جشن باستانی مهرگان که در دوران دور یکی از جشنهای طبیعی و فصلی ایرانیان به حساب میآمد، امروزه پس از نوروز مهمترین جشن ایرانیان و پارسیزبانان دنیا شناخته میشود.
مهرگان را به مهر یا میترا، ایزد بزرگ و مشهور آریایی نسبت دادهاند. به گفته محققان، کهنترین سند مکتوبی که نام این ایزد هند و ایرانی در آن ثبت شده است، در الواح گلی متعلق به ۱۴۰۰ پیش از میلاد مسیح است که در کاپاتوکا واقع در ترکیه امروزی به دست آمده است. به باور ایرانیان باستان مهر ایزدی است که شکوه و حشمت میبخشد، نعمت و ثروت ارزانی میدارد و شادی میآفریند. آنان که وفای عهد میکنند اسبهای تیزتک میبخشد و یاوری میکند و فرزندانی دلیر و پارسا میبخشد و بدطینتان را کیفر میدهد.
نوشیروان کیهانیزاده، محقق تاریخ ایران معتقد است که طبق نوشتههای فلاسفه ایرانی قرون وسطی، هدف از برپایی آیینهای مهرگان، سپاسگزاری به درگاه خداوند بوده است که آن همه نعمت، احساس محبت و مهربانی کردن و کشش به سوی رعایت عدالت ارزانی داشته و نیز تحکیم دوستی و محبت میان ایرانیان. در ایام مهرگان مهمانیهای بزرگ برپا می شده و پذیرایی با انواع میوه و آجیل رسم بوده است.
در دورههایی از ایران باستان، آغاز سال مصادف با شروع پاییز بود و مهرگان جشن سال نو بود. به ویژه پیش از دوران ساسانیان این گونه بوده است. به همین جهت بسیاری از رسوم مهرگان و نوروز به یکدیگر شبیه هستند. رسومی مانند بارعام شاهان، تقسیم هردو ماه به شش پنجه جهت مراسم ویژه، دادخواهی مردمان، اهدای هدایای مردم و ثبت در دیوان خاص، رسیدن پیک خجسته به حضور شاه و خواندن ترانههای نمادین و خطبه موبد موبدان و گستردن سفره (خوان) ویژه مهرگان چون هفتسین نوروزی و مهرگان بزرگ و مهرگان عامه و نسبت دادن وقوع بسیاری از حوادث و رویدادها در این روز و جشن.
امروزه نیز سنت کهن آغاز سال نو از ابتدای پاییز با نام «سالِ وَرز» در تقویم محلی کردان مُـکریِ مهاباد و طایفههای کردان شُکری باقی مانده است. همچنین در تقویم محلی پامیر در تاجیکستان (به ویژه در دو ناحیه «وَنج» و «خوف») از نخستین روز پاییز با نام «نوروز پاییزی/ نوروز تیرَماه» یاد میکنند. در ادبیات فارسی (از جمله شاهنامه فردوسی) و امروزه در میان مردمان آسیای میانه و شمال افغانستان، فصل پاییز را «تیرَماه» مینامند.
همان طور که نوروز را به جمشید نسبت دادهاند، مهرگان را نیز به فریدون پادشاه ایران باستان منسوب کردهاند. در دوره هخامنشیان، مهرگان آغاز سال نو به حساب میآمد و از این روی اهمیت این جشن برای پادشاهان از نوروز بیشتر بود.
در گذشته مهرگان در روز شانزدهم مهر گرامی داشته میشد. چراکه نام شانزدهمین روز هر ماه مهر است و به همین جهت در ماه مهر و روز مهر، جشن مهرگان برگزار میشد. اما در حال حاضر جشن مهرگان به موجب تقویم زرتشتیان روز دهم هر ماه با تشریفات و مراسمی ویژه برگزار میشود. البته دقت در اشعار شاهنامه فردوسی نشان میدهد، زمان برگزاری جشن مهرگان در آغاز ماه مهر و فصل پاییز بوده است و این شیوه دستکم تا پایان دوره هخامنشی و احتمالاً تا اواخر دوره اشکانی نیز دوام داشته است. اما از این زمان و شاید در دوره ساسانی، جشن مهرگان به مهر روز از مهر ماه یا شانزدهم ماه مهر منتقل میشود.
از جالبترین مراسم این جشن، خوان و سفره مهرگانی و انجام سنتها و آئینهای آن در پیشگاه شاهان هخامنشی و ساسانی بوده است. خوان و سفره مهرگانی تا همین نیم قرن اخیر، میان زرتشتیان ایران برگزار میشد که هماکنون رو به فراموشی و نابودی است.
شواهد موجود نشان میدهد که جشن مهرگان در عصر هخامنشی در آغاز سال نو، یعنی در نخستین روز از ماه مهر برگزار میشده است. در گزارشهای مورخان یونانی و رومی از این جشن با نام «میتراکانا» یاد شده است. نام ماه مهر در کتیبه میخیِ داریوش در بیستون به گونه «باگَیادَئیش» به معنای احتمالی «یاد خدا» آمده است. از اسناد تاریخی چنین بر میآید که در دربار شاهان پارسی در زمان جشنهای مهرگان و نوروز، شاهان بار عام میدادند و هدایا از سوی مردم پیشکش میشد.
همانگونه که نوروز بزرگ و کوچک با نوروز عامه و خاصه وجود داشت، مهرگان بزرگ و کوچک نیز برگزار میشد که از لحاظ آداب و رسوم و طول روزها و ایام با هم مشابهت دارا بود. از جنبه تاریخی و تحقیقی، آغاز رواج گسترده این جشن، نوع ویژه گاهشماری است که از زمان هخامنشیان مرسوم شد و آغاز سال را پاییز قرار دادند. اما روایت داستانی فریدون و ضحاک، مشهورترین علت است که خود متحول به حوادث طبیعی به شکل کنایتآمیز میشود. فریدون بر ضحاک ظالم پیروز میشود و مردم هر ساله این واقعه را در روز مهر و ماه مهر جشن میگیرند.
درکتاب آفرینش و تاریخ، نوشته مطهربن طاهر مقدسی آمده است «ایشان نوروز و مهرگان و ایام فروردگان را بزرگ میشمارند و معتقدند که در این ایام ارواح مردگان به منازلشان باز میگردند و در این ایام خانهها را پاک میکنند و فرشها میگسترند و طعامهایی میسازند و برآنند که ارواح مردگان را از بوی و همچنین روشنایی آنها بهره است.»
بزرگانی چون ابوریجان بیرونی، کسروی، ایرانشهری، گردیزی و دیگران، علتهای مختلفی را برای این جشن ذکر کرده و مورد پژوهش قرار دادهاند.
حکیم ابوالقاسم فردوسی، حماسه سرای بزرگ ایرانی در اشارهای به مهرگان میفرماید:
فریدون چو شد بر جهان کامگار / نـــدانست جز خویشتن شهریار
بــه رسم کیان تاج و تخت مهی / بیاراست با کاخ شاهنشهی
بــه روز خجسته سـر مهرماه / بــه سر بـرنهاد آن کیانی کلاه
منوچهری دامغانی شاعر ایرانی سده پنجم هجری نیز میسراید:
شاد باشید که جشن مهرگان آمد / بانگ و آوای ِدَرای ِکاروان آمد

















