Search
Asset 2

چرا حزب کمونیست چین با وجود امتیازات گسترده جمهوری اسلامی حاضر نیست برای بقای آن هزینه بپردازد؟ «قسمت دوم»

رفتار پکن در جریان محاصره دریایی بنادر ایران توسط آمریکا نشان می‌دهد که حزب کمونیست چین در تلاش است تا به بقای جمهوری اسلامی کمک کند یا حداقل فروپاشی این حکومت را به تاخیر بیندازد.
سخنرانی محمدباقر قالیباف نماینده ویژه جمهوری اسلامی ایران در امور چین در نشست همفکری با اعضای اتاق بازرگانی ایران.(t.me/ghalibaf)

ادامه از قسمت اول

در قسمت اول این مقاله اشاره شد که سیروس ناصری، دیپلمات پیشین جمهوری اسلامی بیان کرد جمهوری اسلامی تقریبا تمامی بخش‌های مهم کشور، از صنعت نفت، زیرساخت‌ها و فناوری‌های نرم‌افزاری گرفته تا تولید، استخراج منابع، مدیریت بخش‌های مهم اقتصاد و بازارهای مهم در ایران از جمله خودرو را برای همکاری به چین پیشنهاد کرده، اما در مقابل، تعهد مشخصی از سوی پکن برای حمایت راهبردی از جمهوری اسلامی نداده است.

قسمت اول این مقاله به بررسی گزارش‌ها و نظرات کارشناسی درباره میزان تعهد و همکاری‌های حزب کمونیست چین در قبال جمهوری اسلامی و کمک به بقای این نظام در ایران پرداخت.

در قسمت دوم این مقاله با اتکا به گزارش‌ها و تحلیل‌ها تلاش شده است تا به این سوال پاسخ دهد که نظام کمونیستی حاکم بر چین تا چه اندازه ظرفیت و توان حمایت از جمهوری اسلامی به عنوان متحد خود را دارد؟ و تا کجا حاضر است برای بقای جمهوری اسلامی هزینه کند؟

کمک به بقای جمهوری اسلامی بدون ورود به جنگ

رفتار پکن در جریان محاصره دریایی بنادر ایران توسط آمریکا نشان می‌دهد که حزب کمونیست چین در تلاش است تا به بقای جمهوری اسلامی کمک کند یا حداقل فروپاشی این حکومت را به تاخیر بیندازد.

بر اساس گزارشی از اپک تایمز پس از آغاز محاصره دریایی، تعداد حرکت قطارهای باری از شهر شی‌آن در چین به تهران افزایش یافت.

این قطارها که پیش‌تر تقریبا هفته‌ای یک بار حرکت می‌کردند، پس از افزایش تقاضا هر سه تا چهار روز یک بار راهی ایران شدند.

مسیر ریلی مزبور بخشی از طرح کمربند و جاده چین است و امکان انتقال کالا از طریق قزاقستان و ترکمنستان به ایران را فراهم می‌کند.

اما ظرفیت محدود حمل‌ونقل ریلی نمی‌تواند جایگزین صادرات گسترده نفت از مسیرهای دریایی شود.

طبق برآوردهای صنعتی ذکرشده در گزارش، یک نفتکش بسیار بزرگ می‌تواند بین ۱.۹ تا ۲.۲ میلیون بشکه نفت حمل کند، در حالی که یک قطار تخصصی با ۱۱۰ واگن تنها ظرفیت جابه‌جایی حدود ۷۰ هزار بشکه را دارد.

مارک کائو، تحلیلگر نظامی مستقر در آمریکا، به اپک تایمز می‌گوید که مسیرهای زمینی ممکن است به تداوم فعالیت اقتصادی جمهوری اسلامی کمک کنند، اما توان جلوگیری کامل از پیامدهای محاصره دریایی را ندارند.

او معتقد است حزب کمونیست چین تمایل دارد از جمهوری اسلامی برای درگیر نگه داشتن آمریکا در خاورمیانه استفاده کند؛ زیرا ادامه این وضعیت می‌تواند فشار سیاسی و اقتصادی بر دولت دونالد ترامپ را افزایش دهد.

از نگاه کائو، کمک محدود چین به تداوم حیات حکومت تهران می‌تواند برای شی جین‌پینگ اهرم چانه‌زنی در مذاکرات آینده با واشینگتن ایجاد کند.

وانگ هه، کارشناس مسایل چین نیز در همین گزارش تاکید می‌کند که دو حکومت همچنان از یکدیگر استفاده خواهند کرد، اما هیچ‌یک حاضر نیست برای دفاع از دیگری بقای خود را به خطر بیندازد.

او پیش‌بینی می‌کند که حمایت چین احتمالا به ابزارهایی مانند حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل محدود خواهد ماند.

با این حال، اهمیت جمهوری اسلامی برای حزب کمونیست چین صرفا اقتصادی نیست.

جمهوری اسلامی در راهبرد جهانی حزب کمونیست چین چه جایگاهی دارد؟

برایان برولت، تحلیلگر مسائل راهبردی استدلال می‌کند که پکن طی سال‌های گذشته از روابط خود با حکومت‌هایی مانند روسیه، ایران و ونزوئلا برای پراکنده کردن توجه و منابع راهبردی آمریکا استفاده کرده است.

به باور او، درگیری روسیه در اروپا، فعالیت‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی در خاورمیانه و تنش‌های ونزوئلا با آمریکا، هرکدام به شکلی توجه واشینگتن را از شرق آسیا منحرف می‌کردند.

برولت معتقد است این وضعیت به چین فرصت می‌داد موقعیت خود را در منطقه هند و اقیانوس آرام تقویت کند.

از این منظر، جمهوری اسلامی برای پکن نقشی فراتر از تامین نفت دارد: حکومت تهران می‌تواند در بخشی از رقابت ژئوپلیتیکی حزب کمونیست چین و ایالات متحده به‌عنوان یک عامل فشار غیرمستقیم عمل کند.

برولت همچنین استدلال می‌کند که وجود شرکایی مانند جمهوری اسلامی و روسیه می‌تواند در صورت وقوع بحران بر سر تایوان برای جمهوری خلق چین اهمیت داشته باشد؛ زیرا پکن ممکن است برای مقابله با تحریم‌های گسترده غرب به مسیرهای جایگزین تامین انرژی و مبادلات مالی نیاز پیدا کند.

او نتیجه می‌گیرد پیامدهای بلندمدت جنگ ایران هنوز نامشخص است، اما یک واقعیت راهبردی از هم‌اکنون روشن شده است: ائتلاف سست حکومت‌هایی که پکن زمانی برای محدود کردن غرب به آن‌ها تکیه می‌کرد، در حال فروپاشی است.

در این میان، باید به این نکته توجه داشت که حتی اگر جمهوری اسلامی برای راهبرد جهانی حزب کمونیست چین مفید باشد، این سودمندی لزوما به معنای اولویت داشتن بقای آن بر منافع حیاتی پکن نیست.

علاوه بر این، مشکلات ساختاری اقتصادی نیز باعث شده است که پکن نتواند ریسک‎های بیشتری در قبال حمایت از متحدان خود بپذیرد.

اقتصاد چین چه اندازه اجازه ماجراجویی خارجی می‌دهد؟

جیمز گوری، نویسنده کتاب «بحران چین»، در مقاله‌ای درباره رکود اقتصادی حکومت این کشور استدلال کرده است که مشکلات چین دیگر صرفا یک دوره کاهش رشد اقتصادی نیست، بلکه نشانه‌هایی از بحران ساختاری در مدل اقتصادی تحت مدیریت حزب کمونیست را آشکار می‌کند.

او به ضعف تقاضای داخلی، مشکلات بازار مسکن، افزایش پس‌انداز خانوارها، کاهش سرمایه‌گذاری و بیکاری جوانان اشاره می‌کند.

بر اساس آمار ارائه‌شده در مقاله گوری، سرمایه‌گذاری در دارایی‌های ثابت چین در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل ۵.۷ درصد کاهش یافته و سرمایه‌گذاری در املاک و مستغلات ۱۸ درصد سقوط کرده است.

نرخ بیکاری جوانان شهری ۱۶ تا ۲۴ ساله، بدون احتساب دانشجویان، نیز در ژوئن ۲۰۲۶ به ۱۴.۹ درصد رسیده بود.

در همین حال، چین با وجود ضعف تقاضای داخلی، همچنان به صادرات صنعتی وابسته است.

به نوشته گوری، این کشور در سال ۲۰۲۵ مازاد تجاری حدود ۱.۲ تریلیون دلاری ثبت کرد، اما محدودیت‌های تجاری آمریکا و واکنش کشورهای اروپایی به صادرات ارزان چین، فشارهای تازه‌ای بر اقتصاد پکن وارد کرده‌اند.

بنابراین، حتی اگر پکن از نظر سیاسی به تداوم حکومت جمهوری اسلامی تمایل داشته باشد، مشکلات اقتصادی می‌توانند انگیزه آن را برای پذیرش تعهدات پرهزینه محدودتر کنند. تشدید تحریم‌های غرب، اختلال در مسیرهای تجارت جهانی و تهدید بازارهای صادراتی، خطراتی هستند که باید در برابر منافع اقتصادی و سیاسی حاصل از روابط با تهران سنجیده شوند.

اولویت حزب کمونیست چین؛ آمادگی برای رویارویی‌های بزرگ‌تر

تحولات حقوقی و نظامی اخیر چین نیز تصویری از اولویت‌های امنیتی این کشور ارائه می‌دهند.

آندرس کور، تحلیلگر سیاسی، در مقاله‌ای درباره اصلاحات قوانین بسیج دفاع ملی چین نوشته است که پکن با گسترش اختیارات حکومت برای بسیج منابع انسانی، اقتصادی و زیرساختی، خود را برای شرایط درگیری گسترده آماده می‌کند.

بر اساس این مقاله، اصلاحات قانون بسیج دفاع ملی که از اول اکتبر ۲۰۲۶ اجرایی شده‌اند، دامنه اختیارات حکومت برای استفاده و مصادره دارایی‌های غیرنظامی را گسترش داده‌اند.

این اختیارات می‌توانند زیرساخت‌های انرژی، کارخانه‌ها، شبکه‌های اطلاعاتی، داده‌ها و تجهیزات حمل‌ونقل را نیز در بر بگیرند.

کور همچنین به مقررات محدودکننده خروج از کشور و افزایش کنترل حکومت بر منابع انسانی اشاره می‌کند.

او این تحولات را در چارچوب آمادگی حزب کمونیست برای رویارویی احتمالی با آمریکا و تنش‌های منطقه‌ای، به‌ویژه بر سر تایوان، تحلیل می‌کند.

البته این اصلاحات به‌تنهایی اثبات نمی‌کنند که چین تصمیم به آغاز جنگ گرفته است. با این حال، نشان می‌دهند که برنامه‌ریزی دفاعی پکن در درجه نخست معطوف به امنیت خود چین و رقابت‌های بزرگ‌تر در شرق آسیاست.

در چنین چارچوبی، ورود به جنگی پرهزینه در خاورمیانه برای دفاع از جمهوری اسلامی می‌تواند منابعی را مصرف کند که پکن برای اولویت‌های اصلی خود ضروری می‌داند.

به بیان دیگر، اگر حزب کمونیست چین خود را برای یک رویارویی بزرگ احتمالی آماده کند، لزوما تمایلی ندارد پیش از آن در جنگی خارج از حوزه منافع حیاتی خود گرفتار شود.

جمهوری اسلامی شریک مفید پکن، اما نه متحدی که نجات آن ضروری باشد

اظهارات سیروس ناصری درباره ماهیت یک‌طرفه توافق ۲۵ ساله، مسئله‌ای فراتر از اجرای تعهدات اقتصادی را آشکار می‌کند: تفاوت میان انتظارات جمهوری اسلامی از چین و محاسبات راهبردی حزب کمونیست.

بررسی منابع نشان می‌دهد که پکن از روابط با تهران منافع متعددی به دست می‌آورد؛ از دسترسی به نفت نسبتا ارزان و بازارهای اقتصادی گرفته تا همکاری‌های فناوری و برخورداری از شریکی که می‌تواند در رقابت ژئوپلیتیکی با آمریکا نقش‌آفرینی کند.

با وجود این، چین تاکنون حاضر نشده است این منافع را به تعهد دفاعی مستقیم در قبال جمهوری اسلامی تبدیل کند. پکن همزمان باید روابط گسترده‌تر خود با دیگر کشورهای خاورمیانه، وابستگی اقتصادش به تجارت جهانی، فشارهای اقتصادی داخلی و اولویت‌های امنیتی شرق آسیا را در نظر بگیرد.

از این نظر، رفتار چین نه لزوما به معنای بی‌اهمیت بودن جمهوری اسلامی برای پکن، بلکه نشان‌دهنده حد و مرز ارزشی است که حزب کمونیست برای حفظ آن قائل است.

جمهوری خلق چین ممکن است خواهان ادامه حیات جمهوری اسلامی باشد، به آن نفت بفروشد یا از آن نفت بخرد، مسیرهای تجاری را باز نگه دارد و در مجامع بین‌المللی از برخی مواضع تهران پشتیبانی کند؛ اما هیچ‌کدام از این اقدامات الزاما به معنای پذیرش هزینه‌های بزرگ اقتصادی و امنیتی نیست.

اخبار بیشتر

عضویت در خبرنامه اپک تایمز فارسی