Search
Asset 2

آیا چین پاشنه آشیل پیمان دفاعی آمریکا و اسرائیل است؟

گسترش همکاری فناوری چین با اسرائیل نگرانی واشینگتن درباره انتقال فناوری‌های حساس را افزایش داده است.
شی جین‌پینگ رئیس‌جمهور چین (نفر سوم از راست) و بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر اسرائیل (نفر سوم از چپ) در پکن در تاریخ ۲۱ مارس ۲۰۱۷ دیدار می‌کنند.(ETIENNE OLIVEAU/AFP via Getty Images)

نویسنده: جیمز گوری

در حالی که ایالات متحده و اسرائیل به حملات خود علیه آنچه از رژیم اسلام‌گرای تندرو در ایران باقی مانده ادامه می‌دهند، در دولت دونالد ترامپ افرادی هستند که درباره روابط فناوری قابل‌توجهی که چین با اسرائیل دارد ابراز نگرانی کرده‌اند.

سه نفر در یک رابطه زیاد است

روابط دفاعی آمریکا و اسرائیل از نزدیک‌ترین و مهم‌ترین اتحادهای راهبردی ایالات متحده به شمار می‌رود. این همکاری که طی دهه‌ها بر پایه منافع مشترک ژئوپولیتیکی، ارزش‌های دموکراتیک و همکاری گسترده نظامی شکل گرفته، به مشارکت دفاعی گسترده‌ای میان دو کشور انجامیده است. توسعه مشترک سامانه‌های پیشرفته تسلیحاتی میان دو کشور امری رایج است و آن‌ها در زمینه تهدیدهای مشترک نیز اطلاعات امنیتی با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند.

با این حال، با تغییر سریع محیط راهبردی جهانی، فشارهای جدید و قدیمی در حال ظهور هستند که می‌توانند این پیوند را متزلزل کنند. مهم‌ترین آن‌ها نفوذ پکن در فناوری و زیرساخت‌های هر دو کشور آمریکا و اسرائیل است. ایالات متحده سال‌هاست اسرائیل را تحت فشار قرار داده تا همکاری‌های فناوری حساس با چین را کاهش دهد.

تعمیق روابط چین و اسرائیل؛ یک معمای راهبردی

در دهه گذشته، اسرائیل و چین همکاری اقتصادی خود را به‌طور قابل‌توجهی گسترش داده‌اند. چین یکی از بازارهای مهم برای فناوری اسرائیل به شمار می‌رود، به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی، ارتباطات مخابراتی و نیمه‌رساناها. در نتیجه، پکن توانسته روابط دیپلماتیک خود را در خاورمیانه گسترش دهد و شرکای بیشتری در منطقه به دست آورد.

برای برنامه‌ریزان نظامی آمریکا، این تحولات یک دوگانگی ایجاد می‌کند. از یک سو اسرائیل متحدی نزدیک و شریک اساسی در حفظ ثبات منطقه‌ای است؛ اما از سوی دیگر، جاه‌طلبی‌های بزرگ فناوری چین نگرانی‌هایی درباره پیامدهای امنیتی همکاری میان اسرائیل و چین ایجاد کرده است، به‌ویژه در بخش‌هایی که به حوزه دفاعی نزدیک هستند.

همکاری‌های پژوهشی یا مشارکت‌های فناوری با شرکت‌های دفاعی اسرائیل یا مؤسسات تحقیقاتی این کشور می‌تواند به بازیگران چینی اجازه دهد تحت پوشش همکاری‌های غیرنظامی یا تجاری به داده‌هایی دست پیدا کنند که ارزش نظامی دارند. این نوع دسترسی «دوگانه» اقدامات سنتی ضدجاسوسی را پیچیده می‌کند. فعالیت‌هایی که در ظاهر بی‌خطر به نظر می‌رسند ممکن است در واقع پوششی برای انتقال اطلاعاتی باشند که در نهایت به نوسازی نظامی چین کمک می‌کنند.

چنین روندی می‌تواند توانایی ایالات متحده برای حفظ برتری در حوزه‌های حیاتی مانند جنگ الکترونیک، دفاع موشکی و سامانه‌های اطلاعاتی را تضعیف کند؛ حوزه‌هایی که بخش مهمی از برتری نظامی آمریکا نسبت به رقبایش را تشکیل می‌دهند. از دست رفتن چنین مزیتی می‌تواند پایه‌های راهبرد دفاعی آمریکا و همچنین تعهدات امنیتی آن به اسرائیل را تضعیف کند.

سرقت مالکیت فکری و رقابت فناوری

فراتر از نقض‌های آشکار امنیتی، سرقت مالکیت فکری نیز یکی دیگر از خطرهای جدی است. چین دهه‌هاست در سرقت مالکیت فکری از نهادهای دولتی و صنایع خصوصی آمریکا در حوزه فناوری‌های پیشرفته نقش داشته است. هزینه سالانه این سرقت‌ها برای ایالات متحده ممکن است به حدود ۶۰۰ میلیارد دلار برسد و چین بزرگ‌ترین منبع چنین فعالیت‌هایی شناخته می‌شود. این فعالیت‌ها حوزه‌هایی مانند نیمه‌رساناها، رایانش کوانتومی و هوش مصنوعی را در بر می‌گیرد.

بخش فناوری پیشرفته اسرائیل که در سطح جهانی شناخته شده است، به‌ویژه در حوزه‌های دفاعی و امنیت سایبری، نیز از خطر سرقت توسط چین مصون نیست. افزون بر این، اکوسیستم نوآوری اسرائیل به‌طور منظم با پیمانکاران دفاعی آمریکا همکاری می‌کند. آن‌ها به‌طور مشترک اجزای سامانه‌های تسلیحاتی یکپارچه آمریکا و اسرائیل را توسعه می‌دهند و مرزهای فناوری در حوزه‌هایی با کاربرد مستقیم نظامی را گسترش می‌دهند.

اگر نهادهای چینی از طریق سرمایه‌گذاری، شرکت‌های مشترک، قراردادهای مجوز یا سرقت به مالکیت فکری اسرائیل دسترسی پیدا کنند، این امر می‌تواند توانایی پکن برای کاهش فاصله فناوری با ایالات متحده را تسریع کند.

در اینجا مسئله تنها زیان اقتصادی نیست، بلکه رقابت راهبردی است. در عصر جنگ‌های مبتنی بر فناوری پیشرفته، هر کسی که بنیان فکری قابلیت‌های نوظهور را در اختیار داشته باشد اغلب توازن قدرت را شکل می‌دهد.

مرز مبهم انتقال فناوری‌های دوگانه

یکی از مسائل پیچیده انتقال فناوری‌های دوگانه است؛ فناوری‌هایی که هم کاربرد غیرنظامی دارند و هم نظامی. بسیاری از نوآوری‌ها در حوزه‌هایی مانند هوش مصنوعی، رباتیک، طراحی نیمه‌رسانا و فناوری‌های ماهواره‌ای ذاتاً دوگانه هستند. صنعت فناوری اسرائیل نیز چنین نوآوری‌هایی را در مقیاس گسترده تولید می‌کند.

چالش اصلی این است که مشخص شود تبادل غیرنظامی در چه نقطه‌ای به انتقال راهبردی تبدیل می‌شود. ساختارهای حقوقی کنترل صادرات آمریکا، مانند مقررات بین‌المللی تجارت تسلیحات، انتقال برخی فناوری‌های مرتبط با دفاع را تنظیم می‌کنند. اما زمانی که فناوری به عنوان «غیرنظامی» عرضه می‌شود ولی می‌تواند به سرعت برای کاربردهای نظامی تغییر کاربری دهد، اجرای این مقررات دشوار می‌شود.

همان‌گونه که انتظار می‌رود، سیاست‌گذاران آمریکایی به طور فزاینده از همتایان اسرائیلی خود خواسته‌اند محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌تری بر برخی انتقال‌های فناوری به چین اعمال کنند. در موارد متعددی واشینگتن به طور رسمی نسبت به فروش‌ها یا سرمایه‌گذاری‌های فناوری اسرائیل با مشارکت طرف‌های چینی اعتراض کرده است.

برای اسرائیل این معادله ساده نیست. بازار چین فرصت اقتصادی بزرگی برای بخش فناوری پیشرفته این کشور محسوب می‌شود. با این حال، چنین همکاری‌هایی می‌تواند واشینگتن را ناراضی کند، همکاری اطلاعاتی را به خطر اندازد و حتی محدودیت‌های آمریکا بر برنامه‌های مشترک دفاعی را در پی داشته باشد.

تعادل میان حاکمیت، امنیت و هم‌راستایی راهبردی

در اصل، تنش بر سر نفوذ اقتصادی و فناوری چین چالشی جدی برای اسرائیل ایجاد کرده است؛ زیرا این کشور می‌کوشد سیاست خارجی مستقل و منافع اقتصادی خود را حفظ کند و در عین حال شریک قابل اعتماد ایالات متحده باقی بماند.

از سوی دیگر، ایالات متحده چگونه می‌تواند از متحد خود حمایت کند بدون آنکه اسرائیل را مجبور به انتخابی دوقطبی کند که اهداف اقتصادی گسترده‌تر این کشور را تضعیف کند؟

تحولات اخیر نشان می‌دهد گام‌هایی برای هم‌سویی بیشتر در این حوزه‌ها برداشته شده است. اسرائیل برخی سرمایه‌گذاری‌های چینی در زیرساخت‌های راهبردی را محدود یا مسدود کرده و کنترل‌های سخت‌گیرانه‌تری بر صادرات و حفاظت اطلاعاتی در بخش‌های کلیدی اعمال کرده است.

با این حال، این اقدامات اغلب واکنشی بوده‌اند نه پیشگیرانه، و سرعت بالای تحول فناوری باعث می‌شود آسیب‌پذیری‌های جدید دائماً پدیدار شوند.

پاسخ آمریکا چیست؟

در آینده، ایالات متحده اسرائیل را برای اعمال محدودیت‌های جامع‌تر بر انتقال فناوری، کنترل صادرات، نظارت بر سرمایه‌گذاری و اقدامات مشابه تحت فشار قرار می‌دهد تا دسترسی چین به فناوری‌های آمریکایی یا اسرائیلی با کاربردهای بالقوه نظامی را کاهش دهد.

وابستگی به چین امنیت هر دو کشور را تضعیف می‌کند

تهدید ناشی از حکومت چین لزوماً تهدیدی وجودی نیست؛ اما نمی‌توان آن را نادیده گرفت. اتحاد آمریکا و اسرائیل دهه‌ها تغییرات راهبردی را پشت سر گذاشته و هر دو کشور دلایل محکمی برای ادامه همکاری‌های قوی در حوزه دفاع و اطلاعات دارند.

با این حال، توانمندی‌های رو به رشد فناوری چین و جاه‌طلبی‌های راهبردی آن بدون تردید چالش‌های واقعی ایجاد می‌کند، به‌ویژه در شرایطی که این کشور برتری نظامی و اقتصادی آمریکا در سطح جهانی را به چالش می‌کشد، از جمله توانایی آمریکا برای دفاع از اسرائیل. واقعیت رخنه‌های امنیتی، سرقت مالکیت فکری و انتقال فناوری‌های دوگانه، همراه با خطرهایی که به همراه دارند، به این زودی از میان نخواهد رفت.

مسئله این است که هم ایالات متحده و هم اسرائیل به دلایل مشابه و متفاوت به پکن وابسته هستند، بنابراین جدا شدن کامل از چین به سرعت اتفاق نخواهد افتاد، اگر اصلاً رخ دهد.

اینکه واشینگتن و اورشلیم در سال‌های آینده چگونه این چالش‌ها را مدیریت کنند نه تنها آینده روابط دفاعی دوجانبه آن‌ها را شکل خواهد داد، بلکه الگوهای گسترده‌تر قدرت در جهان قرن بیست و یکم را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.

دیدگاه ارائه‌شده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکس‌کننده دیدگاه اپک تایمز نیست.

درباره نویسنده: جیمز گوری نویسنده کتاب «بحران چین» (۲۰۱۳) است.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی