(قسمت اول)
با تمام توضیحات ارائه شده در بخش اول این مقاله، چند نکته قابل تامل است: اول اینکه چه پیوندی میان «امنیت و ثبات» حکومت چین و تلاشهایش برای برقراری حکمرانی امنیتی در جهان براساس روایت حزب کمونیست چین وجود دارد؟ دوم، کمک پکن به سرکوب مرگبار خیزشهای مردمی در کشورهای نزدیک به چین که شامل ایران نیز میشود، چه منافعی برای حکومت کمونیستی چین و روایتش از حکمرانی امنیتی جهان دارد؟
لازم به ذکر است که میزان مشارکت نیروهای انتظامی، پلیس و حتی برخی زیرمجموعههای رسمی دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی در سرکوب مرگبار انقلاب ملی در دی ماه امسال تا لحظه نگارش این مقاله مشخص نشده است و نگارنده صرفا تلاش میکند تا تحقیقات و شواهد را بررسی کند.
پیوند امنیت داخلی حکومت چین با توان سرکوب رژیمهای اقتدارگرا در منطقه
پاسخ سوال اول را میتوان در محتوای سخنرانی شی جینپینگ در سال ۲۰۱۴ یافت، زمانی که او از بلندپروازی خود با مطرح کردن مفهوم «ابتکار امنیت جهانی» با نقش محوری پکن سخن گفت، مفهومی که ثبات داخلی و امنیت رژیم چین را بنیان میداند و امنیت بینالمللی را پشتیبان آن معرفی میکند. در این چارچوب، آموزش پلیس خارجی بخشی از تلاش برای تقویت «پشتیبانی بینالمللی» از امنیت داخلی حکومت کمونیستی چین است.
این چارچوب جدید اهداف متعددی را دنبال میکند که از آن جمله میتوان به حفاظت از منافع پکن در خارج از چین، امنیتیسازی جامعه چینیهای خارج از کشور و افزایش کنترل بر آنان، از طریق سرکوب فراملی مخالفان، گسترش نفوذ سیاسی و ایدئولوژیک در رقابت با آمریکا، تبلیغ روایت خاص حزب کمونیست چین از امنیت با تاکید بر تهدیدهای داخلی رژیم و ابزارهای کنترل اجتماعی اشاره کرد.
حکومت کمونیستی چین این اهداف را در قالب توافقهای همکاری امنیتی، نظامی، معاهدات استرداد متهمان و مخالفان، صادرات فناوریهای نظارتی در قالب برنامه موسوم به «شهر امن»، گشتهای مشترک، ایجاد ایستگاههای پلیس در خارج از چین و برنامههای آموزشی برای نیروهای امنیتی خارجی پیگیری میکند.
گروه حقوق بشری غیردولتی سیفگارد دیفندرز (Safeguard Defenders) که دفتر آن در اسپانیا است گزارش کرد که تعداد ایستگاههای (زیرزمینی) پلیس چین دستکم به ۱۰۲ مرکز میرسد که در ۵۳ کشور از جمله آمریکا، بریتانیا، کانادا و هلند مستقر هستند و این مراکز به آزار و سرکوب شهروندان چینی مقیم این کشورها و از جمله مخالفان سیاسی چینیتبار و دگراندیشان چینی شامل تمرینکنندههای فالون گونگ، اویغورها، تبتیها و… میپردازند.
به گفته برخی پژوهشگران چینی، ابتکار امنیت جهانی در واقع «ارائه خارجی» مفهوم «امنیت ملی» شی جینپینگ، رهبر حزب کمونیست چین است که تلاش دارد تجربه سرکوب امنیتی در داخل چین را به مقابله با نیروها و تهدیدهای مخالفان و منتقدان در خارج نیز از چین نیز گسترش دهد.
همچنین به باور نویسندگان تحقیق آموزش پلیس خارجی چین، پکن ضمن همکاری با نهادهای چندجانبهای مانند سازمان ملل و اینترپل، تلاش کرده سازوکارهای جدیدی نیز برای شکلدهی نظم امنیتی جهانی مطابق با اولویتهای خود ایجاد کند. مجمع همکاری امنیت عمومی جهانی نمونهای از این تلاشهاست که آموزش پلیس را به ابزار نفوذ و روایتسازی درباره آنچه «چین امن» میخواند، پیوند میدهد.
در مجموع، چین آموزش پلیس خارجی را نهتنها بهعنوان همکاری فنی، بلکه بهعنوان بخشی از دیپلماسی امنیتی و ابزار تقویت روایت خود درباره نقشی است که آن را «مثبت» میخواند.
حاکمیت سایبری و سرکوب دیجیتال در ایران
با تمام این تحلیلها و بررسیها، نهاد بینالمللی حقوق بشری آرتیکل ۱۹ در گزارش تحقیقی «تنگتر شدن حلقه: زیرساخت سرکوب چین در ایران» نشان میدهد که عمر همکاری پکن و تهران برای سرکوب مردم فراتر از ده سال گذشته بوده است و از دستکم سال ۲۰۱۰، حمایت مادی و فنی چین در شکلگیری زیرساختهای نظارت و سانسور در ایران ـ از جمله برای تسهیل قطع اینترنت ـ نقش اساسی داشته است. شرکتهای چینی مانند زدتیای، هووایی، تیاندی و هایکویژن فناوریهای اصلی نظارت و فیلترینگ اینترنت را تأمین کردهاند و زمینه سرکوب دیجیتال در ایران را بوجود آوردند.
به گفته نویسندگان تحقیق «تنگتر شدن حلقه: زیرساخت سرکوب چین در ایران»، این تحقیق یکی از نخستین تحلیلهای جامع درباره نقش منفی چین در تشدید سرکوب دیجیتال در ایران است؛ انتشار این گزارش همزمان با سرکوب خونین اعتراضات اخیر در ایران صورت گرفته؛ دورهای که جمهوری اسلامی نهتنها بیشترین سطح استفاده از زیرساختهای اقتدارگرایانه را به نمایش گذاشت، بلکه متهم به بهرهگیری از فناوریها و تاکتیکهای روسی و چینی، بهویژه علیه اینترنت ماهوارهای، برای اعمال یک خاموشی تقریباً کامل اطلاعاتی شد.
براساس این گزارش تحقیقی، «چین به یکی از متحدان اصلی و شرکای تجاری مهم تهران بدل شده است؛ از جمله از طریق انتقال فناوری و تبادل هنجاری در چارچوب «ابتکار کمربند و جاده» و شاخه فناورانه آن، «جاده ابریشم دیجیتال». این همکاری فراتر از زیرساخت است و شامل پذیرش مشترک مفهوم «حاکمیت سایبری» میشود؛ ایدهای که کنترل مطلق دولتها بر اکوسیستم حکمرانی اینترنت را مشروع میداند و با اصول حقوق بشر و آزادی اینترنت در تعارض است.»
نویسندگان تحقیق یادشده معتقدند که با وجود تحریمها و مجازاتهای بینالمللی، برخی شرکتهای چینی از طریق شرکتهای پوششی یا ساختارهای واسطهای به فعالیت در ایران ادامه دادهاند؛ امری که روند پاسخگویی را پیچیدهتر میکند. مشارکت این شرکتها در تأمین فناوریهای نظارتی و سانسور، به افزایش توانایی حکومت در ارتکاب نقض حقوق بشر در ایران کمک کرده است.
در بخشی از تحقیق آمده است: «اگرچه نقش مستقیم چین در تشدید خاموشی اینترنتی در جریان خیزش مردمی در دی ماه بهطور قطعی مشخص نیست و به نظر میرسد تجهیزات نظامی مورد استفاده جمهوری اسلامی، علیه استارلینک منشأ روسی داشتهاند، اما چین در ایجاد بنیانهای کنترل اینترنت در ایران نقشی کلیدی داشته و همچنان الگویی هنجاری برای اقتدارگرایی دیجیتال فراهم میکند.»
همچنین این تحقیق درباره شباهتهای ساختاری و نهادی سیستم سرکوب دیجیتال در پکن و تهران تصریح شده است: «در سطح نهادی، «شورای عالی فضای مجازی» ایران شباهتهایی با «اداره فضای سایبری چین» دارد. هر دو تحت رهبری متمرکز (بهترتیب علی خامنهای و شی جینپینگ) فعالیت میکنند و کنترل سختگیرانه اینترنت را اعمال میکنند.»
در ادامه آمده است: «در سطح هنجاری نیز «شبکه ملی اطلاعات» ایران همراستا با «دیوار آتش بزرگ چین» طراحی شده است. هر دو نظام، با تکیه بر مفهوم حاکمیت سایبری، سانسور، نظارت و دستکاری اطلاعات را متمرکز کرده و اکوسیستمهای دیجیتال مورد تأیید دولت و حزب را ترویج میکنند، در حالی که آزادی بیان و دسترسی آزاد به اطلاعات را سرکوب میکنند.»
توجه حزب کمونیست چین به انقلاب ملی ایران به عنوان یک تهدید
در میانه چنین تلاشهایی، خیزش مردمی در ایران که از نظر گستردگی، اهداف و اهمیت آن، انقلاب شیروخورشید ایران نیز خوانده میشود، چرا برای چین کمونیستی تهدید به شمار میآید؟
آنیکا وانگ، خبرنگار شبکه تلویزیونی انتیدی، رسانه خواهر اپکتایمز در اینباره گفت که سرکوب مرگبار انقلاب ملی ایران و اعتراضات مردم ایران یادآور اعتراضات میدان تیان آنمن در پکن بود. حزب کمونیست چین که قدرت را در دست دارد، تلاش کرد از طریق روایتهای رسانههای حکومتی در چین، واقعیتهای انقلاب مردمی در ایران را برای شهروندان چینی وارونه جلوه دهد، زیرا از اثر دومینووار اعتراضات در چین میترسد.
او افزود اگر شهروندان چینی واقعیتهای اعتراضات در ایران را ببینند و متوجه شباهتهای این خیزشهای مردمی با تجربههای گذشته چین مانند حادثه میدان تیان آنمن شوند، آنگاه از خود میپرسند که چرا آنها نتوانند دست به یک قیام عمومی علیه حکومت کمونیستی چین بزنند و این همان مسالهای است که باعث ترس و نگرانی رژیم چین شده است و تلاش میکنند مانع چنین اتفاقی شوند.
در جریان انقلاب ملی ایران، کاربران چینی که توانستند فیلترینگ و سانسور در چین را دور بزنند، ویدیوهایی از ایران را بازرسانی کردند که در آن معترضان ایرانی تلاش میکردند تا دوربینهای تشخیص چهره ساخت چین در معابر عمومی شهرهای ایران را از کار بیندازند. همزمان برخی کاربران درباره امکان از بین بردن این دوربینها در اماکن عمومی چین بحث کردند. یکی از کاربران به نام شان لونگجی نوشت: «مردم چین از این تجربه (از بین بردن دوربینهای نظارت بر شهروندان) در سرنگونی استبداد درس میگیرند.»
هوانگ ونرو، یکی از کاربران چینی خارج از چین در شبکه اجتماعی ایکس، با اشاره به اعتراضات سراسری ایران نوشته است که «در ایران هوا در حال روشنشدن است». او افزود شهروندان عادی چین نیز دیگر تحمل سرکوب را ندارند و اگر برخیزند و با یکدیگر همکاری کنند، این بار حزب کمونیست چین واقعاً سقوط خواهد کرد. به گفته او، حکومتهای کمونیستی متمرکز در جهان یکییکی در حال فروپاشی هستند.
او در ادامه، آزادی مردم چین را به «محبوبی» توصیف کرده که دور از دسترس نیست و تأکید کرده است: «سپیدهدم ایران در راه است؛ سپیدهدم چین هم نباید دور باشد.»
در بخش سوم این مقاله به روشهای سرکوب زندانیان سیاسی در ایران و چین میپردازیم.
















