یادداشت؛ نویسنده: فرهاد متقی
مسعود پزشکیان، رئیس دولت جمهوری اسلامی، در سفر به ارومیه با سخنانی که شبیه اعتراف به شکست ساختاری حکومت بود بیان کرد: ترکیه نفت و گاز ندارد، ژاپن و کره هم ندارند، نفت میخرند و وضعیتشان از ما بهتر است… ما نفت و گاز داریم ولی گرسنهایم.
او سپس افزود: مقصر این وضعیت نه آمریکاست و نه دشمن خارجی دیگر؛ خود ما هستیم که کشور و مردم را به اینجا رساندهایم.
بدون تردید پزشکیان به طور دقیق میدانست چه میگوید. این اظهارات را نمیتوان سادهدلانه به «احساسات لحظهای پشت میکروفون» تعبیر کرد. آنچه پیداست، بخشی از استراتژی جناح حاکم در دولت است؛ طرحی که هدفش تحریک نارضایتی عمومی در سطحی کنترلشده است تا اصلاحطلبان بتوانند از رهبر نظام امتیاز بگیرند.
آنها بهخوبی میدانند اگر سطح نارضایتی را تا آستانهٔ بحران بالا ببرند، اما نه تا حد انفجار خیابانی، علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ناچار میشود برای حفظ ثبات، دست دولت را در مذاکره با آمریکا و رفع بخشی از تحریمها باز بگذارد. این بازی دقیقاً با هدف نجات «سفرهٔ انقلاب» انجام میشود، نه اصلاح امور مردم.
از زاویهای دیگر، این مواضع نشان میدهد که دولت پزشکیان خود را آماده دوران پس از خامنهای میبیند. او و تیمش میدانند رهبر ۸۵ ساله جمهوری اسلامی ممکن است در یکی دو سال آینده از صحنه کنار رود و آنگاه هر جناحی که در آن زمان زمام قوهٔ مجریه را در دست داشته باشد، در تعیین جانشین و شکل آیندهٔ قدرت نقش تعیینکنندهای خواهد داشت.
اما نکتهای که این سناریو را عریان میکند، سکوت حکومت در برابر این سخنان است.
در نظامی که برای بیان همین جملات هزاران نفر بازداشت و بسیاری به دار آویخته شدهاند، چرا امروز پزشکیان آزادانه همان حرفها را میزند و کسی حتی تذکری نمیدهد؟
اگر این سخنان «تشویش اذهان عمومی» است، پس چرا قوه قضائیه ساکت است؟
چرا کسی دستور بازداشت رئیسجمهور را صادر نمیکند؟
پاسخ روشن است: ترافیک در جادهٔ دو بانده قدرت بهعمد طراحی شده است.
یک سویش «دولتِ اصلاحطلب» است که نقش سوپاپ اطمینان را بازی میکند، سوی دیگرش «ساختار امنیتی» که مراقب است نارضایتی از حد کنترل خارج نشود.
نتیجه این است که مردم همچنان گرسنهاند، نفت و گاز همچنان در انحصار مافیاست، و نمایش «انتقاد کنترلشده» همچنان ادامه دارد.
















