Search
Asset 2

چگونه آمریکا می‌تواند به بستن تنگه هرمز پایان دهد

راهکارهای آمریکا برای پایان دادن به کنترل ایران بر تنگه هرمز و جریان نفت جهانی
رزمایش دریایی «ولایت-۹۰» در دریای عمان، در نزدیکی بندر جاسک در جنوب ایران، در تاریخ ۳۰ دسامبر ۲۰۱۱.(ALI MOHAMMADI / IIPA / AFP via Getty Images)

نویسنده: اندرس کور

در حالی که نبرد علیه حکومت ایران ادامه دارد، نیروهای نظامی این کشور اقدام به قطع مسیر کشتیرانی از طریق تنگه هرمز کرده‌اند. به‌نظر می‌رسد این همان تهدیدی بوده که از ابتدا مطرح می‌کردند؛ تهدیدی که به آن‌ها احساس متکبرانه عدم پاسخ‌گویی در قبال حملاتشان به اسرائیل داده بود.

رژیم ایران در حال مین‌گذاری در تنگه هرمز است و به نفتکش‌ها و کشتی‌های حامل گاز در این منطقه موشک شلیک می‌کند. تا پایان روز ۱۶ مارس، ۲۱ کشتی در اطراف این تنگه، از جمله در خلیج عمان مجاور، وقوع حوادثی را گزارش کرده‌اند. خطرات عبور از هرمز باعث شده حدود ۱۰۰۰ کشتی در خلیج فارس که به تنها مسیر خروجی آن وابسته‌اند، سرگردان شوند. این خلیج برای عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر و بحرین حیاتی است. حدود ۲۰ درصد نفت جهان از این تنگه عبور می‌کند و بیشتر کشتی‌های متوقف‌شده، نفتکش‌ها و کشتی‌های حامل گاز هستند.

اقدامات تهران نوعی جنگ اقتصادی است که هدف آن وارد کردن فشار کافی به ایالات متحده و اسرائیل برای عقب‌نشینی آن‌هاست. حملات رژیم ایران در هرمز باعث افزایش قیمت بنزین تقریباً در همه‌جا شده است. در ۱۷ مارس، میانگین قیمت بنزین در آمریکا به ۳.۸۸ دلار در هر گالن رسید، در حالی که پیش از آغاز درگیری در ۲۸ فوریه کمتر از ۳ دلار بود.

رژیم ایران به کشتی‌هایی با پرچم ایرانی و تعداد محدودی از کشتی‌های بین‌المللی اجازه عبور از هرمز می‌دهد. به‌نظر می‌رسد دولت‌های خارجی برای دریافت مجوز عبور کشتی‌های خاص، با تهران مذاکره می‌کنند. کشتی‌های چینی و کشتی‌هایی با خدمه چینی در اولویت قرار دارند. در نیمه نخست ماه مارس، ۱۱ کشتی مرتبط با چین موفق به عبور شدند. در مجموع، از زمان آغاز درگیری، ۲۱ نفتکش از تنگه عبور کرده‌اند. کشتی‌هایی از هند، پاکستان، ترکیه و یونان نیز ممکن است از طریق مذاکره عبور کرده باشند.

این کشتی‌های بین‌المللی معمولاً در نزدیکی سواحل ایران حرکت می‌کنند و با شرکت‌های ایرانی ارتباط دارند؛ موضوعی که این پرسش را مطرح می‌کند که آیا نیروی دریایی آمریکا باید اجازه عبور به کشتی‌های ایران بدهد، در حالی که ایران همین رفتار را با کشتیرانی بین‌المللی ندارد. یکی از راه‌حل‌ها این است که ایالات متحده کشتی‌های دارای پرچم ایران را که اجازه عبور یافته‌اند، مشمول مالیات کند یا توقیف کند؛ اقدامی که با هزینه‌هایی که آمریکا سال‌ها برای تأمین امنیت منطقه متحمل شده، توجیه می‌شود.

وضعیت کنونی که در آن تهران به‌عنوان دروازه‌بان تمامی ترددها در خلیج فارس عمل می‌کند، قابل ادامه نیست. از زمانی که رژیم ایران تنگه هرمز را بسته، ایالات متحده برای از کار انداختن توانایی‌های نظامی ایران در سواحل این کشور که به کشتیرانی بین‌المللی حمله می‌کنند، اقدام کرده است. در ۱۷ مارس، این اقدامات شامل استفاده از بمب‌های سنگین ۵۰۰۰ پوندی موسوم به «سنگرشکن» علیه سایت‌های پرتاب موشک‌های کروز ضدکشتی ایران شد.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به‌دنبال ایجاد یک ائتلاف گسترده برای حفاظت از کشتیرانی در این تنگه است. در ۱۹ مارس، و با فشار ترامپ، نخست‌وزیر بریتانیا و دبیرکل ناتو، هفت متحد آمریکا برای کمک موافقت کردند. این کشورها شامل بریتانیا، فرانسه، ژاپن، آلمان، ایتالیا، هلند و کانادا هستند.

دو کشوری که آمریکا به «کمک» آن‌ها نیاز ندارد، چین و روسیه هستند. هر دو کشور سال‌ها به برنامه‌های تسلیحاتی جمهوری اسلامی کمک‌های فنی و دیپلماتیک ارائه کرده‌اند. گفته می‌شود روسیه اطلاعات ماهواره‌ای در اختیار رژیم ایران قرار می‌دهد تا به هدف‌گیری نیروهای آمریکایی در منطقه کمک کند. چین نیز فناوری‌های دوگانه با کاربرد نظامی در اختیار رژیم ایران می‌گذارد.

این کشورها در صورت اعزام نیروهای دریایی به خاورمیانه، احتمالاً بیش از آنکه مفید باشند، زیان‌بار خواهند بود؛ از جمله به‌دلیل اطلاعاتی که می‌توانند درباره نیروهای آمریکا جمع‌آوری کنند. همچنین آمریکا نباید با رفتار مشابه با دموکراسی‌ها، آن‌ها را به‌عنوان تأمین‌کنندگان امنیت جهانی به رسمیت بشناسد.

در بدترین سناریو، ارتش چین می‌تواند در منطقه‌ای راهبردی از ایران مانند جزیره خارگ پیاده شود؛ جایی که حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران از آن عبور می‌کند و بخش عمده آن به چین می‌رود. بهتر است ارتش چین از خاورمیانه دور نگه داشته شود و در داخل چین محدود بماند. این امر احتمال کنترل جریان نفت خاورمیانه به چین توسط آمریکا را افزایش می‌دهد و می‌تواند به‌عنوان اهرمی برای وادار کردن چین نه‌تنها به ورود به بازار، بلکه به اصلاحات دموکراتیک و بهبود حقوق بشر مورد استفاده قرار گیرد.

تنها پس از آنکه چین دموکراتیک شود، ایالات متحده باید از پکن بخواهد در تأمین امنیت جهانی مشارکت کند.

اکنون ایالات متحده یک فرصت راهبردی مهم برای پایان دادن به تسلط ایران بر تنگه هرمز در اختیار دارد. لیندسی گراهام، سناتور آمریکایی، از تصرف جزیره توسط آمریکا حمایت کرده و در ۱۴ مارس گفته است: «اگر ایران کنترل یا توانایی بهره‌برداری از زیرساخت‌های نفتی خود در جزیره خارگ را از دست بدهد، اقتصادش نابود می‌شود. هر کس خارگ را کنترل کند، سرنوشت این جنگ را در دست دارد.»

برای تسهیل جریان نفت از طریق تنگه هرمز، ایالات متحده می‌تواند نیروهای خود را در جزیره راهبردی خارگ پیاده کند و بر نفت آن مالیات وضع کند تا غرامت قربانیان حکومت ایران پرداخت شود، هزینه‌های دفاعی آمریکا و متحدانش برای مهار ایران جبران شود، و همچنین به شکل‌گیری جامعه مدنی در ایران کمک شود؛ جامعه‌ای که شاید روزی کشور را دموکراتیک کند، صلح را به منطقه بازگرداند و کنترل حاکمیتی بر نفت ایران را به مردم ایران واگذار کند.

در همین راستا، ایالات متحده در ۱۵ مارس بیشتر تأسیسات نظامی رژیم ایران در این جزیره را نابود کرده و در حال افزایش تعداد نیروهای تفنگدار دریایی خود در منطقه است که قادر به تصرف این جزیره خواهند بود. این نیروها نقش کلیدی در استفاده از اهرم نفت ایران برای افزایش احتمال صلح در آینده قابل پیش‌بینی خواهند داشت.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده: آندرس کور دارای مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه ییل (۲۰۰۱) و مدرک دکترای دولتی از دانشگاه هاروارد (۲۰۰۸) است.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی