جمهوری اسلامی تقریبا تمامی ظرفیتهای مهم اقتصادی ایران را برای همکاری به پکن پیشنهاد کرده است، اما چرا حزب کمونیست چین حاضر نیست برای بقای این حکومت هزینه بپردازد؟
این سوال بعد از اظهارات چند هفته پیش سیروس ناصری، دیپلمات پیشین جمهوری اسلامی درباره توافق ۲۵ ساله تهران و پکن در افکار عمومی ایران مطرح شد و شکاف میان انتظارات جمهوری اسلامی و محاسبات حزب کمونیست چین را آشکار کرد.
سیروس ناصری، دیپلمات پیشین جمهوری اسلامی در اظهاراتی درباره توافق راهبردی ۲۵ ساله میان تهران و پکن، ماهیت این توافق را تقریبا یکطرفه توصیف کرده است.
به گفته او، جمهوری اسلامی تقریبا تمامی بخشهای مهم کشور، از صنعت نفت، زیرساختها و فناوریهای نرمافزاری گرفته تا تولید، استخراج منابع، مدیریت بخشهای مهم اقتصاد و بازارهای مهم در ایران از جمله خودرو را برای همکاری به چین پیشنهاد کرده، اما در مقابل، تعهد مشخصی از سوی پکن برای حمایت راهبردی از جمهوری اسلامی نداده است.
ناصری با طرح این پرسش که جمهوری اسلامی چه امتیاز دیگری میتواند به چین بدهد که تاکنون پیشنهاد نکرده است، درباره توانایی تهران برای تغییر محاسبات پکن ابراز تردید کرده است. به اعتقاد او، مشخص نیست چه امتیاز تازهای میتواند چین را به حمایت مؤثرتر از جمهوری اسلامی در جریان درگیریها یا مذاکرات احتمالی با آمریکا ترغیب کند.
بررسی مناسبات اقتصادی و امنیتی دو کشور، اولویتهای راهبردی پکن و مشکلات داخلی اقتصاد چین نشان میدهد که پاسخ را باید در تفاوت میان منافع مشترک دو حکومت و میزان وابستگی آنها به یکدیگر جستوجو کرد.
گزارشها نشان میدهند حکومت کمونیستی چین از ادامه مناسبات با جمهوری اسلامی سود میبرد، اما این سود لزوما به معنای آن نیست که بقای ساختار سیاسی کنونی ایران را یکی از منافع حیاتی و غیرقابلچشمپوشی خود میداند.
توافق ۲۵ ساله؛ مشارکت راهبردی یا رابطهای نامتوازن؟
جمهوری اسلامی و جمهوری خلق چین در سال ۲۰۲۱ توافقنامه ۲۵ ساله مشارکت راهبردی جامعی را امضا کردند که شامل همکاریهای اقتصادی، فناوری، زیرساختی و امنیتی پکن با تهران میشود.
این توافق از سوی مقامهای جمهوری اسلامی بهعنوان گامی مهم در گسترش روابط با یکی از قدرتهای بزرگ جهان معرفی شد. با این حال، موضوع اصلی نه گستردگی حوزههای همکاری، بلکه میزان تعهد واقعی حزب کمونیست چین به اجرای طرحهای پیشبینیشده است.
بر اساس گزارشی که در یکی از منابع بررسیشده آمده، سرمایهگذاری ۴۰۰ میلیارد دلاری چین طی ۲۵ سال در ارتباط با این توافق مطرح شده است، اما پکن به دلیل نگرانی از بیثباتی امنیتی و سیاسی ایران، اجرای سرمایهگذاریهای مورد انتظار را به تعویق انداخته است.
وانگ هه، تحلیلگر مسائل چین مستقر در آمریکا، در گفتوگو با اپک تایمز بیان کرد که جمهوری اسلامی از سال ۲۰۲۵ از طریق مجاری دیپلماتیک خواستار تسریع سرمایهگذاریهای چین شده است.
به گفته او، تاخیر پکن در اجرای سرمایهگذاریهای مطرحشده، نارضایتی تهران را به دنبال داشته است.
چین به نفت جمهوری اسلامی نیاز دارد، اما آیا به بقای حکومت آن نیز وابسته است؟
انرژی یکی از مهمترین عوامل پیوند اقتصادی پکن و تهران است.
بر اساس گزارش «کمیسیون بررسی اقتصادی و امنیتی ایالات متحده و چین»، حکومت چین بزرگترین شریک تجاری جمهوری اسلامی و خریدار اصلی نفت ایران است. این گزارش برآورد میکند که حدود ۹۰ درصد نفت صادراتی ایران راهی چین میشود.
این گزارش افزود به این ترتیب حزب کمونیست چین سالانه دهها میلیارد دلار درآمد نفتی را در اختیار جمهوری اسلامی قرار میدهد و این درآمدها در شرایط تحریمهای آمریکا اهمیت بسیاری دارند و به جمهوری اسلامی امکان میدهند بخشی از هزینههای اداره کشور و فعالیتهای نظامی خود را تامین کند.
در مقابل، چین تا پیش از محاصره دریایی ایران از دسترسی به نفت تحریمی ایران با تخفیفهای چشمگیر تا حدود ۳۰ درصد تخفیف بهره میبرد و از طریق شرکتهای واسطه، شبکههای مالی و سازوکارهای تجاری، بخشی از محدودیتهای تحریمی را پشت سر میگذاشت.
اما نکته تعیینکننده، تفاوت اهمیت این تجارت برای دو طرف است.
جمهوری اسلامی برای فروش بخش عمده نفت صادراتی خود به چین وابسته است؛ در حالی که پکن، علاوه بر ایران، با تولیدکنندگان بزرگ دیگری در خاورمیانه روابط گسترده اقتصادی دارد.
گزارشها نشان میدهند که حجم تجارت و سرمایهگذاری چین در عربستان سعودی و امارات متحده عربی بسیار بیشتر از ایران است. پکن در تنظیم روابط منطقهای خود تلاش میکند همکاری با جمهوری اسلامی، مناسباتش با این شرکای اقتصادی را به خطر نیندازد.
گزارش کمیسیون بررسی اقتصادی و امنیتی ایالات متحده و چین همچنین خاطرنشان میکند: «اگرچه تهران به دنبال همسویی راهبردی عمیقتر با چین بوده است، پکن از پذیرش تعهدات دفاعی رسمی در قبال جمهوری اسلامی خودداری کرده و بعید است فراتر از حمایت دیپلماتیک و تامین اقلام دارای کاربرد دوگانه نظامی و غیرنظامی، اقدامات قابلتوجهی برای حمایت از جمهوری اسلامی انجام دهد. تعاملات دفاعی دوجانبه چین و جمهوری اسلامی در سالهای اخیر محدود بوده است.»
این کمیسیون میافزاید: «پس از آغاز حملات آمریکا، دولت خلق چین اجازه داد دو کشتی متعلق به دولت جمهوری اسلامی در یکی از بنادر چین با محموله پرکلرات سدیم بارگیری شوند؛ این ماده در سوخت جامد موشکها کاربرد دارد.»
چین جمهوری اسلامی را شریک میداند، نه متحدی که باید از آن دفاع کند
ایوان ای. فایگنبام، معاون رئیس در امور پژوهشی بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی، در تحلیلی با عنوان «پکن مانند واشینگتن فکر نمیکند و جنگ با جمهوری اسلامی دلیلش را نشان میدهد»، به تفاوت بنیادین الگوی روابط خارجی چین و آمریکا اشاره کرده است.
او معتقد است که بسیاری از تحلیلگران غربی، رفتار پکن با متحدانش را بهاشتباه با معیارهای اتحادهای نظامی آمریکا بررسی میکنند. ایالات متحده در قبال برخی متحدان خود تعهدات امنیتی رسمی دارد، اما همکاریهای جمهوری خلق چین با جمهوری اسلامی و ونزوئلا ماهیت متفاوتی دارند و پکن حاضر به پذیرش مسئولیتهای امنیتی در قبال متحدان خود نیست.
به اعتقاد او، این رویکرد بخشی از طراحی آگاهانه سیاست خارجی چین است.
فایگنبام توضیح میدهد که منافع حیاتی امنیت ملی چین در شرق آسیا متمرکز شدهاند، نه در مناطق دوردستی مانند خاورمیانه یا آمریکای لاتین.
از این منظر، جمهوری اسلامی هرچند میتواند شریک مهم اقتصادی و سیاسی چین باشد، در جایگاهی قرار ندارد که پکن برای دفاع از آن خطر رویارویی نظامی با آمریکا را بپذیرد.
این تحلیل همچنین توضیح میدهد چرا بازداشت نیکلاس مادورو در ونزوئلا و حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، با وجود روابط نزدیک این حکومتها با چین، به مداخله نظامی پکن منجر نشده است. در واقع، چین از ابتدا نیز چنین تعهدی را نپذیرفته بود.
حمایت حزب کمونیست چین از جمهوری اسلامی تا جایی که هزینه آن محدود باشد
با این حال شواهد نشان میدهد که خودداری حزب کمونیست چین از مداخله نظامی به معنای قطع حمایت از جمهوری اسلامی نیست.
گزارش مربوط به همکاریهای امنیتی دو کشور نشان میدهد که پکن همچنان از ابزارهای اقتصادی، دیپلماتیک و فناوری برای حفظ روابط با تهران استفاده میکند.
در عرصه بینالمللی، جمهوری خلق چین، حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی در ایران را محکوم کرده و خواستار توقف عملیات نظامی و بازگشت به گفتوگو شده است.
همکاریهای امنیتی پکن با تهران نیز در دو حوزه قابل بررسی است، یکی فراهم سازی زیرساخت سرکوب داخلی و دیگری همکاریهای پنهانی نظامی از طریق ارائه اطلاعات و صدور مواد مورد نیاز برای ساخت پهپاد و موشک.
نهاد بینالمللی حقوق بشری آرتیکل ۱۹ در گزارش تحقیقی «تنگتر شدن حلقه: زیرساخت سرکوب چین در ایران» نشان میدهد که عمر همکاری پکن و تهران برای سرکوب مردم فراتر از ده سال گذشته بوده است و از دستکم سال ۲۰۱۰، حمایت مادی و فنی چین در شکلگیری زیرساختهای نظارت و سانسور در ایران ـ از جمله برای تسهیل قطع اینترنت ـ نقش اساسی داشته است. شرکتهای چینی مانند زدتیای، هووایی، تیاندی و هایکویژن فناوریهای اصلی نظارت و فیلترینگ اینترنت را تامین کردهاند و زمینه سرکوب دیجیتال در ایران را بوجود آوردند.
در حوزه همکاریهای قضایی و کمکهای این حزب با جمهوری اسلامی در سرکوب داخلی گزارشهای کلی و اندکی درباره قرارداد همکاریهای پکن و تهران منتشر شده است که جزئیات آن مشخص نیست. با این حال، نظامهای اقتدارگرا و خشنی که متحد این حزب بودهاند به کمک پکن جنایات فجیعی را رقم زدهاند که بعد از سرنگونی این نظامها ابعاد آن مشخص شده است.
در فصل هشتم کتاب «نه شرح و تفسیر درباره حزب کمونیست چین» با اشاره به سابقه حمایت این حزب از نظام خمرهای سرخ در کامبوج آمده است که «بعد از سرنگونی خمرهای سرخ، دولت کامبوج زندان سابق خمرهای سرخ را به موزه تبدیل کردند. در ساختمان این زندان عکس های سیاه و سفید زیادی از قربانیان که قبل از مرگشان گرفته شده، به چشم میخورد. شکنجههای مخوف زیادی در آنجا مستند شده است از جمله بریدن گلو، سوراخ کردن سر و مغز، کشیدن اطفال و کشتن آنها و غیره، تمامی این روشهای شکنجه بنا به گزارشات موثق توسط متخصصان و افراد حرفهای اعزامی از طرف حزب کمونیست چین برای حمایت از خمرهای سرخ به ایشان آموزش داده شده است. حزب حتی عکاسانی را آموزش داد تا جهت تکمیل پرونده یا صرفا سرگرمی از زندانیان قبل از اعدام ایشان عکس بگیرند. در زندان اس-۲۰ ماشینی وجود دارد که برای سوراخ کردن سر انسان طراحی شده تا توسط آن مغز زندانیان خارج گردیده و از آنها برای پخت غذاهای مقوی برای رهبران حزب کمونیست کامبوج استفاده گردد. زندانیان سیاسی در جلوی ماشین مذکور به صندلی بسته میشدند، بدن قربانی از وحشت به لرزه میافتاد و در همین حال مته ماشین از پشت سر با سرعت زیادی وارد سر میشد و به سرعت مغز قربانی را زنده زنده از سر او بیرون میکشید.»
این فقط شرح مستند یک نمونه از همکاریهای حزب کمونیست چین با متحدانش برای کمک به سرکوب داخلی است و در زندانهای جمهوری اسلامی مشخص نیست که تا چه اندازه از مشاورهها و کمکهای این حزب برای سرکوب مخالفان سیاسی و دگراندیشان استفاده شده است.
همچنین در فصل هجدهم کتاب «شبح کمونیسم در حال حکمرانی بر جهان ما» درباره سرکوب داخلی به عنوان یکی از اشکال ایده «جنگ نامحدود» حزب کمونیست چین آمده است: «در طول جنبش دانشجویی دموکراسی در سال ۱۹۸۹، حزب کمونیست چین به سربازان ارتش و نیروهای پلیس دستور داد خود را به عنوان شهروندان پکن جا بزنند و اقدام به ایجاد آشوب کنند تا ارتش بتواند از آنها به عنوان بهانهای برای کشتار جمعی خویش استفاده کند که «سرکوب اغتشاشات» نامیده شد. در سالهای کمپین آزار و شکنجه فالون گونگ، حزب کمونیست چین اقدام به ایجاد حادثه «خودسوزی» در میدان تیانآنمن در پکن برای توجیه تشدید شکنجههای خود کرد. در طول جنبش «اشغال مرکزی هنگکنگ با عشق و صلح»، حزب کمونیست چین افرادی از شنژن را برای تشدید خشونت در هنگکنگ اعزام کرد که باعث تشدید عملیات پلیس مقابله با خشونت شد.»
در جریان اعتراضات سراسری در دی ماه ۱۴۰۴، برخی شهروندان با ارسال ویدیوهایی از صحنههای اعتراضات میگفتند که برخی نیروهای امنیتی و ماموران لباس شخصی با حضور در میان شهروندان معترض، اقدام به سوزاندن و کشتن افراد کردند تا از آن به عنوان بهانهای برای سرکوب خشن معترضان استفاده کنند.
همچنین حزب کمونیست چین بر صدور فناوریهای دارای کاربرد دوگانه برای جمهوری اسلامی متمرکز بودهاست؛ این فناوریها میتوانند هم در صنایع غیرنظامی و هم در برنامههای نظامی مورد استفاده قرار گیرند.
بر اساس گزارش ارائهشده، قطعات ساخت چین، از جمله حسگرها، نیمهرساناها و تجهیزات الکترونیکی، در برخی پهپادهای ایران شناسایی شدهاند.
در حوزه همکاری نظامی رسمی نیز روابط محدود باقی مانده است. اگرچه جمهوری خلق چین، روسیه و جمهوری اسلامی از سال ۲۰۱۹ رزمایشهای دریایی مشترک برگزار کردهاند، تعاملات نظامی کاملا دوجانبه پکن و تهران بهمراتب محدودتر بوده است.
این مجموعه شواهد نشان میدهد که حزب کمونیست چین تا قبل از آغاز کارزار فشار اقتصادی آمریکا میتوانست به تقویت برخی تواناییهای اقتصادی و نظامی جمهوری اسلامی کمک کند، بدون آنکه مسئولیت دفاع مستقیم از آن را بر عهده بگیرد و نپذیرفتن هزینه همکاریها و تعهدات دفاعی در قبال جمهوری اسلامی از سوی پکن به معنی بیتفاوتی حزب کمونیست چین به بقای این نظام در ایران نیست.
















