داستان رستگاری

«مانون» از شاهکارهای مجموعه بالهی قرن بیستم است که توسط «کنت مکمیلان» اسکاتلندی طراحی شد و از آغاز نمایش آن در سالن «رویال» لندن در سال ۱۹۷۴، تاکنون بارها توسط شرکتهای مختلفی در جهان بهروی صحنه رفته است.
اولینبار در سال ۱۹۹۶، بالهی ملی کانادا، آن را بهروی صحنه برد و در سال ۱۹۹۸ دوباره آن را احیا کرد. اکنون نیز پساز ۱۶ سال قصد دارد در فصل ۲۰۱۵/۲۰۱۴ از آن پرده بردارد.
هرچند داستان آن ساده است، اما طراحی آن پیچیده و نمایش آن بسیار ظریف است. آهنگسازی آن توسط «ماسنه» انجام شده که تماشای آن را لذتبخش کرده است. مانون، تماشاگران را با خود بهمحیطی تاریخی و تخیلی میبرد که شخصیتهای آن به یکباره واقعی و تمثیلی میشوند.
مکمیلان، این باله را با اقتباس از رمان قرن هجدهم «ابه پرهوو» (آهنگساز فرانسوی) به نام «مانون لسکو» ساخت. ابه پرهوو چندین اثر الهامی ماندگار دارد که دو اپرای قرن نوزدهم ماسنه و «پویچینی» از آن دست است.
مکمیلان در این اثر برای طراحی چنین موسیقی و رقص زیبایی از چندین اثر نمایشی ماسنه کمک گرفته است.
عشق و خیانت
مانون، زن جوان و جذابی است که درهنگام ورود به یک مهمانسرا برای ملاقات با برادرش، عاشق دانشجویی بهنام «دس گریو» میشود. با اینحال، زیبایی او، توجه مردان مسن ثروتمند را نیز جلب میکند. با دیدن این موضوع، «لسکو»، برادر مانون با طرح نقشهای تصمیم میگیرد تا خواهرش را به بالاترین پیشنهاد بفروشد و در این میان با اشرافزادهای بیرحم بهنام «گولیو د مورفونتین» معامله میکند.
هرچند، این پیشنهاد توسط مانون، که باید میان عشقش، گریو و تمایل او به ثروت یکی را انتخاب کند، مسکوت میماند.
از مهمانسرایی پرجنبوجوش گرفته تا اولین ملاقات مانون و گریو در «مرداب لوییزیانا»، طراحی صحنه و لباس آن توسط «پیتر فارمر» انجام شده که بسیار واقعبینانه و خاطرهانگیز است و منعکسکنندهی شرایط تاریخی قرن هجدهم است و در کنار آن حال و هوایی تخیلآمیز نیز به آن داده است.
با اینحال، همانطور که مخاطبان آرزو دارند، میتوانند شاهد خلاقیت هنری در طراحی رقص و مهارت رقصندههایی باشند که اثری زیبا و امروزی را بهنمایش میگذارند.

مهارت و احساس
شب افتتاحیه در ۸ نوامبر، «سونیا رودریگز» و «گیلوم کت» رقصندگان اصلی، اجرایی عمیق و پراحساس را در نقش مانون و گریو به نمایش گذاشتند.
رودریگز که در نقش خود فرو رفته بود، در اولین پرده، مانون ساده را در جوانی و سرزندگی به نمایش گذاشت و در پردهی دوم، به معشوقهای جسور و نافرمان تبدیل شد و در پردهی آخر نمایشی دلخراش از مانون دلشکسته و رها شده را روی صحنه برد.
کت نیز نمایشی قوی از گریوی خیالپرداز را ارائه داد که شور و اشتیاق جوانی را بهخوبی نشان میدهد. در صحنهی آخر که مانون بهخاطر تحمل شکنجه، تقریباً غیرقابل شناسایی است، در مرکز صحنه، کت در نقش گریو ، ازخوگذشتگی بیانتهای خود را نسبتبه زن جوان بهنمایش میگذارد.
بقیهی بازیگران نیز نقش خود را هماهنگ و بهخوبی اجرا کردند. بازیگرانی همچون «رکس هریسون» درنقش گولیو د مورفونتین مغرور و «ربکا ریمزی» در نقش زنی فاسد، حتی در آخرین پرده، «جاناتان رنا»، تکخوان اصلی در نقش یک مجرم حیوانصفت نیز تصویر خوبی ارائه دادند.
«فرانچسکو گابریل فرولا»، عضو گروه باله که در نقش برادر مانون بازی میکرد، بهخوبی شخصیت بیارزش و بیعرضهای را نشان داد؛ درحالیکه «سوتلانا لونکیا» در نقش معشوقهی او توانست اجرای خیرهکنندهای از ظرافت و چابکی را بهنمایش بگذارد. رقصندهی سابق بولشویایی نیز با تشویق بینظیری از سوی تماشاگران کانادایی در اولین فصل حضورش بهعنوان رقصندهی اصلی بالهی ملی روبهرو شد.
مانون
بالهی مکمیلان، بهطور عمیقی از میان مهارت و جاذبهی موضوعی خود حرکت میکند. داستان، موضوعی را بهتصویر میکشد که حتی در زمان معاصر نیز ادامه دارد. بهنظر میرسد وسوسهی مانون در انتخاب یکی از دو راه درستی و ثروت، از دغدغههای بشریت در طول تاریخ بوده باشد.
«مانون»، یادآوریکنندهی این موضوع است که هیچ تصمیم اشتباهی بدون کیفر نخواهد ماند و نتایج و پیآمدها ممکن است مهلک و شوم باشند. اما همچون دیگر بالههای ماندگاری مثل «گیسل» و «دریاچهی سوان»، این امید را میدهد که عشق واقعی و ازخود گذشتگی، عاقبت به رستگاری ختم میشود.
اپک تایمز در ۳۵ کشور و به ۲۱ زبان منتشر میشود.










