نویسنده: رابرت کوپرمن
این فیلم در نخستین هفته اکران خود به چهارمین فیلم پرفروش تاریخ تبدیل شد. منتقدان سینما در راتن تومیتوز به آن امتیاز ۹۴ درصدی دادهاند و امتیاز بینندگان هم به ۹۷ درصد رسیده است. بلیتهای اکران نسخه آیمکس فیلم از یک سال پیش بهطور کامل فروخته شدند و دلالها بلیتهای ۳۵ دلاری را بالای هزار دلار به فروش رساندند. این فیلم از هرنظر اثری پرفروش و موفق است. منظورم «ادیسه» ساخته کریستوفر نولان است؛ فیلمی که از زمان اکران رسمی آن در روز ۱۷ ژوئیه و حتی پیشتر مورد توجه مخاطبان بوده است.
تعریف و تمجیدهای فراوانی که از «اودیسه» شده است، صادقانه و سنجیده به نظر میرسند. اینکه فیلم را بهدلیل حضور مت دیمون در نقش ادیسه دوست داشته باشید، دلیل چندان محکمی نیست؛ اما لذت بردن از فیلمبرداری، جلوههای ویژه (نولان جز در موارد ضروری از جلوههای ویژه کامپیوتری استفاده نمیکند)، موسیقی جاهطلبانه لودویگ گورانسون و عظمت قابلتوجه فیلم (که درخور یک اثر حماسی است)، معیارهای موجهی برای تحسین این فیلم هستند.
با وجود تمام نقدهای مثبتی که نوشته شده است، «ادیسه» منتقدان خود را دارد و بهنظرم انتقادات آنها بیراه نیست. برخی از تماشاگران مدتزمان تقریباً سه ساعته فیلم را بیشازحد طولانی میدانند. میگویند بعضیها بهدلیل خستگی سالن سینما را ترک کردهاند. بهنظرم هیچ فیلمی نمیتواند همه مخاطبان را راضی نگهدارد. انتقاداتی هم در رابطه با انتخاب بازیگران براساس ایدئولوژی ووک مطرح شده است. برای نمونه، هلنِ تروآ که در اساطیر سفیدپوست بوده است، در این فیلم با بازی لوپیتا نیونگو به تصویر کشیده شده است؛ بازیگر سیاهپوستی که هومر را مردسالار نامیده است. منتقدان همچنین به دیالوگهایی اشاره کردهاند که با فضای تاریخی داستان همخوانی ندارند. برای نمونه، تلماخوس میگوید «بابا دارد به خانه برمیگردد.» کشتیهای وایکینگی و کلاهخودهای رومی هم مورد انتقاد قرار گرفتهاند. استفاده از زرههای فولادی در عصر برنز هم از نگاه منتقدان پنهان نمانده است (یکی از شخصیتهای فیلم میگوید «عصر برنز رو به افول است.») از این گذشته، حذف ایزدمردان بهویژه زئوس و پوزئیدون، که جزو شخصیتهای محوری ادیسه هستند، و خوانشِ فمینیستی از منظومه هومر براساس ترجمه امیلی ویلسون مورد انتقاد قرار گرفته است.
موضوعی که اندکی جای نگرانی دارد، حضور شخصیتی به نام سینون است که جایی در «ادیسه» و «ایلیاد» ندارد (شخصیتی که در «انئید» ویرژیل و «دوزخ» دانته حضور دارد). نقش سینون را الیوت پیج ایفا میکند که یک بازیگر تراجنسیتی است. انتخاب او برای این نقش جنجال به پا کرد (ابتدا به این دلیل که تصور میشد نقش آکیلیس را بازی میکند و بعد به این دلیل که یک بازیگر تراجنسیتی برای ایفای نقش یک جنگجوی یونانی انتخاب شده است). با اینحال، پرسش این است که چرا نولان شخصیت سینون را وارد فیلم کرده است. نولان میگوید دلیل استفاده از سینون این بوده که نگاه تازهای به شخصیت خیانتکار «انئید» داشته باشد، نقاط ضعف ادیسه را آشکار کند و تصویر کاملتری از دنیای اساطیری هومر ارائه دهد. با اینحال، این تصمیم همچنان ذهنم را به خود مشغول کرده است. فکر نمیکنم هومر برای خلق دنیای غنی و شگفتانگیز خود نیازی به کمک دانته داشته باشد.
اما مهمترین نگرانی من و بسیاری دیگر از منتقدان «ادیسه» نولان به نحوه به تصویر کشیدن شخصیت اصلی فیلم، یعنی ادیسه، مربوط میشود. جنگجوی شجاع، مغرور، کاردان، حیلهگر و گاه گستاخ هومر، به تعبیر مت والش، تحلیلگر امور سیاسی و پادکستساز، به پوستهای توخالی از مردی زودرنج تبدیل شده که با «آسیب روانی» و «احساس گناه» دستوپنجه نرم میکند و گویی از عصر دیگری آمده است. دنیل مندلسون، پژوهشگر و مترجم، میگوید ادیسه نولان نمونه دیگری از قهرمانان زخمخورده اوست (مانند اوپنهایمر) که زیر سایه گذشته خود زندگی میکنند. این ادیسه هیچ سنخیتی با منظومه هومر ندارد.
ادیث هال، استاد ادبیات کلاسیک و از منتقدان برجسته نمایشنامهها و منظومههای حماسی یونان، از نحوه به تصویر کشیدن ادیسه انتقاد کرده است. هال گفت: «نولان جنبه بیپروای ادیسه را که جزو ویژگیهای بارز اوست نادیده گرفته است.» جالب است بدانید بیشتر منتقدانی که چنین دیدگاهی داشتهاند (بهجز والش)، ساختار و جلوههای بصری فیلم را تحسین کردهاند.
وقتی پیشنمایش «ادیسه» را دیدم، مشتاق تماشای آن شدم؛ نه به این دلیل که مت دیمون در آن بازی میکرد یا نولان آن را کارگردانی کرده بود، بلکه به این دلیل که کسی بالاخره آستین بالا زده بود تا از یکی از آثار کلاسیک و ماندگار غرب فیلم اقتباسی بسازد. سپس شروع به خواندن نقدها کردم. حس کردم بهتر است به سینما نروم و منتظر انتشار نسخه دیویدی بمانم. درنهایت به این نتیجه رسیدم که تماشای این فیلم بهرغم انتخابهای نهچندان قابلقبول نولان برای سنتیها یا محافظهکارها جالب خواهد بود. به این دلیل:
- اینکه مردم درباره «ادیسه» صحبت کنند، اتفاق بدی نیست. صحبت کردن درباره یکی از آثار کلاسیک ادبیات غرب بهتر از این است که درباره تولیدات تکراری دنیای مارول صحبت کنند.
- اگر بپرسید آمریکای معاصر بیش از همه به چه چیزی نیاز دارد، میگویم قهرمانان واقعی. ادیسه هومر با وجود تمام کاستیها یک قهرمان است و قهرمانی او در میدان نبرد خلاصه نمیشود. ادیسه هومر هیچ سنخیتی با ادیسه ضعیف و عقیم نولان ندارد، بلکه جنگجویی میداندیده، زیرک، زخمخورده و فاتح است؛ کسی که عشق به خانواده و دلتنگی برای آنها نیروی محرک اوست. تماشای این فیلم در قالب یک تفریح خانوادگی میتواند فرصت خوبی برای صحبت درباره خصوصیات یک قهرمان واقعی باشد. ردهبندی سنی بزرگسالان برای «ادیسه» در نظر گرفته شده است، اما این فیلم صحنههای خشن و خونین یا دیالوگها نامناسب ندارد. بهنظرم تماشاگران بیشتر جذبِ قهرمان کلاسیک هومر میشوند تا تصویر مدرنی که نولان از او ارائه کرده است؛ شخصیتی که بهواسطه نواقص خود از قهرمان به ضدقهرمان تبدیل شده و شکل و شمایل انسانی پیدا کرده است. ما انسانها گاهی به قهرمانانی با ویژگیهای فراانسانی نیاز داریم تا آنها را الگو قرار دهیم. به هرصورت، این موضوع میتواند فرصت خوبی برای بحث و گفتوگو فراهم کند.
- همه میدانیم که اقتباسهای سینمایی، بهرغم تلاشی که برای وفادار ماندن به کتاب صورت میگیرد (اگر تلاشی در کار باشد)، همیشه نکات زیادی را از قلم میاندازند؛ نکاتی که در کتاب حائز اهمیت هستند و حذف آنها به ضرر فیلم تمام میشود. این موضوع درباره «ادیسه» نولان هم صدق میکند، زیرا بسیاری از رویدادهای منظومه هومر در فیلم کمرنگ شده یا بهطور کامل نادیده گرفته شدهاند. برای نمونه، حقه «هیچکس» در سروده مربوط به غول تکچشم جایی در این فیلم ندارد، اما از غول تکچشم در فیلم استفاده شده است. شاید فیلم تماشاگران را ترغیب کند که منظومه هومر را بخوانند یا دستکم درباره آن تحقیق کنند. یک ترجمه ساده از این اثر برای کودکان تهیه شده است. میتوانیم این فیلم را نقطه شروعِ آشنایی یا علاقهمندی بیشتر به هومر، یونان باستان یا تمدن غرب بدانیم؛ تمدنی که بارها مورد تهاجم قرار گرفته و آسیب دیده، اما هنوز (تا اینجا) سرپا ایستاده است.
از اینرو، شاید بهتر باشد بهجای نفی کامل فیلم به تماشای آن بنشینیم، نقدش کنیم، جنبههای قابلتوجه آن را ببینیم (به هرحال، نولان فیلمساز خوبی است) و با تکیه به برداشت شخصی خود از مفاهیم خوبی، زیبایی و حقیقت به ارزیابی فیلم بپردازیم. شاید این فیلم سنتیها و محافظهکارها را به تکاپو بیاندازد تا کاستیهای «ادیسه» را برطرف کنند و نسخه بهتری بسازند.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
رابرت کوپرمن بنیانگذار استیج رایت تئاتریکس است؛ یک شرکت فعال در حوزه تئاتر که از طریق هنر برای حفظ چشمانداز بنیانگذاران آمریکا تلاش میکند. کوپرمن که اصالتاً اهل کوئینز در ایالت نیویورک است، اکنون در کلمبوس در ایالت اوهایو زندگی میکند و دکترای خود را از دانشگاه ایالتی اوهایو دریافت کرده است.














