Search
Asset 2

کنراد بلک: مذاکرات ترامپ درباره اوکراین اعتمادِ ازدست‌رفته را به ناتو بازمی‌گرداند

مذاکرات اخیر درباره حل‌وفصل جنگ روسیه و اوکراین نقش تعیین‌کننده‌ای در تضمین بازسازی و یکپارچگی مؤثر ائتلاف ناتو داشته‌اند.
عکس یادگاری دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، و ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، با رهبران اروپایی بعد از دیدار در کاخ سفید؛ واشینگتن، ۱۸ اوت ۲۰۲۵. (Win McNamee/Getty Images)

نویسنده: کنراد بلک

متعاقب آن‌که دونالد ترامپ در روز ۱۵ اوت (۲۴ مرداد) در باند فرودگاه آلاسکا با روی خوش از ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، استقبال کرد، موجی کوتاه اما سیل‌آسا در انتقاد از او به راه افتاد. این یکی از اصول دیپلماسی است که وقتی کسی می‌خواهد بین طرف‌های درگیرِ جنگ صلح برقرار کند، باید بدون توجه به نظر شخصی خود درباره آن‌ها با هردو طرف برخوردی محترمانه داشته باشد. واهمه نابخردانه اروپایی‌ها و کانادایی‌ها از این‌که ترامپ تحت تأثیر پوتین قرار گرفته و اوکراین را برای تسلیم شدن در برابر روسیه تحت فشار گذاشته است، بعد از دیدار ترامپ با رهبران اروپا در روز ۱۸ اوت (۲۷ مرداد) در کاخ سفید سوخت و خاکستر شد.

یادآوری چند نکته مهم در این زمینه خالی از لطف نیست. وقتی معلوم شد که کمک‌های آنگلا مرکل، صدر اعظم کهنه‌کار آلمان، به اوکراین برای مقابله با تجاوز روسیه از پتو و کلاه ایمنی فراتر نمی‌رود، ترامپ سیاست منفعلانه باراک اوباما را کنار گذاشت و موشک‌های جاولین را در اختیار اوکراینی‌ها قرار داد که به آن‌ها کمک کرد جلوی حملات زرهی روسیه را بگیرند. ترامپ به جو بایدن هشدار داد که نباید این‌طور جلوه دهد که حمله روسیه برای تصرف مناطق روس‌زبان اوکراین مشروع است و صرفاً اشغال کامل این کشور نامشروع خواهد بود. وقتی ستاد مشترک ارتش آمریکا پیش‌بینی کرد که روسیه ظرف مدت یک ماه اوکراین را اشغال خواهد کرد و تلویحاً گفت که کاری از دست هیچ‌کسی ساخته نیست، ترامپ مخالفت کرد.

به‌رغم انتقادات مکرر و به‌جای ترامپ از روند افول ناتو- این پیمان به «ائتلاف کشورهای داوطلب» تبدیل شده و اعضای آن با خشنودی از چتر نظامی آمریکا سود می‌برند، اما تعداد اندکی از آن‌ها برای دفاع از خود به اندازه کافی هزینه می‌کنند و اگر عملیات ناتو ارتباطی با منافع آن‌ها نداشته باشد، از مشارکت در آن می‌پرهیزند- او همواره از حامیان سرسخت این ائتلاف قدرتمند بوده است. هم‌زمانی غیرمنتظره تجاوز روسیه و تهدید ترامپ مبنی بر توقف حمایت نظامی از کشورهای منفعل ناتو به شکلی معجزه‌آسا به سه‌برابر شدن تعهدات مالی اعضای ائتلاف منجر شده است؛ به استثناء آمریکا که سال‌ها بار مالی ناتو را به دوش کشیده است.

این مسئله باعث شد که ناتو از نظر مالی و همبستگی درونی به شکل بی‌سابقه‌ای تقویت شود. در نشست روز ۱۸ اوت در کاخ سفید، چهار رهبر اروپایی اعم از رئیس‌جمهور فرانسه، صدراعظم آلمان و نخست‌وزیران بریتانیا و ایتالیا به‌همراه دبیرکل ناتو و رئیس کمیسیون اروپا بر اجماع کامل ناتو بر سر جلوگیری از اشغال اوکراین از سوی روسیه تأکید کردند. وقوع این اتفاق ظلم بزرگی به مردم شجاع اوکراین و دال بر سقوط اخلاقی غیرقابل انکار ائتلاف غرب خواهد بود که درعمل به منزله افول مهم‌ترین دستاورد راهبردی غرب بعد از پیروزی بزرگ و مسالمت‌آمیز خود در جنگ سرد تعبیر خواهد شد. اوکراین، بعد از روسیه، بزرگ‌ترین جمهوری اتحاد جماهیر شوروی سابق به شمار می‌رفت.

خوانندگان به خاطر دارند که سران دولت‌های اروپایی ناتو و کانادا چند ماه پیش از سر نگرانی جنجال به پا کردند که آمریکا در آستانه خروج از ائتلاف است و مسئولیت دفاع از اوکراین را به اروپای غربی محول خواهد کرد، درحالی‌که همه می‌دانستند اروپایی‌ها فاقد امکانات و اراده لازم برای دفاع از اوکراین بودند. این جنجال به سود ترامپ تمام شد، چراکه او توانست موافقت فوری اعضای ناتو را با مشارکت یکسان در تأمین بودجه ائتلاف جلب کند. از این‌رو، با توجه به تعهدات مالی بیشتر و گسترش قابل‌توجه اعضای ائتلاف در مقایسه با روزهای نخستین، که صرفاً بخشی از راهبرد آمریکا در مهار شوروی به شمار می‌آمد، ناتو در حال حاضر از قدرتی برخوردار است که پیش از این بی‌سابقه بوده است. در آن مقطع، ۱۱ عضو ناتو حکومت‌های کمونیستی داشتند و فنلاند و سوئد نیز خود را بی‌طرف می‌دانستند.

خوش‌بینی نسبت به اوکراین قابل توجیه است. نخست آن‌که ائتلاف کشورهای غربی باعث شد که آرزوی دیرینه روسیه برای تجزیه غرب یک‌بار برای همیشه نقش بر آب شود؛ از پیشنهاد استالین به کنراد آدناوئر، صدراعظم آلمان غربی، در دهه ۱۹۵۰ مبنی بر وحدت دوباره دو آلمان به‌ازای بی‌طرفی این کشور بگیرید، تا تلاش گورباچف برای فریب اروپای غربی با شعارهایی همچون «اروپا خانه مشترک ماست» که با هدف مقابله با همبستگی کشورهای دموکراتیک غربی مطرح می‌شدند. تولید ناخالص داخلی روسیه از کانادا هم کمتر است. روسیه در این جنگِ دیوانه‌وار بیش از ۱ میلیون تلفات داده است. روسیه نمی‌تواند تا ابد در برابر این رقیب مصمم به جنگ ادامه دهد؛ آن هم در شرایطی که رقیب از پشتیبانی عظیم ائتلافی برخوردار است که پنج تا ده‌برابر قدرتمندتر از اوست.

دومین دلیل خوش‌بینی ما این است که ترامپ در اقدامی راهبردی ترتیبی داده که اعضای اروپایی ناتو پیشرفته‌ترین تجهیزات نظامی آمریکا را خریداری و به اوکراین منتقل کنند و به این شکل توانسته که حامیان انزواطلب خود را ساکت نگه‌دارد. این تجهیزات به اوکراین کمک می‌کنند که غیرنظامیان روسیه را همچون مردمان شجاع اوکراین با ناملایمات جنگ آشنا کند، بدون این‌که هزینه‌ای روی دست مالیات‌دهندگان آمریکایی بگذارد. گفتنی است که روسیه در این شرایط دیگر توان ادامه دادن جنگ را نخواهد داشت. اگر پوتین برای پایان دادن به جنگ همچنان بر شروط غیرعقلانی خود پافشاری کند، ظرف مدت چند ماه به واسطه تحریم‌های ثانویه ترامپ به ورطه ورشکستگی ملی فروخواهد غلتید. وقتی نوبت به انتخاب بین تجارت با آمریکا و روسیه برسد، هر کشوری به استثناء بلاروس به سمت آمریکا خواهد رفت.

آخرین دلیل خوش‌بینی ما، که مهارت دیپلماتیک ویژه‌ای را می‌طلبد، این است که ترامپ تقریباً برخلاف تمام رهبران غربی به این نکته پی برده که غرب علاوه بر جلوگیری از اشغال اوکراین به دست روسیه باید به شکلی به جنگ خاتمه دهد که هم ادعای تاریخی روسیه بر مناطق روس‌زبان اوکراین به رسمیت شناخته شود و هم مشروعیت و امنیت بی‌چون‌وچرای اوکراین در مرزهای تقلیل‌یافته این کشور محترم شمرده شود. این امر باعث می‌شود که روسیه با حفظ کرامت خود از جنگ خارج شود و قبول کند که روابط دوستانه با غرب نتیجه بهتری خواهد داشت، تا این‌که همچنان زیر یوغ امپریالیسمِ خودرأی چین به کار خود ادامه دهد. این وضعیت تا حدی شبیه تجربه ریچارد نیکسون است که اجازه نداد اسرائیل در سال ۱۹۷۳ ارتش مصر را در صحرای سینا محاصره کند تا مصر بتواند بعد از نبردی شرافتمندانه با عزت و احترام صلح کند و به عادی‌سازی روابط خود با اسرائیل بپردازد.

از اقدامات اخیر ترامپ پیداست که چنین راه‌حلی را پیشنهاد خواهد کرد، زیرا اگر پوتین به رفتار غیرمنطقی خود ادامه دهد، آمریکا می‌تواند روسیه را تحت فشار بگذارد. اوکراین باید مستقل باشد. روسیه نیز باید قبول کند که کشوری غربی است و ربطی به شرق ندارد. این موج انتقادی که علیه ترامپ به راه افتاده، پژواک ضعیف همان نفرت‌پراکنیِ متعصبانه و بیمارگونه‌ای است که همیشه علیه او وجود داشته است.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده: کنراد بلک به مدت ۴۰ سال از برجسته‌ترین سرمایه‌گذاران کانادا بوده و جزو پیشگامان انتشار روزنامه در جهان است. او مؤلف زندگی‌نامه فرانکلین دی. روزولت و ریچارد نیکسون و اخیراً «دونالد جی. ترامپ: رئیس‌جمهوری که مثل هیچ‌کس نیست» است که نسخه جدید آن به تازگی منتشر شده است.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی