Search
Asset 2

تحلیل؛ ترامپ فقط چند هفته برای حل‌و‌فصل مناقشه ایران فرصت دارد

تحلیل ویکتور دیویس هانسن: چرا ترامپ فقط چند هفته برای پایان مناقشه ایران فرصت دارد؟
بمب‌افکن رادارگریز بی-۲ اسپیریت (B-2 Spirit) در تاریخ ۲۹ مارس ۲۰۲۶، در راستای حمایت از عملیات "خشم حماسی" (Operation Epic Fury)، آماده خروج از پایگاهی در محدوده مسئولیت فرماندهی استراتژیک ایالات متحده می‌شود.(U.S. Air Force photo)

نویسنده: ویکتور دیویس هانسن

از شروع حمله آمریکا به ایران در روز ۲۸ فوریه سال جاری حدود ۱۴۰ روز می‌گذرد. بعضی‌ها اسمش را جنگ می‌گذارند، اما واقعیت این است که طرفین فقط ۴۰ روز همدیگر را بمباران کردند و سپس حدود ۱۰۰ روز پای میز مذاکره نشستند که البته با چند دور حمله موشکی و پهپادی همراه بود. با این‌حال، این مدت بیشتر صرف مذاکره شده است.

اکنون می‌دانیم طرفین چه راهبردی را دنبال می‌کنند. رئیس‌جمهور آمریکا به دنبال این است که قدرت خود را حفظ کند و کنترل کنگره را در دست داشته باشد. اما اگر دموکرات‌ها کنترل کنگره را به دست بگیرند، دستورکار او به بن‌بست خواهد خورد. اگر دموکرات‌ها کنترل کنگره را در اختیار بگیرند، روند استیضاح رئیس‌جمهور را کلید می‌زنند و او تنها درصورتی از محکومیت قسر درخواهد رفت که جمهوری‌خواهان اکثریت سنا را حفظ کنند.

اما اگر جمهوری‌خواهان کنترل کنگره یا سنا را از دست بدهند یا اوضاع از کنترل خارج شود، ترامپ به دردسر می‌افتد. هدف اصلی او همیشه این بوده که جمهوری اسلامی نه توان تولید سلاح هسته‌ای را داشته باشد، نه بتواند به کشورهای حاشیه خلیج فارس حمله موشکی کند و نه قادر به بستن تنگه هرمز باشد.

مذاکرات باعث شد چرخه حملات متوقف شود؛ امری که حکومت ایران هم راهبرد خاص خود را در آن دنبال می‌کرد. راهبرد تهران این بود که «اگر بتوانیم درگیری را طولانی‌تر کنیم، گاهی با موشک‌پرانی به تنش‌ها دامن بزنیم و حملات تلافی‌جویانه طرف مقابل را تحمل کنیم، می‌توانیم ماجرا را تا انتخابات میان‌دوره‌ای کش بدهیم.»

«اگر موفق شویم، دموکرات‌ها کنترل مجلس نمایندگان را به دست می‌گیرند و شاید بودجه بیشتری برای ادامه این جنگ اختصاص ندهند. مهم‌تر از همه این‌که شاید این مسئله باعث شود در سال ۲۰۲۸ شاهد روی کار آمدن یک دولت جدید باشیم و مانند دوران جو بایدن و باراک اوباما از این مهلکه جان سالم به در ببریم.»

راهبرد حکومت ایران از اول روشن بود: خریدن زمان.

چه کسی پیروز میدان است؟ باید دید سرانجام چه خواهد شد. جمهوری اسلامی تا این‌جا توانسته دوام بیاورد. جنگ تمام‌عیار حدود ۱۰۰ روز پیش متوقف شد و حملات متقابل اخیر هم نتوانسته‌اند جلوی موشک‌پراکنی به کشورهای حاشیه خلیج فارس را بگیرند و کنترل تنگه هرمز را به دست آمریکا بسپارند. از این گذشته، ایالات متحده هنوز به ذخایر اورانیوم غنی‌شده آن‌ها دسترسی ندارد.

اکنون آمریکا در چه وضعیتی به سر می‌برد؟ دونالد ترامپ همچنان تحت فشار است. کمتر از چهار ماه تا انتخابات میان‌دوره‌ای باقی مانده است، اما خبرهای اقتصادی برخلاف انتظار نویدبخش هستند. نرخ تورم ماهانه به پایین‌ترین سطح تاریخی خود رسیده است، نرخ بیکاری حدود ۴.۲ درصد برآورد می‌شود و رشد تولید ناخالص داخلی هم حدود ۲.۳ تا ۲.۴ است.

بازار سهام عملکرد بسیار خوبی دارد. تأثیر کاهش مالیات‌ها، افزایش تولید انرژی، مقررات‌زدایی و سرمایه‌گذاری خارجی به‌تدریج عیان می‌شود. از نگاه ترامپ، این عوامل در کنار بازنگری در حوزه‌های انتخاباتی و رأی دیوان عالی درباره این موضوع به او کمک می‌کند که سنت‌شکنی کند؛ سنتی که نشان می‌دهد حزب حاکم در ۳۹ انتخابات از ۴۱ انتخابات میان‌دوره‌ای اخیر شکست خورده است.

از این‌رو، ترامپ معتقد است که هنوز شانس دارد و می‌خواهد کار را به اتمام برساند و به مسائل داخلی کشور رسیدگی کند؛ موضوعی که حکومت ایران هم به‌خوبی از آن مطلع است.

اکنون کجای کار هستیم؟ به‌نظرم همه‌چیز مشخص است. طی چهار روز گذشته حملات بسیار سنگینی انجام شده است. بعضی از منتقدان دست‌راستی او می‌گویند: «چرا حالا به اسکله‌ها، ناوگان دریایی کوچک و مخازن سوخت موشکی آن‌ها حمله می‌کنید؟ چرا زودتر دست‌به‌کار نشدید؟»

پاسخ این است که آمریکا پیش‌تر درحال مذاکره بود و سنجیده عمل می‌کرد. اما حالا برای مقابله با ایران باید از چارچوب محدود و سنجیده قبلی خارج شد.

چیزی که اکنون شاهد آن هستیم، اقدامی همه‌جانبه برای نابودی کل توان نظامی جمهوری اسلامی است. این امر به‌منزله هدف گرفتن کارخانه‌ها و صنایع موشکی، شناسایی محل استقرار پرتابگرها و پایگاه‌های پهپادی و نابودی سامانه‌های پدافندی، موشک‌ها، پهپادها و ناوگان کوچک دریایی آن‌ها در اطراف تنگه هرمز است؛ ناوگانی که ایران از آن برای مین‌گذاری در تنگه و حمله به نفتکش‌ها استفاده می‌کند.

این اهداف باید نابود شوند. این حملات باید یک تا دو هفته ادامه پیدا کنند و بعد متوقف شوند تا معلوم شود آیا حکومت ایران عقب‌نشینی می‌کند یا خیر. اگر توافق نشود، به‌نظرم شاهد حمله به اهداف دومنظوره خواهیم بود.

بمب‌افکن‌های بی-۲ وارد عمل خواهند شد و کوه پیک‌اکس (کلنگ‌گزلا) را مورد هدف قرار خواهند داد، محل احتمالی ذخایر اورانیوم غنی‌شده به تلی از آوار تبدیل خواهد شد.

اروپایی‌ها، ژاپنی‌ها، کره‌جنوبی و تایوان خواهان استفاده از تنگه هرمز هستند. آمریکا نیازی به آن ندارد. اما این مسیر را پاکسازی کرده‌ و کافی است بقیه کشورها فقط چند شناور اعزام کنند.

آمریکا شماری از نیروهایی خود را در خلیج فارس حفظ خواهد کرد. چند ناوچه و یک ناو هواپیمابر به‌صورت چرخشی در منطقه حضور خواهند داشت.

آمریکا کار دشواری در پیش ندارد. ایران متحمل خسارات بسیار سنگینی شده و این کار ظرف دو تا سه هفته به اتمام می‌رسد.

درنهایت، ترامپ اعلام می‌کند که ایران از نظر نظامی و هسته‌ای خلع سلاح شده و نیروهای آمریکا به خانه بازمی‌گردند و متحدان بخشی از مسئولیت حفظ امنیت تنگه هرمز را برعهده می‌گیرند.

اما یک متغیر دیگر هم وجود دارد. مسئله این است که تهران تقریباً هرروز اعلام می‌کند که به عمان، امارات، قطر، عربستان سعودی و کویت حمله کرده است.

حوثی‌ها هم به سمت عربستان سعودی موشک‌پراکنی می‌کنند. شاهد رویارویی کشورهای مسلمان هستیم. جمهوری اسلامی با همسایگان مسلمان خود می‌جنگد. درواقع، یک کشور مسلمان و فارسی‌زبان با کشورهای عرب مسلمان درگیر جنگ شده است.

اما ایران به اسرائیل حمله نمی‌کند.

چرا به اسرائیل حمله نمی‌کند؟

زیرا آن‌ها می‌دانند که اسرائیل، علاوه بر حمایت‌های آمریکا، در چهار ماه و نیم گذشته فرصت بازسازی داشته است. اسرائیلی‌ها ذخایر تسلیحاتی خود را تکمیل کرده‌اند، از برتری اطلاعاتی برخوردارند و در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش ایران رخنه کرده‌اند.

اسرائیل می‌داند این افراد کجا زندگی می‌کنند، محل کارشان کجاست و از نحوه رفت‌وآمد آن‌ها خبر دارد. از این گذشته، اسرائیل به ایران هشدار داده که اگر به این کشور حمله کند، رهبران سطح چهارم، پنجم و ششم خنثی می‌شوند. اسرائیل اطلاعات لازم را در اختیار آمریکا قرار داده است.

شاید باورش سخت باشد، اما جمهوری اسلامی درحال‌حاضر ترجیح می‌دهد به کشورهای مسلمان حاشیه خلیج فارس حمله کند بجای اینکه با دشمن اصلی خود یعنی اسرائیل سرشاخ شود.

چرا؟

زیرا قدرت بازدارندگی اسرائیل به سطح بسیار بالایی رسیده و تهران می‌داند که اگر اسرائیل در کنار آمریکا وارد جنگ شود، خسارات بسیار سنگینی به این کشور وارد خواهد شد که شاید هرگز نتواند از آن جان سالم به در ببرد.

درمجموع، دونالد ترامپ حداکثر یک تا دو هفته فرصت دارد که به اهداف نظامی باقی‌مانده حمله کند و ببیند آیا حکومت ایران تسلیم می‌شود یا خیر. اگر تسلیم نشود، برنامه حمله به اهداف دومنظوره کلید خواهد خورد.

به‌نظرم ترامپ بعد از این عملیات به جنگ خاتمه می‌دهد و توجه خود را به اقتصاد آمریکا معطوف می‌کند. مسئولیت حفظ امنیت تنگه هرمز هم تا حدی به متحدان آمریکا محول خواهد شد. البته نکته مهم دیگری هم وجود دارد. اگر کاشف به عمل بیاید که برنامه هسته‌ای ایران همچنان پابرجاست، آمریکا می‌تواند عملیات ژوئیه ۲۰۲۵ را تکرار کند؛ یعنی بمب‌افکن‌های بی-۲ را بفرستد و تأسیسات زیرزمینی این کشور را هدف بگیرد.

تجربه نشان داده که سامانه‌های پدافند هوایی ایران در تقابل با فناوری‌های نظامی غربی آمریکا و اسرائیل شانس چندانی ندارند.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

ویکتور دیویس هانسن یک سنت‌گرا و مورخ نظامی است. او استاد بازنشسته آثار کلاسیک در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، پژوهشگر ارشد آثار کلاسیک و تاریخ نظامی در دانشگاه استنفورد، پژوهشگر کالج هیلزدیل و پژوهشگر برجسته مرکز عظمت آمریکا است. آقای هانسون هفده جلد کتاب نوشته که از جمله می‌توان به «راه و رسم غربیِ جنگ»، «جبهه‌های بی‌رویا»، «در دفاع از ترامپ» و «شهروندِ در حال احتضار» اشاره کرد.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی