نویسنده: میلتون ازراتی
رسانهها توجه زیادی به همکاری فزاینده چین، روسیه، ایران و کره شمالی نشان دادهاند. بعضیها به این گروه «محور آشوب» میگویند یا آن را براساس حروف اول نام کشورها (در انگلیسی) «کرینک» مینامند. کشورهای این گروه میتوانند در عرصه دیپلماسی، ژئوپلیتیکی یا حتی نظامی برای آمریکا و روابط بینالملل دردسر درست کنند.
اما این کشورها از نظر اقتصادی و مالی نه آنطور که تصور میشود منسجم هستند و نه آنقدر قدرت دارند که بتوانند ساختارهای موجود را به چالش بکشند. چین هم بهعنوان تنها اقتصاد بزرگ این گروه جانب احتیاط را در پیش گرفته است.
تجارت این چهار کشور در سالهای اخیر به شکل قابلتوجهی افزایش یافته است. البته آمارها کاستیهای زیادی دارند. رژیمهای تمامیتخواه ذاتاً اهل شفافیت نیستند. دادهها از افزایش تقریباً ۵۰ درصدی تجارت این چهار کشور در فاصله سالهای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۳ حکایت دارند. این جدیدترین بازهای است که آمار آن حتی به شکل ناقص در دسترس قرار گرفته است.
در سال ۲۰۲۴ که دادههای آن کامل نیستند، تجارت این چهار کشور درمجموع حدود ۲۸۰ میلیارد دلار برآورد شده است. این عدد شاید بزرگ به نظر برسد، اما کمتر از یکسوم تجارت آمریکا و کانادا در سال ۲۰۲۴ و حدود یکچهارم تجارت آمریکا و اتحادیه اروپا به شمار میآید. این عدد تقریباً ۱ درصد از آمار ۳۳ تریلیون دلاری سازمان ملل درخصوص تجارت جهانی است. درواقع، تجارت این چهار کشور بههیچوجه نمیتواند تجارت جهانی را دگرگون کند.
از این گذشته، تجارت بین این کشورها به شدت نامتعادل است. الگوی تجارت این چهار کشور شباهت چندانی به یک بلوک اقتصادی ندارد و اینطور به نظر میرسد که چین با سه کشور وابسته تجارت میکند. تجارت روسیه و چین در این گروه دست بالا را دارد. قبل از حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ و آغاز تحریمهای غرب علیه مسکو، روسیه بیشتر به غرب متمایل بود و حجم تجارت میان روسیه و چین به زحمت به ۱۵۰ میلیارد دلار میرسید.
بعد از آغاز تحریمهای غرب علیه مسکو، صادرات روسیه به چین حدود ۷۰ درصد افزایش یافت که عمدتاً به بخش انرژی مربوط میشد. صادرات چین به روسیه نیز ۶۰ درصد افزایش یافته که بیشتر شامل کالاهای دومنظوره میشود؛ اقلامی مانند نیمهرساناها، بلبرینگها، تجهیزات حملونقل، مواد شیمیایی و منسوجات که هم کاربرد غیرنظامی دارند و هم در حوزه نظامی مورد استفاده قرار میگیرند.
این تغییر رویه باعث شد چین اهمیت بیشتری برای روسیه پیدا کند، اما سطح تعامل آنها برابر نیست. آخرین آمارها نشان میدهند که چین حدود یکسوم کل صادرات روسیه و بیش از نیمی از واردات آن را به خود اختصاص داده است. این درحالی است که روسیه تنها حدود ۶ درصد از واردات چین و ۳ درصد از صادرات چین را به خود اختصاص داده است.
از این گذشته، بخش عمده تحولات تجارت از رویگردانی روسیه از غرب و تمرکز بر چین نشأت میگیرد. رابطه تجاری ایندو کشور در سال ۲۰۲۵ درعمل کوچکتر شده و براساس آمار اداره کل گمرک چین حدود ۹ درصد کاهش یافته است. روسیه حتی در تأمین انرژی چین نیز عقب افتاده و عربستان سعودی و ایران را بالاتر از خود میبیند.
دادهها درباره سایر کشورهای گروه کرینک محدود هستند. چین و تهران یک قرارداد ۲۵ ساله دارند که پکن به موجب آن نزدیک به نیمی از نفت ایران را خریداری خواهد کرد. فارغ از این توافق، حجم تجارت چین و ایران بسیار ناچیز است؛ بهطوری که حتی اگر توافق نفتی دو کشور را هم در نظر بگیریم، حجم تجارت آنها از سال ۲۰۲۲ حدود ۲۰ درصد کاهش یافته است.
از آنجا که روسیه و ایران عمدتاً تولیدکننده انرژی هستند، تجارت چندانی با یکدیگر ندارند. روسیه فرآوردههای جنگلی و ماشینآلات به ایران میفروشد و ایران هم در راستای عملیات نظامی روسیه در اوکراین به این کشور منسوجات، پهپاد و موشک میفروشد.
تجارت چین با کره شمالی در مقیاس جهانی ناچیز است. این مسئله عمدتاً از این نشأت میگیرد که چین از تحریمهای سازمان ملل در سال ۲۰۱۷ علیه برنامه هستهای پیونگیانگ حمایت کرده است. روسیه با کره شمالی روابط تجاری دارد، اما حجم آن بهقدری نیست که تجارت جهانی را دستخوش تغییر کند.
پکن علاوه بر اینکه قدرت این بلوک را کاهش میدهد، در تجارت و همکاری با مسکو، تهران و پیونگیانگ شمالی نیز محتاطانه عمل میکند. این احتیاط بیش از همه در سرمایهگذاریهای فرامرزی این کشور مشهود است. توافق ژانویه ۲۰۲۵ با تهران که پیشتر به آن اشاره کردم، بیشک چین را ملزم به سرمایهگذاری در زیرساختهای انرژی ایران خواهد کرد، اما پکن در این زمینه بسیار محدود عمل کرده است. لازم به ذکر است که پکن تاکنون از کمک به توسعه خط لوله «قدرت سیبری ۲» خودداری کرده و برای سرمایهگذاری در روسیه نیز مردد بوده است.
این چهار کشور سعی کردهاند که مبادلات مالی خود را با ارزی غیر از دلار به انجام برسانند. برای نمونه، استفاده روسیه از یوآن در مبادلات تجاری طی دو سال گذشته حدود ۱۷ درصد بیشتر شده است. همه این اقدام را تلاشی برای جایگزینی دلار بهعنوان ارز مرجع بینالمللی- که بانکدارها و اقتصاددانها به آن «ارز ذخیره جهانی» میگویند- در نظر میگیرند، اما مبادلات مبتنی بر یوآن هنوز نمیتوانند جایگاه دلار را به خطر بیاندازند و عمدتاً برای دور زدن سامانههای دلاری مانند سیستم سوئیفت (جامعه جهانی ارتباطات مالی بین بانکی) انجام میگیرند؛ سامانهای که تراکنشها در آن قابل رهگیری هستند و روسیه از زمان آغاز جنگ در اوکراین امکان دسترسی به آن را از دست داده است.
شاید روابط کشورهای «محور آشوب» با چالشهای ژئوپلیتیکی، دیپلماتیک و حتی نظامی در مقیاس جهانی همراه باشد، اما بدیهی است که این «محور» تهدید اقتصادی و مالی قابلتوجهی به شمار نمیآید. این گروه نه از نظر تجارت کالا و خدمات و نه از نظر مبادلات ارزی امکان مختل کردن مناسبات موجود را ندارد.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: میلتون ازراتی کمکویراستار نشریه نشنال اینترست، زیرمجموعه مرکز مطالعات سرمایه انسانی دانشگاه بوفالو، و اقتصاددان ارشد شرکت ارتباطاتی وستد در نیویورک است. او پیش از حضور در وستد بهعنوان استراتژیست بازار و اقتصاددان ارشد برای لرد، ابت و شرکا کار میکرد. ازراتی اغلب برای سیتی ژورنال و بهطور مرتب برای مجله فوربز مقاله مینویسد. «سی فردا: سه دهه آتی جهانیشدن، جمعیتشناسی و چگونه زندگی خواهیم کرد» آخرین کتاب اوست.

















