Search
Asset 2

نگاهی به گزارش‌های نیویورک تایمز؛ مرز واقعیت و شبه‌واقعیت در کجاست؟

گزارش هفته گذشته نیویورک تایمز درباره برنامه آمریکا و اسرائیل برای به قدرت رساندن محمود احمدی‌نژاد بازتاب‌هایی در محافل رسانه‌ای داشته است.
ساختمان روزنامه نیویورک تایمز در تاریخ ۲۰ مه ۲۰۲۶ در شهر نیویورک.(Michael M. Santiago/Getty Images)

گزارش هفته گذشته نیویورک تایمز درباره برنامه آمریکا و اسرائیل برای به قدرت رساندن محمود احمدی‌نژاد رئیس سابق جمهوری اسلامی از جمله مقاله‌هایی است که در روزهای گذشته بازتاب‌هایی در محافل رسانه‌ای، از شبکه‌های اجتماعی گرفته تا رسانه‌های داخلی ایران داشته است.

این نوشته علاوه بر بررسی واکنش‌ها به این مقاله، نگاهی به چند مقاله‌ بحث‌برانگیز این روزنامه دارد.

«این یک کارزار اطلاعات نادرست است»

مئیر جاودانفر، روزنامه‌نگار ایرانی‌ یهودی ساکن تل‌آویو در واکنش به این مقاله در صفحه ایکس خود نوشت: «به‌عنوان کسی که در نگارش زندگی‌نامه محمود احمدی‌نژاد مشارکت داشته‌ام، به‌نظر من این یک کارزار اطلاعات نادرست است.»

او درباره ماجرای حمله اسرائیل به خانه احمدی‌نژاد بیان کرد: «این یک سوءقصد نافرجام بود.»

جاودانفر همچنین این مقاله نیویورک تایمز را تلاشی از سوی احمدی‌نژاد و حامیانش برای «تقویت اعتبار ناچیز او» در سیاست ایران دانست.

نیویورک تایمز هفته گذشته در مقاله‌ای به نقل از یک فرد نزدیک به محمود احمدی‌نژاد و چند مقام آمریکایی که نامی از آن‌ها نبرد، ادعا کرد که اسرائیلی‌ها قصد داشتند با حمله به خانه احمدی‌نژاد، محافظانش را از بین ببرند و او را به قدرت برسانند، اما احمدی‌نژاد بعد از تجربه نزدیک به مرگی که بعد از حمله به خانه‌اش صورت گرفت، از تغییر حکومت در ایران «دلسرد» شد و از آن زمان تاکنون در انظار عمومی دیده نشده و محل اقامت و وضعیت فعلی‌اش نامشخص است.

عبدالرضا داوری، مشاور سابق احمدی‌نژاد نیز در این‌باره به رسانه داخلی رویداد ۲۴ گفته است که برخی ادعاهای مطرح شده در مقاله نیویورک تایمز درست است. او مدعی شد که ممکن است برای آمریکایی‌ها، احمدی‌نژاد مهره مهمتری نسبت به شاهزاده رضا پهلوی باشد و این مساله «مهم» است و رسانه‌های ایرانی بهتر است بیشتر به آن بپردازند.

رسانه اسرائیلی وای‌نت به نقل از سیما شاین، مسئول پیشین بخش ایران در موساد گزارش داد: «احمدی‌نژاد ضدیهودی‌ترین فردی بود که وجود داشت. چطور ممکن است تصور شود او بخواهد به‌دلیل حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، عامل تغییر شود، در حالی که این دو کشور بزرگ‌ترین دشمنان جمهوری اسلامی محسوب می‌شوند؟»

«مشهور بودن به معنای درست بودن نیست»

آریا کنگرلو، تحلیلگر سیاسی نیز در این‌باره به اپک تایمز گفته است زمانی که یک مقاله در رسانه‌های مشهوری مانند نیویورک تایمز منتشر می‌شود، بسیاری از خوانندگان تصور می‌کنند که خبر موردنظر درست است، اما لزوما انتشار یک مطلب در یک رسانه مشهور به منزله درست بودن آن نیست و عوامل دیگری نیز در انتشار مطالب دخیل هستند.

او افزود زمانی که این رسانه‌ها خبرهایی با استناد به منابع ناشناس به اصطلاح «موثق» نقل می‌کنند، باید در صحت این نوع خبرها شک کرد.

به گفته کنگرلو، مقاله اخیر نیویورک تایمز اولین «اشتباه بزرگ» این روزنامه در تحلیل سیاسی و خبررسانی نیست و آخرین اشتباهشان هم نخواهد بود.

خبرنگار نیویورک تایمز قحطی در شوروی را انکار می‌کرد

در فصل سیزدهم کتاب شبح کمونیسم در حال حکمرانی در جهان ما آمده است که والتر دورانتی‌، خبرنگار وقت نیویورک تایمز مسکو در دوره جنگ سرد بود، او جایزه پولیتزر سال ۱۹۳۲ را به‌خاطر مجموعه گزارش سیزده قسمتی خود درباره برنامه پنج ساله توسعه شوروی کسب کرد. اما جی لاوستون، کمونیست سابق آمریکایی و ژوزف آلسوپ‌ روزنامه‌نگار برجسته، معتقدند که دورانتی در ظاهر به عنوان خبرنگار کار می‌کرد، اما یک جاسوس در پلیس مخفی اتحاد جماهیر شوروی بود.

در طول قحطی بین سال‌های ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۳ که باعث ویرانی اوکراین و مناطق دیگر اتحاد جماهیر شوروی شد، دورانتى قطحی و مرگ میلیون‌ها نفر از گرسنگی در جماهیر شوروی سابق را انکار و ادعا کرد که «هرگونه گزارش از قحطی در روسیه امروز، تبلیغاتی مبالغه‌آمیز یا بدخیم است.»

رابرت کانکوئست‌، مورخ مشهور انگلیسی و متخصص تاریخ اتحاد جماهیر شوروی نوشت: «انکار قحطی توسط آقای دورانتی، به‌عنوان یکی از بهترین‌ها خبرنگاران شناخته‌شده در جهان برای یکی از مشهورترین روزنامه‌های جهان، مانند انجیل مورد پذیرش قرار گرفت… به‌دلیل اعتبار این روزنامه، او بر فکر هزاران خواننده دیگر درباره شخصیت ژوزف استالین و رژیم اتحاد جماهیر شوروی نیز تأثیر گذاشت و او مطمئنا روزولت، رئیس جمهور تازه منتخب‌شده آمریکا را تحت تأثیر قرار داد تا اتحاد جماهیر شوروی را به‌رسمیت بشناسد.»

ماجرای نامه «عذرخواهی» نیویورک تایمز به سفارت چین چه بود؟

جیل آبرامسون، سردبیر پیشین نیویورک‌تایمز در کتاب خود به نام «تاجران حقیقت» درباره تاثیرگذاری بخش تجاری رسانه بر بخش تحریریه خبر و تولید محتوای رسانه‌ها هشدار داده و در بخشی از کتاب خود نوشته است که بعد از انتشار یک گزارش تحقیقی درباره ثروت عظیم خانواده‌های سران حزب کمونیست چین، سالزبرگر ناشر نیویورک تایمز نامه‌ای تهیه کرده بود که در آن از دولت چین «تقریبا عذرخواهی» کرده بود و قرار بود این نامه را به سفارت چین تحویل دهد.

این کارمند ارشد سابق نیویورک تایمز همچنین گفت که ناشر نیویورک تایمز حتی برای این هدف به چین سفر کرد تا با مقامات حکومت چین گفتگو کند.

به گفته آبرامسون، دو سال بعد از ماجرای این نامه که به مشاجره‌ای میان او و سالزبرگر منجر شده بود، او از سردبیری نیویورک تایمز کنار گذاشته شد.

با این حال ماجرای روابط بحث‌برانگیز این روزنامه با حکومت چین به اینجا ختم نشد.

دونالد ترامپ در ۱۲ آوریل ۲۰۲۰ با انتقاد از نیویورک تایمز در صفحه ایکس خود نوشت که این روزنامه تلاش کرده است تا واقعیت‌ها را دستکاری کند و منشا ویروس کرونا را اروپا اعلام کرده است، نه چین.

او در ادامه پرسید که نیویورک تایمز با انتشار چنین خبر جعلی، قرار است چه امتیازی از دولت چین بدست آورد؟

نیویورک تایمز به گروه مخالف حزب کمونیست چین حمله می‌‌کند

همچنین انتشار مقاله‌هایی در نیویورک تایمز علیه گروه هنری شن یون و گروه معنوی فالون گونگ که برای بیش از دو دهه هدف سرکوب حکومت کمونیستی چین بوده‌اند، از موضوعاتی بوده است که واکنش‌های مجموعه شن یون و انجمن فالون گونگ را در پی داشته است.

شن یون یک مجموعه نمایش‌های هنری است که هر ساله در پنج قاره دنیا صدها برنامه نمایشی اجرا می‌کند. هنرمندان در این نمایش‌ها با استفاده از رقص کلاسیک چینی داستان‌های باستانی بزرگترین تمدن تاریخ را روایت می‌کنند. برگزارکنندگان شن یون هدف از اجراهای خود را احیای فرهنگ ۵ هزار ساله چین قبل از کمونیسم می‌دانند.

با این حال، گزارش‌های متعددی درباره تلاش‌ حکومت کمونیستی چین برای جلوگیری از اجرای این برنامه‌ها در کشورهای مختلف منتشر شده است؛ اقداماتی که از فشارها و رایزنی‌های دیپلماتیک مقامات چینی و کارزارهای تخریبی گرفته تا ارسال ایمیل‌های ناشناس با تهدید به بمب‌گذاری سالن‌های میزبان این اجراها را دربر می‌گیرد.

هم‌زمان، نیویورک تایمز گزارش‌های متعددی علیه مجموعه هنری شن یون منتشر کرده است که در آن، به نقل از دو رقصنده سابق این گروه، اتهاماتی را علیه این مجموعه مطرح کرده‌اند. این گزارش‌ها ادعا کردند موفقیت اجراهای شن یون ناشی از عواملی مانند کار اجباری کودکان، فعالیت بدون دستمزد و نبود حمایت پزشکی کافی در صورت آسیب‌دیدگی هنگام اجرا است.

مجموعه هنری شن یون در دسامبر ۲۰۲۴ با انتشار بیانیه‌ای رسمی به این حملات واکنش داد و نوشت: «تصویری که نیویورک‌تایمز از شن یون ارائه می‌دهد، کل داستان واقعی را کنار گذاشته است؛ داستان خون، عرق و اشک مردان و زنانی که از آزار و سرکوب در چین گریختند، شن یون را بنیان گذاشتند و در سرزمینی تازه، یک شرکت هنری جدید ساختند؛ شرکتی که هدفش کمک به مردم برای بازگشت به بهترین جنبه‌های انسانی‌شان و روشنایی درونی معنوی آن‌هاست. ما هم مثل بسیاری از استارتاپ‌ها، در آغاز راه بر فداکاری‌های شخصی تکیه داشتیم. تیمی کاملا داوطلب، بیشتر شب‌ها و آخر هفته‌ها کار می‌کرد تا رؤیای ما را بسازد. وقتی برنامه‌های ما محبوب‌تر شد و به موفقیت نسبی رسیدیم، توانستیم به بخشی از کارکنان حقوق پرداخت کنیم. سپس با رشد بیشتر شرکت، حقوق و خدمات کارکنان را افزایش دادیم. با این حال، در تمام این مسیر، مستقل باقی ماندیم و از حمایت دائمی دولت یا اسپانسرهای تجاری برخوردار نبودیم؛ چیزی که در دنیای هنرهای نمایشی تقریبا بی‌سابقه است، اما نیویورک‌تایمز هیچ‌کدام از این واقعیت‌ها را بازگو نکرده و حتی به آن‌ها اشاره‌ای هم نکرده است.»

وب‌سایت مرکز اطلاعات و اخبار فالون دافا نیز به پیشینه روابط ناشر نیویورک تایمز از زمان اوج کارزار شکنجه، برداشت اجباری اعضای بدن و بدنام‌سازی «فالون گونگ» پرداخته است.

تمرین معنوی فالون گونگ، که با نام فالون دافا هم شناخته می‌شود، در ۱۳ مه ۱۹۹۲ در چین به مردم معرفی شد. سه اصل بنیادین حقیقت، نیک‌خواهی و بردباری و حرکات آرام این تمرین به‌سرعت مورد استقبال گسترده مردم قرار گرفتند. براساس آمارهای رسمی، تا اواخر دهه ۱۹۹۰ تعداد تمرین‌کنندگان فالون گونگ با تبلیغات کلامی به دست‌کم ۷۰ میلیون نفر رسید.  با این‌حال، حزب کمونیست چین این محبوبیت را تهدیدی برای قدرت خود دانست و کارزار سرکوب فالون دافا را در سال ۱۹۹۹ آغاز کرد.

این وب‌سایت نوشته است در سال ۲۰۰۱ در حالی که سرکوب در سراسر چین ادامه داشت و رسانه‌های دیگر گزارش‌های مهمی درباره بازداشت، شکنجه و کشتار تمرین‌کنندگان فالون گونگ منتشر می‌کردند، ناشر نیویورک‌تایمز به پکن سفر کرد تا با جیانگ زمین، رهبر وقت حزب کمونیست چین ــ کسی که آغازگر این کارزار علیه فالون گونگ بود ــ دیدار کند؛ دیداری که ظاهراً با هدف دستیابی به توافق‌های تجاری انجام شد.

براساس این گزارش، طی دو دهه گذشته نیویورک ‌تایمز گزارش‌های معتبر درباره کشتار گسترده بازداشت‌شدگان فالون گونگ با هدف برداشت اجباری اعضای بدنشان را نادیده گرفت؛ از جمله نتیجه‌گیری‌های دادگاه مردمی «چاینا تریبونال» در لندن در سال ۲۰۱۹ که توسط بسیاری از رسانه‌های دیگر پوشش داده شد.

این گزارش با اشاره به تصمیم حزب کمونیست چین برای سرکوب فراملی فالون گونگ و شن یون افزود در سال ۲۰۲۲، از بالاترین سطوح حکومت چین، مأموریتی به وزارتخانه‌های امنیت عمومی و امنیت دولتی داده شد تا با استفاده از جنگ حقوقی و اطلاعات نادرست، «فالون گونگ را در سطح جهانی حذف کنند.» این برنامه شامل استفاده از اینفلوئنسرهای شبکه‌های اجتماعی برای تحریک رسانه‌های غربی بود. اندکی بعد، نیویورک تایمز دو خبرنگار تمام‌وقت را برای تحقیق و انجام مصاحبه با افراد مختلف در سراسر جهان، آن هم برای بیش از یک سال، به کار گرفت و در فاصله چند ماه، ده مقاله منتشر کرد که همگی کاملا خصمانه و علیه این گروه معنوی بودند.

باری وایس،‌ از روزنامه‌نگاران سابق نیویورک تایمز در نامه استعفای خود با اشاره به اولویت دیدگاه‌های سیاسی و ایدئولوژیکی این رسانه بر واقعیت‌ها نوشته بود که این روزنامه واقعیت‌ها را طوری تغییر می‌دهد که با دیدگاه‌های سیاسی و ایدئولوژیکش هماهنگ شود.

او افزود نیویورک‌تایمز گاهی برای اینکه مطالبش با فضای فکری و سیاسی حاکم در تحریریه در تضاد نباشد، از بررسی دقیق و بی‌طرفانه واقعیت‌ها فاصله می‌گیرد.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی