Search
Asset 2

۴۰ سال پس از چرنوبیل؛ کارشناسان: «کارزار اطلاعات نادرست» همچنان بحث هسته‌ای را منحرف می‌کند

فاجعه چرنوبیل با باورهای رایجی از جمله مرگ صدها هزار تا میلیون‌ها نفر بر اثر سرطان، نابودی اکوسیستم‌ها و غیرقابل سکونت شدن مناطق برای هزاران سال همراه است.
سارکوفاگوس (سازه محافظ) رآکتور شماره ۴ نیروگاه هسته‌ای چرنوبیل در شهر چرنوبیل، اوکراین، در تاریخ ۲۵ ژانویه ۲۰۰۶ دیده می‌شود.(Daniel Berehulak/Getty Images)

فاجعه هسته‌ای چرنوبیل؛ باورهای رایج شامل این است که صدها هزار، حتی میلیون‌ها نفر بر اثر سرطان‌های ناشی از تشعشع جان باخته‌اند، اکوسیستم‌ها نابود شده‌اند و مناطق برای هزاران سال غیرقابل سکونت شده‌اند.

روز شنبه ۲۶ آوریل چهلمین سالگرد این فاجعه بود. چندین کارشناس، به‌همراه «انجمن اطلاعات علمی فرانسه» (سازمانی با حمایت دانشمندان برنده جایزه نوبل) هشدار می‌دهند که حافظه عمومی از این حادثه بیش از آنکه بر شواهد اپیدمیولوژیک استوار باشد، تحت تأثیر یک روایت طولانی‌مدت شکل گرفته که توسط منافع ایدئولوژیک و اقتصادی تقویت شده است.

به گفته کارشناسان، این باورها باقی‌مانده یک کارزار عمدی اطلاعات نادرست است که در دهه ۱۹۸۰ آغاز شد و هنوز هم ادامه دارد.

آن‌ها تأکید می‌کنند که پیامدهای واقعی این حادثه تنها بخش کوچکی از آن چیزی است که اغلب مردم تصور می‌کنند.

پیامدهای مستندشده این فاجعه بر سلامت انسان‌ها

مهم‌ترین آمارهای مرجع تاریخی از «کمیته علمی سازمان ملل درباره آثار تشعشعات اتمی» و «انجمن چرنوبیل سازمان ملل» به‌دست آمده که چندین نهاد از جمله آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، سازمان جهانی بهداشت، بانک جهانی و دولت‌های بلاروس، روسیه و اوکراین را گرد هم آورده است.

انجمن اطلاعات علمی فرانسه به اپک‌تایمز گفت که کارکنان نیروگاه و آتش‌نشانانی که برای مهار آتش تلاش کردند، بیشترین دوز تشعشع را دریافت کردند.

از میان آن‌ها، ۱۳۴ نفر به سندرم حاد تشعشعی مبتلا شدند، ۲۸ نفر طی سه ماه جان باختند و بیشتر دیگران با آسیب‌های دائمی مواجه شدند.

حدود ۶۰۰ هزار «پاک‌ساز» که برای ایمن‌سازی محل بسیج شدند، در کوتاه‌مدت دچار عوارض نشدند؛ اما یک پیگیری اپیدمیولوژیک ۳۰ ساله نشان داده که میزان ابتلا به لوسمی افزایش یافته و «حدود ۴ هزار نفر از میان ۶۰۰ هزار نفر در معرض بیشترین خطر (حدود ۰.۶۷ درصد)» انتظار می‌رود به این بیماری مبتلا شوند.

این انجمن تأکید کرد: «برخلاف باور رایج، اکثریت قریب به اتفاق این افراد دچار پیامدهای پزشکی مرتبط با مواجهه با تشعشع نشده‌اند.»

در میان جمعیت‌های محلی، گزارش سال ۲۰۱۸ کمیته علمی سازمان ملل درباره آثار تشعشعات اتمی نشان می‌دهد که بین سال‌های ۱۹۹۱ تا ۲۰۱۵ حدود ۲۰ هزار مورد سرطان تیروئید در افرادی که هنگام حادثه زیر ۱۸ سال بودند در اوکراین، بلاروس و مناطق آلوده روسیه ثبت شده است.

حدود ۲۵ درصد این موارد (حدود ۵ هزار مورد) به تشعشع یونیزه نسبت داده می‌شود؛ هرچند این نسبت با عدم قطعیت قابل‌توجهی بین ۷ تا ۵۰ درصد همراه است.

با این حال، در میان فعالان ضد انرژی هسته‌ای، عدد دیگری نزدیک به یک میلیون مرگ زودرس (۹۸۵ هزار نفر) بین آوریل ۱۹۸۶ تا پایان ۲۰۰۴ مطرح است.

این رقم از گزارشی در سال ۲۰۰۹ می‌آید که به سفارش و با تأمین مالی سازمان غیردولتی «گرین‌پیس» تهیه شده و هشدار داده بود «تعداد قربانیان چرنوبیل در نسل‌های آینده افزایش خواهد یافت.»

انجمن اطلاعات علمی فرانسه می‌گوید: «این رقم ۹۸۵ هزار مرگ واقع‌بینانه نیست؛ مشکل اصلی به روش مورد استفاده بازمی‌گردد.»

ناشر این گزارش بعدها به مشکل روش‌شناسی اذعان کرد. در بیانیه‌ای در ۷ نوامبر ۲۰۱۳، یکی از ویراستاران «سالنامه آکادمی علوم نیویورک» تأیید کرد که این اثر «به‌طور رسمی توسط آکادمی یا هیچ نهاد دیگری داوری علمی نشده است.»

فابین بوگله، کارشناس سیاست انرژی فرانسه، گفت: «تعارض منافع کاملاً آشکار بود. نویسنده این گزارش هم‌زمان رئیس گرین‌پیس در روسیه بود.»

یک نماد فرهنگی

کارشناسان می‌گویند دلیل ماندگاری این ترس‌ها، تولید مستمر فرهنگی پیرامون چرنوبیل است.

میرتو تریپاتی، مهندس هسته‌ای و رئیس سازمان «صدای هسته‌ای»، می‌گوید چرنوبیل به «یک نماد واقعی» تبدیل شده که پیرامون آن نوعی تصویرسازی تقریباً آیینی شکل گرفته است.

او گفت این موضوع در «ادبیات، سینما، سریال‌های تلویزیونی، بازی‌های ویدئویی، کارتون‌ها و کتاب‌های مصور» بارها بازتولید شده است.

از نمونه‌های برجسته اخیر، مینی‌سریال «چرنوبیل» شبکه «اچ‌بی‌او» است که به گفته بوگله، نمونه‌ای موفق از «روایت داستانی برانگیزاننده اضطراب» به شمار می‌رود.

تریپاتی افزود فیلم فرانسوی «رامبرانت» در سال ۲۰۲۵ نیز «مجموعه‌ای از استدلال‌های ضد هسته‌ای» ارائه کرده و نشان می‌دهد این موضوع همچنان فعال است.

او گفت نتیجه این روند، سردرگمی گسترده در میان افکار عمومی است، حتی درباره مفاهیم پایه‌ای مانند اینکه تشعشع در دوزهای پایین خطرناک نیست.

به گفته او: «رادیواکتیویته بخشی از طبیعت اطراف ماست؛ در پوسته زمین وجود دارد و همه ما به‌طور فردی رادیواکتیو هستیم. خودِ رادیواکتیویته به‌تنهایی مشکل نیست.»

او افزود مشکل اصلی نبود درک «مقیاس» است: «مردم به‌خوبی می‌فهمند که می‌توان کنار آتش گرم شد و در عین حال ممکن است دچار سوختگی شدید شد؛ اما درباره رادیواکتیویته چنین درکی از تفاوت بین مواجهه طبیعی و مواجهه شدید وجود ندارد.»

ساختار ایدئولوژیک

به گفته کارشناسان، این روایت به‌طور خودبه‌خود شکل نگرفته است. بوگله می‌گوید پیش از سال ۱۹۸۶، جنبش‌های ضد هسته‌ای در آمریکا، از جمله گروه‌هایی مانند گرین‌پیس، فاقد یک رویداد محرک بودند.

او افزود: «تنها حادثه قابل‌توجه پیش از آن، تری‌مایل آیلند در سال ۱۹۷۹ بود که هیچ تلفات جانی نداشت؛ اما چرنوبیل در سال ۱۹۸۶ به یک فرصت اطلاعاتی بزرگ برای این گروه‌ها تبدیل شد.»

تریپاتی معتقد است بخشی از جنبش محیط‌‌زیستی غربی ریشه در تفکرات مالتوسی و «ضد رشد» دارد که با پیشرفت صنعتی در تضاد است و انرژی هسته‌ای را نماد این پیشرفت می‌داند.

او گفت: «انرژی هسته‌ای به نماد رد جامعه مصرفی صنعتی تبدیل شد.»

او همچنین تأکید کرد که یکی از ماندگارترین آثار این کارزار، تصورات مربوط به «جهش‌های هیولایی» است.

او افزود: «این ایده که رادیواکتیویته به‌خودی‌خود بسیار خطرناک است و باعث جهش‌های عجیب در انسان و حیوانات شده، کاملاً خیالی و بدون هیچ پایه علمی یا تاریخی است. این‌ها در حد داستان‌های علمی-تخیلی است.»

او به برنامه‌ای رادیویی اشاره کرد که در آن یکی از شنوندگان اصرار داشت چنین مواردی را دیده است و گفت: «نه، این نادرست است. این کاملاً اطلاعات نادرست است.»

فاجعه‌های پنهان

کارشناسان می‌گویند تمرکز افراطی بر چرنوبیل باعث شده فجایع صنعتی دیگر که از نظر تلفات بزرگ‌تر بوده‌اند، کمتر مورد توجه قرار گیرند.

تریپاتی به حادثه بوپال در سال ۱۹۸۴ اشاره می‌کند — نشت گاز در کارخانه یونیون کارباید در هند — که هزاران کشته مستقیم و صدها هزار قربانی غیرمستقیم داشت و آن را «به‌مراتب بزرگ‌تر از چرنوبیل» می‌داند.

او همچنین به حوادثی مانند سووزو در ایتالیا، انفجار بندر بیروت و فروپاشی سد بانکیائو در چین در سال ۱۹۷۵ اشاره کرد که بیش از ۱۰۰ هزار قربانی داشت.

بوگله گفت: «منبع انرژی‌ای که بیشترین تلفات فوری را داشته، هسته‌ای نیست.»

او افزود زغال‌سنگ روزانه جان انسان‌ها را می‌گیرد: «حدود ۱۰۰ مرگ به‌ازای هر تراوات‌ساعت در برابر ۰.۰۴ مرگ برای انرژی هسته‌ای.»

تریپاتی گفت تلفات ناشی از زغال‌سنگ در اروپا سالانه به ده‌ها هزار نفر می‌رسد و حتی ذرات معلق ناشی از نیروگاه‌های زغال‌سنگ لهستان به فرانسه می‌رسد و تأثیر آن بیشتر از تشعشعات چرنوبیل بوده است.

بوگله این نابرابری در توجه رسانه‌ای را ساختاری می‌داند؛ مشابه اینکه سقوط هواپیما تیتر اول می‌شود، در حالی که حوادث مرگبارتر کمتر دیده می‌شوند.

تریپاتی افزود: «اکثریت بزرگی از جوانان حتی تصور می‌کنند انرژی هسته‌ای به تغییرات اقلیمی کمک می‌کند، در حالی که چنین نیست. یک شکاف کامل میان باور و واقعیت وجود دارد.»

میراث ایمنی فراموش‌شده

تریپاتی می‌گوید یکی از بخش‌های حذف‌شده از روایت عمومی، تحول بزرگ در ایمنی پس از چرنوبیل است. مفهوم «فرهنگ ایمنی» پس از این حادثه شکل گرفت و در قالب نهادهایی مانند انجمن جهانی اپراتورهای هسته‌ای نهادینه شد.

او گفت این نهاد بر پایه نظارت متقابل و بازرسی‌های میدانی میان اپراتورها فعالیت می‌کند: «چرا می‌توان به این سیستم اعتماد کرد؟ نه به دلیل اخلاق برتر، بلکه چون این صنعت می‌داند هر حادثه‌ای در هر نقطه جهان می‌تواند آن را زمین‌گیر کند.»

او افزود حادثه فوکوشیما در سال ۲۰۱۱ — با وجود نداشتن تلفات مستقیم ناشی از تشعشع — «کل صنعت هسته‌ای جهان را به زانو درآورد.»

به گفته او، این موضوع نشان می‌دهد بقای صنعت هسته‌ای به ایمنی وابسته است.

او همچنین تأکید کرد که انرژی هسته‌ای یک فناوری نوظهور نیست: «این صنعتی با ۶۰ تا ۸۰ سال سابقه جهانی و تجربه‌ای بسیار گسترده در شرایط مختلف است.»

با این حال، برداشت عمومی همچنان متفاوت است: «چرنوبیل تنها حادثه هسته‌ای غیرنظامی در تاریخ است که منجر به تلفات مستقیم شد؛ تنها مورد. همین ویژگی باعث شده به نقطه تمرکز مخالفان انرژی هسته‌ای تبدیل شود.»

هزینه‌های ملموس

تریپاتی معتقد است موضع ضد هسته‌ای در جنبش محیط‌زیستی نوعی تناقض است: «نمی‌توان هم مدافع محیط‌زیست و سلامت عمومی بود و هم با انرژی هسته‌ای مخالفت کرد؛ این در تضاد با علم است.»

او پرسید که اگر کشورهای غربی بیشتر به انرژی هسته‌ای متکی بودند، امروز وضعیت تغییرات اقلیمی، آلودگی هوا و وابستگی به سوخت‌های فسیلی چگونه بود؟

در پایان، او تأکید کرد: «می‌توان درک کرد که در سال ۱۹۸۶ ترس و وحشت ایجاد شد؛ اما اینکه ۴۰ سال بعد همچنان همان روایت‌ها و همان اطلاعات نادرست تکرار می‌شود، نشان‌دهنده نوعی خرافه مدرن است که به شواهد توجهی ندارد.»

او گفت: «ما همچنان با یک پدیده جهانی اطلاعات نادرست درباره چرنوبیل روبه‌رو هستیم — افسانه‌ای شهری که به ابعاد جهانی رسیده است.»

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی