Search
Asset 2

تحلیل؛ جنگ اوکراین نشان می‌دهد که قدرت صنعتی همچنان کلید پیروزی در جنگ است

جنگ اوکراین نشان داده است که در جنگ‌های مدرن، قدرت صنعتی و توان تولید انبوه تجهیزات نظامی به اندازه عملکرد نیروها در میدان نبرد اهمیت دارد.
خودرویی در امتداد جاده‌ای که در احاطه تورهای ضدپهپاد قرار گرفته حرکت می‌کند و کلیسای جامع عروج در پس‌زمینه دیده می‌شود؛ ایزیوم، اوکراین، ۲۲ ژوئیه ۲۰۲۶. (Roman Pilipey/AFP via Getty Images)

نویسنده: برایان برولوت

در چهار سال گذشته همیشه به این فکر می‌کردم که اوکراین راه طولانی و سختی در پیش دارد. جنگ به نبردی فرسایشی و بی‌رحمانه تبدیل شده بود. روسیه نیروی انسانی بیشتری داشت، از پایگاه صنعتی بزرگ‌تری برخوردار بود و به نظر می‌رسید که برای تحمل تلفات سنگین هم آمادگی دارد. کوچک‌ترین تردیدی در حقانیت آرمان اوکراین نداشتم، اما دستیابی به پیروزی قاطع غیرممکن به نظر می‌رسید. این‌روزها نسبت به گذشته خوش‌بین‌تر هستم.

این خوش‌بینی به‌منزله امیدواری نیست و براساس داده‌های مربوط به میدان نبرد، اقتصاد روسیه و چشم‌انداز گسترده جغرافیای سیاسی شکل گرفته است.

وقتی ولادیمیر پوتین در فوریه ۲۰۲۲ دست به حمله زد، انتظار داشت کی‌یف ظرف مدت چند روز سقوط کند. پوتین بر این باور بود که ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، فرار می‌کند، ناتو از هم می‌پاشد، تحریم‌ها به‌تدریج برداشته می‌شوند و اروپا بی‌سروصدا خرید انرژی روسیه را از سر می‌گیرد. او در تمام این موارد مرتکب خطای محاسباتی شد. اوکراین مقاومت کرد و زلنسکی به نماد مقاومت ملی تبدیل شد. فنلاند و سوئد به ناتو ملحق شدند و مرز روسیه و ناتو را به‌شکل قابل‌توجهی گسترش دادند. دولت‌های اروپایی که سال‌ها به امور دفاعی بی‌توجه بودند، طرح بازسازی نیروهای مسلح خود را کلید زدند. به این ترتیب، پوتین به‌جای تضعیف ناتو به احیای آن کمک کرد.

موفقیت در جنگ صرفاً با تکیه به وسعت اراضی اشغالی سنجیده نمی‌شود. معیار موفقیت، تحقق اهداف سیاسی است. از این‌رو، روسیه امروز نسبت به روز نخست تهاجم ضعیف‌تر شده است. کارزاری که قرار بود ظرف مدت چند روز به اشغال کشور همسایه منتهی شود، به نبردی فرسایشی تبدیل شده که منابع عظیم نظامی، اقتصادی و سیاسی روسیه را می‌بلعد.

فشار اقتصادی روزبه‌روز سنگین‌تر می‌شود و مسکو نمی‌تواند این مسئله را نادیده بگیرد. روسیه هرساله حدود ۶ تا ۷ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به امور دفاعی اختصاص می‌دهد و هزینه‌های نظامی و امنیتی این کشور نزدیک به ۴۰ درصد از بودجه فدرال را می‌بلعند. تحریم‌ها امکان دسترسی به فناوری‌های پیشرفته را محدود کرده‌اند. کمبود نیروی کار، تورم پایدار و کاهش درآمد حاصل از فروش انرژی به‌تدریج قوای روسیه را برای ادامه این جنگ طولانی‌مدت کاهش داده است.

در همین‌حال، اوکراین به یکی از خلاق‌ترین قدرت‌های نظامی جهان تبدیل شده است. این کشور در استفاده از پهپادها، جنگ الکترونیک و حملات دقیق انقلاب به پا کرده است. اوکراین سالانه میلیون‌ها پهپاد تولید می‌کند و نشان داده که نوآوری و چابکی صنعتی می‌تواند برتری عددی دشمن را خنثی کند. جنگ مدرن به نفع کشورهایی پیش می‌رود که در طراحی، تولید و سازگاری با شرایط موجود از رقبای خود سریع‌تر عمل کنند.

این درس بزرگِ جنگ است. در جنگ سرد بعدی نمی‌توان با ایراد سخنرانی یا صدور بیانیه به پیروزی رسید. کشورهایی در این جنگ پیروز خواهند شد که از توان تولید انبوه کشتی، هواپیما، موشک، پهپاد، ماهواره، نیمه‌رسانا، مواد معدنی حیاتی و محصولات پیشرفته صنعتی برخوردار باشند. ظرفیت صنعتی یک‌بار دیگر به سلاحی راهبردی تبدیل شده است.

تاریخ هم گواهی می‌دهد. پیروزی متفقین در جنگ جهانی دوم تنها حاصل رهبری نظامی در میدان نبرد نبود و توان تولیدی فوق‌العاده اقتصادهای دموکراتیک نقش بسزایی در این پیروزی داشت. رژیم‌های تمامیت‌خواه به این نکته پی برده‌اند و سرمایه‌گذاری هنگفتی در بخش تولید، کشتی‌سازی، هوش مصنوعی و صنایع دفاعی انجام می‌دهند. کشورهای دموکراتیک هم باید مسیر مشابهی را در پیش بگیرند.

این جنگ برای کانادا پیامدهایی دارد که به اوکراین محدود نمی‌شود. حمایت از اوکراین از منظر اخلاقی صحیح و از منظر راهبردی ضروری است، اما کفایت نمی‌کند. کانادا باید پایگاه صنعتی دفاعی خود را بازسازی کند، روند توسعه منابع را با رویکردی مسئولانه و با سرعت بیشتر پیش ببرد، تولید داخلی را تقویت کند و به کشوری تبدیل شود که از ظرفیت بیشتری برای مشارکت در تأمین امنیت ناتو برخوردار است. بودجه دفاعی اهمیت دارد، اما این ظرفیت تولید است که درنهایت قوای نظامی را تثبیت می‌کند.

کشورهای دموکراتیک واکنش نشان می‌دهند. اعضای ناتو متعهد شده‌اند که بالغ بر ۳۰۰ میلیارد دلار کمک نظامی، مالی و بشردوستانه به اوکراین ارائه کنند و صنایع دفاعی کشورهای متحد هم از سال ۲۰۲۲ مهمات بیشتری تولید می‌کنند. این ائتلاف به‌رغم اختلاف‌نظرهای سیاسی همچنان متحد مانده و به‌مراتب قوی‌تر از ائتلافی است که پوتین به‌دنبال فروپاشی آن بود.

هیچ‌کدام از این موارد نمی‌توانند پیروزی قاطع اوکراین را تضمین کنند. دستیابی به توافق از راه مذاکره محتمل‌تر است و شاید اختلافات سرزمینی سال‌ها ادامه پیدا کنند. صرف‌نظر از این‌که نقشه نهایی اوکراین چه شکل و شمایلی خواهد داشت، باید به این نکته توجه کرد که روسیه متحمل شکست‌های راهبردی عمیقی شده است. قوای نظامی مسکو به‌شدت تضعیف شده و اقتصاد این کشور در اختیار اهداف نظامی قرار گرفته است. از این گذشته، وابستگی مسکو به چین افزایش یافته و جایگاه بین‌المللی این کشور هم تنزل پیدا کرده است.

برای نخستین‌بار در چند ماه اخیر می‌توان گفت که اوکراین صرفاً به فکر بقا نیست، بلکه جایگاه راهبردی خود را بهبود بخشیده و نقاط ضعف یک متجاوز تمامیت‌خواه را به دنیا نشان داده است.

دیگر نمی‌توان این نکته را نادیده گرفت. اوکراین ثابت کرده که قدرت صنعتی در جنگ مدرن به اندازه شجاعت در میان نبرد تعیین‌کننده است. کشورهایی که بتوانند در زمینه نوآوری از رقبای خود پیشی بگیرند، تولید بیشتری داشته باشند و قوای نظامی خود را حفظ کنند، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری توازن راهبردی قرن بیست‌و‌یکم خواهند داشت.

کانادا نباید دست روی دست بگذارد. ما باید توان صنعتی، اقتصاد مولد و ظرفیت دفاعی لازم را برای حفظ حاکمیت کشور و مشارکت مؤثر در امور دفاعی جهانِ آزاد بازسازی کنیم.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

برایان برولوت ریاست بنگاه سرمایه‌گذاری خصوصی استرلینگ-تراست را برعهده دارد که در اتاوا فعالیت می‌کند. برولوت دکتری مدیریت بازرگانی دارد و بیش از چهار دهه در ارتش و بخش خصوصی و دولتی فعالیت داشته است. او در ژوئن ۲۰۲۶ به‌عنوان نایب‌رئیس انجمن ناتو کانادا منصوب شد.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی