نویسنده: دکتر جیک اسکات
اگر سطح کیفی محتوای هوش مصنوعی دو سال گذشته را با امروز مقایسه کنید، از میزان پیشرفت آن شگفتزده خواهید شد.
ویدئوهایی که در سال ۲۰۲۳ تولید میشدند، فاجعهبار بودند: بدترکیب، شبیه نقاشیهای کودکانه و با حرکاتی که قوانین فیزیک را نقض میکردند. اما این ویدئوها در سال ۲۰۲۵ به شکل هراسآوری واقعی شدهاند. چهره خودتان را میبینید که به شما نگاه میکند و جملاتی را با صدا، لحن و آهنگ گفتار خودتان به زبان میآورد که هرگز از دهان شما خارج نشده است. همه چیز آنقدر مجابکننده است که باور میکنید ویدئوی خودتان است.
هوش مصنوعی دنیایی از فرصتها را پیش پای انسان قرار داده است. همانطور که نسلهای پیشین هرگز تصور نمیکردند روزی برسد که یک کامپیوتر قدرتمند درون جیبشان داشته باشند و با آنسوی دنیا تماس تصویری بگیرند، پاسخ هر پرسشی را ظرف مدت چند ثانیه پیدا کرده و افکارشان را بیدرنگ به اشتراک بگذارند، تصورِ اینکه هوش مصنوعی بتواند پیشرفت کند و ویدئویی کاملاً جعلی درباره افراد غیرواقعی بسازد، در حد سوژههای علمیتخیلی بود. اما به حقیقت پیوست.
همانطور که اینترنت پرسرعت توانست شیوه تعامل و حتی درک ما را از دنیای پیرامون دستخوش تغییر کند، هوش مصنوعی نیز جهشی بزرگ در ارتباط بشر با فناوری محسوب میشود. این روزها خیلیها در زندگی روزمره خود از هوش مصنوعی استفاده میکنند؛ از کارهای دمدستی مانند ساخت تصاویر شخصی گرفته تا درخواست از چتجیپیتی یا گراک برای نوشتن ایمیلی که وقت تهیه آن را ندارند (یا تنبلی میکنند). همانطور که روزی مردم به کار کردن با تلفن همراه انتقاد داشتند، کسانی هم هستند که به فناوری و اثرات آن بر جامعه با دیده تردید نگاه میکنند.
این نگرانیها بیدلیل نیست. همین امسال در انگلستان فردی به جرم استفاده از هوش مصنوعی در «ساخت دیپفیک پورن» بازداشت شد. او از تصاویر یکی از آشنایان خود برای تولید محتوای پورن استفاده کرده بود. قاضی در حکم خود نوشت که «مردم حق دارند تصاویر خود را بدون واهمه از دستکاری و سوءاستفاده جنسی در شبکههای اجتماعی به اشتراک بگذارند».
قصد، دفاع از این فرد شرور نیست، اما کار او واقعاً «دیپفیک» نیست. استفاده از این اصطلاح کار او را بیشازحد دستبالا میگیرد. کاری که او انجام داد، یک ادیت ساده و ابتدایی در فتوشاپ بود که از زمان پیدایش اینترنت وجود داشته است. مردم از قدیم تصاویر همدیگر را ویرایش میکنند، پیامهای جعلی میسازند و نقلقولهای خود را به دیگران نسبت میدهند. کار زشتی است و بارها تکرار شده است. اما کسی واقعی بودن این تصاویر را باور نمیکند.
اما واقعنمایی روزافزون تصاویر باعث شده که محتوای جعلی قابل قبولی در رابطه با افراد واقعی تهیه شود. پیچیدگی هوش مصنوعی در حال حاضر فراتر از قرار دادن صورت آدمها بهجای یکدیگر است. هوش مصنوعی اکنون بدون رضایت یا اطلاع شما و بدون در اختیار داشتن هیچ دادهای میتواند تصویر یا ویدئویی باورپذیر و تقریباً غیرقابل تشخیص از شما بسازد. تفاوت اصلی دیپفیکهای مدرن هوش مصنوعی و کارهای فتوشاپی ابتدایی در همین چیزهاست.
بریتانیا سعی کرده تولید «دیپفیکهای» جنسی را در قالب لایحه پلیس و جرم (۲۰۲۵) غیرقانونی کند، اما لایحه پیشنهادی تعریف بسیار گستردهای ارائه کرده و دامنه وسیعی برای تولید بیاجازه دیپفیکهای جنسی در نظر گرفته است.
دولت دانمارک اعلام کرده که قصد دارد با اصلاح قانون حق تألیف در اقدامی نوآورانه امکانی را فراهم کند تا افراد به موجب آن از شبکههای اجتماعی بخواهند که محتوای جعلی دیجیتال را حذف کنند. این اقدام بخشی از اصلاحات مربوط به قانون فعلی حق تألیف دانمارک بوده و قانون مستقلی نیست. ازاینرو، قانون دانمارک برخلاف قوانینی مانند «قانون ایمنی آنلاین» در بریتانیا یا «قانون حذف محتوا» در آمریکا نام مشخصی ندارد و بهعنوان اصلاحیه قوانین موجود مطرح شده است.
به گفته دولت دانمارک، نسخه بازنگریشده این قانون به افراد اجازه میدهد که کنترل چهره، صدا و ویژگیهای ظاهری دیجیتال خود را بهطور قانونی در اختیار بگیرند؛ اقدامی که با هدف کاهش خطرات ناشی از تولید بیاجازه محتوای هوش مصنوعی در دستور کار قرار گرفته است.
اما خطری وجود که ما را تهدید میکند: این فناوری با چنان سرعتی تغییر میکند که قانون پیش از خشک شدن جوهر خودکار قانونگذاران منسوخ میشود. ازاینرو، قوانین دانمارک و بریتانیا از این فناوری عقب افتادهاند. به نظر میرسد که دانمارک به این موضوع واقف باشد. جیکوب انگل-اشمیت، وزیر فرهنگ دانمارک، تأکید کرده که «فناوری هوش مصنوعی از قوانین فعلی ما پیشی گرفته است.»
ازاینرو، دانمارک تلاش کرده که «دیپفیک» را در قوانین خود بگنجاند: «بازنمایی دیجیتال بسیار واقعی با استفاده از چهره و صدای دیگران.» با افزودن بخش «دیجیتال» به تعریف دیپفیک در قانون، دانمارک بهطور مشخص روی محتوای هوش مصنوعی تمرکز کرده و مهمتر از همه اینکه برای محتواهای طنز و هجوگونه استثنا قائل شده است.
با وضع این قوانین، نگرانیهایی در رابطه با محدود شدن آزادی بیان و ابراز عقیده شکل گرفته است. این قوانین مبهم و دوپهلو هستند و باید با احتیاط در نظر گرفته شوند. قانون دانمارک تلاش زیادی برای تعریف «دیپفیک» به خرج داده است، اما استناد به «بازنمایی دیجیتال بسیار واقعی» میتواند هر محتوایی را که نه مضر است و نه باعث گمراهی میشود، تحت تأثیر بگذارد. درواقع، هرگونه محتوای طنز یا تصویرسازی هنری ساده غیرقانونی خواهد بود. حتی اگر این تعریف را قابل قبول بدانیم، قانون فعلی این امکان را فراهم میکند که دولت بهجای مردم برای تعریف محتوای طنز تصمیم بگیرد.
«هجو» نیز تعریف مشخصی ندارد. ساخت ویدئو از یک سیاستمدار بزرگ که صحبتهایی را برخلاف عقاید و باورهایش به زبان میآورد، در دسته هجو قرار میگیرد، طنز است یا توهین تلقی میشود؟ دیپفیکهای پورن بهطور حتم قابل قبول نیستند، اما قوانین باید دقیقتر باشند تا هم بتوانیم آسیبها را بشناسیم و هم مرز بین آزادی بیان و محافظت از قربانیان احتمالی را مشخص کنیم.
منبع: بنیاد آموزش اقتصادی
درباره نویسنده: دکتر جیک اسکات یک نظریهپرداز سیاسی است که در زمینه پوپولیسم و ارتباط آن با مشروطیت سیاسی تخصص دارد. او در دانشگاههای مختلفی در بریتانیا درس داده و برای چندین اندیشکده گزارشهای پژوهشی تهیه کرده است.










