Search
Asset 2

تحلیل؛ آیا چین یک «اژدهای کاغذی» است؟

آیا چین «اژدهای کاغذی» است؟ تحلیل نقش پکن در جنگ ایران و واکنش به آمریکا
پهپاد WZ-7 متعلق به نیروی هوایی ارتش چین در نمایشگاه بین‌المللی هوانوردی و هوافضای چین، در شهر ژوهای در استان گوانگ‌دونگ در جنوب چین، در تاریخ ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۱.(NOEL CELIS/AFP via Getty Images)

نویسنده: جیمز گوری

در حالی که ایالات متحده و اسرائیل با از میان برداشتن رهبری جمهوری اسلامی و نابود کردن برنامه‌های هسته‌ای و موشکی آن به حملات خود علیه حکومت ایران ادامه می‌دهند، این پرسش مطرح می‌شود که چرا چین به کمک آن‌ها نیامده است.

پاسخ کوتاه این است که هرگز پیمان دفاعی مشترکی میان دو کشور وجود نداشته است. همین موضوع درباره ونزوئلا نیز صدق می‌کند. با این حال، ایران و ونزوئلا به‌عنوان «شرکای راهبردی» چین شناخته می‌شدند.

ارزش «شراکت راهبردی» چین کجاست؟

اما اکنون این پرسش مطرح است که «شریک راهبردی جامع» بودن برای ایران و ونزوئلا تا چه اندازه کارآمد بوده است؟

تا این لحظه، با توجه به اینکه اقدام‌های نظامی آمریکا بدون چالش از سوی پکن ادامه داشته، پاسخ این است: «چندان کارآمد نبوده است.»

ونزوئلا و ایران اکنون در حال درک معنای واقعی، ارزش و هزینه شراکت راهبردی با چین هستند. آن‌ها دریافته‌اند که احتمال حمایت چین در برابر قدرت نظامی آمریکا تقریباً صفر است.

۲۰۲۶: سال رویارویی آمریکا با جریان‌های افراطی

دوره دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ با سیاست خارجی تهاجمی تعریف شده است، هم در نیم‌کره غربی و هم در خاورمیانه.

ترامپ سال جاری را با هشدار به نیکلاس مادورو، رهبر ونزوئلا، برای توقف قاچاق مواد مخدر به ایالات متحده آغاز کرد. پس از آن، نیروهای آمریکایی به قایق‌های حامل مواد مخدر حمله کردند، اما این فعالیت‌ها ادامه یافت. در نهایت، ترامپ تهدید خود را عملی کرد و مادورو را از قدرت کنار زد.

تهدیدها و اقدام‌های آمریکا علیه ونزوئلا و دستگیری مادورو باید پیام روشنی از سیاست‌های جدید دولت ترامپ می‌داد. همچنین حمله آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران در فردو، نطنز و اصفهان در ژوئن ۲۰۲۵ نیز باید هشداری آشکار درباره اهداف این دولت تلقی می‌شد.

روایت مشابهی در قبال تهران نیز ادامه داشت. پیش از آغاز جنگ، ترامپ به تهران هشدار داده بود که برنامه‌های هسته‌ای و موشکی دوربرد خود را کنار بگذارد و حملات به اسرائیل از طریق موشک‌ها و نیروهای نیابتی را متوقف کند. همچنین دولت آمریکا تأکید داشت که ایران باید غنی‌سازی مواد هسته‌ای در سطح تسلیحاتی را متوقف کند.

همانند مادورو، رهبران جمهوری اسلامی این خواسته‌ها را نپذیرفتند. در نتیجه، ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، با حملات گسترده هوایی پاسخ دادند و رهبری سیاسی رژیم ایران را هدف قرار دادند؛ روندی که همچنان ادامه دارد.

موازنه‌گری حساس پکن

در عمل، واکنش نسبتاً محدود پکن به اقدامات آمریکا در ونزوئلا و ایران قابل درک است. اگرچه تهران شریک راهبردی چین محسوب می‌شود، اما پکن روابط اقتصادی عمیق‌تری با دیگر کشورهای خلیج فارس دارد.

برای نمونه، در سال ۲۰۲۴ حجم تجارت چین با ایران حدود ۱۳ میلیارد دلار بود، در حالی که این رقم برای عربستان سعودی بیش از ۱۰۷ میلیارد دلار، برای امارات متحده عربی بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار و برای قطر حدود ۲۴ میلیارد دلار بوده است.

علاوه بر این، حملات موشکی رژیم ایران به همین کشورهای خلیج فارس نیز به نفع روابطش با چین نبود. بنابراین، تصمیم پکن برای عدم تقابل با آمریکا، تصمیمی حساب‌شده به نظر می‌رسد.

اما این تصمیم بدون هزینه نیست. اعتبار جهانی چین نسبت به پیش از جنگ کاهش یافته است. دلیل آن روشن است: واکنش حداقلی چین به اقدامات آمریکا و سطح پایین حمایت از تهران نشان داده که پکن بیش از هر چیز، تنها شریک راهبردی خود است.

به بیان دیگر، روابط چین با «متحدان» خود بیش از آنکه مبتنی بر هم‌سویی ایدئولوژیک باشد، بر منافع اقتصادی استوار است. روابط پکن با تهران و کاراکاس عمدتاً ماهیتی معاملاتی دارد.

برزیل؛ میان چین و آمریکا

در آمریکای لاتین نیز معادلات پیچیده است. برزیل مهم‌ترین شریک چین در این منطقه است و در سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۷۱ میلیارد دلار تجارت میان دو کشور ثبت شده است. برزیل همچنین در چارچوب بریکس برای کاهش وابستگی به دلار تلاش می‌کند.

با این حال، تحولات اخیر در ونزوئلا و تمایل کوبا به مذاکره با دولت ترامپ، برزیل را در موقعیت موازنه‌گری قرار داده است. از یک سو روابط اقتصادی با چین و از سوی دیگر فرصت‌های تجاری با آمریکا—به‌ویژه در حوزه عناصر نادر—برزیل را با انتخابی دشوار مواجه کرده است.

بازنگری در آسیا

جنگ در ایران ضعف‌هایی را آشکار کرده که پکن سال‌ها تلاش کرده بود آن‌ها را پنهان کند. با وجود سرمایه‌گذاری‌های گسترده و روابط سیاسی عمیق، چین در زمان بحران نتوانسته یا نخواسته از متحدان خود حمایت کند.

در شبکه‌های اجتماعی نیز این دیدگاه تقویت شده که چین در بهره‌برداری اقتصادی از منابع و دیپلماسی بدهی فعال است، اما در نمایش قدرت نظامی برای دفاع از متحدان خود ناتوان یا بی‌میل است.

پیامدهای این وضعیت در منطقه آشکار شده است. کشورهای شرق آسیا حدود ۶۰ درصد نفت خود را از خاورمیانه وارد می‌کنند و با تشدید جنگ، ریسک در زنجیره تأمین انرژی افزایش یافته است.

هند که روابط خود با چین را در چارچوب بریکس و سازمان همکاری شانگهای گسترش داده بود، اکنون بیشتر بر همکاری با آمریکا تکیه کرده است.

ژاپن نیز در حال تقویت سامانه‌های دفاع موشکی خود و توسعه ناوهای پیشرفته برای مقابله با قدرت نظامی چین در اقیانوس آرام غربی است.

به نظر می‌رسد متحدان و شرکای تجاری چین در حال بازنگری جدی در روابط راهبردی خود با پکن هستند.

اولویت‌های واقعی پکن

در نهایت، با وجود اینکه چین دومین بودجه دفاعی بزرگ جهان را دارد، اولویت‌های امنیتی آن عمدتاً بر اهداف منطقه‌ای متمرکز است؛ از جمله الحاق تایوان، حل اختلافات مرزی با هند و گسترش نفوذ در دریای چین شرقی و جنوبی.

در این شرایط، به نظر می‌رسد پکن تمایلی به درگیری نظامی مستقیم با ایالات متحده نداشته باشد، مگر آنکه اطمینان یابد در بلندمدت می‌تواند پیروز شود.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده: جیمز گوری نویسنده کتاب «بحران چین» (۲۰۱۳) است.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی