Search
Asset 2

تله مائوئیستی شی جین‌پینگ؛ چرا قدرت مطلق ممکن است بزرگ‌ترین نقطه‌ضعف سیاسی چین باشد؟

شی جین‌پینگ با همان معضلی روبه‌روست که مائو تسه‌تونگ در سال‌های پایانی حکومت خود با آن مواجه بود.
عکسی از شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین در موزه حزب کمونیست چین در پکن،۳ مارس ۲۰۲۳. (GREG BAKER/AFP via Getty Images)

شی جین‌پینگ با همان معضلی روبه‌روست که مائو تسه‌تونگ در سال‌های پایانی حکومت خود با آن مواجه بود.

نویسنده: هنگ هه

بیانیه منتشرشده پس از پنجمین نشست عمومی کمیته مرکزی حزب کمونیست چین، که از ۲۶ تا ۲۹ اکتبر برگزار شد، شی جین‌پینگ را رهبری معرفی می‌کند که توانسته است یکی از قدیمی‌ترین مشکلات تاریخ سیاسی چین را حل کند: چرخه تکرارشونده ظهور، افول و فروپاشی حکومت‌ها.

مائو تسه‌تونگ نیز در دهه ۱۹۴۰ مدعی شده بود که راه‌حلی برای این مشکل یافته است، اما رویکرد او در نهایت شکست خورد.

حال پرسش این است که چرا شی جین‌پینگ باید در کاری موفق شود که مائو از انجام آن بازماند؟ به باور من، شی اساساً با همان معضلی روبه‌روست که مائو با آن مواجه بود.

آیا شی جین‌پینگ واقعاً به چرخه تاریخی ظهور و سقوط حکومت‌ها در چین پایان داده است؟

پنجمین نشست عمومی کمیته مرکزی حزب کمونیست چین، نشستی پشت درهای بسته است که در آن مقام‌های ارشد حزب درباره جهت‌گیری‌های کلان سیاسی، برنامه‌های بلندمدت توسعه و مسائل مربوط به اداره حزب و مبانی ایدئولوژیک آن گفت‌وگو می‌کنند.

در بیانیه این نشست آمده است که حزب کمونیست چین از زمان برگزاری هجدهمین کنگره حزب در سال ۲۰۱۲، دو راه‌حل برای شکستن چرخه تاریخی ظهور و افول حکومت‌ها یافته است: نظارت مردم بر حکومت و پاک‌سازی درونی حزب.

اما چرا در این بیانیه به‌طور مشخص بر هجدهمین کنگره حزب تأکید شده است؟

زیرا هدف آن است که این دستاوردها به شی جین‌پینگ نسبت داده شود، نه نسل‌های پیشین رهبران حزب. شی در سال ۲۰۱۲، هم‌زمان با برگزاری هجدهمین کنگره، به قدرت رسید.

این تأکید همچنین به‌طور ضمنی انتقادی از رهبران پیشین حزب است و نشان می‌دهد که از نگاه رهبری کنونی، اشتباهات آن‌ها نیازمند اصلاح بوده است.

در بیانیه اذعان شده که در مقطعی، رهبری حزب تضعیف شده، از درون تهی شده و انسجام خود را از دست داده بود. همچنین، اداره حزب و اجرای انضباط تشکیلاتی سست، سطحی و ناکارآمد شده بود و برخی مشکلات داخلی حزب به مرحله‌ای بسیار نگران‌کننده رسیده بودند.

اندیشه شکستن چرخه تاریخی ظهور و سقوط حکومت‌ها به گفت‌وگوی مشهور سال ۱۹۴۵ میان مائو تسه‌تونگ و هوانگ یان‌پی بازمی‌گردد؛ گفت‌وگویی که در جریان سفر هوانگ به یان‌آن، مقر حزب کمونیست چین در دوران جنگ، انجام شد و بعدها به «گفت‌وگوی غار» شهرت یافت.

هوانگ، آموزگار و چهره سیاسی برجسته چین که در تأسیس تشکل‌های سیاسی مستقل از حزب حاکم کومینتانگ و حزب کمونیست نقش داشت، از مائو پرسید آیا حزب کمونیست می‌تواند راه تازه‌ای برای رهایی از چرخه تکرارشونده ظهور و سقوط سلسله‌های حکومتی در تاریخ چین پیدا کند؟

پاسخ مائو «دموکراسی» بود؛ یعنی نظارت مردم بر حکومت.

با این حال، مائو هرگز این ایده را در عمل اجرا نکرد. او در عوض، رویکرد دیگری را در پیش گرفت: «انقلاب مستمر» که به شکل کارزارهای سیاسی پی‌درپی، حتی در دوران صلح، اجرا می‌شد. این انقلاب بی‌پایان در جریان انقلاب فرهنگی چین، از سال ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۶، به اوج رسید.

اما پس از مرگ مائو، سیاست انقلاب مستمر ناگهان کنار گذاشته شد. جانشینان او این رویکرد را رها کردند و تلاش‌هایش برای شکستن چرخه تاریخی ظهور و سقوط حکومت‌ها را عملاً معکوس کردند؛ موضوعی که نشانه دیگری از شکست سیاست‌های او بود.

نظام سیاسی‌ای که مائو بنا کرده بود، نه‌تنها اساساً غیرانسانی بود، بلکه بقای آن نیز کاملاً به شخص مائو وابسته بود.

شی جین‌پینگ دو رویکرد شکست‌خورده مائو را تکرار کرده است

نخستین راه‌حل شی جین‌پینگ، یعنی نظارت مردم بر حکومت، شباهت زیادی به وعده مائو در سال ۱۹۴۵ دارد.

با این حال، شی نیز مانند مائو نتوانسته است سازوکار نهادی مشخصی برای نظارت عمومی ایجاد کند.

هر کارکردی به ساختاری نیاز دارد. بدون نهادهایی که به مردم قدرت و اختیار نظارت بر حکومت را بدهند، چنین نظارتی خودبه‌خود شکل نخواهد گرفت.

راه‌حل دوم، «پاک‌سازی درونی» است که در واقع می‌توان آن را نسخه بازنگری‌شده سیاست «انقلاب مستمر» مائو دانست.

در دوران رهبری شی، کارزار مبارزه با فساد و پاک‌سازی‌های پی‌درپی را شاهد بوده‌ایم؛ موج‌هایی که یکی پس از دیگری از مقام‌های غیرنظامی به فرماندهان نظامی، از جناح‌های رقیب به نزدیکان و اعضای اردوگاه سیاسی خود شی گسترش یافته‌اند.

مشکل اساسی دیگر این است که در هیچ‌یک از این دو راه‌حل، مشخص نشده چه کسی مسئول اجرای آن است.

چه کسی قرار است امکان نظارت مردم بر حکومت را فراهم کند؟ صاحبان قدرت می‌توانند یک روز چنین نظارتی را مجاز بدانند و روز دیگر آن را ممنوع کنند.

از سوی دیگر، چه کسی قرار است «پاک‌سازی درونی» را انجام دهد؟ کدام جراح در جهان می‌تواند برای خارج کردن یک تومور، اندام‌های داخلی بدن خودش را جراحی کند؟

به همین دلیل است که به نظر می‌رسد با هر موج تازه پاک‌سازی، فساد و بی‌وفایی سیاسی به‌جای کاهش، گسترده‌تر و جدی‌تر می‌شوند.

همه این تحولات تنها ناکارآمدی رویکرد «پاک‌سازی درونی» را نشان می‌دهند.

مائو با استفاده از دستگاه تبلیغاتی گسترده حزب کمونیست چین، جایگاه خود را در نگاه مردم این کشور تا سطح شخصیتی تقریباً مقدس و خداگونه بالا برد.

شی جین‌پینگ، با وجود تلاش‌هایش برای ساختن چهره‌ای مقتدر از خود و تحکیم اقتدار فردی، هرگز نمی‌تواند به همان میزان از اعتبار شخصی و شیفتگی عمومی دست یابد.

اگر حتی مائو، با آن اقتدار شخصی فوق‌العاده، نتوانست از طریق سیاست «انقلاب مستمر» به چرخه تاریخی ظهور و سقوط حکومت‌ها پایان دهد، شی بر چه اساسی اطمینان دارد که می‌تواند در این مسیر موفق شود؟ آن هم در شرایطی که مدعی است این موفقیت را پیش‌تر به دست آورده است.

شی جین‌پینگ با همان معضل اساسی مائو روبه‌روست

در بیانیه پنجمین نشست عمومی کمیته مرکزی حزب کمونیست چین، هیچ نشانه‌ای از تعیین جانشین برای شی جین‌پینگ دیده نمی‌شود.

این دقیقاً همان نتیجه‌ای است که شی می‌خواهد. او ممکن است تاکنون تمام جانشینان بالقوه خود را کنار زده باشد.

اگر جناحی مخالف بخواهد شی را به چالش بکشد، یکی از مؤثرترین ابزارهای آن می‌تواند وادار کردن رهبری حزب به طرح موضوع جانشینی باشد؛ اقدامی که عملاً ترتیبات جانشینی را برخلاف خواست شی به او تحمیل می‌کند.

از این منظر، به نظر می‌رسد شی توانسته است در برابر فشارها برای تعیین جانشین مقاومت کند.

اما هرچند این وضعیت ممکن است مطابق خواست او باشد، مشکل عمیق‌تری نیز ایجاد می‌کند.

مهم نیست که بیانیه پنجمین نشست تا چه اندازه جایگاه شی را بالا ببرد یا دستاوردهای او در ساختار و اداره حزب را نقاط عطفی تاریخی معرفی کند؛ واقعیت این است که کل نظام سیاسی بر محور اراده شخصی او شکل گرفته و به گرد او می‌چرخد.

این نظام هم برای تعیین مسیر و هم برای حرکت به جلو، کاملاً به شی وابسته است و از پایه‌های نهادی مستقلی برخوردار نیست که بتوانند بدون اقتدار شخصی او، بقایش را تضمین کنند.

به محض آنکه شی قدرت را از دست بدهد، ممکن است تمام تلاش‌ها و دستاوردهای گذشته‌اش یک‌شبه از میان برود و چیزی جز بیانیه پنجمین نشست عمومی حزب باقی نماند.

شاید دقیقاً به همین دلیل است که او به یک «مصوبه» رسمی حزبی نیاز دارد تا دستاوردهایش را تثبیت کند و به آن‌ها ظاهری از اعتبار نهادی و ماندگار ببخشد.

در نهایت، شی جین‌پینگ شاید توانسته باشد قدرت را بیش از هر رهبر دیگری در چین پس از مائو در دستان خود متمرکز کند، اما همین تمرکز قدرت او را با همان معضل بنیادین مائو مواجه کرده است: نظام سیاسی‌ای که بر محور یک فرد بنا شده باشد، ممکن است پس از کنار رفتن آن فرد، دیگر توان ادامه حیات مستقل نداشته باشد.

با این حال، تفاوت مهمی میان مائو و شی وجود دارد.

اقتدار مطلق مائو تضمین می‌کرد که میراث سیاسی او تنها پس از مرگش فروبپاشد. اما شی ممکن است از چنین فرصتی برخوردار نباشد.

او ممکن است در شرایطی کاملاً متفاوت، و حتی در دوران حیات خود، قدرت را از دست بدهد.

دیدگاه‌های مطرح‌شده در این یادداشت، نظرات نویسنده است و لزوماً بازتاب‌دهنده دیدگاه‌های اپک تایمز نیست.

 

درباره نویسنده: هنگ هه، مفسر سیاسی رادیو صدای امید، تحلیلگر مسائل چین در برنامه «گفت‌وگوی متمرکز» شبکه ان‌تی‌دی و نویسنده اپک تایمز است.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی