نویسنده: ساسان آقایی
با سرنگون شدن دولت شیخ حسینه در بنگلادش، شکلی از سادهسازی مساله، ذوقزدگی، برداشتهای نادرست و مشابهتسازیهایی در رسانهها و دنیای مجازی فارسیزبان رخ داد که ممکن است ما را دچار خطای برداشتی کند.
این شاید به خاطر آن باشد که دولت حسینه، در ماههای پیش از برکناری دست به سرکوب و قطع اینترنت زد و از این نظر، موقعیت ضعیفی در افکار عمومی جهان یافت. قطع اینترنت، تا حد زیادی سبب همذاتپنداری اولیه ایرانیان با معترضان بنگلادشی شد؛ هرچند قطع اینترنت موقت و موردی در بنگلادش، شباهت زیادی هم به قطع کامل اینترنت ایران در آبان ۹۸ نداشت. دولت حسینه همچنین متهم به نقض حقوق بشر و دستکاری در انتخابات نیز بود. مجموع اینها سبب میشد شورش علیه خانم شیخ حسینه به یک جنبش «مترقی» تفسیر شود که خواستار آزادی و دموکراسی است. اما اکنون یک ماه پس از سقوط دولت او، میتوان روشنتر نوشت که واقعیت در بنگلادش، چیز دیگری است.
۱. نخستوزیر شیخ حسینه، رهبر مقتدری بود که با آغاز یک اصلاحات اقتصادی دستراستی، در یک دهه اخیر پیشرفت چشمگیری را در کشورش به وجود آورده است. تقریبن تمامی شاخصهای اقتصادی بنگلادش در یک دهه اخیر، بهبود قابلتوجهی را نشان میدهد. به نمودارهای اقتصادی این کشور که در این ویدیو به آنها اشاره کردهام نگاه کنید. پیشرفت اقتصادی بنگلادش پس از اصلاحات اقتصادی خانم نخستوزیر، سبب کاهش چشمگیر فقر و توسعه اقتصادی برجستهای در بنگلادش شده بود.
۲. در آغاز قرن بیستویکم، درآمد سرانه هر بنگلادشی، از ۳۰۰ دلار در سال تجاوز نمیکرد! با اصلاحات اقتصادی موثر حسینه، درآمد سرانه هر بنگلادشی به بیش از ۲ هزار دلار رسید که یک رشد خیرهکننده است. با وجود امکانات طبیعی فوقالعاده بنگلادش، تا آغاز قرن بیستویکم، قحطی در این کشور امری رایج بود و بیش از ۹۰ درصد جمعیت زنان، گرسنگی میکشیدند. حسینه یک توسعه پایدار قدرتمند را ایجاد کرد که توانمند ساختن زنان جزیی از آن بود.
۳. رهبر مقتدر بنگلادش، از جدیترین دشمنان پاکستان و دختر بنیانگذار این کشور بود که جنگ آزادی علیه پاکستان را رهبری کرد. اعتراضهای اخیر نیز با شورش نسل جدید علیه سهمیه استخدام بازماندگان جنگ علیه پاکستان آغاز شد. بیشک پاکستان (به عنوان یک دشمن ایدئولوژیک ایرانِ ملی و متحد منطقهای چین) امروز از برکناری حسینه و سقوط دولتش خشنود است و تلاش میکند تا در خلا قدرت در داکا، نقش موثری بازی کند. حسینه در دو دهه گذشته توانسته بود جایگاه منطقهای بنگلادش را با اتحاد ناگسستنی با هند، تقویت کند. او معمار چند پروژه سازش بزرگ منطقهای بود که به همین دلیل جایزه صلح یونسکو را دریافت کرد. فراتر از این، تنها رهبر شرق آسیا بود که در جریان نسلکشی مسلمانان روهنیگایی در برمه، حرف نزد، با وجودی که مسلمان نبود، عمل کرد و یک میلیون نفر از آنها را نجات و پناه داد. حسینه، بنگلادش را در محور هند نگاه داشته بود و بیشک چین و پاکستان این را دوست نداشتند.
۴. هرگونه دگرگونی سیاسی در کشورهای شبهجزیره هند را باید از دید نبرد شرقی و جهانی هند و چین ارزیابی کرد. دولت حسینه، مورد پشتیبانی قدرتمند هند قرار داشت و ممکن است سرنگون شدن او، مانند رویدادهای سال ۲۰۰۸ نپال به گسترش نفوذ «خطرناک» چین و پاکستان در بنگلادش کمک کند. احتمالا حرکت ارتش بنگلادش علیه حسینه، با چراغ سبز هند رخ داده و باید امید داشت که بنگلادش، همچنان زمین بازی هند باقی بماند. اما اگر کنار رفتن شیخ حسینه، به یک رایگیری پوپولیستیِ آلوده به پول چینی بینجامد، بنگلادش تازه در مسیر اشتباه و پرخسارتی افتاده است.
۵. در ماجرای بنگلادش، یک نتیجهگیری هزاربار تکرارشونده داریم؛ خیزشها را شجاعت مردم آغاز میکند و تصمیم ارتش (قوای مسلح) آن را پایان میدهد. شجاعت مردم، عامل پیروزی یا شکست در خیزشها نیست، بلکه تعیینکنندهترین عامل، قدرت اسلحه است که کدامین سمت را نشانه میرود. دو ماه مقاومت ملی بنگلادش، نخستوزیر این کشور را از جایش تکان نداد اما یک اولتیماتوم ۴۵ دقیقهای ارتش کافی بود تا کارش را بسازد.
۶. حسینه ۵ بار، رهبری بنگلادش را به دست گرفت و در هر دوره با شورشهایی روبهرو شد که دست پاکستان در آنها روشن بود؛ از جمله شورش پلیس مرزی در دوره سومش یا انفجار بزرگ داکا به وسیله افراطگرایان اسلامی در دوره چهارمش. این سومین بار است که به تبعید میرود، بار نخستش وقتی بود که پدرش، ملقب به «پدر ملت» را به همراه تمام اعضای خانوادهاش کشتند، بار بعدی، پس از دور نخست رهبریاش بود که اصلاحات اقتصادی بسیار موثری را پیریزی کرد که نتیجهاش در دهه دوم قرن بیستویکم روشن شد. این بار اما پسرش گفته است که ماموریت «خانواده من» برای نجات پیدرپی کشورم، تمام شده و «ما دیگر برنمیگردیم.» میشود به رهبری خانم حسینه، به سرکوب اخیرش و ماجراهایی از این دست انتقاد داشت اما بعید است تاریخ بنگلادش از او، چون پدرش، به نیکی یاد نکند.
نسلی علیه او به خیابان ریخت که رفتنش به دانشگاه را پیش از هر چیزی، مرهون توسعه اقتصادی پایدار عصر حسینه بود. شاید زمانی که کلههاشان از باد حادثه خوابید، تازه بفهمند که آنها مزدوران بیجیره و مواجب چین و پاکستان بودهاند تا کشور را دوستی تقدیم دشمنانش کنند؛ تنها نقطه شانس بنگلادش امروز، «اقدام هند» است!
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.












