Search
Asset 2

پیامی به سرمایه‌گذاران آمریکایی طلا: سال ۱۹۳۳ را به خاطر بیاورید

افزایش شدید قیمت طلا یادآور مصادره طلای سال ۱۹۳۳ در آمریکا است و نشان می‌دهد تشدید تنش‌های ژئوپلیتیکی، اقتصاد جنگ و تضعیف ارزهای فیات می‌تواند ریسک‌های تازه‌ای برای سرمایه‌گذاران ایجاد کند.
فروشگاهی در منطقه جواهرفروشی منهتن، در تاریخ ۲۹ آوریل ۲۰۲۵ در شهر نیویورک.(Spencer Platt/Getty Images)

نویسنده: مایکل ویلکرسون

سرمایه‌گذاران به‌درستی تحت تأثیر روند صعودی قیمت طلا قرار گرفته‌اند که از نظر دلاری در یک سال گذشته دو برابر شده است. بازدهی طلا به‌مراتب بهتر از بازارهای سهام بوده است. این درحالی است که بازارهای سهام هم در بالاترین سطوح تاریخی خود قرار دارند. بازدهی طلا از بیت‌کوین هم که در ماه‌های اخیر درجا زده بهتر بوده است. گفتنی است که نام ارز دیجیتال بیت‌کوین به‌عنوان «طلای دیجیتال» جا افتاده و در مقایسه با ارزهای نزولی فیات (بدون پشتوانه) مانند دلار آمریکا به‌عنوان یک سرمایه‌گذاری امن معرفی شده است.

اما قیل‌و‌قال قیمت صعودی طلا با درک واقعیت ناراحت‌کننده موجود فروکش خواهد کرد. جهش نجومی قیمت طلا نگران‌کننده بوده و نشان می‌دهد که یک جای کار در محیط ژئوپلیتیکی، اقتصادی و پولی جهان می‌لنگد یا دست‌کم درحال لنگیدن است.

درحالی‌که ارزش دارایی‌های پرخطر از نظر دلاری بالا می‌رود، سرمایه‌گذاران هم‌زمان به سمت دارایی‌های امن روی آورده‌اند. بانک‌های مرکزی درحال انباشت و ذخیره طلا هستند و ذخایر دلاری خود را کاهش می‌دهند و هم‌زمان برای جنگ اقتصادی، فناورانه و نظامی تدارک می‌یبنند. تا زمانی که مردم به‌طور قانونی قادر به خرید و فروش و ذخیره طلا باشند، این فلز گران‌بها دارایی امن سرمایه‌گذاران خرد خواهد بود. این مسئله بدیهی پنداشته می‌شود.

اما آمریکایی‌ها هرگز نباید فراموش کنند که دولت آمریکا براساس فرمان اجرایی ۶۱۰۲ فرانکلین دلانو روزولت، رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده، که در آوریل ۱۹۳۳ صادر شد، به‌صورت قهری (با اعمال جریمه‌های سنگین و تهدید به ۱۰ سال زندان) اندوخته طلای شهروندان را مصادره کرد که معادل ۱.۵ میلیارد دلار سکه، شمش و اوراق سپرده طلا بود. این رقم حدود ۵ درصد از نقدینگی کشور بود که ارزش آن با معیارهای امروز به حدود ۱.۵ تریلیون دلار می‌رسد.

در بحبوحه رکود بزرگ و بحران بانکی وقت، هر اونس طلا با نرخ ثابت و به شکل دستوری کمتر از ۲۰ دلار و ۶۷ سنت قیمت‌گذاری شد. همه می‌توانستند به بانک مراجعه کنند و با اسکناس خود طلا بخرند. مردم به‌دلیل بی‌اعتمادی گسترده به نظام بانکی کشور دقیقاً چنین کاری کردند. دولت‌ها و بانک‌های خارجی هم که مالک بخشی از ذخایر طلای آمریکا بودند، چنین رویکردی در پیش گرفتند و ذخایر طلای خود را از دست دولت و بانک‌های آمریکا خارج کردند.

از آن‌جا که دلار به‌طور کامل پشتوانه طلا داشت و نرخ تبدیل آن ثابت بود، فدرال رزرو نمی‌توانست برای کاهش بحران اعتباری حجم نقدینگی را بالا ببرد تا مارپیچ تورم منفی را متوقف کند، چراکه هیچ طلایی در اختیار نداشت.

از این‌رو، روزولت با اعلام وضعیت اضطراری ملی طلای شهروندان را به بهای ۲۰ دلار مصادره کرد. او یک سال بعد با یک ترفند ساده نرخ رسمی تبدیل را ۶۷ درصد افزایش داد و قیمت هر اونس طلا را به ۳۵ دلار رساند؛ اقدامی که امکان افزایش حجم نقدینگی را فراهم کرد، ارزش دلار را در قبال ارزهای خارجی کاهش داد و به تقویت صادرات آمریکا انجامید.

این اقدام در شرایطی رخ داد که تنش‌های ژئوپلیتیکی رو به افزایش بود، جنگ‌های تعرفه‌ای ادامه داشت، شایعاتی مبنی بر تجهیز تسلیحاتی اروپا به گوش می‌رسید، کشورها برای کاهش ارزش پول خود رقابت می‌کردند و دولت‌های سراسر جهان در پی تقویت ذخایر طلای خود بودند. آشنا به نظر می‌رسد؟

اکنون در شرایطی نزدیک اما متفاوت به سر می‌بریم. شباهت ماجرا در این است که جهان به سمت «اقتصاد جنگ» حرکت می‌کند. بانک‌های مرکزی یک‌بار دیگر تا جایی که می‌توانند طلا می‌خرند. حمایت‌گرایی و ملی‌سازی منابع طبیعی در دستور کار قرار گرفته است. ارزش ارزهای فیات سیر نزولی پیدا کرده است. دولت‌ها قدرت خرید شهروندان را کاهش می‌دهند و از تورم به‌عنوان مالیات پنهان استفاده می‌کنند.

منظورم این نیست که دولت کنونی آمریکا هم برنامه مصادره طلا را در دستور کار دارد. اما باید یادآوری کنم که رویدادهای مرتبط با نظریه «پرنده قو سیاه» ناگهانی و غیرمنتظره رخ می‌دهند. مداخله نظامی در ایران می‌تواند یکی از این رویدادها باشد که تبعات اقتصادی و مالی آن احتمالاً فراتر از تبعات اقدام آمریکا در ونزوئلا خواهد بود. وقتی رویدادی در چارچوب نظریه قوی سیاه رخ می‌دهد، موج تبعات آن به‌نحوی جریان پیدا می‌کند که پیش‌بینی آن دشوار است. دولت‌ها در وضعیت اضطراری ملی به اهرم‌های عجیبی متوسل می‌شوند. این مسئله در مورد اتفاقات سال ۱۹۱۴ (آغاز جنگ جهانی اول)، رکود بزرگ سال ۱۹۳۰، تصمیم موقت ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، در سال ۱۹۷۱ برای توقف تبدیل دلار به طلا از سوی بانک‌ها و دولت‌های خارجی که با هدف جلوگیری از خروج ذخایر اتخاذ شد (این طرح به مدت ۵۵ سال اجرا شد) و همچنین در مورد بحران مالی جهانی سال ۲۰۰۸ صدق می‌کند. فهرست بلندبالای مداخلات دولتی این دوره موجب مختل‌شدن بازارهای پولی و مالی و اقتصاد کشور شد؛ مداخلاتی که تبعات آن‌ها تا امروز ادامه داشته است.

ما در دوره‌ای به سر می‌بریم که شرایط کسب‌و‌کارها عادی نیست. من همچنان طلا را بخش مهمی از سپر مالی می‌دانم. این فلز گران‌بها در هزاران سال گذشته و حتی در شرایطی که ارزهای کاغذی بی‌ارزش بودند، به‌جای پول واقعی به کار گرفته شده است. با این‌حال، همواره این احتمال را در نظر می‌گیرم که در وضعیت اضطراری ملی هیچ تضمینی وجود ندارد. تجربه تاریخی نشان داده دولت‌هایی که می‌کوشند از بن‌بست‌های راهبردیِ به‌ظاهر لاینحل خارج شوند، به هر راهکاری فکر می‌کنند.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

مایکل ویلکرسون مشاور راهبردی، سرمایه‌گذار، نویسنده و بنیان‌گذار استورم‌وال ادوایزرز و وبسایت استورم‌وال است. «چرا آمریکا حائز اهمیت است: دفاعیه‌ای برای استثناگرایی نوین» تازه‌ترین کتاب اوست که در سال ۲۰۲۲ منتشر شده است.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی