نیویورکپست در دو مقاله اخیر خود تصویری از رقابتی پنهان اما رو به گسترش میان آمریکا و چین در خاورمیانه ارائه میدهد؛ رقابتی که بهگفته این گزارش، جمهوری اسلامی به یکی از مهمترین ابزارهای آن تبدیل شده است.
در این چارچوب، عملیات نظامی اخیر آمریکا موسوم به «خشم حماسی» نهتنها پیامی برای تهران، بلکه هشداری مستقیم به پکن و رهبر حزب کمونیست در قدرت یعنی شی جینپینگ تلقی میشود.
بر اساس این گزارش، تحولات اخیر نشان میدهد که موازنه قدرت در منطقه در حال تغییر است. پس از هفتهها حضور کمرنگ چین در تحولات دیپلماتیک، تماس شی جینپینگ با محمدبن سلمان و درخواست برای بازگشایی آرام تنگه هرمز، نشانهای از افزایش نگرانی پکن درباره امنیت مسیرهای انرژی و پیامدهای درگیریها ارزیابی شده است.
همزمان، گزارشهایی منتشر شده است که نشان میدهد ۲۸ کشتی مرتبط با جمهوری اسلامی پس از هشدار نیروی دریایی آمریکا مسیر خود را تغییر دادهاند. این هشدار تأکید داشت که کشتیهای حامل نفت ایران ممکن است در هر نقطهای از جهان توقیف شوند. به گفته تحلیلگران، چنین رویکردی بیانگر تلاش واشنگتن برای جهانیکردن فشارها بر جمهوری اسلامی و شبکههای مرتبط با این رژیم است.
در داخل ایران، این تحولات به پیچیدهتر شدن شرایط انجامیده است. کاهش توان نظامی و محدود شدن منابع مالی، تصمیمگیری را دشوارتر کرده و هزینه هر انتخاب را افزایش داده است. عملیات «خشم حماسی» بخشی از ظرفیتهایی را که ایران برای اعمال فشار در تنگه هرمز در اختیار داشت، تضعیف کرده و برخی ساختارهای کلیدی را که برای شرایط بحرانی طراحی شده بودند، تحت فشار قرار داده است.
در چنین شرایطی، دونالد ترامپ این وضعیت را فرصتی برای افزایش فشار بر چین کمونیستی میبیند. بهگفته این گزارش، پکن در یک دهه گذشته تلاش کرده با تقویت روابط با جمهوری اسلامی، از این رژیم به عنوان نیابتی خود استفاده و نفوذ خود را در خاورمیانه گسترش دهد. اما تضعیف جمهوری اسلامی میتواند راهبرد جمهوری خلق چین را با چالشهای جدی مواجه کند.
سه جبهه اصلی رقابت
گزارش نیویورک پست این رقابت را در سه حوزه نظامی، مالی و دیپلماتیک بررسی میکند.
در حوزه نظامی، گفته میشود بخشی از توان موشکی و دفاعی ایران با کمک شبکههایی شکل گرفته که به چین مرتبط بودهاند. این همکاریها شامل تأمین برخی مواد اولیه و فناوریهای مورد نیاز بوده است. با این حال، عملیات نظامی اخیر آمریکا نشان داده که این زیرساختها در برابر حملات آسیبپذیر هستند و میتوان آنها را هدف قرار داد.
در حوزه مالی، حکومت فعلی در ایران برای چین نقش یک مسیر آزمایشی در دور زدن تحریمهای آمریکا را ایفا کرده است. پکن با استفاده از این همکاری، روشهایی برای کاهش اثر تحریمهای بینالمللی توسعه داده است؛ از جمله استفاده از شرکتهای واسطه، مسیرهای حملونقل پیچیده و شبکههای مالی غیررسمی.
با این حال آمریکا اکنون تلاش میکند با اعمال فشار بر بانکها و مؤسسات مالی در کشورهای مختلف، این مسیرها را مسدود کند. به گفته مقامهای آمریکایی، این اقدامات میتواند به تحریمهای ثانویه گستردهتر منجر شود.
در حوزه دیپلماتیک نیز تغییراتی دیده میشود. چین پیشتر با میانجیگری میان ایران و عربستان تلاش کرده بود خود را بهعنوان یک بازیگر مؤثر در منطقه معرفی کند، اما تحولات اخیر نشان داده که این توافقها شکننده بوده و نتوانستهاند از افزایش تنشها جلوگیری کنند. در همین حال، برخی کشورهای منطقه مانند امارات متحده عربی به آمریکا نزدیکتر شدهاند و از سیاستهای آن حمایت کردهاند.
نقش تهران در راهبرد پکن
بخش مهمی از این گزارش به نقش جمهوری اسلامی در راهبرد کلان چین کمونیستی اختصاص دارد. بر اساس این تحلیل، همکاری این دو رژیم از حوزه انرژی آغاز شده، اما به حوزه انرژی محدود نمانده است. در سال ۲۰۲۱، چین و ایران یک توافق ۲۵ ساله امضا کردند که به چین امکان دسترسی بلندمدت به نفت ایران با تخفیفهای چشمگیر را میداد و در مقابل، سرمایهگذاری در بخشهای مختلف اقتصادی ایران را شامل میشد.
در سالهای بعد، چین به یکی از اصلیترین خریداران نفت ایران تبدیل شد و میلیاردها دلار از خرید نفت تخفیفی ایران سود مالی بدست آورد. جمهوری اسلامی نیز با فروش نفت ایران به چین، توانست تابآوری اقتصادی خود را در مقابل تحریمهای آمریکا افزایش دهد. جمهوری اسلامی از این درآمدها برای حمایت از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، زرادخانه حزبالله در لبنان، شبهنظامیان شیعه در عراق و سوریه و کارزار حوثیها در دریای سرخ استفاده میکرد.
با این حال پکن اقدامات خود را محدود به خرید نفت از ایران نکرد، بلکه به ایجاد یک ساختار دریایی و مالی کمک کرده که برای کاهش اثر تحریمهای آمریکا طراحی شده است.
اکنون رژیم ایران به «ناوگان سایه»ای از نفتکشهای فرسوده متکی است که به شرکتهای صوری با پرچمهای متغیر ثبت شدهاند. این کشتیها فرستندههای خود را خاموش میکنند، در خلیج عمان انتقال محموله از کشتی به کشتی انجام میدهند، و سپس با اسنادی جعلی که محموله را بهعنوان نفت مالزی یا اندونزی معرفی میکند، به بنادر چین میرسند. نهادهای چینی نیز پرداختها را در پوشش قراردادهای زیرساختی و ساختمانی جابهجا میکنند.
بهطور همزمان، بخش فزایندهای از این معاملات بهجای دلار با یوان تسویه میشود و خارج از کانالهای بانکی سنتی غربی انجام میگیرد. در عمل، پکن و تهران یک نظام پرداخت موازی ساختهاند که هدفش محافظت از درآمدهای نفتی ایران در برابر اهرم فشار آمریکا است.
همکاریهای فنی و نظامی
به نوشته نیویورک پست این شریان اقتصادی با جریان مداومی از کمکهای نظامی و فناوری همراه است. شرکتهای چینی قطعات دومنظوره صادر میکنند که مستقیماً وارد برنامههای موشکهای بالستیک و پهپادهای ایران میشود—سیستمهایی که اکنون در دست نیروهای نیابتی دیده میشوند که به ناوهای آمریکا و کشتیهای تجاری حمله میکنند.
سایر نهادهای چینی نیز با وجود قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی خارجی آمریکا، تحت پوشش همکاریهای صنعتی معمول با آن معامله کردهاند. پکن همچنین به تقویت پدافند هوایی ایران با سامانههای پیشرفتهتر زمینبههوا و فناوریهای مرتبط کمک کرده و عملیات هوایی غرب را پیچیدهتر ساخته است.
حتی پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل، کشتیهای مرتبط با دولت چین در حال بارگیری پرکلرات سدیم—مادهای کلیدی برای سوخت موشکهای سوخت جامد—برای ارسال به ایران ثبت شدهاند. در حالی که خلبانان آمریکایی و اسرائیلی جان خود را برای تضعیف زرادخانه موشکی ایران به خطر میانداختند، شرکتهای دولتی چین بهطور بیسر و صدا به تهران برای جایگزینی آن کمک میکردند.
با این حال، مهمترین عنصر حمایت چین چیزی نیست که در تصاویر ماهوارهای از بنادر یا کارخانهها دیده شود؛ بلکه در فضاست.
سالها برنامهریزان آمریکایی و اسرائیلی فرض میکردند که در صورت درگیری گسترده میتوانند با اخلال در سامانه GPS که سامانه موقعیتیابی جهانی تحت کنترل آمریکا است، دقت حملات ایران را کاهش دهند، اما این فرض با تغییر رویکرد جمهوری اسلامی به استفاده از سامانه ماهوارهای ناوبری «بیدو» چین تضعیف شده است.
این گزارش افزود بیدو جایگزین GPS است؛ یک منظومه جهانی که موقعیتیابی و زمانسنجی دقیق را مستقل از زیرساختهای آمریکا فراهم میکند. در حملات گذشته آمریکا و اسرائیل، بسیاری از موشکهای ایران پس از اختلال در GPS از هدف منحرف میشدند، اما در این جنگ، تحلیلگران اطلاعاتی افزایش قابلتوجهی در دقت حملات جمهوری اسلامی مشاهده کردهاند؛ زیرا نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در شلیک موشکها و پهپادها از سیگنالهای بیدو در سامانههای هدایت خود استفاده کردند.
به این ترتیب، پشتیبانی ماهوارهای چین در عمل رهگیری موشکهای ایران را که بهسوی نیروهای آمریکا و متحدانش شلیک میشوند، دشوارتر کرده است. پکن نیازی به اعلام علنی این موضوع ندارد؛ این کمکها بهگونهای طراحی شدهاند که ظاهری تجاری و قابل انکار داشته باشند، اما اثر آنها در میدان نبرد واقعی است.
سیاست محتاطانه چین
گزارشهای رسانهای منتشر شده از مواضع چین کمونیستی نشان میدهد با وجود این همکاریها، چین تلاش کرده است در سطح سیاسی موضعی محتاطانه اتخاذ کند. پکن از یک سو خواستار کاهش تنش و برقراری آتشبس شده و از سوی دیگر از ورود مستقیم به درگیریها خودداری کرده است. همزمان، روابط اقتصادی و فنی خود با جمهوری اسلامی را حفظ کرده است.
این رویکرد به چین امکان میدهد که از مزایای همکاری با تهران بهرهمند شود، در حالی که خطر درگیری مستقیم با آمریکا را کاهش میدهد. به گفته تحلیلگران، این بخشی از راهبرد گستردهتر چین کمونیستی برای افزایش نفوذ بهصورت غیرمستقیم است.
ابعاد جهانی رقابت
گزارش نیویورک پست تأکید میکند برخی کشورهای منطقه مانند امارات متحده عربی در این شرایط به آمریکا نزدیکتر شدهاند و از بازگشایی تنگه هرمز حمایت کردهاند. این در حالی است که چین در این زمینه موضعی محتاطانه و نسبتاً کمرنگ داشته است، اما این تغییرات تنها به خاورمیانه محدود نیست. در مناطق دیگر جهان نیز نشانههایی از کاهش نفوذ چین دیده میشود. برای مثال، در آمریکای لاتین تحولات سیاسی باعث شده موقعیت چین تضعیف شود.
در همین زمان، آمریکا در آسیا در حال تقویت روابط خود با برخی کشورهاست. کشورهایی مانند اندونزی و فیلیپین همکاریهای دفاعی خود با واشنگتن را گسترش دادهاند. موقعیت جغرافیایی این کشورها اهمیت زیادی دارد، زیرا در نزدیکی مسیرهای مهم انرژی چین قرار دارند.
در مجموع، آنچه رخ داده فقط یک درگیری منطقهای نیست، بلکه بخشی از رقابت بزرگتر میان قدرتهای جهانی است. آمریکا تلاش میکند از شرایط بهوجود آمده برای تقویت موقعیت خود استفاده کند و چین نیز ناچار است با واقعیتهای جدید کنار بیاید.
در مجموع، این گزارش تصویری از یک «جنگ خاموش» ارائه میدهد؛ رقابتی که در آن چین از طریق ابزارهایی مانند سرمایهگذاری، تجارت انرژی و همکاریهای فنی تلاش میکند نفوذ خود را گسترش دهد، در حالی که آمریکا با ابزارهای نظامی، مالی و دیپلماتیک به دنبال مهار این نفوذ است.
این رسانه در پایان نتیجه گرفته است به نظر میرسد مذاکرات احتمالی آینده میان واشنگتن و پکن در شرایطی آغاز خواهد شد که موازنه قدرت نسبت به قبل تغییر کرده است. آمریکا احساس میکند دست برتر را دارد و چین نیز با چالشهای تازهای روبهروست. این تحولات میتواند بر روند تصمیمگیریهای آینده در سطح جهانی تأثیر قابل توجهی بگذارد.
















