در واشینگتن باران میبارید و من با لباس مجلسی و کفش پاشنهبلند با عجله در خیابان کنتیکت راه میرفتم. دامنم را بالا گرفته بودم تا به گودالهای آب نخورد. کمی عقبتر از همکارم حرکت میکردم که لباس رسمی مردانه پوشیده بود و با سرعت راه میرفت. بهسوی اتاق مطبوعاتی کاخ سفید میدویدیم. دونالد ترامپ میخواست در رابطه با حادثه تیراندازی، که لحظاتی پیش با آن مواجه شده بویم، یک نشست خبری فوری برگزار کند.
از کنار سه دختر نوجوان که سرگرم تلفن همراهشان بودند گذشتیم. یکی از آنها تیتر خبر حادثهای را که از آن میگریختیم خواند و دیگری بیتفاوت گفت: «حیف، کاش موفق میشد.» دو دوست دیگر خندیدند.
شب ۲۵ آوریل، من و همکارانم در مسیر ضیافت شام خبرنگاران کاخ سفید در هتل واشینگتن هیلتون بودیم که آقایی از کنارمان گذشت و فریاد زد: «لعنت به شما!»
چند قدم جلوتر از میان معترضانی که در اطراف هتل تجمع کرده بودند عبور کردیم. ترکیبی از پلاکاردهای دستساز مقوایی در کنار پلاکاردهای چاپی به چشم میخورد.
جملاتی مانند «مرگ بر همه آنها»، «مرگ بر مستبد» و «آنها سزاوار مرگ هستند» روی بعضی از پلاکاردهای مقوایی نوشته شده بود. روی انبوهی از پوسترها هم نوشته بودند «ترامپ باید همین حالا از قدرت کنار برود.»

چند ساعت بعد، مردی به سالن اصلی هتل هجوم برد؛ اقدامی که بهنظر میرسید تلاشی برای ترور ترامپ باشد که مهمان ویژه ضیافت شام خبرنگاران کاخ سفید بود.
در تالار مشغول خوردن سالاد نخودفرنگی و بوراتا بودیم و فضای متراکم سالن مملوء از صدای حاضران و برخورد لیوانها بود که ناگهان چند صدای تیز و پیدرپی شنیدیم. به انتهای سالن رفتم. هیاهویی برپا بود که علتش را نمیدانستم. سپس چهره اطرافیانم را دیدم که وحشت کرده بودند.
مردم فریاد میزدند. بعضیها بلافاصله روی زمین افتادند. خانمی که روی میز ما نشسته بود، زیر میز خزید و خودش را جمع کرد. بعضیها گریه میکردند، میلرزیدند و با عزیزانشان تماس میگرفتند. من هم نصفهونیمه زیر میز رفتم. تلاش میکردم بهعنوان یک خبرنگار از لبه میز به آنطرف نگاه کنم.
دیدم که مأموران سرویس مخفی بهسرعت وارد عمل شدند. از روی میزها میدویدند و شیشهها زیر پایشان خرد میشد. راهشان را از میان انبوه میزها بهسوی ترامپ باز میکردند. رئیسجمهور، اعضای کابینه و نمایندگان کنگره بهسرعت از محل خارج شدند. ضارب بازداشت شد.
اندکی بعد، اتاق مطبوعاتی جیمز بردی در کاخ سفید اوضاع حیرتانگیزی داشت. انبوه خبرنگاران با لباس مجلسی آنجا بودند. ترامپ با چهرهای جدی وارد شد و اعضای کابینه و بانوی اول، ملانیا ترامپ، هم بعد از او آمدند.
رئیسجمهور در ابتدای سخنانش ضیافت شام خبرنگاران کاخ سفید را «رویدادی در حمایت از آزادی بیان» دانست که با هدف گردهمآوردن اعضای هردو حزب و رسانهها برگزار میشود.
او گفت: «همینطور هم شد. من سالنی را دیدم که کاملاً متحد بود. دیدن چنین صحنهای خیلی دلنشین بود.»
او سپس از همه آمریکاییها خواست که اختلافات خود را فارغ از باورهای سیاسی کنار بگذارند.
او گفت: «اما با توجه به رویدادهای امشب از همه آمریکاییها میخواهم با تمام وجود تلاش کنند تا اختلافاتمان را بهطور مسالمتآمیز حلوفصل کنیم.»
او از ویجیا جیانگ، رئیس انجمن خبرنگاران کاخ سفید، بابت برگزاری «فوقالعاده» این «شب زیبا» تمجید کرد و وعده داد که این مراسم طی ۳۰ روز آینده دوباره برگزار خواهد شد.
اکنون مشخص شده که مظنون تیراندازی غرقِ یک فضای آنلاین بوده است. او مطالبی را دنبال میکرد که ترامپ را به آدولف هیتلر تشبیه میکردند و رئیسجمهور آمریکا را تهدیدی فاشیستی معرفی میکردند که باید به هر قیمتی حذف میشد. او همچنین با جنبش «نه به پادشاهی» همراهی میکرد که ترامپ را پادشاهی مستبد میداند.
کرولاین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، که در هفته سیونهم بارداری خود بهسر میبرد و قرار بود در مرخصی زایمان باشد، در روز ۲۷ آوریل یک نشست خبری برگزار کرد. او خواستار کاهش اظهارات خشونتآمیز علیه ترامپ از سوی سیاستمداران و چهرههای رسانهای حزب دموکرات شد و افزود که چنین اظهاراتی افراد بیثبات را به خشونت ترغیب میکند.
لیویت گفت: «این خشونت سیاسی از شیطانسازی سیستماتیکِ تحلیلگران از رئیسجمهور و حامیانش نشأت میگیرد.»
او بیانیه منتسب به متهم تیراندازی را با اظهارات بعضی از نمایندگان مجلس و رسانهها مقایسه کرد و آنها را شبیه یکدیگر دانست.
درواقع، فضایی که گفته میشود مظنون خود را غرقِ آن کرده بود، منحصربهفرد نبود. روایتهایی که او پای آنها نشسته بود، بازتاب همان ادبیاتی است که به رسانههای جریان اصلی راه یافته است؛ رسانههایی که رئیسجمهور را نه فقط بهعنوان یک چهره جنجالی یا خطرناک، بلکه بهعنوان تهدیدی وجودی برای آمریکا به تصویر میکشند.
اتفاقاتی که تجربه شخصی من از حادثه تیراندازی را رقم زدند- از فحاشی آن مرد و پلاکاردهایی که خواستار مرگ رئیسجمهور و مهمانان بودند گرفته تا ابراز تأسف بیپروای دختران نوجوان از ناکامی ضارب در ترور رئیسجمهور- همگی دال بر فضای مسموم گفتمان ما هستند که نمیتوان آن را با حادثه سوءقصد بیارتباط دانست.
قرار بود آن شب در هتل آزادی بیان و آزادی رسانهها را گرامی بداریم. این اتفاق به شکلی غمانگیز به وقوع پیوست و نشان داد که انتشار روایت درست چقدر اهمیت دارد.
حادثه تیراندازی ۲۵ آوریل نه با صدای شلیک، بلکه با انتشار روایتها آغاز شد؛ روایتهایی که برای خود میسازیم، استعارههایی که آنها را عادیسازی کرده و دشمنانی که در قلب و ذهن مردم میسازیم.
آیا ما، بهعنوان اصحاب رسانه، حادثه شب شنبه را بهعنوان یک زنگ خطر در نظر میگیریم و آن را به نقطه عطفی برای بهبود استانداردهای روزنامهنگاری تبدیل خواهیم کرد؟
اگر بگویم این فقط یک اتفاق ساده نبوده که تیرانداز در رویدادی رسانهای با محوریت آزادی بیان، که در قانون اساسی مورد تأکید قرار گرفته، دست به حمله بزند، بلکه فرصتی جدید برای اصحاب رسانه پیش آمده تا در عملکرد خود در پوشش اخبار مربوط به رئیسجمهور و دولت او بازنگری کنند، چه میگویید؟
آیا ما خبرنگارها همیشه با شرافت از قانون اساسی دفاع کردهایم؟
بیتردید نعمتی بود که حاضران بدون آسیب جسمانی از سالن خارج شدند.
ترامپ شب شنبه پس از این حادثه گفت که باید ادامه دهد، در صحنه بماند، وظیفهاش را انجام دهد و کاری را که درست میداند به انجام برساند.
شاید اکنون زمان آن رسیده که ما هم در رسانهها همین کار را انجام دهیم و اتفاقات آخر هفته را تلنگری برای انتخاب متانت بهجای خشم تلقی کنیم.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
ماری اوتسو خبرنگار انتیدی و اپک تایمز در کاخ سفید است. او کارشناسی روانشناسی و تاریخ هنر و کارشناسی ارشد علوم انسانی دارد

















