نویسنده: جاش همر
با آغاز فصل تازه دوران سیاسی ترامپ، واشینگتن با انتخابی سرنوشتساز روبهرو شده است: اینکه آیا آمریکا در مواجهه با جمهوری خلق چین و حزب کمونیست حاکم بر این کشور از رویکرد خوشبینانه معامله و دیپلماسی استفاده خواهد کرد، یا آنکه واقعبین خواهد بود و پکن را در این جنگ سرد دیرینه به چشم جدیترین رقیب ژئوپولیتیکی خود خواهد دید؟
این پرسش بسیار حیاتی است و پاسخ آن باید شفاف باشد. کشورها در مواجهه با چین باید دست از نرمش بردارند و باید چین را بهعنوان یک تهدید وجودی در قبال سبک زندگی آزاد در نظر بگیریم.
دادستانهای ایالت میشیگان آمریکا در ماه ژوئن چند شهروند چینی را به دسیسهچینی برای قاچاق ترکیبات زیستی خطرناک متهم کردند. قرار بود از این ترکیبات در آزمایشگاههای دانشگاهی آمریکا استفاده شود. در این پرونده به قارچ «فوزاریوم گرامینروم» اشاره شده که بهعنوان «سلاح نابودکننده محصولات کشاورزی» شناخته میشود، چرا که میتواند محصولات کشاورزی را از بین ببرد و به انسان و دام آسیب جدی وارد کند. دادستانها میگویند که متهمان از دولت چین پول گرفته و این عامل بیماریزا را با هدف انجام «تحقیقات آزمایشگاهی» در دانشگاه میشیگان وارد آمریکا کردهاند.
پژوهشگران چینی کوشیدند که تهدیدات زیستی را تحت لوای فعالیتهای پژوهشی مشروع از طریق مرز وارد آمریکا کنند. این کار پیامدهای هولناکی دارد. در دنیایی که هنوز از تبعات همهگیری ویرانگر کرونا- که فراموش نکنیم از ووهان چین آغاز شد- رنج میکشد، نمیتوان رویدادهای اینچنینی را بیاهمیت دانست. از این گذشته، اتهامات دیگری در ماه نوامبر علیه یک شهروند چینی دیگر در میشیگان مطرح شده که آن هم با قاچاق ترکیبات مشابه سروکار دارد.
این کارها نتیجه الگوی عمیق و چندینساله نفوذ چین در خاک آمریکا هستند. مأموران فدرال در سال ۲۰۲۳ از فعالیت یک آزمایشگاه زیستی چینی در کالیفرنیا پرده برداشتند. ارزیابی کارکنان بخش عوامل و سموم ویژه در مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریها نشان داد که در این آزمایشگاه دستکم از ۲۰ عامل عفونی بالقوه نگهداری میشد که از جمله میتوان به ویروس اچآیوی، مالاریا و کووید-۱۹ اشاره کرد. زمانی هم که پای جنگ زیستی در میان نباشد، موضوع جنگ اطلاعاتی است. برای نمونه، مدتهاست که مؤسسات کنفوسیوس تحت حمایت حزب کمونیست چین بهعنوان مراکز تبلیغاتی این کشور در دانشگاههای کشورهای سراسر دنیا (از جمله در ایران) فعالیت میکنند. همچنین میتوان به تلاش بیوقفه چین برای جاسوسی صنعتی، نظارت و بازیدادن شهروندان کشورهای دیگر از طریق تیکتاک و دیگر پلتفرمها اشاره کرد.
دولت ترامپ در بحبوبحه این نگرانیها تغییر دردسرسازی در سیاست محدودیتهای صادراتی خود ایجاد کرده و به شرکت انویدیا اجازه داده که برخی از تراشههای پیشرفته هوش مصنوعی از جمله پردازندههای پیشرفته اچ۲۰۰ این شرکت را به چین بفروشد. این اقدام برتری آمریکا را در بخش رایانش و نیمهرساناها بهشدت تقلیل میدهد و زمانی که رقابت ایندو قدرت بزرگ به جاهای باریک کشیده شود، به قوای نظامی و نظارتی چین کمک خواهد کرد. توانمندسازی راهبردی دشمن اصلی آمریکا توجیه اقتصادی ندارد. این تراشهها موتور محرک هوش مصنوعی امروزی هستند. فارغ از محدودیتهای مقرراتی موجود، فروش آنها به چین دلیل منطقی ندارد.
تنشها در منطقه هند-آرام بهسرعت در حال افزایش است. مقامات ژاپنی همین چند روز پیش متعاقب تهدید جنگندههای ژاپنی از سوی هواپیمای نظامی چینی به این کشور اعتراض کردند و اقدام پکن را بیدلیل و تهدیدآمیز دانستند. مقامات آمریکایی هم این حادثه را که در آن یک فروند جی-۱۵ چینی بهطور متناوب جنگندههای اف-۱۵ ژاپنی را هدف میگرفت، تحریکآمیز و علیه ثبات منطقه دانستند.
موضع خصمانه چین در قبال ژاپن، که همپیمان غرب بوده و زیر چتر امنیتی آمریکا قرار گرفته، از راهبرد گسترده پکن برای بازآرایی وضعیت منطقه حکایت دارد. چین با این کارها عزم و اراده ژاپن و پایبندی آمریکا به حفظ امنیت متحدان رسمی خود را محک میزند. چین میخواهد منطقه و درنهایت کل جهان را به شکل دلخواه خود بازسازی کند. اگر توکیو زیر فشار پکن نرمش به خرج دهد، چین در پیگیری بلندپروازیهای خود جسورتر خواهد شد و ارتش آزادیبخش خلق انگیزه بیشتری در قبال حمله به تایوان پیدا خواهد کرد. ادامه ماجرا- چنانکه میگویند- شاید به بخشی از تاریخ بدل شود.
شاید. برای تغییر مسیر تاریخ هنوز دیر نشده است. دونالد ترامپ که بهعنوان نخستین رئیسجمهور آمریکا پس از دیدار تاریخی ریچارد نیکسون با مائو تسهتونگ فرصت یافته به روابط آمریکا و چین سروسامان دهد و از این بابت شایسته ستایش فراوان است، نباید در این برهه نرمش به خرج دهد.
راهبرد آمریکا در منطقه هند-آرام باید بر مهار چین متمرکز باشد، نه آنکه با هدف تقویت یا دلجویی از این کشور تنظیم شود. آمریکا باید یک راهبرد جامع دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی در پیش بگیرد که بر حفظ و تقویت ائتلافهای قدرتمند و پایدار بهویژه با ژاپن، کره جنوبی، فیلیپین، استرالیا و تایوان متمرکز باشد. واشینگتن باید با سرعت بیشتری به تبادل اطلاعات بپردازد، دامنه رزمایشهای مشترک نظامی خود را افزایش دهد و پیوند اقتصادی عمیقتری با این کشورها ایجاد کند. هدف نه تحریک چین، بلکه ایجاد بازدارندگی به سبک قدیمی «صلح از منظر اقتدار» است. نصیحتکردن متحدان و دعوت آنها به حفظ خونسردی، که در تماس تلفنی اخیر ترامپ با نخستوزیر تازهکار و محتاط ژاپن شاهدش بودیم، راه به جایی نخواهد برد.
حزب کمونیست چین دنیای غرب و بهویژه آمریکا را نه به چشم شریک بلکه بهعنوان رقیبی میبیند که باید از آن پیشی بگیرد و جایگزین آن شود. رفتار و رویکرد پکن به برخورد با دشمن در جنگ سردی طولانی و طاقتفرسا شباهت دارد. دولت ترامپ نیز باید همین نگاه را نسبت به پکن داشته باشد.
رهبران آمریکا نباید معاملات تجاری را با اعتماد راهبردی اشتباه بگیرند. آنها نباید رقبای ژئوپولیتیکی خطرناک خود را بهعنوان مقصدهای بیخطر کالاهای صادراتی در نظر بگیرند و نباید متحدان ژئوپولیتیکی ارزشمند خود را بازیچه قرار دهند و نگرانیهای مشروع آنها را قربانیِ دلجویی از چین کنند. گرگومیشِ سرد و طولانی نبرد ژئوپولیتیکی و تعیینکننده قرن فرارسیده و آمریکا باید سر حرف خود بایستد. چین کمونیست بیتردید همینطور عمل خواهد کرد.
درباره نویسنده: جاش همر سردبیر نشریه نیوزویک، پژوهشگر بنیاد ادموند برک، مشاور حقوقی و سیاستگذار پروژه پاسخگویی اینترنت، مقالهنویس کریترز و از نویسندگان انکرینگ تروثز است.
















