هر کدام از ما احتمالا در طی روز یا هفته با انتقاد مواجه می شویم؛ گاه ما انتقاد کننده هستیم و گاه در سمت انتقاد شونده قرار داریم. طبیعی است که کسی دوست ندارد انتقاد شود و برعکس مایلیم بیشتر تایید شویم. اما بدلایل مختلف از جمله با هدف بهبود و اصلاح رفتار فرزندان، بهبود کار از طرف سرپرست، تقویت مسئولیت پذیری همسر، و خیلی از انتظاراتی که از افراد مختلف مرتبط با ما برآورده نمی شوند، دست به انتقاد کردن میزنیم با این امید که اوضاع بهتر و قابل تحملتر شود.
از آنجا که شنیدن انتقاد خوش آیند نیست و میتواند موجب یک گسستگی رابطه و دوری افراد از یکدیگر و حتی رنجش و قطع ارتباط شود، لازم است بدانیم چگونه باید انتقاد کنیم تا در طرف مقابل ما بجای احساس ناخوشایند، حس پذیرش انتقاد را ایجاد کنیم و بجای ایجاد فاصله، با رفع مشکلات موجود ،موجب ارتباط بهتر شویم.
چند نوع روش برای انتقاد کردن میتواند وجود داشته باشد و به طبع، چند نوع نتیجه و پیامد را نیز در پی دارد.
- گاه خود فرد را مورد انتقاد قرار میدهیم؛ در این صورت فقط عملکرد او نیست که مورد انتقاد قرار گرفته است بلکه کل موجودیت اوست که در معرض انتقاد است، از این رو، وی خشمگین میشود و نه تنها انتقاد را نمیپذیرد بلکه به شدت از خود و عملکردش دفاع میکند و روابط وی نیز با ما تیره میشود.
برای مثال: تو سر قرار به موقع حاضر نشدی چون آدم بی ملاحظهای هستی، تو هیچ وقت این کارها را درست انجام نمیدهی و مسئولیت شناس نیستی.
- نوع دیگر انتقاد، انتقاد به عملکرد خاصی در فرد است نه خود وی؛ در اینصورت فقط از عمل یا گفتاری نادرست صحبت میشود و خصومت یا مشکلی با خود فرد معمولا پیش نمیآید؛ پیامدهای این روش، خفیفتر و ملایمتر از نوع قبلی است و به طبع واکنش فرد نیز ملایمتر بوده و ممکن است در حین دفاع از عملکرد خود، به خودش نیز نظری بیاندازد.
برای مثال: فراموش کردی به موقع سر قرار بیایی، فکر میکنی این فراموشی طبیعیه؟ آیا این فراموشی میتونه ناشی از این باشه که حاضر شدن بموقع سرقرار مساله مهمی نیست و اینکه آدم کمی دیر یا زود کنه خیلی اهمیتی نداره و مهم اینه که آدم سر قرارش حاضر بشه نه اینکه حتما سرموقع باشه؟ به هر حال فکر میکنم بموقع سر قرار آمدن میتونه مثل یک قول باشه که آدم باید بهش عمل کنه.
- نوع دیگر انتقاد، انتقاد به عملکردی است که شامل همه افراد و خود انتقاد کننده نیز میتواند بشود؛ به این صورت که منتقد نیز خود را به نوعی در آن سهیم میداند یا این طور فرض مینماید و به این شکل به جای کاربرد واژه “تو“ یا آن، از واژه “ما“ یا ماها صحبت میشود و سپس به تحلیل آن میپردازد و خود عمل نکوهش میشود.
گاه نیز منتقد از رنجی که خودش در نتیجه عملکرد فرد مقابل کشیده است حرف میزند بدون آنکه طرف دیگر را سرزنش نماید، در این صورت فرد مقابل نه تنها واکنشی تند نشان نداده، بلکه سعی میکند اوضاع را مرتب کند و سهم و مسئولیت خود را در بروز چنین اعمالی، حداقل تاحدی، برعهده بگیرد و حتی در جستجوی دلداری فرد مقابل برآید.
برای مثال: تو به موقع سر قرار حاضر نشدی و من خیلی نگران و ناراحت شدم. نمیدانم علتش چی بود ولی دوست دارم بشنوم. البته میدانم خودم هم وقتی این کار را میکنم حواسم به احساس طرف مقابل نیست که چه اتفاقی برایش میافتد و شاید وقتهایی باشه که این کار را انجام دادم، ولی الان می فهمم وقتی ماها سر قرار بموقع حاضر نشیم چقدر میتونه موجب نارحتی و نگرانی در طرف مقابل بشه.
فراموش نکنیم زمان و مکان بیان انتقاد هم مهم است و زمانی که فرد مقابل خسته است یا در حضور فردی دیگر قرار دارد، طبیعی است آمادگی شنیدن انتقاد را کمتر دارد. اما، در زمانهایی که ما کاری که طرف مقابلمان دوست داشته است انجام دادهایم و یا اینکه پاداشی را فرد مقابل دریافت کرده است (مثل دادن تقویت به کودک بخاطر کاری مناسب)، پذیرش انتقاد بهتر صورت میگیرد. انتقاد نیز همچون سایر رفتارها، نیاز است همراه با نیتی جهت بهتر شدن اوضاع انجام شود، در این صورت به احتمال بیشتری میتوانیم به هدف خود که همان رشد و بهبود است، دست یابیم.
مطالب دیگر:
انتقاد سنگین به عضویت چین در پانل شورای حقوق بشر سازمان ملل










