نویسنده: کریستین میلورد
در زمانی نامشخص در آینده، عملیات «خشم حماسی» (ایالات متحده) و «شیر خروشان» (اسرائیل) به پایان خواهد رسید و ایرانیان تلاش خواهند کرد خرابیها را جمعوجور کنند و دریابند چه نوع جامعهای میخواهند بسازند. امید میرود نیروهای متحد تمام تلاش خود را برای پرهیز از تلفات غیرنظامیان انجام دهند تا ایرانیان طرفدار آزادی علیه آمریکا موضع نگیرند.
مسائل زیادی وجود دارد که پس از اقدامات شدید نظامی باید مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
در جریان عملیات «آزادی عراق»، آمریکا سیاست «بعثزدایی» از ارتش عراق را اجرا کرد و در نتیجه بخشی از نیروهای مسلح در میان جمعیت پراکنده شدند. به بیان دیگر، نیروهای مسلح آمریکا از عناصر رژیم شکستخورده برای تثبیت کشور استفاده نکردند. در نتیجه، شورشی شکل گرفت که القاعده، داعش، کردها و نیروهای باقیمانده از ارتش در آن نقش داشتند. جمهوری اسلامی نیز در این شورش نقش داشت؛ زمانی که نیروهای شیعه نزدیک به جمهوری اسلامی با رقبای سنی خود میجنگیدند.
بدیهی است که مأموریت کنونی یک عملیات دقیق هوایی و دریایی است و نیروهای آمریکایی در خاک حضور ندارند. تجربههایی که از باتلاقهای افغانستان، عراق و ویتنام به دست آمده نشان میدهد که «ملتسازی» به ندرت مؤثر است و دموکراسی را نمیتوان به کشور دیگری منتقل کرد. با این حال، زمانی که جنگ فروکش کند آیا دولت آمریکا تلاش خواهد کرد با بخشهایی از ارتش ایران برای بازگرداندن ثبات همکاری کند؟ آیا ممکن است اعضایی از نیروهای مسلح و دستگاه امنیتی ایران که از خدمت جدا میشوند، به نفع اصلاحات موضع بگیرند؟
پس از تضعیف ذخایر موشکهای بالستیک جمهوری اسلامی، توانمندیهای سایبری، پهپادها، مینهای دریایی، نیروهای دریایی و مواد هستهای، ایران همچنان یک ارتش بسیار بزرگ در اختیار خواهد داشت. آیا این ارتش علیه معترضان ایرانی اقدام تلافیجویانه انجام خواهد داد، شبکه برق را قطع خواهد کرد و تلاش میکند زیرساختهای تسلیحاتی خود را دوباره بازسازی کند؛ یا اینکه سعی خواهد کرد تا حدی امنیت را برقرار کند؟ همچنین یک جمعیت خلع سلاح شده چگونه میتواند از خود در برابر تندروهای روحانی و نظامی که میخواهند خلأ قدرت را پر کنند محافظت کند؟
آیا نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی از هرگونه بیثباتی استفاده خواهند کرد تا وارد ایران شوند و در یک شورش شرکت کنند؛ یا تمرکز خود را بیشتر بر حمله به اسرائیل خواهند گذاشت؟ آیا حدود دوازده کشوری که هدف حملات جمهوری اسلامی قرار گرفتهاند، به دنبال انتقامگیری هدفمند از بقایای رژیم پیشین خواهند بود؟ همچنین آیا کردهای ایرانی که سالها با ایران، عراق و ترکیه اختلاف داشتهاند، بخشهایی از ایران را در اختیار خواهند گرفت؟ آیا آنها با مسلح کردن ایرانیان و تشویق تشکیل یک دولت اصلاحطلب که از حکومت روحانیون جدا باشد، نقاط راهبردی را علیه نیروهای نظامی و امنیتی باقیمانده از رژیم در اختیار خواهند گرفت؟
اگرچه بعید است جنگ علیه جمهوری اسلامی طولانی شود؛ زیرا ترامپ مخالف جنگهای بیپایان است، اما کینههای باقیمانده در میان ارتش و نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ممکن است بازگرداندن امنیت عمومی را دشوار کند. در مقابل، اعضای جامعه ایرانیان خارج از کشور میتوانند در شکلگیری دولت آینده نقش مهمی ایفا کنند. با این حال، آیا این وظیفه بر عهده مردم ایران نیست که پس از فروکش کردن فضای جنگ، رهبران سیاسی و شکل حکومت خود را انتخاب کنند؟
برای شهروندان ایران ممکن است تشکیل یک دولت جدید کار بسیار دشواری باشد؛ زیرا آنها سالها در شرایط ترس، قوانین خودسرانه و فرصتهای محدود زندگی کردهاند. با این حال به نظر میرسد بخش قابلتوجهی از مردم با این ایده موافق باشند که شاهزاده رضا پهلوی به عنوان چهرهای انتقالی تا زمان برگزاری انتخابات احتمالی پس از پایان بحران ایفای نقش کند. هنوز مشخص نیست چنین روندی چگونه اجرا خواهد شد. امید میرود رهبران جدید نمایندگی گروههای قومی ایران را نیز در نظر بگیرند تا از تجزیه داخلی جلوگیری شود.
بعید است ایرانیان، اسرائیل و رئیسجمهور ترامپ بپذیرند اعضایی از رژیم پیشین در دولت جدید حضور داشته باشند. آیا ممکن است نهادی مانند «شورای صلح» مشابه مدلی که برای اداره و بازسازی غزه در حال شکلگیری است، برای کمک به گذار ایران تشکیل شود؟ این نیز احتمالی است که نیازمند تلاش بسیار و جزئیات دقیق خواهد بود.
عامل دیگری که باید بررسی شود نقش چین و روسیه است؛ کشورهایی که دههها در بخش نفت و همچنین همکاریهای نظامی با جمهوری اسلامی سرمایهگذاری کردهاند. آیا این متحدان جمهوری اسلامی ممکن است اطلاعات ماهوارهای یا تسلیحات در اختیار نیروهای باقیمانده از رژیم قرار دهند تا آنها علیه ائتلافی که در تلاش برای بازگرداندن ثبات و وضعیت عادی است اقدام کنند؟ این مسئله نیز موضوعی مهم برای بررسی است.
تمام سناریوهای پس از درگیری که در بالا ذکر شد و موارد دیگر باید مورد توجه و گفتوگو قرار گیرند تا بتوان چندین طرح جایگزین آماده کرد. در نهایت آینده ایران متعلق به ایرانیان است، در حالی که عملیات نیروهای متحد تنها شرایطی را فراهم میکند تا ایرانیان بتوانند درباره چشماندازی تازه برای کشور خود تصمیمهای مهم بگیرند. ایران جدید لزوماً نباید طرفدار غرب باشد، هرچند ممکن است چنین چیزی مطلوب باشد. زمانی که ثبات بازگردد، میتوان امیدوار بود دولت جدید دولتی طرفدار ایران باشد که به حقوق بنیادین انسان، قوانین عادلانه و روابط سازنده منطقهای ارزش میدهد.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: کریستین میلورد یک معلم، مربی، کهنهسرباز گارد ساحلی آمریکا و نویسنده است که در اورنج کانتی کالیفرنیا سکونت دارد. او مدرک کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در فولرتون دریافت کرده است.
















