
در هفتهای که گذشت طی سمینار نمایشهای آیینی و سنتی مراسم «میر نوروزی» به ثبت رسید. به گزارش روزنامه ایران در این سمینار دکتر قطب الدین صادقی سخنرانی خود را با موضوع «ابعاد زیباشناختی و جامعه شناختی میر نوروزی» ایراد کرد.
در ایران قدیم میرنوروزی از مراسم مربوط به جشن نوروز بود که در میان عامه مردم رایج بود. به طوری که رسم بود در ایام عید نوروز محض تفریح و خنده، فردی عامی و از میان مردم را به عنوان پادشاه یا امیر یا حاکمی موقتی به نام میر نوروزی انتخاب میکردند و فرمانروایان و حاکمان محلی، برای یک یا چند روز زمام امور شهری را به عهدهاش میسپردند و مردم اوامر او را رعایت کرده و لازم الاجرا میدانستند. پس از انقضای ایام نوروز پادشاهی او نیز به پایان میرسید.
در قرن نوزدهم میلادی پژوهشگری فرانسوی به نام ژاک دمورگان با دیدن اجرای این آیین در منظقه کردستان، آن را برای اولین بار ثبت و ضبط کرد. نشانی از این رسم را در رمان مشهور «دن کیشوت» اثر سروانتس نیز ملاحظه میکنیم. قهرمان داستان را که به ظاهر سفیه و ابله است در شهری لباس شاهان میپوشانند که چند روزی حکومت کند و مردم اینگونه تفریح نمایند.
در مراسم میر نوروزی که در برخی متون «امیر بهاری» نیز نامیده شده است، اعیان و اشراف لباسهای عالی و جواهرنشان، تاج مرصع، کمربند و بازو بند شاهانه، اسب و چکمه و شمشیر و خنجر و اسلحههای گرانبهای خود را در اختیار امیر بهاری میگذاشتند. اهالی شهر هرچه اسب و زر و زیور و وسایل تزئین و تشریفات داشتند برای اجرای مراسم جشن به عنوان امانت در اختیار مسئول مراسم میر نوروزی میگذاشتند.
مردم به این حاکم، همچون یک حاکم واقعی احترام میگذارند و اوامرش را هرچه باشد اجرا میکنند. در این مراسم که از اولین چهارشنبه سال نو آغاز میشود میرنوروزی در هنگام طلوع آفتاب به تخت مینشیند و شخصی بااحترام و ادب همکاران حکومت چند روزه او را معرفی میکند و و مردم شهر هم دستورهای میر را که بسیاری از آنها در جهت فراهم ساختن شادی و نشاط و سرگرمی عموم و خنداندن طبقات مردم صادر میشده، به طیب خاطر اجرا میکردند.
حافظ شیرازی نیز در دیوان خود به میر نوروزی اشاره میکند و میسراید:
« سخن در پرده میگویم چو گل از غنچه بیرون آی / که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی»
مطالب دیگر:
وقتی گلاب آدینه سراغ سیاه بازی میرود











