Search
Asset 2

تحلیل؛ مرگ خودخواسته در کانادا؛ ضرورت بازنگری در محدودیت‌ها و نظارت‌های قانونی

مرگ خودخواسته با کمک پزشکی در کانادا بحث‌های اخلاقی و قانونی گسترده‌ای ایجاد کرده است. بررسی نگرانی‌ها درباره حمایت از بیماران آسیب‌پذیر، دسترسی به مراقبت‌های تسکینی و ضرورت نظارت بر این قانون.
(Natee Meepian/Shutterstock)

برایان برولت

دولت مسئولیتی مهم‌تر از حفظ جان انسان‌ها و صیانت از کرامت و آزادی‌های فردی ندارد. مرگ خودخواسته با کمک پزشکی پرسش‌های زیادی در رابطه با مسائل اخلاقی، پزشکی و قانونی ایجاد کرده است. موضع من روشن است: کانادا باید دلسوزانه عمل کند، اما دلسوزی دلیل بر بی‌توجهی به حفظ جان انسان‌ها نخواهد بود.

من معتقدم که زندگی انسان صرف‌نظر از سن، معلولیت، بیماری یا شرایط اقتصادی از کرامت ذاتی برخوردار است. این مسئله از ایمان مسیحی من نشأت می‌گیرد، اما صرفاً ریشه مذهبی ندارد. این همان اصلی است که باید مایه وحدت مردم کانادا باشد: ارزش انسان در وضعیت سلامتی، استقلال فردی یا میزان سودمندی او برای جامعه خلاصه نمی‌شود.

شهروندان معقول و آگاه کانادا دیدگاه‌های متفاوتی درباره مرگ خودخواسته با کمک پزشکی دارند. هرکسی که رنج یکی از عزیزانش را در اثر یک بیماری سخت و لاعلاج دیده باشد، درک می‌کند که چرا ممکن است بیمار دیگر نخواهد این‌همه درد و رنج را تحمل کند. در این موارد باید با احترام و فروتنی پیش برویم و بیمار را به باد انتقاد نگیریم.

حکم سال ۲۰۱۵ دیوان عالی کانادا در پرونده کارتر به چارچوب قانونی مرگ خودخواسته با کمک پزشکی تبدیل شد. پارلمان کانادا هم این چارچوب را در سال ۲۰۱۶ به تصویب رساند. دامنه این قانون از بیمارانی که انتظار می‌رود در آینده نزدیک به مرگ طبیعی از دنیا بروند فراتر رفته است. آن‌چه در آغاز راهکاری استثنائی برای مواجهه با رنج طاقت‌فرسای بیماران بود، اکنون این پرسش را در ذهن مردم ایجاد کرده که آیا پارلمان برای انجام این کار محدودیت‌های کافی در نظر گرفته یا کوتاهی کرده است.

آمار وزارت بهداشت کانادا نشان می‌دهد که در سال ۲۰۲۴ تعداد ۱۶ هزار و ۴۹۹ نفر از شهروندان کانادا مرگ خودخواسته با کمک پزشکی را انتخاب کرده‌اند؛ رقمی که حدود ۵.۱ درصد از کل مرگ‌ومیرهای کشور را شامل می‌شود. این آمار لزوماً به‌معنی اشتباه یا تخلف نیست، اما باید به‌دقت مورد بررسی قرار بگیرد. انجام یک عمل پزشکی برگشت‌ناپذیر مستلزم شفافیت حداکثری، پاسخ‌گویی و تضمین است.

بزرگ‌ترین نگرانی من از این است که شهروندان کانادایی به درمان مناسب، مسکن، سرویس حمایت از معلولین یا مراقبت‌های تسکینی دسترسی نداشته باشند و مرگ خودخواسته با کمک پزشکی را تنها گزینه پیش روی خود بدانند. جامعه‌ای که خدمات مناسب را در دسترس مردم قرار نمی‌دهد، نمی‌تواند مدعی شود که به مردم حق انتخاب داده است. این‌که مردم با وجود راهکارهای مختلف مرگ را انتخاب کنند، با این‌که به‌دلیل فقدان یا ناکارآمدی خدمات دست به این کار بزنند تفاوت زیادی دارد.

این تمایز در رابطه با بیماری‌های روانی اهمیت ویژه‌ای دارد. اختلالات روانی به‌شدت مخرب هستند، اما بهبودی حتی بعد از سال‌ها تحمل درد و رنج هم امکان‌پذیر است. پارلمان باید قبل از اعلام این‌که درد و رنج روانی لاعلاج است، نهایت احتیاط را به خرج بدهد.

دولت فدرال اخیراً پیشنهاد داده که بیماری روانی نباید تنها شرط انجام مرگ خودخواسته با کمک پزشکی باشد که قابل تقدیر است. با این‌حال، طرح پیشنهاد با تصویب قانون تفاوت دارد و پارلمان باید دست به کار شود. من از تصویب این قانون حمایت می‌کنم، مشروط بر آن‌که دست‌اندرکاران امر میان بیماری‌های روانی و بیماری‌های عصبی تمایز قائل شوند.

امکان ثبت درخواست قبلی برای مرگ خودخواسته با کمک پزشکی هم جای نگرانی دارد. ترس ازدست‌دادن استقلال فردی در پی ابتلا به دمانس یا بیماری‌های مرتبط با زوال عصبی قابل درک است، اما وقتی فرد دیگر نمی‌تواند رضایت خود را اعلام کند، عمل به درخواست قبلی او برای پایان‌دادن به زندگی‌اش از نظر اخلاقی دردسرساز خواهد شد.

کانادا به رویکرد سنجیده‌تر و منضبط‌تری نیاز دارد؛ رویکردی که حفاظت از جان بیماران را مهم‌تر از گسترش دامنه این قانون بداند. ارزیابی‌های مستقل پزشکی باید در اولویت باشند، به‌ویژه در مواردی که انتظار نمی‌رود بیمار در آینده نزدیک به مرگ طبیعی از دنیا برود. بیماران باید قبل از آن‌که در مسیرِ بی‌بازگشت قدم بردارند، شناخت کاملی از گزینه‌های پیش روی خود داشته باشند و به درمان مناسب دسترسی پیدا کنند.

اگر شهروندان کانادایی نتوانند خدمات مورد نیاز خود را دریافت کنند، صرفِ وجود سازوکارهای حفاظتی راه به جایی نخواهد برد. دولت فدرال باید با دولت‌های استانی همکاری کند تا اهداف مشخص و ملموسی برای مراقبت‌های تسکینی، مدیریت درد و درمان مشکلات روانی تعیین شود. شهروندان کانادایی نباید به این دلیل که نظام سلامت کشور نتوانسته گزینه‌های معقولی در اختیارشان بگذارد، به مرگ خودخواسته با کمک پزشکی متوسل شوند.

برای جلب اعتماد مردم باید نظارت مستقل داشته باشیم، گزارش‌های شفاف ارائه کنیم و درصورت بروز مسائل جدی دست به تحقیق بزنیم. متخصصان باید بتوانند طبق وجدان خود عمل کنند و نهادهای مذهبی هم باید در قبال باورهای ریشه‌دار خود از حمایت‌های قانونی برخوردار باشند. این حمایت‌ها باید در کنار دسترسی معقول به خدمات پزشکی ارائه شود.

این مسائل به‌منزله نادیده‌گرفتن درد و رنج بیماران یا خانواده‌های آن‌ها نیست. همچنین به این معنی نیست که تمام بیماری‌ها قابل علاج هستند یا می‌توان به هردرد و رنجی پایان داد. قضیه این است که دولت باید از افراد آسیب‌پذیر جامعه محافظت کند، به‌ویژه زمانی که قصد دارند در مسیرِ بی‌بازگشت قدم بردارند.

کانادا هرگز نباید به کشوری تبدیل شود که در آن دسترسی به مرگ خودخواسته با کمک پزشکی آسان‌تر از دریافت مراقبت‌های لازم برای ادامه زندگی باشد. این کشور باید به کیفیت خدمات درمانی، انسجام اجتماعی و عزم راسخ برای حمایت از افرادی شهره باشد که با بیماری و ناامیدی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. معیار سنجش دلسوزی ما باید این باشد که تا چه اندازه به مراقبت از انسان‌های رنج‌دیده متعهد هستیم.

من خواهان لغو کامل چارچوب قانونی مرگ خودخواسته با کمک پزشکی نیستم و از افزایش بی‌ضابطه دامنه آن هم حمایت نمی‌کنم. راه اصولی این است که محدودیت بگذاریم، نظارت کنیم و به فکرِ توسعه راهکارهای جایگزین باشیم. با وجود آزادی فردی نباید از مسئولیت شخصی و وظیفه دولت در حفاظت از جان مردم غافل شویم.

بیماری، معلولیت یا بالا رفتن سن خللی در کرامت انسانی ایجاد نمی‌کنند. آزادی اهمیت دارد، اما وجدان، دلسوزی و حمایت از افراد آسیب‌پذیر جامعه به همان اندازه حائز اهمیت است. کانادا باید از شهامت اخلاقی لازم برای صیانت از این اصول برخوردار باشد، چرا که یک کشور دلسوز هرگز مردمش را به حال خود رها نمی‌کند.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

برایان برولت، رئیس شرکت سرمایه‌گذاری خصوصی استرلینگ تراست است که در اتاوا فعالیت دارد. برولت دکترای مدیریت کسب‌وکار دارد و بیش از چهار دهه در حوزه نظامی و مدیریت شرکت‌های خصوصی و دولتی فعالیت داشته است.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی