ویکتور دیویس هانسن
دیدگاه رایج آمریکاییها این است که شروع جنگ با ایران اشتباه بوده است. شماری از حامیان ایران هم لب به انتقاد گشودهاند. بهنظرم ما باید عملیات نظامی خود را بعد از ۳۸ روز نخست ادامه میدادیم و زودتر رویکرد «فشار حداکثری» اسکات بسنت را در پیش میگرفتیم. اما چنین مسائلی در هرجنگی پیش میآید.
اما آیا این اجماع عمومی که جنگ ایران را از نظر سیاسی یا نظامی و یا از هردو نظر اشتباه میدانند، درست است؟
اتفاقات زیادی در جریان است. نخست اینکه چرا حکومت ایران باید ناگهان بگوید «به اینکه به یک هدف غیرنظامی حمله کردهاید اعتراض داریم»؟ نگفتهاند منظورشان کدام هدف بوده است، اما این همان دولتی است که صدها و هزاران پهپاد و موشک را با هدف حمله به اهداف غیرنظامی بهسوی اسرائیل پرتاب میکند. کارشان همین است. همیشه اهداف غیرنظامی را هدف میگیرند.
پس اگر آمریکا واقعاً به اهداف دارای کاربرد دوگانه حمله کرده باشد، چرا باید تصور کنند جهان با آنها همدردی خواهد کرد؟ اهداف دارای کاربرد دوگانه به شبکههای زیرساختی مانند پل، برق، فرودگاه، تلویزیون و مواردی از این دست اطلاق میشود که کابرد نظامی و غیرنظامی دارند.
این نشان میدهد که حکومت ایران چقدر دچار استیصال شده که بهرغم سابقه رفتاری خودشان میگویند «منصفانه نیست که اهداف غیرنظامی را هدف میگیرید.»
دوم اینکه آنها میگویند «منصفانه نیست که در میدان نبرد با ما سرشاخ نمیشوید. اگر واقعاً قدرتمند بودید، در میدان نبرد با ما مبارزه میکردید.»
ترجمه حرفشان این است: «از آنروزها که در عراق بودید و میتوانستیم مواد منفجره دستساز خود را در اختیار بعثیها و اسلامگرایان افراطی بگذاریم تا سربازان آمریکایی را بکشند راضی بودیم. دوست داریم مانند خیابانهای فلوجه و به سبک و سیاق خود با شما بجنگیم، اما شما به سبک و سیاق ما نمیجنگید. شما جنگ هوایی راه انداختهاید و فناوری و قدرت آتش برترِ شما جان ما را میگیرد. این منصفانه نیست.»
این را هم میتوان نشانه دیگری از خشم شدید آنها دانست.
دلیل سوم هم میخواهید؟ دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، گفته و این حرف را بارها تکرار کرده که ایرانیها هرگز تا این اندازه مشتاق گفتوگو نبودهاند. او تأکید کرده که آنها مشتاقتر از همیشه هستند. ترامپ میگوید آنها برای مذاکره التماس میکنند.
چه اتفاقی افتاده است؟
نشانههای دیگری هم داریم. خبرهایی از سمت اسرائیل و دولت آمریکا منتشر شده که نشان میدهد سازمانهای اطلاعاتی آمریکا حرف ترکها را نشنیده گرفتهاند: «لطفاً، لطفاً و لطفاً به کردها سلاح ندهید. این کار را نکنید. ما اجازه چنین کاری را نمیدهیم.»
اما شاید رقابت ترکیه با ایران باعث شده که هراس این کشور از کردهای ایران اهمیت کمتری پیدا کند. مطمئن نیستم، اما شایعات روزبهروز پررنگتر میشوند و گزارش شده که کردهای ایران به زودی دست به اعتصاب و اعتراض خیابانی خواهند زد.
کسی نمیداند اگر میلیونها کرد و غیرکرد در شرایط وخیم کنونی دست به اعتصاب بزنند و به خیابانها بیایند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
از این گذشته، جمهوری اسلامی سعی دارد از جبهه دیگری وارد عمل شود. آنها در مورد حماس شکست خوردهاند. حماس عملاً از کار افتاده است. اسرائیلیها هرروز رهبران حماس را خنثی میکنند.
حزبالله ضعیف و ناتوان شده است. اسرائیلیها رهبری این گروه را بهشدت تضعیف کردهاند و دولت لبنان هم اطمینان دارد که با کمک غرب میتواند از شر حزبالله رهایی پیدا کند.
تنها متغیر نامعلوم این معادله، حوثیهای یمن هستند که تهدید کردهاند مسیر دریای سرخ را میبندند و ظاهراً از ایران کمک میگیرند. میتوانیم بهراحتیِ هرچه تمام متوقفشان کنیم. اگر به کارهای خود ادامه دهند، میتوانیم پروازهای ایران به یمن را متوقف کنیم. منابع آنها محدود است.
قضیه این است که چند هفته تا انتخابات میاندورهای مانده و تنشها در مورد ایران بالا گرفته است. ایران نمیتواند کالا وارد کند یا نفت بفروشد. این کشور روزانه ۵۰۰ میلیون دلار ضرر میکند. ایران برای تأمین تجهیزات و منابع مورد نیاز خود به مشکل خورده و تنها شاید چینیها و روسها بتوانند از طریق راهآهن یا مسیرهای مشابه به این کشور کمک کنند. البته پلها هم مورد هدف قرار گرفتهاند.
ایران به کمک ماهوارهای چین متکی است، اما آمریکا بهزودی به این موضوع خاتمه خواهد داد.
مقامات جمهوری اسلامی گمان میکردند از آنجا که انتخابات میاندورهای نزدیک است و دونالد ترامپ میخواهد قیمت بنزین را پایین نگهدارد، برای توافق با ایران مذاکره خواهد کرد و آنها به این ترتیب از بحران خارج میشوند، حفظ آبرو میکنند و ساختار حکمرانیشان را از فروپاشی کامل نجات میدهند.
چنین خبری نیست. آنها هیچ شانسی برای خروج از بحران ندارند.
اما انتخابات میاندورهای از جهات مختلف چه تأثیری بر روند جنگ خواهد داشت؟
مقامات جمهوری اسلامی برداشت اشتباهی از این موضوع دارند. آنها گمان میکنند هرچه به انتخابات میاندورهای نزدیکتر میشویم، حس جنگطلبی بهدلیل بالارفتن قیمت بنزین فروکش میکند و نمایندگان دموکرات هم جسارت بیشتری پیدا میکنند و میگویند جنگ شکست خورده است. از این گذشته، شماری از سوسیالیستهای اسلامگرای افراطی و چپگرا، روشنفکران، نمایندگان کنگره و کارمندان دستگاه اداری با اطمینان میگویند که ایران قربانیِ سلطهجویی و زیادهخواهی آمریکا شده و تصور میکنند انتخابات میاندورهای به سود ایران تمام خواهد شد.
از نظر آنها یکی از دو اتفاق زیر رخ خواهد داد. دونالد ترامپ از ترس شکست در انتخابات میاندورهای ناگهان به ایران امتیاز دهد تا تنگه را از سمت ایران باز کند و قیمت نفت را پایین بیاورد. چنین اتفاقی رخ نخواهد داد.
تهران تصور میکند دونالد ترامپ در انتخابات میاندورهای شکست میخورد. تجربه تاریخی نشان داده که ترامپ ممکن است بهطور میانگین ۲۲ کرسی مجلس را از دست بدهد. اگر چنین شود، دموکراتها با ۱۳ یا ۱۴ کرسی به اکثریت میرسند. وضعیت سنا هم یا به بنبست میرسد یا دموکراتها با اختلاف یک یا دو کرسی دست بالا را خواهند داشت.
فکر نمیکنم چنین اتفاقی رخ دهد، اما بعید هم نیست.
اما این اتفاق چه تأثیری دارد؟ بهنظرتان دموکراتها میتوانند درست در مقطعی که پیشرفت بزرگی داشتهایم، بودجه نظامی جنگ ایران را قطع کنند؟ خیر؛ چنین اتفاقی رخ نخواهد داد.
جمهوری اسلامی سخت در اشتباه است.
اگر انتخابات میاندورهای تأثیری هم داشته باشد، ممکن است درست عکسِ این باشد. شاید ماجرا اینطور نباشد که دونالد ترامپ بخواهد سکوت اختیار کند و بگذارد مذاکرات از سر گرفته شود، یا از ترسِ شکست در انتخابات میاندورهای محتاطانهتر عمل کند و درعوض احساس کند که برای نخستینبار میتواند به سازمان سیا اجازه دهد کردها را مسلح کند.
شاید افرادی که با مردم ایران همکاری میکنند، حس کنند حالا بهترین زمان ممکن است و تصمیم بگیرند مردم را قبل از انتخابات میاندورهای به خیابانها بیاورند.
اگر حکومت دینی احساس خطر کند و دونالد ترامپ قاطعانه پشتِ مخالفان دربیاید و همه بگویند دموکراتها در انتخابات پیروز میشوند، شاید مردم بگویند «اگر دموکراتها پیروز شوند، دیگر دوستی در واشینگتن نداریم. اما حالا که در کنگره و کاخ سفید یک دوست داریم، بهتر است شورش و نارضایتی را به اوج خود برسانیم.»
اگر به تصویر بزرگتر نگاه کنید، انتخابات میاندورهای به نفع دونالد ترامپ و مخالفان حکومت ایران پیش خواهد رفت.
در اینصورت دونالد ترامپ تا مهلت مشخصی فرصت دارد که این ماجرا را به سرانجام برساند. ترامپ چند هفته در پیش دارد و به گمان من به ایجاد شورش داخلی کمک خواهد کرد. او به شورشهای قومیتی در میان کردها دامن خواهد زد و تحریمها، فشارها، محاصره و تحریمهای اقتصادی را تشدید خواهد کرد.
و هرچه به انتخابات میاندورهای نزدیکتر شویم، ایران در شرایط بحرانیتری قرار میگیرد.
این ضربالاجل باعث نمیشود او از شدت فشارها بکاهد یا نگران قطع بودجه جنگ به دست دموکراتها باشد. او احساس میکند انتخابات میاندورهای آتی و ضربالاجل فعلی به براندازی رژیم سرعت میبخشد.
بهنظرم حالا احتمال اینکه چنین اتفاقی رخ دهد بسیار زیاد است.
نکته آخر: تمام موضوعاتی که دربارهشان صحبت کردهایم، از جمله انتخابات میاندورهای، تقسیمبندی مجدد حوزههای انتخاباتی در ایالتهای جمهوریخواه، تقسیمبندی نژادی حوزههای انتخاباتی از سوی دیوان عالی، رفتار افراطی نامزدهای سوسیالدموکرات و این واقعیت تاریخی که حزبِ حاکم در انتخابات میاندورهای اکثریت کنگره را از دست میدهد، درصورت وقوع شورش گسترده در ایران دیگر موضوعیت نخواهند داشت.
هیچکس انتظار چنین اتفاقی را ندارد. اگر چنین شود، بیسابقه خواهد بود. این اتفاق چهره کلی خاورمیانه را تغییر میدهد، معادل فروپاشی دیوار برلین خواهد بود و بزرگترین دستاورد سیاست خارجی ۵۰ سال گذشته آمریکا را به لطف دونالد ترامپ رقم خواهد زد.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
ویکتور دیویس هانسن یک سنتگرا و مورخ نظامی است. او استاد بازنشسته آثار کلاسیک در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، پژوهشگر ارشد آثار کلاسیک و تاریخ نظامی در دانشگاه استنفورد، پژوهشگر کالج هیلزدیل و پژوهشگر برجسته مرکز عظمت آمریکا است. آقای هانسن هفده جلد کتاب نوشته که از جمله میتوان به «راه و رسم غربیِ جنگ»، «جبهههای بیرویا»، «در دفاع از ترامپ» و «شهروندِ در حال احتضار» اشاره کرد.
















