
بر این رواق زبرجد نوشتهاند به زر / که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند
یکی از مشکلات ارتباطی که مانع ادامه ارتباط سالم میگردد، سبک و سنگین کردن میزان محبت نسبت به یکدیگر و سنجش آن است.
هر زمان که ما به دیگری محبت و خدمتی ارائه میدهیم و در انتظار جواب آن مینشینیم، در واقع در حال بررسی بدهکاری و بستانکاری رابطهمان با آن فرد هستیم. اگر نیکی ما را جبران نکند با خود میگوییم «به او محبت کردم اما او در عوض کاری نکرد. چرا خوبیهای من به چشمش نمیآید؟ چقدر نمک نشناس است». آنگاه برآشفته میشویم و آرامش ما به هم میریزد و از او خشم و کینه به دل میگیریم. ممکن است که نیکی ما را به طریقی پاسخ دهد اما همچنان مورد پسند ما واقع نشود و با خود میاندیشیم که «من فداکاری و خدمت بیشتری نسبت به او انجام دادم ولی او محبت کمتری به من داشت. دستم نمک ندارد.«
برای داشتن رابطه سالم و مفید با دیگران بهتر است از اندازهگیری محبت و خدمات دست برداریم. البته قدرشناسی صفت پسندیدهای است وهمه به طور طبیعی فرد قدرشناس را دوست دارند و از فرد قدرنشناس خوششان نمیآید. توانایی تشخیص افراد ناسپاس به ما کمک میکند تا شناخت بهتر و بیشتری از افرادی که با آنها در ارتباطیم به دست آوریمِ اما اگر از چشم انتظاری پاسخ محبت، خارج شویم، با آسایش وآرامش بیشتری میتوانیم به ارتباط و دوستی خود با دیگران ادامه دهیم.
مطلب دیگر: مومیایی کروکودیلهای مصر دوباره آزمایش شدند؛ نتیجه تحقیق داشنمندان را شگفتزده کرد
کَرَم کن که فردا که دیوان نهند / منازل به مقداراحسان دهند
اگرانجام خوبی بدون شرط باشد، خدمت رسانی و مفید بودن برای دیگران، به جهت انجام عمل نیک و برای خوشایند خودمان انجام شود باعث رشد اخلاقی فرد میگردد، در تحقق تکامل وجودی نقش داشته و شخصیت فرد را کامل میگرداند. همچنین درسود رسانی به جامعه، انتشار نیکی و همبستگی بین افراد، ایجاد دوستی وصمیمیت کمک میکند که بسیار ارزشمند است. اما نگاه بده و بستانی در انجام کارهای نیک باعث میشود که فرد همواره منتظر و چشم به راه اثر کارش باشد و کم کم میل به جبران محبت، تبدیل به یک وابستگی میشود که به مرور روابط ما را مخدوش کرده و از رشد شخصیت ما جلوگیری میکند.
تو نیکی میکن و بر دجله انداز/ که ایزد در بیابانت دهد باز
تکرار کارهای نیک خالصانه به دیگران موجب میشود که توقع وانتظار کاهش یابد. تکرارنیکی به دیگران راهی است که باعث میشودعمل نیکمان دریادمان باقی نماند وآن را فراموش کنیم. در این صورت توقعی هم ایجاد نمیشود و خوب و مفید بودن جزو وظیفه وبرایمان عادت میشود.
خوبی و نیکی به دیگران همان احسان به خود است و پیش از اینکه دیگران از آن بهرهمند شوند، این شما هستید که از آن بهره میبرید. زیرا انسان را از سطح وابستگی به تمایلات شخصی و خودخواهی خارج میکند و به سطحی بالاتر از زندگی که دیگرخواهی است، جذب میکند.
نداشتن این نوع وابستگی در واقع آزادی حقیقی است که مانع میشود ناسپاسیها بر روی ما تاثیر بگذارند. در این صورت خود را آزادتر، آرامتر و مستقلتر احساس خواهیم کرد و لذت محبت بدون چشمداشت و توقع را خواهیم چشید.
هر چه کنی به خود کنی / گر همه نیک و بد کنی
مطالب دیگر:
آینده دختری که در ده ماهگی زیر چرخهای ماشین رانندهای مست قرار گرفت
چگونه از ترسهایتان رها شوید؟










