نویسنده: برایان برولوت
پنج ماه از آغاز جنگ ایران گذشته و بهتدریج آشکار شده که این درگیری در موشک و تحریم و نفتکش خلاصه نمیشود. این جنگ از واقعیتی عمیقتر درباره جنگهای مدرن پرده برمیدارد: کشورهای دموکراتیک اغلب در شناخت فرهنگ راهبردی رژیمهای تمامیتخواه مشکل دارند.
دولتهای غربی همیشه بر این باور بودهاند که فشارهای اقتصادی سرانجام این رژیمها را به سازش سیاسی وامیدارند. طرح تحریم ایران هم بر همین اساس شکل گرفته است. با اینحال، تاریخ بارها نشان داده که حکومتهای انقلابی بقای ایدئولوژیک خود را به رفاه اقتصادی ترجیح میدهند. اگر پای حفظ قدرت در میان باشد، این حکومتها اغلب فشار زیادی به مردم خود تحمیل میکنند.
جمهوری اسلامی یکبار دیگر درستی این فرضیه را ثابت کرده است. اقتصاد این کشور بهشدت آسیب دیده است، صادرات نفت محدود شده، تورم افزایش یافته و ریال ارزش خود را از دست داده است. مردم ایران هزینه این شرایط را با افزایش قیمتها، کاهش قدرت خرید و بلاتکلیفی اقتصادی میپردازند. تهران با وجود تمام این مشکلات همچنان با عزم راسخ به ادامه جنگ دامن میزند.
این درگیری یکبار دیگر به کشورهای جهان نشان داده که چرا صلح و ثبات در خلیج فارس اهمیت دارد. روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از طریق تنگه هرمز جابهجا میشود که تقریباً ۲۰ درصد از مصرف جهانی نفت را پوشش میدهد. حتی تهدید به ایجاد اخلال در این مسیر حیاتی باعث آشفتگی بازارهای انرژی بینالمللی و زنجیرههای تأمین جهانی میشود.
جای تعجب ندارد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هرگز بهدنبال افزایش رشد اقتصادی یا بهبود سطح زندگی مردم نبوده و همیشه بر حفظ جمهوری اسلامی و دفاع از ایدئولوژی انقلابی خود تمرکز داشته است؛ رویکردی که این نظام با تکیه به آن پدید آمده است. تا زمانی که این هدف به قوت خود باقی است، فشار اقتصادی هیچ تغییری در محاسبات راهبردی رژیم ایجاد نخواهد کرد.
درک این تمایز حیاتی است، زیرا موفقیت نظامی مستلزم شناسایی مرکز ثقل دشمن است. کارل فون کلاوزویتس، نظریهپرداز نظامی، مرکز ثقل را مصداق منبع قدرت و انسجام میداند. دولتهای غربی اغلب زیرساختهای اقتصادی را با اراده سیاسی اشتباه میگیرند. آنها گمان میکنند که اعمال فشار مالی سرانجام به سازش سیاسی منجر خواهد شد. اوضاع گاهی به همین منوال پیش میرود، اما اغلب اینطور نیست.
در طول تاریخ بارها با رژیمهای تمامیتخواهی روبهرو شدهایم که بهرغم تنگناهای اقتصادی توانستند کنترل سیاسی کشور را حفظ کنند. عزم و اراده ملی، باورهای ایدئولوژیک و نهادهای زورگوی حکومتی میتوانند ساختار سیاسی نظام را تا مدتها بعد از آنکه ناظران خارجی فروپاشی آن را قطعی میدانند، پابرجا نگهدارند.
این مسئله مختص ایران نیست. روسیه هم مسیر مشابهی را در مواجهه با تحریمها و ادامه جنگ اوکراین پیموده است. چین سالها تلاش کرده تا اقتصاد، پایگاه صنعتی و نهادهای سیاسی خود را برای رقابت راهبردی بلندمدت با غرب آماده کند. آنها فهمیدهاند که درگیری مدرن در رویارویی نظامی خلاصه نمیشود و با تابآوری، ظرفیت صنعتی و اراده سیاسی سروکار دارد. این مسئله بر بازارهای مالی هم اثر گذاشته است. به محض آنکه خطر اختلالات طولانیمدت در عرضه انرژی خاورمیانه بالا گرفت، بهای نفت برنت از بشکهای ۱۰۰ دلار فراتر رفت.
این مسئله مستلزم آن است که کانادا و متحدان این کشور رویکرد بهتری در حوزه امنیت ملی در پیش بگیرند. تحریمهای اقتصادی همچنان اهرم سیاسی مؤثری هستند، اما بهتنهایی راه به جایی نمیبرند. تحریمها باید بخشی از راهبرد گسترده دولت باشند و دیپلماسی، بازدارندگی نظامی، امور اطلاعاتی، توانمندیهای سایبری و تابآوری اقتصادی را با هم ادغام کنند. شاید مهمترین جنبه این مسئله بُعد روانشناختی آن باشد. جوامع دموکراتیک معمولاً کشورهای متخاصم را با تکیه به ارزشهای خود قضاوت میکنند. ما فرض میکنیم دیگران هم هزینه سود و زیان را در برآوردهای خود لحاظ میکنند، اما واقعیت چیز دیگری است. موفقیت راهبردی مستلزم آن است که دشمن را همانگونه که هست بشناسیم، نه آنگونه که دوست داریم باشد.
جنگها درنهایت به اراده سیاسی طرفین بستگی دارند و در قوای نظامی آنها خلاصه نمیشوند. پنج ماه از شروع جنگ ایران گذشته و دیگر نمیتوان این واقعیت را نادیده گرفت. عرصه نبرد به کلاس درس تبدیل شده و به ما گوشزد میکند که با فشار اقتصادی نمیتوان در جنگ به پیروزی رسید. پیروزی زمانی حاصل میشود که منابع سیاسی، نظامی و ایدئولوژیک دشمن را بهدرستی بشناسیم و راهبرد مؤثری برای مقابله بیپرده با آنها در پیش بگیریم.
با توجه به اینکه کانادا با جهانی بیثباتتر از همیشه روبهروست که با اقدامات روسیه و ایران و جاهطلبی فزاینده چین دستبهگریبان است، شاید این نکته مهمترین درسی باشد که این کشور میتواند از تحولات اخیر بگیرد.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
برایان برولوت ریاست بنگاه سرمایهگذاری خصوصی استرلینگ-تراست را برعهده دارد که در اتاوا فعالیت میکند. برولوت دکتری مدیریت بازرگانی دارد و بیش از چهار دهه در ارتش و بخش خصوصی و دولتی فعالیت داشته است. او در ژوئن ۲۰۲۶ بهعنوان نایبرئیس انجمن ناتو کانادا منصوب شد.
















