نویسنده: ویکتور دیویس هانسن
نزدیک به پنج ماه است که درگیری پراکنده آمریکا و ایران ادامه دارد، اما تمام این پنج ماه در وضعیت جنگی سپری نشده است. آمریکا حدود ۴۰ روز عملیات نظامی داشته و ۱۱۰ روز بعدی عمدتاً صرف مذاکره با حکومت ایران شده که گاهی هم با تبادل موشک، بمب و غیره همراه بوده است.
اکنون در چه مرحلهای به سر میبریم؟ راهبرد آمریکا چیست؟ ماههاست که درباره انتخابات میاندورهای صحبت میکنیم، اما حالا به اوت، سپتامبر و اکتبر نزدیک شدهایم و فقط حدود سه ماه تا انتخابات باقی مانده است.
راهبرد ترامپ چیست؟
جمهوری اسلامی ایران چه راهبردی دارد؟ از راهبرد آن خبر داریم. این حکومت هیچ ارزشی برای مردم خود قائل نیست؛ چه هزاران کشته غیرنظامی که در جریان بمباران آمریکا و متحدان این کشور جان باختهاند و چه آن ۴۰ تا ۵۰ هزار نفری که خودشان قتلعام کردهاند. آنها هیچ اهمیتی به مردم نمیدهند.
تنها چیزی که برای آنها اهمیت دارد، این است که به کارهای ناشایست خود ادامه دهند، سرمایه کشور در اختیارشان باشد و زمام امور را به دست داشته باشند.
چه باید کرد؟ آنها میخواهند زمان بخرند و آمریکا را خسته کنند. گمان میکنند اگر قیمت بنزین به ۴ دلار و قیمت نفت به ۱۱۰ دلار برسد و جنگ ادامه پیدا کند، ترامپ در انتخابات میاندورهای شکست خواهد خورد.
تصور میکنند دموکراتها اکثریت مجلس نمایندگان را از آنِ خود میکنند و در دو سال آینده شاهد طرح استیضاح و نبردهای حقوقی خواهیم بود. آنها چنین راهبردی دارند. معتقدند که بهزودی یک رئیسجمهور دموکرات به قدرت خواهد رسید و همهچیز از نو شبیه دوران باراک اوباما، جان کری، جو بایدن و آنتونی بلینکن خواهد شد. آنها به همین امید بستهاند.
دونالد ترامپ هم راهبرد خود را دارد. اما راهبرد او چیست؟ چگونه میخواهد جلوی جمهوری اسلامی را بگیرد و از این وضعیت خارج شود؟ او بهتازگی آنها را بهمدت دو هفته بمباران کرده است.
میخواهد بگوید آنها ۵۰ سال حدود نیم تریلیون دلار هزینه کردند و من همه را به باد دادهام.
همهچیز را نابود کردهام. به تأسیسات دارای کاربرد دوگانه حمله کردهام و حالا میخواهم به این درگیری خاتمه دهم. اهداف مشخصی داشتم که میخواهم از تحقق آنها مطمئن شوم. نخست اینکه آنها نمیتوانند بمب هستهای داشته باشند. میتوانم کوه کلنگ (پیکاکس) را بمباران کنم. انتظار میرود در هفته آتی وارد عمل شود و آنجا را از دسترس خارج کند. لزوماً قرار نیست اورانیوم غنیشده را از بین ببرد، بلکه فقط راه دسترسی به تأسیسات را مانند سایر تأسیسات هستهای در ایران میبندد.
میتواند بگوید هدفش ایجاد بیثباتی بوده است. وقتی آمریکا از جنگ خارج شویم و جمهوری اسلامی شروع به بازسازی خرابهها کند، متوجه اوضاع میشود.
خواهند دید که جمهوری اسلامی ورشکسته است و نظام دینی فاسد میخواهد همان سرمایه اندکی را که در اختیار دارد صرف خرید پرتابگر موشک، سانتریفیوژ و حمایت از تروریستهای عرب کند. از اینرو، نارضایتی داخلی ادامه مییابد و حتی ممکن است شدت بگیرد.
و این خود باعث بازدارندگی خواهد شد. دونالد ترامپ میتواند بگوید که میخواهد از بازبودن تنگه هرمز مطمئن شود. آمریکا آسیب قابلتوجهی به ظرفیت تهاجمی جمهوری اسلامی در آنسوی تنگه وارد کرده و نیروی دریایی و پهپادی جمهوری اسلامی را از بین برده است.
یک ناوگان آمریکایی همیشه در خلیج فارس یا حوالی آن مستقر خواهد بود و او احتمالاً به متحدان خود در خلیج فارس، اسرائیل و متحدان خود در اروپا و آسیا خواهد گفت که شما به این تنگه نیاز دارید. میتوانید در تأمین امنیت آن مشارکت کنید. ما هم به شما کمک خواهیم کرد. باز نگهداشتن تنگه کار دشواری نخواهد بود.
همچنین خواهد گفت ما تحریمها را لغو نمیکنیم. نه، نه، نه. ما حسابهای بانکی توقیفی را آزاد نمیکنیم. شما هیچ پولی دریافت نخواهید کرد. خبری از مذاکره نخواهد بود.
خواهد گفت که «نمیدانم واقعاً چقدر موشک دارند. اما از میزان خسارتی که به آنها وارد کردهایم اطلاع دارم. ما هزاران موشک آنها را نابود کردهایم. با اینحال، واضح است که خودشان را برای چنین وضعیتی آماده کرده بودند و هنوز پرتابگرهای زیادی دارند.»
اسرائیل و کشورهای خلیج فارس درمجموع ۹۰۰ جنگنده دارند. آمریکا هم احتمالاً ۵۰۰ تا ۶۰۰ هواپیما در منطقه دارد. اگر جمهوری اسلامی موشکپرانی کنند، کشورهای منطقه واکنش نشان خواهند داد و آمریکا هم میتواند تنگه را باز نگهدارد. اما قرار نیست در وضعیت جنگی بماند و بخش زیادی از نیروهای آمریکا از منطقه خارج میشوند.
حالا به نکتهای اشاره میکنم که بهنظرم تازگی دارد. ترامپ میتواند بگوید که اکنون یک دولت در تبعید وجود دارد. این دولت میتواند در کشورهای غربی یا در کشورهای خاورمیانه مستقر شود. و ما با دولت در سایه گفتوگو خواهیم کرد.
چه کسی در گذشته این کار را انجام داده است؟
خمینی. او سیزده سال در عراق حضور داشت و به کمک صدام حسین، دشمن سرسخت ایران، درحال زمینهچینی برای تأسیس یک حکومت دینی بود و نظام سیاسی ایران را با تبلیغات گسترده مورد حمله قرار میداد. زمانی که این طرح نتیجه داد و انقلاب به اوج خود رسید، خمینی در چهار ماه پایانی سلطنت شاه به فرانسه رفت و هزاران نوار کاست به داخل ایران فرستاد و نقش دولت در تبعید را ایفا کرد.
اروپاییها با او گفتوگو میکردند. میشل فوکو و دیگر روشنفکران فرانسوی معتقد بودند خمینی آدم فوقالعادهای است. اما نکته اینجاست که خمینی به ایران بازگشت و کنترل امور را به دست گرفت.
حکومت فعلی هم ممکن است تاوان ترفندی را که خودش ابداع کرده بدهد. چرا صدها میلیارد دلار پولهای مصادرهشده حکومت را به مردم ایران ندهیم؟ «شما صادق نیستید و ما نمیخواهیم با شما گفتوگو کنیم.»
«ما دیگر شما را بهعنوان دولت ایران به رسمیت نمیشناسیم. شما ۴۰ تا ۵۰ هزار نفر از مردم خودتان را کشتهاید. چه طرف ما شاه باشد و چه با ائتلاف موقت مخالفان مواجه باشیم، دولت در تبعید را به رسمیت میشناسیم و منابع مالی کافی در اختیارشان میگذاریم تا رسانه خود را داشته باشند.»
دولت در تبعید میتواند به اروپا و آسیا سفر کند، حمایت قدرتهای بزرگ را جلب کند و ما هم در زمینه تجهیز و مسلحکردن مردم ایران کمک خواهیم کرد. آنها دولت در تبعید خواهند بود. حکومت ایران مشروعیت ندارد. نمیدانیم چه کسی کشور را اداره میکند و اهمیتی هم نمیدهیم. ما نمیخواهیم با این حکومت گفتوگو کنیم.
ما با افرادی گفتوگو میکنیم که نماینده مردم ایران هستند و به ما تضمین دادهاند که اگر به قدرت برسند، دولت انتقالی تشکیل خواهند داد؛ دولتی که تضمین کند ظرف مدت یک یا دو سال انتخابات برگزار میکند. این روش در مورد خمینی جواب داد و اینبار هم جواب میدهد. با حکومت ایران گفتوگو نکنید.
آنقدر به آنها ضربه بزنید که وقتی به خانه بازمیگردید، مطمئن باشید به بمب اتم دسترسی پیدا نمیکنند. تنگه هرمز با کمک متحدان ما باز میماند. ما هزار و ۵۰۰ جنگنده در پایگاههای آمریکا، پایگاههای شرکای ما در خلیج فارس و اسرائیل داریم و میتوانیم به کمک آنها به اقدامات بعدی ایران پاسخ دهیم.
این میزان نیرو باید برای مقابله با حکومتی که بهشدت ضعیف شده و ثمره پنجاه سال تلاش و نیم تریلیون دلار سرمایهگذاری خود را به باد داده کافی باشد.
هرپولی که به دست این حکومت برسد، صرف رفع مشکلات مردم ناراضی ایران نخواهد شد. حکومت آن را صرف حمایت تسلیحاتی از تروریستهای عرب و بازسازی قوای نظامی خود خواهد کرد. با اینحال، انجام چنین کاری از نظر سیاسی و اقتصادی بسیار دشوار است؛ چرا که آنها از یک طرف با خشم مردم روبهرو هستند و از طرف دیگر باید بودجه ۵۰۰ میلیارد دلاریِ بازسازی کشور را تأمین کنند. آن هم در شرایطی که هیچ درآمدی ندارند.
این مقاله با مجوز دیلی سیگنال، نشریه بنیاد هریتج، بازنشر شده است.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: ویکتور دیویس هانسن یک سنتگرا و مورخ نظامی است. او استاد بازنشسته آثار کلاسیک در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، پژوهشگر ارشد آثار کلاسیک و تاریخ نظامی در دانشگاه استنفورد، پژوهشگر کالج هیلزدیل و پژوهشگر برجسته مرکز عظمت آمریکا است. آقای هانسون هفده جلد کتاب نوشته که از جمله میتوان به «راه و رسم غربیِ جنگ»، «جبهههای بیرویا»، «در دفاع از ترامپ» و «شهروندِ در حال احتضار» اشاره کرد.
















