تحلیل؛ نویسنده: کنراد بلک
اعلام امضای توافق بین دانمارک، گرینلند و آمریکا بیتردید خبر خوبی برای ائتلاف غرب است. آنهمه هیاهو درباره اینکه آمریکا درصورت مخالفت دانمارکیها و گرینلندیها (که اگرچه تا حدی خودگردان هستند) با خواست این کشور برای حفاظت از منافع ناتو و ایالات متحده در قطب شمال و دسترسی به منابع معدنی بالقوه گرینلند به زور متوسل خواهد شد، بیاساس بود.
کسی نمیداند گرینلند تا چه اندازه خودگردان است، اما این سرزمین طی سالیان متمادی بهسمت خودگردانی پیش رفته است. گرینلند بعد از ورود نورسها مستعمره دانمارک شد و دانمارکیها زبان خود را به قوم اصلی این جزیره که به آنها اینوئیت میگویند تحمیل کردند.
گرینلند، که بخشی از قلمرو دانمارک بود، در سال ۲۰۰۸ دوباره به قلمرویی خودگردان در چارچوب پادشاهی دانمارک تبدیل شد. این جزیره حدود ۵۷ هزار نفر جمعیت دارد و بزرگترین جزیره جهان است. تولید ناخالص ملی کل جزیره کمتر از ۵ میلیارد دلار است و یکپنجم آن از محل کمکهای مالی دانمارک تأمین میشود. با اینحال، دانمارک امتیاز بهرهبرداری از منابع معدنی این جزیره را در اختیار دارد و پیشبینی میشود که کمکهای مالی دانمارک بهتدریج به صفر برسد، اما درآمد حاصل از بهرهبرداری دانمارک از منابع گرینلند جای آن را میگیرد و درنهایت از آن فراتر میرود.
آمریکا در سال ۱۹۴۶ پیشنهاد خرید گرینلند را به مبلغ ۱۰۰ میلیون دلار مطرح کرد؛ ۵۰ درصد بیشتر از مبلغی که در سال ۱۸۶۷ برای خرید آلاسکا از روسیه پرداخت شد. دانمارکیها پیشنهاد آمریکا را رد کردند و آمریکاییها در پایگاههای نظامی خود در گرینلند ماندند. تقویت نیروی دریایی روسیه و چین و توسعه یخشکنها و زیردریاییهای پیشرفته که میتوانند برای مدت طولانی و با ایمنی کامل در زیر یخهای قطب شمال تردد کنند، اهمیت گرینلند را از نظر امنیتی دوچندان کرده است. دولت آمریکا و شخص ترامپ بهصراحت اعلام کردهاند که وضعیت موجود با توجه به شرایط امنیتی بینالمللی غیرقابلقبول است و امنیت کشورهای عضو ناتو بهویژه همسایگان آمریکای شمالی را تهدید میکند. آمریکا حاضر نبود به این وضعیت تن بدهد.
از اینرو، با حجم شگفتانگیزی از تهدیدات توخالی مواجه شد که در تاریخ ناتو بیسابقه بود. رهبران فرانسه، آلمان و بریتانیا هم با لحنی تند و بهشکل تلویحی گفتند که برای دفاع از گرینلند در برابر آمریکا وارد عمل خواهند شد. ترامپ هرگز به جنگ با کشورهای ائتلاف اشاره نکرد و تنها گفت که آمریکا برای گسترش سامانه جامع پدافند موشکی خود در گرینلند اقدامات لازم را انجام خواهد داد و با وجود اینکه ترجیح میدهد درباره این مسائل از درِ گفتوگو وارد شود، اگر لازم باشد بهطور یکجانبه برای راهاندازی تأسیسات پشتیبانی لازم برای ناوگان زیردریاییهای خود در اقیانوس منجمد شمالی در گرینلند دست به کار خواهد شد.
از زمان جنگ پروس و دانمارک در سال ۱۸۶۴، که بیسمارک بهموجب آن توانست ایالت شلسویگ-هولشتاین را بهزور از دانمارکیها بگیرد، دانمارک هرگز موضع جنگطلبانه اتخاذ نکرده است. این جنگ به نظام حکمرانی مشترک دانمارک پایان داد؛ نظامی بهغایت پیچیده که ویکنت پالمرستون، چهره برجسته سیاست خارجی بریتانیا، که ۱۵ سال وزیر جنگ، ۱۵ سال وزیر امور خارجه و ۹ سال نخستوزیر آن بود و شخصاً در مذاکرات مربوط به شکلگیری آن نقش داشت، درباره آن گفته است: «تنها سه نفر از مسائل پشت پرده شلسویگ-هولشتاین خبر داشتند: همسر شاهزاده که از دنیا رفته است، یک استاد آلمانی که عقل خود را از دست داده و من که همهچیز را از یاد بردهام.»
دانمارک در جنگ جهانی اول بیطرف بود و در جنگ جهانی دوم تنها در یک روز به اشغال درآمد. سربازان آلمانی از انبارهای کشتیهای باری در بندر کپنهاگ خارج شدند و کنترل نقاط مهم پایتخت از جمله کاخ سلطنتی را به دست گرفتند. دانمارک به ناتو ملحق شد، اما هرگز ارتش قابلتوجهی نداشت. یکی از احزاب مهم چپگرای دانمارک بهمدت ۱۰ سال خواستار لغو بودجه دفاعی کشور بود و پیشنهاد میکرد روی خط تلفن وزارت دفاع به زبان روسی و چند زبان اروپایی اعلام شود که «ما تسلیم میشویم.»
شنیدن اینکه مقامات کابینه و دستگاه دیپلماسی دانمارک بعد از ۱۶۰ سال صلحطلبی با مشتهای گرهکرده در برابر آمریکای بزرگ قدم علم کردهاند، حیرتآور و تا حد زیادی غیرقابلباور بود. جالبتر آنکه نماینده دانمارک در پارلمان اروپا در استراسبورگ در ژانویه ۲۰۲۵ در جریان سخنرانی خود در مورد ترامپ از الفاظ رکیک استفاده کرد از او خواست که فکرِ تصاحب گرینلند را از سر بیرون کند.
ترامپ برخلاف انتظار هیچ توجهی به رعایت آداب دیپلماتیک نشان نداد. در تاریخ بهسختی میتوان نمونهای پیدا کرد که در آن سیاستمداری به نمایندگی از گروهی به کوچکیِ ۵۷ هزار گرینلندی با لحنی تند و صریح در برابر چشم جهانیان خطاب به قدرتمندترین و مشهورترین فرد جهان به این شکل صحبت کرده باشد؛ فردی که اداره کشوری با ۳۵۰ میلیون نفر جمعیت و تولید ناخالص داخلی ۳۲ تریلیون دلاری را برعهده دارد و از ارتشی چنان قدرتمند برخوردار است که میتواند نقاط مهم گرینلند را ظرف یک ساعت اشغال کند و حتی یک کشته هم ندهد.
اینکه مقامات مسئول وارد مذاکره شدند تا به توافقی برسند که منافع همه طرفها را تأمین کند، اتفاق خوب و دلگرمکنندهای است. البته دانمارک و گرینلند باید همچنان در جبهه ائتلاف غرب بمانند و نباید حتی لحظهای تصور کنند که نزدیکشدن به روسها به نفع آنها یا مورد قبول متحدان ناتو خواهد بود.
بدیهی است که آمریکا باید پدافند موشکی خود را برای محافظت از کل ائتلاف در جزیره راهبردی گرینلند مستقر کند و متحدان ناتو هم باید به وظایف محدود خود در دفاع از ائتلاف غرب در قطب شمال عمل کنند. جزئیات توافق علنی نشده است، اما گفته میشود که کشورهای غیرعضو ناتو به گرینلند دسترسی نخواهند داشت و آمریکا بهازای پرداخت بهای متعارف بازار قبل از همه به منابع راهبردی جزیره دسترسی خواهد داشت.
این توافق نشان میدهد که ترامپ گاهی با لحنی تند و تهاجمی صحبت میکند- اگرچه در این مورد در مقایسه با دانمارکیها و گرینلندیها لحن ملایمتری داشت- اما اهداف مورد نظر او غیرمنطقی نیستند و راهکاری که برای تحقق آنها در پیش میگیرد، با وجود تمام تنشها و جنجالها به نتیجه میرسد.
میتوان امیدوار بود که مذاکرات تجاری با کانادا هم به نتیجه مشابهی میرسند. دو طرف بارها و بهشکلی اغراقآمیز از جنگ تجاری سخن گفتهاند، اما مطالباتی که مطرح کردهاند نه نامعقول هستند و نه آنقدر متفاوت که نتوان بر سر آنها به توافق رسید. اگر کارنی، نخستوزیر کانادا، در پارلمان این کشور به ترامپ ناسزا بگوید، میتوان گفت اوضاع بیش از حد متشنج شده است. توافق گرینلند نشان میدهد که چنین اتفاقی رخ نخواهد داد.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: کنراد بلک بهمدت ۴۰ سال از برجستهترین سرمایهگذاران کانادا بوده و جزو پیشگامان انتشار روزنامه در جهان به حساب میآید. او زندگینامه فرانکلین دی. روزولت و ریچارد نیکسون و کتاب «دونالد جی. ترامپ: رئیسجمهوری که مثل هیچکس نیست» را به نگارش درآورده که ویراست جدید آن هم به تازگی منتشر شده است.















