Search
Asset 2

تحلیل؛ چین در زمینه هوش مصنوعی یکه‌تازی می‌کند؛ آیا این یکه‌تازی کافی خواهد بود؟

چین در زمینه هوش مصنوعی پیشرفت کرده است، اما سایر ارکان اقتصادی این کشور درحال فروپاشی هستند و هیچ الگوریتمی نمی‌تواند این مشکل بزرگ
یک ربات انسان‌نما ساخت شرکت Agibot در کنفرانس جهانی هوش مصنوعی (WAIC) در شانگهای ۱۸ ژوئیه ۲۰۲۶.(Hector RETAMAL / AFP via Getty Images)

نویسنده: جیمز گوری نویسنده کتاب «بحران چین»

چین در زمینه هوش مصنوعی پیشرفت کرده است، اما سایر ارکان اقتصادی این کشور درحال فروپاشی هستند و هیچ الگوریتمی نمی‌تواند این مشکل بزرگ را برطرف کند.

هوش مصنوعی به مهم‌ترین موضوع دنیای فناوری تبدیل شده که بی‌دلیل هم نیست. کارشناسان هشدار می‌دهند که این فناوری سبک زندگی انسان را در آینده نزدیک دگرگون خواهد کرد.

از این گذشته، ناظران هشدار می‌دهند که چین در بسیاری از حوزه‌های مبتنی بر هوش مصنوعی و فناوری‌های مرتبط پیشتاز است. حزب کمونیست چین می‌خواهد کل جهان روی بخش فناوری این کشور تمرکز کند: از هوش مصنوعی و چت‌بات‌ها گرفته تا تراشه‌ها و ربات‌هایی که در کارخانجات شنژن تولید می‌شوند. پیشرفت بی‌وقفه چین در حوزه گسترده و متنوع فناوری واقعاً درخور توجه است.

اما واقعیت اقتصادی چین در موفقیت این کشور در فناوری خلاصه نمی‌شود و این حوزه حتی مهم‌ترین بخش اقتصاد این کشور هم نیست.

شکوفایی اقتصادی که دوام چندانی نیاورد

تحلیلگران و حامیان سیاست‌های چین سال‌ها اصرار داشتند که صعود این کشور به صدر جدول اقتصادهای بزرگ جهان اجتناب‌ناپذیر بوده است. می‌گفتند دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد. از این گذشته، پیشرفت چین قرار بود باعث تضعیف اقتصاد آمریکا شود.

این روایت اعتبار خود را از دست داده است.

واقعیت این است که رشد اقتصادی چین در سال ۲۰۲۱ به اوج خود رسید، اما سهم این کشور از تولید ناخالص داخلی جهان از ۱۸ درصد به حدود ۱۶.۵ تا ۱۷ درصد رسیده است. این درحالی است که سهم آمریکا به حدود ۲۶ درصد افزایش یافته است. تحلیلگران از این می‌گفتند که چین تا سال ۲۰۳۰ از آمریکا پیشی می‌گیرد، اما حالا زمان تحقق پیش‌بینی خود را به سال ۲۰۳۵ موکول کرده‌اند.

اما شیوه مدیریت حزب به‌نحوی پیش رفته که حتی در این فرصت پنج‌ساله هم اتفاق بزرگی رخ نخواهد داد و شاید اصلاً هیچ اتفاقی رخ ندهد.

پکن با تعیین هدف رشد ۴.۵ تا ۵ درصدی برای سال ۲۰۲۶ به عقب‌نشینی خود رسمیت بخشید. این ضعیف‌ترین هدفی است که حزب از سال ۱۹۹۱ تاکنون تعیین کرده است.

ممکن است وضعیت به‌مراتب وخیم‌تر باشد. کارشناسان اقتصادی مستقل که با اداره ملی آمار چین همکاری ندارند، بر این باورند که آمار واقعی رشد اقتصادی با حذف متغیر کاهش قیمت‌ها به صفر می‌رسد که البته حزب تمایلی به اعلام آن ندارد.

صفحه‌ای که آمار تولید ناخالص داخلی چین را در خیابانی در شانگهای نمایش می‌دهد؛ ۱۹ ژانویه ۲۰۲۶. (Jade Gao/AFP via Getty Images)

موتور محرک هوش مصنوعی هم نمی‌تواند ناجی چین باشد

اما تکلیف هوش مصنوعی چه خواهد شد؟

نمی‌توان اهمیت و نفوذ هوش مصنوعی را به‌عنوان تحول فناورانه‌ای که جهان را دستخوش تغییر خواهد کرد دست‌کم گرفت، زیرا کاربرد این فناوری تقریباً تمام حوزه‌های فعالیت انسانی را دربرمی‌گیرد.

اما این سکه دو رو دارد.

صادرات تراشه‌های مرتبط با هوش مصنوعی و سخت‌افزارهای مربوط به پردازش اطلاعات در آوریل ۲۰۲۶ به عدد بی‌سابقه ۳۰ میلیارد دلار رسیده و حزب کمونیست هم در برنامه پنج‌ساله جدید خود بر طرح «نیروهای مولد باکیفیت جدید» متمرکز شده است.

این عدد در نگاه اول بزرگ به نظر می‌رسد، اما اگر مقیاس آن را در نظر بگیریم، به نتیجه متفاوتی می‌رسیم. برآورد تحلیلگران این است که بخش «اقتصاد نوین» چین اعم از هوش مصنوعی، رباتیک و خودروهای برقی تقریباً ۱۵ تا ۲۰ درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور را دربرمی‌گیرد. این اعداد نشان می‌دهند که یک‌چهارم از کل رشد اقتصادی چین در سال‌های اخیر به هوش مصنوعی تعلق داشته است.

چین واقعاً پیشرفت کرده و این ارقام واقعی هستند، اما در حدی نیستند که بتوانند بارِ اقتصاد چین را به دوش بکشند و پکن هم به این مسئله واقف است.

حزب کمونیست امیدوار است که هوش مصنوعی ناجیِ چین شود، اما وجود این فناوری به‌تنهایی کفایت نمی‌کند.

بخش املاک ثبات ندارد و درحال فروپاشی است

بخش املاک چین زمانی نزدیک به یک‌چهارم از کل تقاضای تولید ناخالص داخلی این کشور را به خود اختصاص می‌داد. از زمانی که اورگرند در سال ۲۰۲۱ ورشکست شد، فروش املاک حدود ۶۵ درصد از روزهای اوج خود فاصله گرفت، ساخت‌وساز جدید هرساله ۲۰ درصد افت کرد و قیمت مسکن در ۷۰ شهر بزرگ چین بیش از سه سال متوالی نزولی بوده است.

حزب کمونیست این وضعیت را مصداق «ثبات» می‌داند، اما صندوق بین‌المللی پول وضعیت بازار املاک چین را فاجعه‌بار می‌داند و برآورد کرده که اصلاح کامل این بخش حدود ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی چین را طی چند سال می‌بلعد.

مسئله کوچکی نیست. این مشکل ساختاری است و پکن هیچ برنامه‌ای برای رفع آن ندارد و فقط در تلاش است که روند سقوط را مدیریت کند.

محل ساخت برج‌های اداری جدید در منطقه تجاری مرکزی پکن؛ ۱۸ اکتبر ۲۰۲۴. (Kevin Frayer/Getty Images)

نسلی که از بازار کار جدا مانده است

نرخ بیکاری جوانان چینی در رده سنی ۱۶ تا ۲۴ سال در بیش از دو سال گذشته در محدوده ۱۶ تا ۱۷ درصد باقی مانده که از نرخ بیکاری جوانان آمریکایی دوبرابر بیشتر است. چین در سال ۲۰۲۵ رکورد ۱۱٫۸ میلیون فارغ‌التحصیل دانشگاهی را به ثبت رساند، اما اقتصاد این کشور نتوانسته فرصت‌های شغلی تخصصی را برای فارغ‌التحصیلان فراهم کند.

اما واقعیت ممکن است به‌مراتب بدتر از این باشد.

یک استاد دانشگاه چینی جرأت به خرج داد و این موضوع را به‌شکل علنی مطرح کرد. او نرخ واقعی بیکاری جوانان را با احتساب کسانی که از جست‌وجوی کار دلسرد شده‌اند بیش از ۴۰ درصد اعلام کرد. هم‌زمان گزارشاتی منتشر شده که نشان می‌دهند بعضی از شرکت‌ها برای خود «فرصت‌های شغلی کاذب» تعریف می‌کنند تا آمار بیکاری جوانان را دستکاری کنند.

شواهد دیگری هم وجود دارد. نرخ ورود نیروی کار مهاجر به شهرهای چین، که در گذشته شاخص سنجش سلامت اقتصادی به‌شمار می‌رفت، از رشد سالانه نزدیک به ۳ درصد در سال ۲۰۲۳ فاصله گرفته و در سال ۲۰۲۵ به زیر ۱ درصد رسیده است.

بدهی، جمعیت و خروج سرمایه

یکی دیگر از شاخص‌های کلیدی اقتصاد چین، بدهی خانوار است که اخیراً از ۶۰ درصد تولید ناخالص داخلی هم فراتر رفته است. بخش عمده این بدهی به تسهیلات مسکن مربوط می‌شود که در دوران رونق بازار املاک به خانواده‌ها اعطا می‌شد؛ رونقی که حالا از بین رفته و خریداران را با مشکلات زیادی روبه‌رو کرده است.

این آمارهای ناامیدکننده را در کنار این واقعیت بگذارید که نرخ زادوولد چین در سال ۲۰۲۵ به پایین‌ترین سطح خود رسید. چشم‌انداز آینده تیره و تار است. بزرگ‌ترین نیروی کار جهان در آستانه پیری است و با شتابی که در تاریخ اقتصاد مدرن سابقه نداشته تحلیل می‌رود.

آخرین ضربه‌ای که به پیکره اقتصاد چین وارد شد، محدودیت‌های فزاینده حزب در قبال پلتفرم‌های فناوری، سرمایه خصوصی و سرمایه‌گذاری خارجی بوده است. با توجه به خروج ادامه‌دارِ سرمایه از کشور که ارزش یوآن را به‌رغم مازاد تجاری بی‌سابقه پکن کاهش داده است، اعمال این محدودیت‌ها قابل درک است. با این‌حال، محدودیت‌های اخیر بیش از آن‌که به کنترل اقتصاد چین کمک کنند، به عامل فروپاشی آن تبدیل شده‌اند.

اقتصادی چندپاره با یک شکاف عمیق

هیچ‌کدام از این واقعیت‌ها نمی‌توانند پیشرفت چین را بی‌اعتبار کنند یا آن را کم‌اهمیت جلوه دهند. بخش تولید این کشور واقعاً قدرتمند است. مازاد تجاری پکن در سال ۲۰۲۵ به عدد بی‌سابقه ۱٫۱۹ تریلیون دلار رسید. عملکرد بخش هوش مصنوعی چین هم فراتر از تبلیغات و ظاهر‌سازی است. رشد اقتصادی چین جهان را تحت تأثیر قرار داده است.

اما اقتصاد این کشور از جهات مختلف دچار گسست شده است. از یک‌سو با بخش درخشان فناوری روبه‌رو هستیم که در سطح جهانی پیشتاز است و دولت هم از آن حمایت مالی می‌کند؛ و از سوی دیگر با فروپاشی بخش املاک، بسته‌شدن درهای بازار کار به روی جوانان و خانوارهایی روبه‌رو هستیم که ترس از آینده باعث شده پول خرج نکنند.

چین از نظر اقتصادی به کشوری شباهت ندارد که قرار است به‌زودی از آمریکا پیشی بگیرد.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده: جیمز گوری نویسنده کتاب «بحران چین» (۲۰۱۳) است و در پادکست «جمهوری موزفروش» در یوتیوب درباره مسائل روز چین صحبت می‌کند.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی