اگر زمانی تصمیم گرفتید در مورد جهان و شیوه کارکرد آن به فرزندانتان توضیح دهید و نمیدانستید از کجا شروع کنید، بهترین موضوع پول است. چراکه امور مالی به بخشهای مختلف زندگی ما ارتباط پیدا میکند و در تمام حوزهها نقش دارد، از مسائل ریاضی گرفته تا مسائل اجتماعی. زیرا پول به ارزشها، روابط، انتخابها و عزت نفس ما مربوط میشود.
کودکان برای این که بتوانند در آینده هدایت زندگیشان را بر عهده بگیرند و به اهداف خود برسند، نیاز دارند در ابتدای زندگی خود با اصول و ارزشها آشنا شوند. زیرا وقتی در پیچوتاب زندگی حرکت میکنند، وقتی که پای منافع مادی درمیان باشد، مشخص میشود که آیا میتوانند روی ارزشهای خود پایدار بمانند؟ آیا درستی یا نادرستی را میشناسند؟ آیا خویشتنداری لازم را برای مواقعی که ضرر میکنند یاد گرفتهاند.
اما هرچقدرهم پدر و مادر به وظیفه خود عمل کنند و آموزشهای لازم را به فرزندان خود بیاموزند، اما در نهایت فرزندان ارزشها را از رفتار ما الگو میگیرند و بیش از آن که بشنوند که ما چه میگوییم، میبینند که ما چه میکنیم.
حال که درمورد آموزش اصول و ارزشها در امور مالی صحبت میکنیم، بهتر است از مهمترین ارزش شروع کنیم که به راحتی میتواند زندگی فرزندانمان را خراب کند، یعنی طمع.
بهتر است آموزش آن را از وقتی که خیلی جوان هستند آغاز کنیم. در گام نخست به آنها بیاموزیم طمع خود را بشناسند. به این معنی که چطور این میل آرامآرام در کنج رفتار و افکار ما لانه میکند، چطور برای وجودش در قلبمان توجیه میآوریم و در پاسخ کسانی که آن را شماتت میکنند، دلیل میآوریم که همه در زندگی به دنبال منافع خود هستند و چرا من نباشم؟ به آنها بیاموزیم که چطور در گذار زمان اگر به آن توجه نکنیم، فربه میشود و به جایی میرسد که عنان همه چیز را به عهده میگیرد. به آنها یاد دهیم به سلامت از آن عبور کنند تا در دنیای واقعی بتوانند دوام بیاورند و حتی شکوفا شوند.
اولین درس برای آموزش به کودکان
قانون شماره یک: برای این که طمع خود را شکست دهیم از بخشش شروع میکنیم.
طمع جزو مفاهیم بسیار پیچیده است که بخاطر ذات چندلایهاش گاهی تشخیص آن سخت است مخصوصا برای کودکان. پس بهتراست از تجارب کوچک، ساده و روزمره استفاده کنید. مثلا بگویید: روزی که دوستت در مدرسه موبایل تازه و زیبایش را به تونشان داد، چه احساس داشتی؟ آن حس را میشناسی؟ میتوانی آن احساس را توضیح دهی؟
یا وقتی دوستت در مدرسه با صدای بلند میگوید: پدرش قرار است برای تولد ۱۸ سالگیاش ماشین کاملا نو بخرد؟ سوزش قلبت را حس کردهای؟
سپس توضیح دهید اگر آن احساس را به توان ۱۰ برسانی، درک خواهی کرد که طمع تمارعیار چه حسی دارد. قطعا حس خوبی نیست؟ نه؟ ازاین طریق امکان دارد فرزند شما درک کند که چگونه طمع در قلبش شکل میگیرد. وقتی طمع در قلب ما جا خوش میکند، به مرور ما را به انجام کارهایی سوق میدهد، که برای آیندهمان خطرناک هستند. طمع در گوشمان میگوید: اشکال ندارد همین حالا هر چه میخواهی، داشته باش. بعدا راهی برای پرداخت آن پیدا میکنی. یا اینکه چرا وقتی این قدر مستحق بدست آوردن این موقعیت هستم آن را به دیگری واگذار کنم. طمع میلی است که هر کسی دیر یا زود با آن مواجه میشود. و هرچه زودتریاد بگیریم چگونه آن دشمن را شکست دهیم، حس بهتری خواهیم داشت و خوشحالتر هستیم.
ضمن این که راجع به این میل با فرزندانتان گفتگو میکنید، به آنها راهکار هم یاد دهید و بگویید که پادزهر طمع از بخشیدن بخشی از سه چیزی که در اختیار داری شروع میشود؛ یعنی زمان، استعداد و دارایی. فرق نمیکند جوان باشید یا پیر، ثروتمند باشید یا فقیر. همگی توان بخشش این سه چیز را دارید.
زمان:
شما هر روز ۲۴ ساعت، هر هفته ۱۰۰۸۰ دقیقه یا ۶۰۴۸۰۰ ثانیه در اختیار دارید. زمان ما ارزشمندترین دارایی ما است اما بخشیدنی زمانی از وقت خود به دیگران به ما یادآوری میکند که چطور بخشندگی خود را از مهمترین دارایی خود شروع کنیم.
استعداد:
همه ما در زمینهای استعداد خاص داریم و میتوانیم کاری را به نحو احسن انجام دهیم. انجام دادن آن توانایی در راستای یاریرساندن به دیگران، میتواند شکلی از بخشش باشد.
دارایی:
هر آنچه که به شما تعلق دارد که میتواند شامل پول، اسباببازیها، لباسها وکلکسیونهای مورد علاقه شما باشد. یعنی هر چیزی که مالک آن هستید.
اگر هیچ وقت اهل بخشیدن نبودهاید، ممکن است برایتان خیلی عجیب باشد که پیشنهاد میکنیم، بخشی از وقت یا وسایلتان را ببخشید. اما دقیقا منظورمان همین است.
اگر میخواهید مطمئن شوید که مغلوب طمع نمیشوید، باید یاد بگیرید که بخشنده باشید. وقتی به دیگران میبخشید، این کار به شما کمک میکند که بابت داشتههایتان شکرگزار باشید. بخشیدن به ما میآموزد شادی واقعی را احساس کنیم و به جای نارضایتی، حسی از خشنودی را تجربه کنیم و این کار تا حد زیادی زندگی مارا تغییر میدهد.

















