Search
Asset 2

اگر آب حافظه داشته باشد، چه چیزی را به خاطر می‌آورد؟

اگر آب حافظه داشته باشد، پس آبی که در مواد غذایی ما وجود دارد هم حامل اطلاعات است. آب چه پیامی به سلول‌های ما منتقل می‌کند؟
(Courtesy of Dr. Masuru Emoto)

نویسنده: مالی انگلهارت، یک کشاورز و مزرعه‌دار

هرچه بیشتر مطالعات پژوهشگران حوزه آب را می‌خوانم، بیشتر دچار حیرت و شگفتی می‌شوم که صرفاً به خود آب محدود نمی‌شود، بلکه از چیزهایی نشأت می‌گیرد که آب درباره زندگی، خوراک و حتی آگاهی به ما می‌آموزد.

از این ایده بلندپروازانه شروع می‌کنیم که آب از حافظه برخوردار است.

دکتر ژاک بنونیست، ایمنی‌شناس فرانسوی، با انتشار مقاله‌ای در مجله نیچر در سال ۱۹۸۸ مدعی شد که آب می‌تواند «ردپای» موادی را که زمانی در آن حل شده‌اند در حافظه‌اش نگه‌دارد، حتی اگر محلول آن‌قدر رقیق شود که آن مواد دیگر قابل تشخیص نباشند. او نشان داد که محلول‌های کاملاً رقیق‌شده همچنان در سلول‌ها واکنش‌های زیستی ایجاد می‌کنند که گویی آب به خاطر دارد پیش‌تر چه ماده‌ای درون آن بوده است. مطالعه او به‌طور کلی رد شد، اما دریچه‌ای را گشود که کمتر کسی جرأت ورود به آن را داشت.

دکتر لوک مونتانیه، برنده جایزه نوبل، سال‌ها بعد به بررسی موضوعی مشابه پرداخت. او مدعی شد که دی‌ان‌ای در آب سیگنال‌های الکترومغناطیسی ساطع می‌کند و آب می‌تواند این اطلاعات را «به خاطر بسپارد» و حتی منتقل کند؛ امری که باعث می‌شود توالی‌های دی‌ان‌ای در شرایط خاص قابل بازسازی باشند. یافته‌های او جنجال‌برانگیز بودند، اما از حقیقتی ژرف حکایت داشتند: این‌که آب صرفاً مایع حیات نیست و می‌تواند روایتگر زندگی باشد.

در عین‌حال، دکتر جرالد پولاک، استاد زیست‌مهندسی دانشگاه واشینگتن، به مطالعه «فاز چهارم» آب پرداخته که تحت عنوان منطقه متروکه آب نیز شناخته می‌شود. این حالت ساختاریافته در کنار سطوح آب‌دوست شکل می‌گیرد، انرژی ذخیره می‌کند، بارهای الکتریکی را از هم تفکیک کرده و رفتاری از خود نشان می‌دهد که با آب معمولی تفاوت دارد. به نظر می‌رسد که این آب برای عملکرد و ترمیم سلول‌ها و شاید حتی برای پردازش اطلاعات درون سلول‌ها حیاتی باشد.

دکتر ماسارو ایموتو نشان داد که آب در مواجهه با کلمات، دعاها و قطعات موسیقی، بلورهای یخی متفاوتی تشکیل می‌دهد. کلماتی نظیر «عشق» و «سپاس‌گزاری» ساختارهایی خیره‌کننده و شبیه به دانه‌های برف پدید می‌آوردند و کلماتی نظیر «نفرت» و «ترس» به تشکیل بلورهایی ناهماهنگ و درهم‌ریخته منتهی می‌شدند. مطالعه او این احتمال را مطرح کرد که آب می‌تواند به نیت، زبان و حتی احساس انسان واکنش نشان دهد.

ودا آستین، پژوهشگر معاصر، همچنان این موضوع را دنبال می‌کند. او آب را در معرض کلمات و افکار خاص قرار داد و سپس آن را منجمد کرد. تصاویر بعدی نشان دادند که آب با دقتی شگفت‌انگیز همان مفاهیم را منعکس می‌کند. مطالعه او این پرسش را به ذهن متبادر می‌کند که آیا آب آگاهی دارد؟ و اگر چنین باشد، واکنش‌پذیر است؟

اگر آب به کلمات واکنش نشان می‌دهد، در مواجهه با افکار چه خواهد کرد؟

اگر آب چیزهایی را که با آن‌ها در تماس بوده به خاطر می‌سپارد، پس درون آبِ داخل بدن چه می‌گذرد؟

تقریباً تمام سلول‌های بدن به‌طور عمده از آب ساخته شده‌اند. غذایی که می‌خوریم از جمله میوه‌ها، سبزیجات، گوشت و شیر نیز از آب تشکیل شده‌اند. اگر آب حافظه داشته باشد، پس آبی که در مواد غذایی ما وجود دارد هم حامل اطلاعات است.

و این مسئله ما را به فکر فرومی‌برد: آب چه پیامی به سلول‌های ما منتقل می‌کند؟

هر قطره آبی که روی زمین می‌بینید، پیش‌تر نیز این‌جا بوده و از دلِ ابرها، رودخانه‌ها، درخت‌ها، اقیانوس‌ها، حیوانات و انسان‌ها گذشته، نوشیده شده، از طریق عرق، ادرارو اشک از بدن بیرون رفته و از نو به بخار تبدیل شده است. اگر آب بتواند چیزی را به خاطر بسپارد، خودِ زندگی را به خاطر می‌سپارد.

و این قضیه ما را به غذا می‌رساند.

وقتی در مزرعه‌ام در تگزاس سبزی می‌کارم، نور خورشید، خاک، میکروب‌ها و آب موجود در زمین باعث رشد آن‌ها می‌شوند. آب، سرگذشت مزرعه را به همراه فراز و نشیب‌ها، تاریخ و روح نهفته در آن به خاطر دارد. وقتی محصول این زمین را می‌خورم، این‌طور نیست که صرفاً بدنم را تغذیه کنم، بلکه اطلاعات منسجم و جغرافیایی آن محصول را نیز دریافت می‌کنم.

اما بیشتر چیزهایی که این روزها می‌خوریم، از کشورهای دیگر می‌آیند. این برای همه در هر جای دنیا صدق می‏کند. گوجه‌فرنگی را در نظر بگیرید که در کشوری دیگر یا در گلخانه‌ای زیر نور مصنوعی رشد کرده است. آب آن حامل چه پیامی است؟ حتی اگر آب موجود در غذای ما از حافظه برخوردار باشد، ممکن است با محیط‌زیست، میکروبیوم یا چرخه فصلی افراد محلی هماهنگ نباشد.

در خوردنِ غذاهای محلی، نوعی سازگاری وجود دارد؛ اما در خوردنِ غذاهایی که هزاران کیلومتر سفر کرده‌اند تا به دست ما برسند، نوعی ناسازگاری به چشم می‌خورد.

پیش از اختراع سیستم‌های سرمایشی، بیشتر غذاها در شعاع کمتر از صد کیلومتر از محل کشت مصرف می‌شدند. مردم محصولی را که زمین به آن‌ها می‌بخشید، بلافاصله مصرف می‌کردند. نه آن‌که از روی ناچاری باشد، چرا که پیوندی زنده بین مردم و زمین وجود داشت. همه چیز در تازگی و سلامت محصول خلاصه نمی‌شد، بلکه پای هوش و ذکاوت در میان بود.

اکنون می‌توانیم در فصل سرد توت‌فرنگی بخوریم و هر روز آووکادو یا پرتقال در دسترس باشد. اگر چیزی را از دست داده باشیم، چه؟ منظور فقط مواد مغذی نیست، بلکه پای آن پیوند زنده در میان است. اگر آب حافظه داشته باشد، پس غذاهایی که از دوردست‌ها می‌آیند، ممکن است داستان‌هایی را به خوردمان بدهند که هیچ قرابتی با آن‌ها نداریم.

و این قصه سرِ دراز دارد.

اگر آب به کلمات واکنش نشان می‌دهد، آیا به نیات و تفکر افراد هم پاسخ خواهد داد؟ آیا بزاق دهان‌ در حین بیان اظهارات نفرت‌انگیز با زمان بیان کلمات محبت‌آمیز تفاوت دارد؟ آیا افکار ما لحظه‌به‌لحظه آب درون بدن‌مان را دستخوش تغییر می‌کنند؟ ما جهان را از دریچه آب می‌بینیم، چرا که چشم‌های ما عمدتاً از جنس آب هستند.

ما با پاره شدن کیسه آب به دنیا می‌آییم و اگر از جنبه نمادین بنگریم، با خروج آب از بدن که مصادف با خشکیدن و توقف حیات است، از دنیا می‌رویم.

آب از نخستین تا واپسین نفس با ماست. اما اگر آب یک همراه ساده نباشد، چه؟ چه می‌شود اگر آب خودِ آگاهی باشد؟

پرسش‌های عمیق‌تری هم مطرح هستند: اگر آب آگاهی دارد، آگاهی‌اش از آنِ کیست؟ آیا جمعی است و بازتابی از تمام موجودات زنده به شمار می‌آید؟ آیا الهی است و از حضور خداوند در جریان تمام امور نشأت می‌گیرد؟ یا شاید آگاهی خودِ زمین است که با تجربه‌های کهن درهم آمیخته است؟

شاید هم تمام موارد فوق را شامل می‌شود.

شاید آبی که در بدن ما جریان دارد، یاد و خاطره مادران پابه‌ماه، آداب و رسوم مقدس و جنگل‌های کهن را در خود جای داشته باشد. شاید اقیانوس‌ها ردپای نخستین انسان‌ها را به خاطر داشته باشند. شاید آب، شاهدِ زندگی باشد و هر تکاپو، نیایش و دردی را که انسان از آن سخن گفته، درون خود نگه‌داشته باشد.

و اگر چنین باشد، آلوده کردن آب چه معنایی دارد؟

وقتی آب را با ترکیبات شیمیایی، آفت‌کش‌ها، فلزات سنگین و ترکیبات مصنوعی به نقطه اشباع می‌رسانیم، فقط به زیست‌بوم آسیب نمی‌زنیم، بلکه حافظه آب را هم به انحطاط می‌کشانیم. آبی که ساختارمند و هماهنگ است، درهم‌ریخته و بی‌نظم می‌شود و ممکن است که توانایی آن برای ذخیره و انتقال اطلاعات زیستی مختل شود. اگر آب حاملِ هوش و ذکاوت باشد، آلوده کردن آن باعث می‌شود که عملکرد زندگی در ایجاد ارتباط، التیام و بازسازی از طریق آب دستخوش تغییر شود.

آیا انسان با پیامدهای دامنه‌دار مواجه خواهد شد؟ ناهماهنگی بیشتر، التهاب بیشتر و بیماری‌هایی که به درمان پاسخ نمی‌دهند، چرا که بستر ارتباطی زندگی و خویشتن انسان دچار اختلال شده است. این امر تا حدی نشان می‌دهد که چرا نرخ بیماری‌های مزمن و نابسامانی‌های عاطفی، به‌رغم پیشرفت‌هایی که داشته‌ایم، تا این حد افزایش یافته است. شاید فقط از حالت تعادل خارج نشده‌ایم و دیگر مثل قبل سازگاری نداریم.

پس این پرسش را مطرح می‌کنم: آبی که در غذای شما وجود دارد، به بدن‌تان چه می‌گوید؟ اگر به هماهنگی بازگردیم، چه خواهد شد؟ اگر از زمین خودمان تغذیه کنیم و با آب همچون ماده‌ای مقدس سخن بگوییم، چه؟ و چه می‌شود اگر آب را نه به‌عنوان یک منبع مصرفی، که به‌مثابه موجودی زنده در نظر بگیریم که از پیش با ما آشنایی دارد و شاید حتی به ما عشق می‌ورزد؟

من پاسخ تمام این پرسش‌ها را نمی‌دانم، اما باور دارم که این خودِ پرسش‌ها هستند که اهمیت دارند. و باور دارم که آب همه چیز را می‌داند.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده: مالی انگلهارت یک کشاورز و مزرعه‌دار بازسازنده است که خود را وقف پژوهش غذایی، بازسازی خاک و آموزش در زمینه خودکفایی کرده است.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی