نویسنده: جیمز گوری
حزب کمونیست چین سالها با این خیال واهی فعالیت میکرد که میتواند از نظام جهانی مبتنی بر دلار برای تأمین مالی بلندپروازیهای خود استفاده ابزاری کند و همزمان ابزارهای لازم را برای فروپاشی آن نظام مهیا کند.
دوران مفتبری به سر رسیده است.
دولت ترامپ از تمرکز صرف روی کسری تجاری به دکترین «قطع شریانهای مالی» روی آورده است. واشینگتن اکنون شریان حیاتی بلندپروازیهای جهانی حزب کمونیست چین یعنی بانکهای عظیم دولتی این کشور را در چارچوب «عملیات خشم اقتصادی» هدف گرفته است.
ارتباط با ایران: قطع شریان مالی جنگ
نقش حزب کمونیست چین بهعنوان حامی مالی اصلی رژیمهای بیثباتکننده جهان عامل بروز این تنش بوده است. در «عملیات خشم حماسی» از نیروی نظامی برای تضعیف توان هستهای و رهبری رژیم ایران استفاده شد، اما «عملیات خشم اقتصادی» کانالهای مالی بلندپروازیهای هستهای و نیروهای نیابتی جهادی این کشور را هدف گرفته است.
پکن دیگر یک ناظر منفعل نیست و نقش اصلی را در تأمین مالی فعالیتهای نظامی جمهوری اسلامی ایفا میکند. چین حدود ۹۰ درصد از نفت ایران را خریداری میکند و ارز احتیاطی (یا پول قوی) لازم برای توسعه برنامه هستهای، تأمین مالی نیروهای نیابتی و تولید پهپادها و موشکهای تهران را فراهم میکند که این روزها بر سر کشورهای خاورمیانه فرود میآیند.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، به شرکتهای مالی بزرگ چین هشدار داده که اگر برای مقامات جمهوری اسلامی یا بازیگران پشت پرده مسکو پول جابهجا کنند، از دسترسی به دلار آمریکا محروم خواهند شد. آمریکا پکن را با اعمال تحریمهای ثانویه بر سر دوراهی قرار داده است: همکاری با بزرگترین اقتصاد جهان یا تأمین مالی جنگهای منطقهای شرکای خُرد.
حزب کمونیست چین این اقدامات را مصداق «سلطهگری مالی» خوانده است؛ واکنشی قابل پیشبینی از سوی رژیمی که شاهد قطع شریانهای درآمدی غیرقانونی خود است. این کشور همچنین درباره مختلشدن تجارت چین با ایران و روسیه به آمریکا هشدار داده است.

تهدید اوراق خزانهداری: اهرمی ناتوان و بیفایده
پکن در تلاشی ناامیدانه برای افزایش قدرت چانهزنی به تهدید همیشگی خود روی آورده است: فروش گسترده پرتفوی ۸۰۰ میلیارد دلاری اوراق خزانهداری آمریکا. رسانههای دولتی میگویند این «تصمیم پرهزینه» میتواند اقتصاد آمریکا را دچار فروپاشی کند، اما این استدلال به اندازه گزارشهای سرشماری حزب کمونیست چین مورد تردید است.
فروش گسترده اوراق باعث جهش نرخهای بهره میشود، ارزش باقی داراییهای چین را به حداقل میرساند و بازارهای صادراتمحوری را که پکن برای بقا به آنها نیاز دارد بهشدت تضعیف میکند. با اینکه چین سالها برای تنوع بخشیدن به ذخایر خود به طلا روی آورده است، سلطه دلار همچنان بلامنازع است. این تهدید نه یک شاهکار راهبردی بلکه تلاشی ناامیدانه از سوی رژیمی است که اهرمهای فشار خود را بلادرنگ از دست میدهد.
دلارزدایی و سراب بریکس
پکن برای آنکه از سیطره قوانین آمریکا بگریزد، تلاش خود را برای دلارزدایی از طریق ائتلاف بریکس پلاس دوچندان کرده است. هدف، ایجاد یک سامانه پرداخت مبتنی بر بلاکچین است که سامانههای دلاری را بهطور کامل دور بزند و دنیایی مصون در برابر تحریمها بسازد.
با اینحال، ائتلاف بریکس بر بنیانی سست استوار است. اعضای این گروه اساساً اعتمادی به یکدیگر ندارند. هند پیشتر آشکارا از ایده ارز مشترک بریکس فاصله گرفته و ترجیح میدهد که از روپیه و روابط روبهرشد خود با غرب محافظت کند. از این گذشته، بدون وجود یک حساب سرمایه باز و آزاد- که حزب کمونیست چین از بیمِ از دست دادن کنترل هرگز به آن تن نخواهد داد- یوآن همچنان کمکاربرد میماند و صرفاً مورد استفاده کسانی خواهد بود که انتخاب دیگری ندارند.

عقبنشینی جهانی: ناکامی در پاناما، ونزوئلا و دیگر کشورها
نفوذ حزب کمونیست چین از طریق ابتکار کمربند و جاده در نیمکره غربی با سد اراده آمریکا مواجه شده است. قراردادهای بندری چین در پاناما لغو و تأسیسات این کشور به دستور مقامات محلی مصادره شدند. این اقدامات که در پی فشار دیپلماتیک جدی آمریکا انجام گرفتهاند، به شکست راهبردی بزرگ پکن منجر شدند.
چندی بعد، حمله نظامی آمریکا به رژیم مادورو در ونزوئلا در اوایل سال ۲۰۲۶ یکبار دیگر پکن را سرافکنده کرد. این عملیات باعث شد که معاملات «نفت برای نفوذ» که چین از آنها برای تثبیت جایگاه خود در آمریکای جنوبی استفاده میکرد مختل شوند. کشورهای جهان دیدند که چین در برابر عزم و اراده راسخ نظامی و اقتصادی آمریکا عقب نشست.
شهرت چینِ کمونیستی بهعنوان یک ابرقدرت دستنیافتنی خدشهدار شده است، زیرا شرکای این کشور متوجه شدهاند که «تله بدهی» پکن از آنها در مواجهه با اجرای مقررات جهانی آمریکا محافظت نمیکند. فروپاشی محور مادورو-پکن باعث شده که راهبرد حزب کمونیست چین در آمریکای جنوبی از هم بپاشد.
موعد مواجهه با پیامدها
حزب کمونیست چین به این واقعیت پی برده که نمیتوان به نابودی یک نظام اهتمام ورزید و همزمان برای بقای خود به همان نظام متکی بود. آمریکا با هدف گرفتن بانکهای چینی و شرکای تجاری نابکار آنها به هسته اصلی قدرت حزب یورش میبرد.
پکن ممکن است درباره ارزهای بریکس و فروش اوراق خزانهداری سروصدای زیادی به پا کند، اما تفاوتی در واقعیت امر ایجاد نمیکند: سازوکار جهانی حزب کمونیست چین از حرکت میایستد. موعد مواجهه با پیامدها فرا رسیده و برای نخستینبار در چند دهه اخیر این پکن است که تحت تعقیب قرار گرفته است.
دیدگاه ارائهشده در این مقاله نقطه نظر نویسنده بوده و لزوماً منعکسکننده دیدگاه اپک تایمز نیست.
درباره نویسنده: جیمز گوری، نویسنده کتاب «بحران چین» (۲۰۱۳) است و در پادکست «جمهوری موزفروش» در یوتیوب درباره مسائل روز چین صحبت میکند.
















