نویسنده: شریدان جنریچ
تعهد میتواند به یک رهاییِ منحصربهفرد منتهی شود: رهایی از تنهایی، رهایی از تردید و رهایی از بارِ سنگین انتخابهای متعدد.
دوازده سالِ تمام تصور میکردم با این کار خودم را از دلشکستگی در امان نگهمیدارم. اما معلوم شد که در اشتباه بودم.
بعد از تجربه دردناک طلاق با خودم عهد بستم که دیگر خطر نکنم و تعهدی ندهم که درنهایت به ضررم تمام شود. پس یک زندگی منظم، آرام و مطمئن برای خودم ساختم. گمان میکردم از درد و رنجِ ازدستدادن رها میشوم و تصور میکردم که این رهایی ایمنترین راهِ رسیدن به خوشبختی است.
اما این رهایی در چند وقت اخیر مثل سابق نبوده و بیشتر به حصاری شباهت پیدا کرده که دورِ خودم کشیدهام. نمیتوانم سفره دلم را پیش کسی باز کنم. یکروز متوجه شدم از آدمهای مهربان، جذاب و صبور فاصله میگیرم. با خودم فکر کردم آیا تمام این مدت در اشتباه بودم؟ واقعیت این است که چالش اصلی در هر رابطهای این نیست که چقدر با هم صمیمی هستید. مسائلی که درباره آنها اختلافنظر دارید، اهمیت بیشتری دارد.
چرا تعهد به رابطه سروسامان میدهد
طبیعی است که آدمها دوست دارند آزاد و رها باشند. در روزگاری که مسیر شغلی آدم تغییر میکند و هویتها دستخوش تغییر میشوند، عقل حکم میکند که خودتان را به چیزی مقید نکنید. تمام گزینهها را روزی میز بگذارید. به هیچچیزی عادت نکنید. وقتی ممکن است اتفاق بهتری در انتظارتان باشد، چه لزومی دارد خودتان را محدود کنید؟ وقتی تعهدی در کار نباشد، فشار کمتری برای سازش وجود دارد، خطر ایجاد تعارض و درگیری به حداقل میرسد و احتمال گرفتارشدن در چیزی که ممکن است هیچ سنخیتی با آن نداشته باشید کمتر میشود. در این حالت میتوانید از گفتوگوهای سخت و دشوار دوری کنید و پیش از آنکه اوضاع وخیم شود کنار بکشید.
با اینحال، این رهاییِ بیقید و بند به مرور زمان مشکلات خاص خودش را ایجاد میکند. مطالعهای در سال ۲۰۲۵ نشان داد که وقتی با انتخابهای متعدد روبهرو میشویم (بهویژه در مورد اپلیکیشنهای دوستیابی که در آنها با صفحات بیشمار کاربران مواجه هستیم و در مورد انتخابهای شغلی)، بیشتر احساس پشیمانی میکنیم، کمتر به تصمیماتمان اطمینان داریم و بهندرت دست به انتخاب میزنیم. این فشار در روابط عاطفی در قالب تردید تجلی پیدا میکند؛ به اینصورت که تمام روابط زودگذر به نظر میرسند و هیچ تصمیمی قطعیت ندارد. وجود گزینههای بیپایان بهجای ایجاد آرامش به بازنگری در تصمیمات و تردید دائمی منجر میشود.
جولیا مینسون، پژوهشگر دانشگاه هاروارد، که در زمینه اختلافنظر تحقیق میکند، تعهد را فراتر از ماندن در دلِ یک رابطه میداند. تعهد از نظر او بهمنزله این است که برای ماندن در رابطه تلاش کنید. او به اپک تایمز گفت: «رابطه باید آنقدر مهم باشد که برایش تلاش کنید و یاد بگیرید که اختلافنظرها را بدون فرار از بحث و گفتوگو مدیریت کنید.»
این دیدگاه حتی معنی تعارض و اختلافنظر را هم دستخوش تغییر میکند. مینسون گفت تعهد آدم را وادار میکند که وقتی شرایط از حالت عادی خارج میشود، به گفتوگو ادامه دهد. اگر واقعاً به رابطهتان متعهد باشید، سعی میکنید اختلافات را حل کنید و برای شنیدن حرفهای طرف مقابل وقت بگذارید. به این ترتیب، اختلافنظر دیگر نشانه خطر نیست و بهعنوان بخشی از خودِ رابطه در نظر گرفته میشود.
بهای دوری از دیگران
طبیعی است که طرفین رابطه کمکم همدیگر را بشناسند، اما اگر کسی عامدانه فاصله بگیرد، یعنی یکجای کار میلنگد یا زمان قطع ارتباط فرارسیده است. مینسون به اتفاق دیگری هم اشاره کرده که در فقدان تعهد رخ میدهد: افراد بهجای شنیدن حرفهای طرف مقابل اغلب با تصویر مخدوشی که از او در ذهن خود ساختهاند بحث میکنند.
داشتن روابط یا ارتباطاتِ بیشتر لزوماً باعث نمیشود که از برداشتهای اشتباه خود دست برداریم. چیزی که بیش از تعداد روابط اهمیت دارد، عمق روابط است. پژوهشگران در مطالعه طولی فراگیری که در سال ۲۰۲۴ در نشریه «مغز، رفتار، ایمنی و سلامت» منتشر شد، با بررسی دادههای مربوط به ردههای سنی مختلف نشان دادند که داشتن روابط باکیفیت با افسردگی کمتر، عملکرد بهتر سیستم ایمنی و سلامت بهینه مغز ارتباط مستقیم دارد.
سازمان بهداشت جهانی در گزارش سال ۲۰۲۵ خود با بررسی دادههای بیش از ۱۵۰ کشور نشان داد افرادی که حس میکنند کسی درکشان میکند- حتی در بحبوحه اختلافات- و احساس امنیت میکنند، معمولاً از عمر طولانیتر و سلامتی بهتری برخوردارند.
یک مطالعه مروری در سال ۲۰۱۹ در نشریه «پژوهشهای بینالمللی محیطزیست و تندرستی» منتشر شد که با دادههای نزدیک به سی سال پژوهش (از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۷) در زمینه روابط عاطفی سروکار داشت. پژوهشگران در این مطالعه به نتیجه مشابهی رسیدند: زوجهایی که در گفتوگوهای پرتنش همچنان کنار هم میمانند، در مقایسه با زوجهایی که از حرفزدن فراری هستند، رضایت بیشتری از زندگی دارند و کمتر دچار استرس میشوند.
قرار نیست در بحث پیروز شوید. هدف این است که رابطهتان ادامه پیدا کند. این تعهد است که چنین چیزی را ممکن میکند و میتواند به نوع دیگری از رهایی منتهی شود: رهایی از تنهایی، رهایی از تردید و رهایی از ترسِ تنها ماندن.
درست بحث کنید
اگر تعهد باعث استحکام رابطه میشود، طرز برخورد ما با اختلافات شکل رابطه را مشخص میکند. قبل از هرچیز باید از فکرِ پیروزی بیرون بیایید و به فکر درک متقابل باشید. مینسون میگوید: «باید وقت بیشتری بگذاریم تا بفهمیم طرف مقابل از چه زاویهای به موضوع نگاه میکند و چرا این موضوع برای او اهمیت دارد.»
مینسون چارچوب H.E.A.R. را براساس تحقیقاتی که در رابطه با مقوله پذیرش در گفتوگو و اختلافنظر داشته طراحی کرده است. او و همکارانش هزاران بحث و گفتوگو را بررسی کردند که طرفین در آنها بر سر موضوعاتی مانند واکسیناسیون کووید-۱۹، رفتار خشونتآمیز پلیس و مقوله آزار جنسی در دانشگاهها اختلافنظر داشتند و دریافتند داوطلبانی که از چارچوب فوق استفاده میکردند، از نگاه طرف مقابل آدم مطمئنتر و منطقیتری بودند و آنها هم تمایل بیشتری داشتند که درباره سایر موضوعات با داوطلبان گفتوگو کنند.
مینسون در کتاب «درست بحث کنید» (۲۰۲۴) شواهدی ارائه کرده که نشان میدهند استفاده از چارچوب H.E.A.R. باعث میشود افراد به گفتوگو ادامه دهند و به درک متقابل برسند.
برای نمونه میتوانید اختلافنظر با شریک عاطفیتان را در نظر بگیرید که حس میکنید نسبت به شما بیتوجه شده و به همین دلیل از دست او ناراحت هستید. در این مورد بهجای اینکه بگویید «تو هیچوقت به حرف من گوش نمیکنی»، چارچوب H.E.A.R. را امتحان کنید:
- محتاطانه حرف بزنید: «حس میکنم وقتی از روزم حرف میزنم، به من گوش نمیکنی.»
- نشان دهید با او موافق هستید: «میدانم هردو میخواهیم به درک متقابل برسیم.»
- به دیدگاه او توجه کنید: «میدانم این روزها بابت کارت تحت فشار بودهای و احتمالاً فکرت درگیر همین موضوع است.»
- حرفتان را با لحن بهتری بیان کنید: «ممکن است یکروز که وقت بیشتری داشتیم، درباره این موضوع حرف بزنیم؟»
اینکه نشان دهید از گفتوگو استقبال میکنید، اغلب باعث میشود طرف مقابل هم از حرفزدن استقبال کند. مینسون میگوید: «وقتی نشان میدهید شنونده خوبی هستید، طرف مقابل از رفتار شما الگوبرداری میکند. اگر بتوانید الگوی او باشید، میتوانید سمتوسوی گفتوگو را تعیین کنید.»
مطالعات مینسون نشان داده افرادی که در بحبوحه اختلافات شنونده خوبی هستند، به احتمال زیاد با رفتاری مشابه از سوی شریک عاطفیشان مواجه میشوند. و اینجاست که اهمیت تعهد آشکار میشود.
وقتی هردو طرف مطمئن باشند که رابطهشان ادامه پیدا میکند، اختلافنظر دیگر تهدیدآمیز به نظر نمیرسد و بهمنزله بخشی از رابطه تلقی خواهد شد. معیار موفقیت این نیست که هردو طرف با هم موافق باشند. معیار اصلی این است که آیا طرفین بعد از این گفتوگو مایل هستند گفتوگوی دیگری داشته باشند یا خیر.
پذیرش حضور دیگران
کمکم متوجه شدم فقط از ترسِ ازدستدادن فرار نمیکردم، بلکه از تلاش لازم برای حفظ رابطه هم دوری میکردم. اختلافنظر و ناراحتی هیچ منافاتی با عشق و عاشقی ندارند، بلکه عمق بیشتری به آن میبخشند.
وقتی فهمیدم رهاییِ واقعی از داشتن انتخابهای متعدد حاصل نمیشود، به این نتیجه رسیدم که رهایی بهمنزله انتخاب یک فرد مشخص، شروع رابطه و اعتماد به پیوندی است که میتواند پذیرای صداقت و اختلافنظر باشد.
پذیرش حضور دیگران نهتنها منافاتی با آزادی نداشت، بلکه آزادی دیگری هم به من بخشید که پایدارتر، مطمئنتر و رضایتبخشتر بود. بعد از سالها به درجهای از رهایی رسیدم که مایه آرامش بود.
درباره نویسنده: شریدان جنریچ، دارای مدرک کارشناسی علوم سلامت (BHSc)، متخصص تغذیه بالینی و درمانگر طب طبیعی دارای مجوز است. او از سال ۲۰۰۹ در مطب خود بهطور تخصصی به افرادی کمک میکند که با مشکلاتی مانند ناراحتیهای گوارشی، اعتیاد، اختلالات خواب و نوسانات خلقی دستوپنجه نرم میکنند. او همچنین نویسنده کتاب خودیاری «سلامتی با قدرت دیانای؛ تواناییهای خود را برای زندگی پرانرژی و آسان شکوفا کنید» است.

















