتل عام و ترور به آن صدمه زده است. اعتقادات و اصول سنتی بهطور خشونتآمیزی نابود شدهاند. مفاهیم اصلی اخلاقی و ساختارهای اجتماعی با زور متلاشی شدهاند. همدلی، عشق و هماهنگی میان مردم به ستیز و تنفر تحریف شده است. آرزوی متکبرانهی ”جنگ با آسمان و زمین“ جایگزین ستایش آسمان و زمین و سپاسگزاری از آنها شده است. نتیجهی آنها سقوط کامل سیستمهای اجتماعی، اخلاقی و زیستمحیطی و بحرانی ژرف برای مردم چین و در حقیقت برای بشریت بوده است. تمام این فاجعهها از طریق برنامهریزی و سازماندهی حساب شده و تحت کنترل حکچ ببار آمد.
همانطور که یک قطعه شعر معروف چینی میگوید، ”من به خاطر نابودی گلها بیهوده افسوس میخورم“. پایان رژیم کمونیست که برای بقا دست و پا میزند, نزدیک است. روزهای قبل از سقوط آن درحال شمارش معکوس است. اپک تایمز معتقد است که اکنون پیش از سقوط کامل حکچ، برای اینکه بهطور کامل آشکار شود که چگونه این بزرگترین فرقه، نمایانگر شرارت تمامی زمانها و مکانها بوده است، زمان مناسبی است تا نگاه جامعی به عقب بیندازیم. ما امیدواریم آن افرادی که هنوز توسط حکچ فریب خوردهاند، اکنون ماهیت آن را به وضوح ببینند، زهر آنرا از روح خود پاک کنند، ذهنشان را از کنترل شیطانی آن رها کنند، خودشان را از غل و زنجیر ترور آزاد کنند و برای همیشه تصورات باطل دربارهی آنرا رها کنند.
حکومت حکچ از تاریکترین و مضحکترین صفحات تاریخ چین است. در میان لیست جنایات بیپایانش, شرمآورترین آن میبایست آزار و شکنجهی فالون گونگ باشد. در آزار و شکنجهی «حقیقت- نیکخواهی- بردباری»، جیانگ زِمین آخرین میخ را به تابوت حکچ کوبید. اپک تایمز معتقد است با درک تاریخ حقیقی حکچ, میتوانیم از پیشآمدن و رخ دادن دوبارهی چنین حوادث تلخی برای ابد جلوگیری کنیم. درعین حال امیدواریم که هر یک از ما عمیقاً بیندیشیم و بررسی کنیم که آیا ترسویی و سازشکاری ما، باعث شده است که در بسیاری از تراژدیهایی که میتوانست از آنها جلوگیری شود شریک جرم باشیم.
جنبش کمونیست و حزب کمونیست بر تمدن چین، پس از اینکه چین ۱۶۰ سال از تاریخ خود را پشت سر گذاشته است، باعث مرگ نزدیک به یکصد میلیون نفر شده و تقریباً تمامی فرهنگ و تمدن سنتی چین را نابود کرده است.
مطالعه ← فصل ۲آیا مردم چین حزب کمونیست را برگزیدهاند؟ یا این خود کمونیستها نبودند که دستهای را تشکیل دادند و مردم را مجبور به پذیرفتن آن کردند؟ باید جواب این سوالات را در تاریخ جستجو کنیم.
مطالعه ← فصل ۳بگذارید تا نگاهی به گذشتهی ۵۵ سالهی بسیار سخت و طاقتفرسای حکومت حکچ بیندازیم. از آنجا که پایه و اساس فلسفهی حزب ”درگیری و نزاع“ است حکچ از زمان بدستگیری قدرت از هیچ تلاشی در جهت نسلکُشی طبقاتی فروگذار نکرده است.
مطالعه ← فصل ۴هدف حکچ کنترل مردم و تغییر تدریجی آنها بهسمت موجودات خشن انقلابی و شورشی است. مارکس گفته است که ”نیروهای مادی را تنها بوسیلهی نیروهای مادی میتوان سرنگون کرد“؛ ”تئوری نیز به محض اینکه توجه تودهها را جلب کرد یک نیروی مادی به حساب میآید.“
مطالعه ← فصل ۵فالون گونگ معتقد است که در صورت رویارویی با درگیری، درون خود را جستجو کرده تا نقطه ضعف خود را بیابید. این دیدگاه دروننگر و خویشتنداری کاملاً متضاد فلسفهی مبارزه و حملهی حکچ است.
مطالعه ← فصل ۶نابودی فرهنگ کهن چین بهدست حکچ پیامدهای بسیار مخربی را برای چین بههمراه داشته است. مردم چین نه تنها کوله بار و پشتوانهی اخلاقی خود را از دست دادهاند بلکه بهزور تحت تأثیر و القای تئوریهای شیطانی حکچ قرار گرفتهاند.
مطالعه ← فصل ۷در طول حکومت حکچ, ۶۰ تا ۸۰ میلیون نفر چینی بیگناه کشته شده و خانوادهای فقیر و بدبخت را بجای گذاشتهاند. بسیاری از مردم میپرسند که چرا حزب آنقدر میکشد؟
مطالعه ← فصل ۸”رعب و وحشت سرخ“ تحت لوای کمونیسم حدود یک قرن است که ادامه دارد و در طول این مدت مصایب عدیدهای را برای کشورهای مختلف بهوجود آورده و جانهای بسیاری را ستانده است. مکتب کمونیسم، مکتبی که جهنمی را در روی زمین بهوجود آورده چیزی بهجز یک فرقهی شیطانی و خبیث نیست.
مطالعه ← فصل ۹آنچه در حال حاضر زنگ خطر را به صدا درآورده تلاش حکچ برای نابود کردن پایههای اخلاقی همهی افراد ملت است، تلاشی برای تبدیل کردن همهی چینیها به افرادی حقهباز، تا بدین طریق بتواند فضایی را ایجاد کند که در آن نیروی خود را بازیافته و خود را گسترش دهد.
مطالعه ←نسخه PDF کتاب را از اینجا دریافت کنید.