نویسنده: دکتر آنتونیو گراسفو
یکی از رهبران تبعیدی اویغور فاش کرده که حزب کمونیست چین از تبلیغات، نفوذ و کارهای اطلاعاتی استفاده میکند تا جنبش آنها را تروریستی جلوه دهد و از حمایت کشورهای جهان از این جنبش ممانعت کند.
سرکوب اویغورها به دست حزب کمونیست چین در ماههای اخیر در داخل و خارج از کشور شدت گرفته است. به بعضی از اویغورها اجازه داده شده که برای دریافت گذرنامه اقدام کنند، اما این افراد با محدودیتهای سختگیرانهای دستبهگریبان هستند که از جمله میتوان به بازه زمانی محدود برای سفر، کنترل الزامی موقعیت مکانی و ضبط گذرنامه بعد از بازگشت به کشور اشاره کرد.
اویغورهایی که در خارج از کشور زندگی میکنند، برای سفر به سینکیانگ باید غربالگریهای امنیتی سختگیرانهای را پشت سر بگذارند. آنها اغلب از اقامت نزد خانواده خود منع میشوند و مجبورند به تورهای تبلیغاتی دولتی ملحق شوند که صحبت به زبان اویغوری در آنها ممنوع است. متعاقب آنکه تایلند ۴۰ مرد اویغور را به چین بازگرداند، اعتراضات در ماه فوریه به اوج خود رسید. مقامات تایلندی و چینی این اقدام را انساندوستانه دانستند، اما دیدهبان حقوق بشر هشدار داده که این افراد با خطر شکنجه، بدرفتاری، بازداشت یا اتفاقات هولناکتر مواجه هستند.
در این فضای مملوء از سرکوب و نظارت با صالح خدایار، وزیر امور خارجه دولت در تبعید ترکستان شرقی و رهبر جنبش بیداری ملی ترکستان شرقی، گفتوگو کردم. خدایار همچنان علیه سرکوب حزب کمونیست چین، که آمریکا آن را مصداق نسلکشی میداند، برای استقلال، هویت فرهنگی و بقا مبارزه میکند.
خدایار گفت که حزب کمونیست چین مراکز پیوند اعضای بدن را در سینکیانگ گسترش داده و تعداد آنها را سهبرابر کرده است. او افزود: «براساس باورهای مذهبی، مردم ما اجازه ندارند اعضای بدنشان را اهدا کنند. چین مدعی است که مراکز پیوند اعضا بهصورت داوطلبانه فعالیت میکنند، اما چنین ادعایی صحت ندارد.»
خدایار ریشه این سرکوبها را در اوایل دهه ۱۹۹۰ و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی میجوید؛ دورانی که احساسات ملیگرایانه اویغورها سیر صعودی پیدا کرد.
این مقاومت مردمی کاملاً خودجوش بود، اما به تدریج به شکل نافرمانیهای خرد و پراکنده درآمد و نیروهای نظامی و امنیتی چین را هدف گرفت.
حزب کمونیست چین در واکنش به این تحولات در مارس ۱۹۹۶ جلسهای محرمانه با اعضای کمیته دائمی دفتر سیاسی خود برگزار کرد تا مسئله «حفظ ثبات» در سینکیانگ را بررسی کند. به گفته خدایار، حزب کمونیست جداییطلبی ترکستان شرقی را از بزرگترین تهدیدها برای ثبات داخلی چین میدانست کرد و آمریکا را به حمایت از این جنبش استقلالطلبانه متهم میکرد. حزب کمونیست ده فرمان صادر کرد تا این جنبش را نابود کند و دامنه کنترل خود را در منطقه افزایش دهد.
به گفته خدایار، در فرمان شماره ۸ به مقامات چینی گفته شده که از نفوذ سیاسی و دیپلماتیک خود استفاده کنند تا کشورهای مسلماننشین مانند ترکیه، قزاقستان، قرقیزستان و ازبکستان را با خود همراه کرده و از آنها در سرکوب جنبش اویغورها کمک بگیرند. پکن همزمان سعی کرد در جامعه اویغورهای خارجنشین نفوذ کند و بین آنها تفرقه بیاندازد تا خارجنشینان را به سمت خود بکشاند.
با بهرهگیری از نگرانیهای پس از فروپاشی شوروی درخصوص افراطگرایی اسلامی، حزب کمونیست نخستین کارزار بزرگ «مقابله قاطع» را در سال ۱۹۹۶ کلید زد. چند روز بیشتر از صدور «فرمان شماره ۷» نگذشته بود که مقامات چینی هزاران نفر را به اتهام جداییطلبی بازداشت کردند.
حزب کمونیست در این مقطع گروه کوچکی از زندانیان اویغور را بهصورت گزینشی آزاد کرد. این افراد به پاکستان، متحد نزدیک پکن، گریختند و حزب اسلامگرای ترکستان شرقی را بنیان نهادند؛ حزبی که به گفته خدایار فاصله زیادی با آن جنبش سکولار و ملیگرایانه داشت.
او گفت: «درحالیکه گروههای ملیگرای ما در آسیای مرکزی درصدد جلب حمایت جهانی برای جنبش استقلالطلبی از حزب کمونیست بودند، این گروه کوچک که تعدادشان به ده نفر هم نمیرسید، مسیر متفاوتی را در پیش گرفتند.»
«آنها گفتند که خداوند کاری ندارد برای ترکستان شرقی چه کردهایم، بلکه از ما میپرسد برای اسلام چه کار کردهایم.»
خدایار معتقد است که تشکیل این گروه بخشی از عملیات اطلاعاتی بلندمدت چین بود که سعی داشت جنبش اویغورها را بهعنوان یک جریان افراطی جلوه دهد تا جلوی حمایت غربیها را بگیرد و سرکوب شدید اویغورها را به بهانه مبارزه با تروریسم توجیه کند.
او گفت در تبلیغات حزب اسلامگرای ترکستان شرقی چنین آمده است: «ملیگرایی برخلاف اصول اسلامی است. اویغورها باید تمرکز خود را روی نبرد علیه کافران جهان بگذارند و از آمریکا شروع کنند. چین را فراموش کنید. برای مبارزه با چین هنوز وقت داریم. باید ابتدا با آمریکا مبارزه کنیم.»
رهبران اویغور در آسیای مرکزی در واکنش به شکلگیری این حزب بهصراحت اعلام کردند که جنبش آنها براساس آزادی شکل گرفته و کاری با بنیادگرایی اسلامی ندارد. خیلیها گمان میکنند که بنیانگذاران این حزب، که پیشتر از زندانهای چین آزاد شده و بعدها در پاکستان آفتابی شده بودند، جزو مأموران امنیتی چین هستند که با هدف بدنام کردن جنبش اصلی به خدمت گرفته شدهاند.
دولتهای آسیای مرکزی دست به سرکوب شدید زدند. خدایار گفت: «بسیاری از رهبران ما بازداشت یا تبعید شدند. شماری از شهروندان قزاقستان، قرقیزستان و ازبکستان نیز ترور شدند.» جنبش در آسیای مرکزی در سال ۱۹۹۸ عملاً از هم پاشید.
متعاقب حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر، چین از ترس کشورهای جهان از تروریسم بهره برد و این حزب را با طالبان مرتبط دانست و نام «جنبش اسلامگرای ترکستان شرقی» را بر آن نهاد. به گفته خدایار، این روایت همچنان به قوت خود باقی است و به حزب کمونیست کمک میکند که سرکوب اویغورها را بهعنوان مبارزه با تروریسم موجه جلوه دهد.
این راهبرد با آغاز جنگ داخلی سوریه شدت بیشتری پیدا کرد. خدایار گفت: «چین در سال ۲۰۱۲ دامنه همکاریهای خود را با ترکیه افزایش داد. هزاران اویغور از راه جنوب شرق آسیا از ترکستان شرقی گریختند و به کمک گروههای ترکتبار به سوریه رسیدند. در ویدئوهای تبلیغاتی گروه داعش در سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ شاهد حضور اویغورهایی بودیم که از برپایی خلافت اسلامی در چین صحبت میکردند.
حزب کمونیست چین از این تصاویر استفاده ابزاری کرد تا بازداشت گسترده اویغورها را در مراکزی که تحت عنوان مراکز آموزش فنی و حرفهای معرفی میشدند موجه جلوه دهد؛ تأسیساتی که به گفته گروههای حقوق بشری مصداق اردوگاههای کار اجباری هستند.
متحدان انگشتشمار ترکستان شرقی
به گفته خدایار، حزب کمونیست چین با موفقیت توانسته کشورهای غربی و ملل مسلمان را از حمایت از آرمان اویغورها بازدارد. تبلیغاتی که این جنبش را افراطگرایانه جلوه میدهند، باعث کاهش ترحم غربیها شده و اهرم فشار اقتصادی از طریق ابتکار کمربند و جاده نیز کشورهای مسلماننشین را به سکوت واداشته است.
خدایار گفت: «نه برونئی، نه ترکیه، نه عربستان سعودی، نه پاکستان و نه حتی ایران که مدعی دفاع از اسلام هستند، از ما حمایت نمیکنند.»
«درواقع، بسیاری از آنها از جمله ترکیه و جمهوریهای آسیای مرکزی در سرکوب جنبش ما و مشروعیت بخشیدن به جریان نسلکشی در کنار چین ایستادهاند.»
حتی در افغانستان نیز اویغورهایی که به طالبان ملحق شدند، حمایتی دریافت نکردهاند. «طالبان بهرغم مواضع اسلامگرایانه خود در برابر چین حرفی برای گفتن ندارد و نسبت به نسلکشی در آنسوی مرزهای خود بیتفاوت است.»
آمریکا و دهها کشور اروپایی همچنان از معدود حامیان اصلی آرمان اویغورها هستند، اما دامنه حمایت آنها محدود است.
خدایار گفت: «نسلکشی به رسمیت شناخته شده است، اما هیچ اقدام مهم و معناداری غیر از محکومیتهای نمادین صورت نگرفته است.»
خدایار خواستار رسیدگی دیوان کیفری بینالمللی شد. گروه او شکایت خود را در سال ۲۰۲۰ به دیوان برد و شش پرونده را به جریان انداخت. این پروندهها همچنان باز هستند و دیوان منتظر است که کشورهای عضو تحقیقات خود را آغاز کنند.
خدایار همچنین از واشینگتن خواسته که ترکستان شرقی را همردیف تبت بداند و بهجای اصطلاح چینی «سینکیانگ» از «ترکستان شرقی» استفاده کند، یک هماهنگکننده ویژه را در وزارت امور خارجه به کار بگمارد و این منطقه را بهعنوان منطقهای اشغالشده به رسمیت بشناسد.
خدایار در پایان بر ضرورت آمادگی بلندمدت تأکید کرد و از مردم اویغور و آمریکا خواست که خود را برای درگیری احتمالی با چین در آینده آماده کنند.
او گفت: «وقتی درگیری آغاز شود، آنوقت نوبت ما خواهد بود.»
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: دکتر آنتونیو گراسفو تحلیلگر اقتصادی چین است که بیش از ۲۰ سال را در آسیا سپری کرده است. آقای گراسفو فارغالتحصیل دانشگاه ورزش شانگهای است، دارای مدرک امبیای از دانشگاه شانگهای جیائوتنگ است و در دانشگاه نظامی آمریکا در رشته دفاع ملی تحصیل کرده است.











