نویسنده: استفن مور
اگر میخواهید سوسیالیسم امروزی را بشناسید، کافی است نگاهی به انگلستانِ نهچندان خوشاقبالِ این روزها بیندازید. ماجرای افول بریتانیا باید درس عبرتِ کشورهایی باشد که با آغوش باز از سوسیالیسم استقبال میکنند.
مردم بریتانیا درباره خوب و بد بودن سوسیالیسم بحث میکنند؛ همانطور که ما در شهرهای بزرگ و ایالتهای دموکرات چنین بحثهایی داریم. دوران نخستوزیری کییر استارمر، رهبر حزب کارگر بریتانیا، به پایان رسیده است. اما به نظر میرسد بریتانیا بهجای چرخش به راست به مالکیت جمعی مورد نظر چپها گرایش پیدا کرده است. اندی برنهم، شهردار سوسیالیست پیشین منچستر، گزینه بعدی برای تصدی سمت نخستوزیری است.
گِرگ ایپ، روزنامهنگار والاستریت ژورنال، مینویسد: «سوسیالیسمی که برنهم از آن حرف میزند، سوسیالیسم واقعی است. او میخواهد دولت کنترل بخش عمده ابزارهای تولید را در اختیار بگیرد. او از مالکیت عمومی آب، مسکن، انرژی و حملونقل حمایت میکند.» برنهم این رویکرد را «سوسیالیسمِ حامی کسبوکار» مینامد.
بله، حتماً قطارها هم سر وقت حرکت میکنند.
گذشته چه زود فراموش میشود. بریتانیاییها پس از جنگ جهانی دوم بیش از سه دهه درگیر سوسیالیسم بودند. حزب کارگر ابزارهای تولید را به بوروکراتهای دولتی و اتحادیههای کارگری سپرد که بانک مرکزی انگلستان، معادن زغالسنگ، خطوط هوایی، صنایع آهن و فولاد و خدمات مخابراتی را هم شامل میشد. نتیجه این شد که قیمتها سر به فلک کشید، هیچچیز درست کار نمیکرد، آمار بیکاران افزایش یافت و بریتانیاییها فقیرتر شدند.
سهم بریتانیا از تولید جهانی به نصف کاهش یافت و از بالای ۱۰ درصد به زیر ۵ درصد رسید. شاید تنها نقطه قوت این کشور در آن مقطع چهار جوان اهل لیورپول بودند که گروه بیتلز را تشکیل دادند. آنها حس وطنپرستی مردم را تا حدی احیا کردند و به کشور رونق بخشیدند. اما رکود اقتصادی در دهه ۱۹۷۰ شدت گرفت.
در سال ۱۹۷۹ با پیروزی مارگارت تاچر در انتخابات مواجه شدیم. او با کاهش مالیاتها و خصوصیسازی حداکثری، بریتانیا را نجات داد. این سیاستها زمینهسازِ شکلگیری اقتصاد ریگانی شدند.
اما این وضعیت دوام نیاورد. بریتانیا حالا در مسیر مخالف تاچر حرکت میکند؛ درست همانطور که چپهای آمریکا میخواهند میراث رونالد ریگان و دونالد ترامپ در زمینه مقرراتزدایی، کاهش مالیاتها و سیاستهای پولی باثبات را به ورطه نابودی بکشانند.
به نظر میرسد که خشم و نارضایتی طبقه متوسط از تورم، عامل اصلی گرایش به «سوسیالیسم دموکراتیک» در هردو سوی اقیانوس اطلس باشد. وعده غذا و مسکن رایگان، مراقبت از کودکان و خدمات درمانی رایگان جذابیت زیادی دارد.
اما افزایش قیمتها نتیجه شکست سرمایهداری نبوده و بهطور کلی از چاپ گسترده پول، تعطیلی فراگیر صنایع خصوصی، خردهفروشیها و مدارس و مقررات قرنطینه دوران کرونا نشأت میگیرد. دولت به تأمینکننده اصلی تبدیل شد و هرگز نتوانست جلوی جهش عظیم مخارج خود را بگیرد.
«بحران قدرت خرید» چه در آمریکا و چه در انگلستان عمدتاً در بخشهایی به چشم میخورد که در اختیار دولت هستند یا به دست دولت اداره میشوند و کسبوکارهایی که با مقررات سختگیرانه دستوپنجه نرم میکنند. این بخشها در آمریکا شامل خدمات درمانی، آموزش و شهریه دانشگاهها هستند و در بریتانیا علاوه بر این موارد بخش انرژی، مسکن و مراقبت از کودکان را هم دربرمیگیرند.
سوسیالیسم در بریتانیا چنان ریشه دوانده که روح پیشرفت و ثروتآفرینی را از جان این کشور بیرون کشیده است. آمریکا به واکسن سوسیالیسم نیاز دارد.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: استفن مور پژوهشگر ارشد بنیاد هریتج، اقتصاددان ارشد فریدمورکس و از بنیانگذاران کمیته آزادسازی شکوفایی است. مور همچنین بهعنوان مشاور ارشد اقتصادی دونالد ترامپ فعالیت داشته است. کتاب جدید او «هیولای دولتی: نقش رشد افسارگسیخته دولت در فقیرترشدن آمریکا» نام دارد.















