نویسنده: ادوارد چین
برای دههها، هنگکنگ یکی از آزادترین و بینالمللیترین شهرهای آسیا بهشمار میرفت. این شهر نهتنها یک قطب مالی بود، بلکه محل تلاقی اندیشهها نیز محسوب میشد، جایی که شرق و غرب به هم میرسیدند، فرهنگها درهم میآمیختند، و جریان آزاد اطلاعات نهتنها تحمل میشد، بلکه مورد استقبال قرار میگرفت.
موفقیت آن تنها به بازارهای سرمایه، زیرساختها یا موقعیت جغرافیایی محدود نبود. در هسته این موفقیت، نظامی مبتنی بر اعتماد قرار داشت؛ اعتماد به حاکمیت قانون، اعتماد به نهادها، و اعتماد به اینکه افراد میتوانند بدون ترس از عبور از خطوط سیاسی نامرئی، سخن بگویند، بخوانند، بنویسند و فکر کنند.
کتابفروشیها آثاری از طیفهای مختلف فکری عرضه میکردند. دانشگاهها میزبان بحثهایی درباره موضوعات حساس بودند. روزنامهنگاران پرسشهای دشوار مطرح میکردند. رهبران کسبوکار در محیطی فعالیت میکردند که در آن اطلاعات بهصورت آزاد و قابل پیشبینی جریان داشت. این گشودگی تصادفی نبود؛ بلکه بنیان این نظام بود. اما امروز، این بنیان بهطور آرام و پیوسته در حال دگرگونی است.
وقتی کتابفروشی به هدف تبدیل میشود
پونگ یاتمینگ نامی شناختهشده در سیاست جهانی نیست؛ اما او نمادی از دگرگونی عمیقتری است که در هنگکنگ در حال وقوع است. فردی آزاداندیش، کسی که نزدیک به دو دهه است او را میشناسم. پونگ زمانی بهطور کوتاه وارد عرصه سیاست شد و در انتخابات شورای قانونگذاری سال ۲۰۱۶ نامزد شد. با این حال، سیاست هرگز دغدغه اصلی او نبود. علاقه او در فرهنگ، تعامل انسانی و تبادل اندیشهها بود.
او در سال ۲۰۲۰ کتابفروشی مستقلی به نام «بوک پانچ» در منطقه شم شوی پو تأسیس کرد. این مکان بهعنوان فضایی ساده اما معنادار طراحی شده بود: مرکزی اجتماعی که مردم بتوانند در آن گرد هم آیند، کتاب ببینند و در گفتوگوهای فکری مشارکت کنند. این موضوع غیرعادی نبود. در سراسر جهان، کتابفروشیهای مستقل دقیقاً چنین نقشی دارند. آنها مکانهایی هستند که در آن اندیشهها نفس میکشند.
در «بوک پانچ»، فعالیتهای کوچکی برگزار میشد، از جمله سخنرانیهایی درباره موضوعات اجتماعی و فرهنگی، کلاسهای زبان، و نشستها و گفتوگوهای غیررسمی. اینها تجمعات گسترده یا کارزارهای سیاسی نبودند؛ بلکه تعاملاتی در سطح جامعه محلی بودند. با این حال، در هنگکنگ امروز، حتی چنین فعالیتهایی نیز با نظارت فزاینده مواجه شدهاند.
بر اساس گزارش منابع محلی هنگکنگ، در آستانه ۲۴ مارس (۴ فروردین)، پونگ و سه نفر دیگر از کارکنان او به اتهام «فروش آگاهانه یک نشریه با نیت فتنهانگیز» بازداشت شدند. این اتهام بر اساس قانون امنیتی داخلی هنگکنگ، موسوم به «آییننامه حفاظت از امنیت ملی» یا همان ماده ۲۳، مطرح شده است.
در حالی که جزئیات همچنان در حال روشن شدن است، بهطور گسترده باور بر این است که این بازداشت به فروش ترجمه چینی و نسخه اصلی انگلیسی زندگینامه جیمی لای با عنوان «دردسرساز» نوشته مارک کلیفورد مرتبط است.
پیامد این موضوع روشن است. یک کتاب، که زندگی یک چهره برجسته هنگکنگ را مستند میکند، به مبنای یک اتهام کیفری بالقوه تبدیل شده است. این تنها یک موضوع حقوقی نیست؛ بلکه یک پیام است. فروش کتاب دیگر یک اقدام خنثی محسوب نمیشود. این اقدامی است که میتواند بر اساس برداشت از «نیت»، تفسیر، بررسی، و حتی جرمانگاری شود.
پونگ پیشتر نیز بهدلیل برگزاری سخنرانیها و نشستها در کتابفروشیاش با اقدامات نظارتی مواجه شده بود. آنچه زمانی ممکن بود بهعنوان مسائل جزئی مربوط به مجوز تلقی شود، اکنون به موضوعی بسیار جدیتر تبدیل شده است. در مجموع، این تحولات معنای کتابفروشی را بازتعریف میکنند. این مکان دیگر صرفاً محل اندیشه نیست؛ بلکه فضایی پرخطر است.
در کنار هم، این تحولات پیام روشنی دارند: کتابفروشی دیگر فقط یک کتابفروشی نیست. بلکه فضایی است که میتواند مورد بررسی، تنظیمگری و در صورت لزوم، جرمانگاری قرار گیرد.
وقتی تلفن دیگر فقط متعلق به شما نیست
اگر پرونده کتابفروشی نشاندهنده محدود شدن بیان فیزیکی است، اصلاحات اخیر در مقررات اجرای قانون امنیت ملی هنگکنگ، این کنترل را به صمیمیترین جنبههای زندگی روزمره، یعنی دستگاههای شخصی، گسترش میدهد.
در ۲۳ مارس (۳ فروردین)، دولت هنگکنگ بهطور رسمی اصلاحاتی را در مقررات اجرای ماده ۴۳ قانون امنیت ملی منتشر و بلافاصله اجرایی کرد. بر اساس این مقررات جدید، مأموران پلیس میتوانند از هر «شخص مشخصشده» بخواهند رمز عبور خود را ارائه دهد یا بهنحوی در رمزگشایی دستگاههای الکترونیکیاش همکاری کند. خودداری از این کار اکنون یک جرم کیفری محسوب میشود که میتواند تا یک سال حبس و جریمهای تا ۱۰۰ هزار دلار هنگکنگ در پی داشته باشد. حتی ارائه اطلاعات نادرست یا گمراهکننده هنگام تحویل این دسترسی نیز میتواند به مجازاتی تا سه سال زندان و جریمه ۵۰۰ هزار دلاری منجر شود.
این صرفاً یک نکته حقوقی نیست؛ بلکه نشاندهنده تغییری عمیق در مرز میان زندگی خصوصی و قدرت دولت است. تلفن شما دیگر فقط تلفن شما نیست. این دستگاه به حافظه شما، مرکز ارتباطات شما و آرشیو شخصی شما تبدیل شده است. پیامها، عکسها، مخاطبان، تاریخچه مرور، سوابق مالی، حتی افکاری که در پیشنویسها ذخیره شدهاند، اکنون میتوانند تحت تهدید مجازات کیفری، در معرض دسترسی اجباری قرار گیرند.
پیامدهای این وضعیت گسترده است: حریم خصوصی مشروط میشود، رمزنگاری نامطمئن میشود، و سکوت به یک انتخاب منطقی تبدیل میشود. افراد پیش از نوشتن یک پیام، ذخیره یک سند، یا حتی نگه داشتن یک مخاطب، بیشتر تأمل میکنند. گفتوگوهایی که زمانی آزادانه جریان داشتند، اکنون بار نامرئیای به دوش میکشند.
در چنین فضایی، دیگر پرسش این نیست که آیا فرد کاری نادرست انجام داده است یا نه، بلکه این است که آیا هر چیزی که تاکنون گفته یا ذخیره کرده، ممکن است چنین تفسیر شود. و این همان لحظهای است که یک جامعه تغییر میکند؛ آرام، اما غیرقابل بازگشت.
واکنشی آرام اما گویا
پیامدهای این تغییرات از هماکنون در رفتار کسانی که از خارج با هنگکنگ تعامل دارند، قابل مشاهده است. تغییری آرام اما معنادار در حال شکلگیری است.
مدیران خارجی بهطور فزاینده با «تلفنهای موقت» سفر میکنند و دادههای شخصی اندکی با خود دارند یا اصلاً ندارند؛ ارتباطات در پلتفرمهایی مانند سیگنال یا واتساپ پیش از ورود حذف میشود؛ اطلاعات حساس بهطور عمدی پاک میشود تا خطر افشا کاهش یابد.
اینها رفتار افرادی نیست که در محیطی مبتنی بر اعتماد بالا فعالیت میکنند. اینها سازگاری افراد با واقعیتی جدید و نامطمئن است. حتی اگر چنین احتیاطهایی الزام قانونی نداشته باشد، گسترش آنها نشاندهنده درکی عمیقتر است: اینکه دامنه قدرت نظارتی به نقطهای رسیده که دیگر نمیتوان حریم خصوصی را بدیهی دانست.
از حاکمیت قانون تا حاکمیت عدمقطعیت
اعتبار هنگکنگ بر پایه نظام حقوقیای بنا شده بود که شفاف، قابل پیشبینی و قابل اعتماد بود. امروز، نگرانی دیگر تنها به آنچه قانون بهصراحت بیان میکند محدود نمیشود؛ بلکه به نحوه تفسیر و اجرای گسترده آن نیز گسترش یافته است. وقتی فروش یک کتاب میتواند به یک جرم بالقوه تبدیل شود، یک دستگاه شخصی ممکن است تحت دسترسی اجباری قرار گیرد، و فعالیتهای عادی از منظر امنیت ملی سنجیده شوند، نتیجه صرفاً اجرای قانون نیست؛ بلکه عدمقطعیت است.
و عدمقطعیت، رفتارها را تغییر میدهد. افراد به خودسانسوری روی میآورند و سازمانها محتاطتر میشوند. اعتماد بینالمللی نیز تغییر میکند؛ اغلب بهصورت آرام، اما قاطع.
دگرگونی هنگکنگ با یک رویداد نمایشی تعریف نمیشود. این روندی تدریجی است، ساختهشده از مجموعهای از تغییرات کوچک اما معنادار. یک بازداشت. یک مقرره جدید. یک اختیار گسترشیافته. هرکدام بهتنهایی ممکن است محدود به نظر برسند؛ اما در کنار هم، یک مسیر را شکل میدهند. این شهر از گشودگی به احتیاط، از اعتماد به محاسبه، و از آزادی به مشروط بودن در حال حرکت است.
شهری در مسیر نظارت فراگیر
در مجموع، این تحولات نشان میدهند که هنگکنگ در حال تبدیل شدن به شهری با نظارت گسترده است؛ جایی که هم فضاهای فیزیکی و هم فضاهای دیجیتال بهطور فزاینده تحت نظارت قرار دارند. مقایسهها نیز بیشازپیش دشوار نیست. در سرزمین اصلی چین، مناطقی مانند سینکیانگ و تبت مدتهاست با نظامهای نظارتی گسترده و کنترل شدید زندگی اجتماعی و فرهنگی شناخته میشوند.
هنگکنگ زمانی متفاوت بود و توسط چارچوب حقوقی و نهادی متفاوتی محافظت میشد. اما امروز، مسیر بهسمت همگرایی پیش میرود، نه جدایی. ابزارها ممکن است متفاوت باشند و شدت آنها نیز فرق کند؛ اما جهتگیری روشن است: گسترش پیوسته سازوکارهایی که امکان نظارت، دسترسی و کنترل را فراهم میکنند.
برای کسانی که هنگکنگ دهههای گذشته را به یاد دارند، این دگرگونی عمیقاً شخصی است. این فقط درباره قوانین یا اقدامات اجرایی نیست؛ بلکه درباره فرسایش تدریجی آزادیهای روزمره است، مانند توانایی مرور یک کتابفروشی بدون نگرانی، یا برقراری ارتباط خصوصی بدون تردید.
توانایی اندیشیدن، سخن گفتن و تعامل بدون نگرانی از خطوط نامرئی، اینها تجمل نیستند؛ بلکه بنیان یک جامعه آزاد هستند. و وقتی این بنیان شروع به فرسایش میکند، اثر آن نهتنها در تیترها، بلکه در تصمیمهای روزمره مردم دیده میشود.
هشداری در برابر چشم
داستان هنگکنگ همچنان در حال شکلگیری است. اما مسیر آن بهطور فزاینده روشن است. از بازداشت یک کتابفروش به اتهام فروش یک اثر «فتنهانگیز» تا گسترش اختیارات بر دستگاههای دیجیتال شخصی، مرزهای آزادی در حال تنگتر شدن است.
این دگرگونی همیشه نمایشی نیست؛ همیشه خود را اعلام نمیکند، اما پیوسته و پیامددار است. هنگکنگ در حال تبدیل شدن به شهری است که نظارت در تار و پود زندگی روزمره آن تنیده شده؛ جایی که احتیاط جای اعتماد را میگیرد و حریم خصوصی دیگر بدیهی نیست، بلکه مشروط است. در بسیاری از جهات، این شهر در حال شبیه شدن به دیگر مناطق بهشدت تحت نظارت در نظام چین است.
و در چنین شهری، نمیتوان به یاد هشداری نیفتاد که زمانی دور و حتی تخیلی به نظر میرسید: برادر بزرگ تو را میپاید.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: ادوارد چین، پیشتر رئیس کشوریِ یک صندوق پوشش ریسکِ ثبتشده در بریتانیا بود که از نظر داراییهای تحت مدیریت، بزرگترین در نوع خود بهشمار میرفت. خارج از حوزه صندوقهای پوشش ریسک، او هماهنگکننده «ناظر هنگکنگ ۲۰۴۷» و مشاور ارشد «گزارشگران بدون مرز» است. چین در رشته ارتباطات گفتاری در «دانشگاه مینهسوتا» تحصیل کرده و مدرک کارشناسی ارشد مدیریت کسبوکار (امبیای) خود را از «دانشگاه تورنتو» دریافت کرده است.











