با افزایش فشار بر منابع آبی داخلی و تداوم خشکسالی در ایران، طرح انتقال آب از دریای عمان به استان اصفهان با هدف تأمین نیازهای صنعتی کلید خورده است.
به گفته محمود یزدانی، کارشناس حوزه آب، این پروژه که از مهرماه ۱۴۰۱ آغاز شده، بخشی از یک ابرپروژه ملی برای انتقال آب از دریای عمان به فلات مرکزی ایران است.
این کارشناس حوزه آب در گفتوگو با خبرگزاری میزان، اعلام کرد: «در فاز نخست، ۷۰ میلیون مترمکعب آب به اصفهان منتقل شد و در مرحله دوم این میزان به ۴۰۰ میلیون مترمکعب خواهد رسید.»
یزدانی افزود: هدف اصلی این طرح، کاهش وابستگی صنایع بزرگ مانند فولاد مبارکه و پالایشگاه اصفهان به منابع آبی داخلی، بهویژه رودخانه زایندهرود است. با اجرای آن، به همان میزان از برداشت از سفرههای زیرزمینی کاسته خواهد شد.
او تأکید کرد: کل عملیات اجرایی از طراحی تا اجرا توسط متخصصان و پیمانکاران داخلی انجام میشود و شامل نصب سیستمهای آبشیرینکن، خطوط پمپاژ، مخازن ذخیره و شبکه لولهگذاری است.
نگرانیها درباره محیط زیست و منابع مالی
در همین راستا، مجید عباسپور، کارشناس انرژی، بر ضرورت بررسی دقیق آثار زیستمحیطی این طرح تأکید کرد.
او با اشاره به وجود اکوسیستمهای حساس در سواحل جنوبی کشور، نظیر جنگلهای حرا، زیستگاه لاکپشتهای سبز و تپههای مرجانی هشدار داد: «هرگونه برداشت یا تخلیه غیراصولی میتواند خسارات جبرانناپذیری به این مناطق وارد کند.»
او توصیه کرد که تخلیه پساب نمکی حاصل از فرآیند شیرینسازی، از طریق لولهگذاری در اعماق دریا انجام شود تا از تمرکز نمک در یک نقطه و آسیب به زیستگاهها جلوگیری شود.
عباسپور همچنین بر ضرورت لحاظ کردن هزینههای پنهان پروژه (هزینههای سیاسی، اجتماعی و زیستمحیطی) در محاسبات اقتصادی آن تأکید کرد و گفت: اگر ارزیابیهای دقیق و علمی انجام شود، این طرح میتواند قابل دفاع باشد. در غیر این صورت، تبعات آن ممکن است از مزایای آن فراتر رود.
رضا آقایی، کارشناس منابع آب و محیط زیست، نیز در مقالهای در روزنامه همشهری در تاریخ ۲۵ تیر به این خبر پرداخته و نوشته است که با وجود اعلام استاندار اصفهان مبنی بر موفقیت مرحله نخست طرح انتقال آب از دریای عمان و تأکید بر نقش آن در احیای زایندهرود، کارشناسان متعددی به تناقضهای موجود در اهداف و کارکرد این پروژه اشاره کردهاند. از جمله انتقادهایی که مطرح شده، نبود توجیه اقتصادی بهدلیل هزینه بالای تأمین انرژی، ناپایداری منبع انتقالی، و عدم تمایل برخی صنایع بزرگ به استفاده از این آب است؛ چراکه بسیاری از این صنایع، از جمله فولاد مبارکه و پالایشگاه اصفهان، از سالها پیش پروژههایی برای کاهش وابستگی به آب زایندهرود و استفاده از پساب اجرا کردهاند.
منتقدان همچنین تأکید دارند که اجرای طرحهای انتقال آب بدون شناخت دقیق وضعیت اقلیمی، مصرف بیرویه و نبود مدیریت منسجم، نهتنها بحران زایندهرود را حل نمیکند، بلکه ممکن است آن را تشدید کند. از نظر این کارشناسان، راهحل پایدار در اصلاح الگوی مصرف، مشارکت ذینفعان و برقراری جریان دائمی رودخانه از سراب تا پایاب است، نه اتکای پرهزینه به منابع ناپایدار آبی.
محمد درویش، فعال محیطزیست، نیز آب اقتصادمحور را به بحرانی تعبیر میکند که از مدیریت ناکارآمد و سیاستهای اقتصادی ناپایدار سرچشمه میگیرد. به نظر او، ایران آب کافی دارد، ولی استفاده بیرویه در بخش کشاورزی و صنایع آببر، مثل چیزی که در خوزستان یا زایندهرود رخ داده، سبب شده تا منابع آب به خطر بیفتد.
درویش میگوید این مشکل با مدیریت درست و کاهش وابستگی به فعالیتهای آبمحور قابل حل است.
او در گفتو گو با اپکتایمز فارسی گفته است که ایران در بسیاری از مناطق نیاز به واردات آب ندارد بلکه مدیریت درست و انتصاب افراد متخصص در مدیریت کشور سبب بهبود اوضاع میشود.
به گفته او «دو سوم کل ذخیره آب هزارساله را در سه دهه مصرف کردیم»

















