
مجری «تودِی شو» هنگام گفتن خبری به زوجی که مدتها منتظر شنیدنش بودند اشک ریخت.
زن و شوهری که بچه میخواستند، اما نمیتوانستند بچهدار شوند با به فرزندی گرفتن دختر بچهای به شادی توصیف ناپذیری رسیدند.
آن دو هیچگاه تصور نمیکردند که روزی کودکی را به فرزندی قبول کنند، اما زندگی سرشار از شگفتی است. شاید بچهدار نشدن بد اقبالی محسوب شود، اما این زوج آموختند که با قبول نکردن بدشانسی، میتوان به موهبتهای زیبایی برخورد کرد.
«اِستِیسی» و «فرانک پرادو» در بیست سالگی ازدواج کردند. کاملاً از زندگی با یکدیگر خوشحال بودند و عجلهای برای فرزندآوری نداشتند، اما قصد داشتند که بعدها فرزندانی به دنیا بیاورند.

سرانجام زمان آن رسید. آنها تصمیم گرفتند که خانوادهشان را گستردهتر کنند، اما استیسی نمیتوانست بچهدار شود. آزمایشات بهزودی علت را آشکار کرد. فرانک براثر شیمی درمانی که در شش سالگی برای معالجه بیماری سرطانش انجام داده بود، عقیم شده بود.
استیسی به مجری برنامه «تودِی شو» گفت: «ما رابطهای بسیار قوی با هم داشیم و میدانستیم باید برای هر دوی ما زمان بگذرد تا بتوانیم این مسئله را رها کنیم… وقتی به تو میگویند که نمیتوانی چیزی که میخواهی را داشته باشی، تقریبا احساسی شبیه شکست است.»
آنها درنهایت تصمیم گرفتند که کودکی را فرزندی قبول کنند. اما دریافت حضانت فرزند آن گونه که انتظار داشتند، سریع اتفاق نمیافتاد.
بعد از گذشت شش ماه انتظار برای تایید شدن، این زوج دو سال دیگر هم در فهرست تقاضای حضانت باقی ماندند، اما هنوز بچهای که با شرایط آنها مناسب باشد پیدا نشده بود. با این وجود این زوج هنوز امیدوار بودند.

اِستیسی گفت: «میدانستیم که اتفاق میافتد و وقتی هدف ما این باشد، رخ خواهد داد.»
این زوج نمیدانستند که وقتی با «هدی کُتب» مجری تودِی شو در حال مصاحبه بودند، به خبر خوبی که مدت زیادی انتظار شنیدنش را داشتند، بسیار نزدیک بودند.
خانم کُتب اعلام کرد: «خب، فکر میکنم که امروز همان روزی است که منتظرش بودید.»
حالات چهره و نفسهای سنگین این زوج بیشتر از هر کلمهای میتوانست احساسی را که در مقابل شنیدن این خبر غافلگیر کننده داشتند، توصیف کند.
دختربچهای متناسب با شرایط استیسی و فرانک پیدا شده بود.
کُتب در حالیکه خودش هم اشک میریخت افزود: «خیلی برایتان خوشحالم.»
چه لحظهی رمانتیکی!

هفته بعد، زوج خرسند و به وجد آمده که مدتی طولانی صبر کرده بودند، سرانجام دختربچهشان را ملاقات کرده و اسم او را «اَدیسن امیلی» گذاشتند.
اِستیسی در گوش همسرش نجوا کرد: «زیباست!»
فرانک گفت: «فقط دعا میکنیم زندگی سرشار از شادی و سلامتی داشته باشد. میخواهیم تمام عشقی را که داریم نثارش کنیم.»
مطالب دیگر:
کتاب شگفتآوری که سبب شد بسیاری از مردم دخانیات را ترک کنند
وقتی پسر کوچک حاضر به مدرسه رفتن نیست – والدین با گذاشتن یک شرط با وی موافقت میکنند










