نویسنده: کنراد بلک
اصطلاح «نبردهای فرهنگی» بهویژه در آمریکا برای توصیف شکافهای عمیق سیاسی و اجتماعی در طیف گسترده افکار عمومی به کار میرود. جریان موسوم به «ترقیخواه» به مقابله با وضع موجود برخاسته است. «ترقیخواه» نیز عنوان گمراهکنندهای است، زیرا هیچ فرد عاقلی نمیتواند خودبیزاریِ سازمانیافته جریان ووک- با انبوه ادعاهای بیپایهواساس درباره نظریه نژادی انتقادی، برتری سفیدپوستان، نژادپرستی سیستماتیک، استعمارگری و کارزار خودتحقیری تمدن غرب در قبال کسانی که با فریب و اغراق مظلومنمایی میکنند و میگویند قرنها تحت ظلم و استثمار بهاصطلاح استثمارگران و حاکمان سفیدپوست بودهاند- را مصداق «ترقی» بداند.
تاریخپژوهان بهتفصیل بررسی خواهند کرد که چگونه دو حزب بزرگ سیاسی آمریکا متعاقب بزرگترین و مسالمتآمیزترین پیروزی راهبردی تاریخ جهان تا این اندازه دچار اختلاف شدند. گفتنی است که دولت دوحزبی ایالات متحده در دوران جنگ سرد رهبری کشورهای غربی را برعهده داشت. راهبرد بازدارندگی آمریکا که بدون شلیک یک گلوله به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و سقوط کمونیسم بینالمللی انجامید، از سوی تیم راهبردی فرانکلین دی. روزولت طراحی شده بود. گفتنی است که جانشینان روزولت اعم از هری ترومن، دوایت آیزنهاور، ریچارد نیکسون، هنری کیسینجر و رونالد ریگان نیز راه او را ادامه دادند. یک توافق دوحزبی شکل گرفت تا آمریکا از سنت دیرینه انزواگرایی خود فاصله گرفته و رهبری یک ائتلاف دفاعی را برعهده گیرد؛ ائتلافی که به شکلی بیسابقه و سخاوتمندانه برای بازسازی خرابیهای جنگ با حمایت آمریکا شکل گرفت تا آتش نارضایتی سیاسی را در نقاطی که ممکن بود در برابر نفوذ و سوءاستفاده کمونیسم آسیبپذیر باشند فروبنشاند.
وقتی جنگ سرد به پایان رسید، خانوادههای بوش و کلینتون در احزاب جمهوریخواه و دموکرات دست بالا را پیدا کردند و سیاستهای داخلی و خارجی مشابهی در پیش گرفتند. دونالد ترامپ، بهعنوان یکی از نامدارارین چهرههای آمریکا، از شهرت و جایگاه خود به نفع خیل عظیم آمریکاییهایی استفاده کرد که تصور میکرد از نحوه توزیع منافع اقتصادی کشور ناراضی هستند و از انتقال کارخانههای تولیدی به خارج از کشور و اولویت دادن به والاستریت، سیلیکونولی، هالیوود و نخبگان ورزشی رضایت ندارند. او کنترل حزب جمهوریخواه را به دست گرفت و به تنها فرد آمریکایی تبدیل شد که بدون داشتن منصب عمومی- انتخابی یا انتصابی- یا فرماندهی عالی نظامی به مقام ریاستجمهوری رسید.
در سالهای بین دوره اول و دوم ترامپ شاهد ۵ برابر شدن نرخ تورم، افزایش شدید مالیاتها و آبروریزی آمریکا در سطح جهانی بهویژه در افغانستان بودیم. حدود ۱۲ میلیون نفر که عمدتاً بیپول و فاقد مهارت بودند از جمله دستکم نیم میلیون محکوم به جرایم خشن اجازه پیدا کردند که بهطور غیرقانونی وارد خاک آمریکا شوند. جامعه رأیدهندگان به شکل غیرطبیعی بزرگتر شد و از سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ حدود ۲۲ میلیون افزایش یافت. وقتی کرونا فروکش کرد و بسیاری از ایالتها از نو روال صحیح شمارش آرا را در پیش گرفتند، این عدد در سال ۲۰۲۴ به ۵ میلیون کاهش یافت. ترامپ بهرغم کارزار بیسابقه کیفرخواستهای جنایی مشکوک با رسالتی روشن برای پایان دادن به برنامههای دولت قبلی به پیروزی رسید.
رئیسجمهور و اطرافیان او بر این باورند که انجام سرمایهگذاری ۲۰ تریلیون دلاری در آمریکا و اثرات کاهش نرخ مالیات سبب خواهد شد که رأیدهندگان از برنامه او حمایت کنند. ترامپ به مهاجرت غیرقانونی پایان داد، برنامههای زیستمحیطی ضدسرمایهداری و هشدارهای بیپایهواساس درباره تغییرات اقلیمی را متوقف کرد، ائتلاف ناتو را سامان داد تا هرکدام از متحدان سهم خود را بپردازند و در خاورمیانه آتشبس برقرار کرد که نویدِ سقوط حکومت تروریستی غزه را میدهد.
این بهاصطلاح «نبردهای فرهنگی» به سود محافظهکاران میانهرو تمام خواهد شد، مشروط بر اینکه برنامه اقتصادی ترامپ در دوران باقیمانده از دوره دوم او با موفقیت نسبی پیش برود.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: کنراد بلک به مدت ۴۰ سال از برجستهترین سرمایهگذاران کانادا بوده و جزو پیشگامان انتشار روزنامه در جهان است. او مؤلف زندگینامه فرانکلین دی. روزولت و ریچارد نیکسون و اخیراً «دونالد جی. ترامپ: رئیسجمهوری که مثل هیچکس نیست» است که نسخه جدید آن به تازگی منتشر شده است.

















