جنگ گسترده ژوئن ۲۰۲۵ اکنون پشت سر گذاشته شده است. ایالات متحده و اسرائیل ضربه سنگینی به برنامه هستهای جمهوری اسلامی وارد کردند و به نظر میرسید آن فصل دستکم برای مدتی پایان یافته است.
ساختمانها بمباران شدند، تأسیسات آسیب دیدند و پیام کاملاً روشن بود: مسیر تهران برای دستیابی به بمب مسدود شده است.
اما در زیر سطح، تقریباً به معنای واقعی کلمه، تصویر پیچیدهتری در حال شکلگیری بود. ایران فعالیتها را از سر گرفت؛ نه لزوماً از طریق سایتهای شناختهشدهای که پیشتر هدف حمله قرار گرفته بودند، بلکه از طریق بقایای باقیمانده، آزمایشگاهها، زیرساختهای منتقلشده، سایتهای بازسازیشده و دانشمندانی که همچنان فعال مانده بودند. همانند پس از یک زلزله، کسی در میان آوار تلاش میکرد قطعات را جمع کند و سازوکاری خطرناک را دوباره سرهم کند.
به گفته آندریا استریکر از «بنیاد دفاع از دموکراسیها» (FDD)، کارشناس گسترش سلاحهای هستهای و مقابله با آن که در برنامه هستهای ایران تخصص دارد، همان زمانی بود که اسرائیل و ایالات متحده دوباره وارد عمل شدند. دیگر نه یک حمله منفرد به یک تأسیسات مشهور و شناختهشده، بلکه مجموعهای از حملات دقیق و تقریباً جراحیگونه به حدود پنج مکان تا این لحظه.
یکی از این مکانها سایتی مخفی به نام «مینزدایی» در شمالشرق تهران است؛ مجتمع زیرزمینیای که بر اساس ارزیابیهای اسرائیل، در آن یکی از اجزای حیاتی برای یک سلاح هستهای در حال توسعه بوده است.
استریکر میگوید: «به نظر میرسد ایرانیها پس از حملات ژوئن ۲۰۲۵ استفاده از این سایت را برای اهداف مربوط به سلاح هستهای آغاز کردهاند؛ بنابراین ممکن است اسرائیل پیشتر نیازی به حمله به آن ندیده باشد.»
در همین حال، نطنز نیز هدف حمله قرار گرفت. اما نه قلب تأسیسات، بلکه ورودیهای آن. همین جزئیات این رویداد را بهویژه جالب توجه کرد. در اواخر جنگ ژوئن، ایالات متحده با دو بمب سنگرشکن «نفوذگر مهمات عظیم» (MOP) به تأسیسات غنیسازی نطنز حمله کرد؛ اقدامی که احتمالاً بخشهای زیرزمینی این سایت را از کار انداخت.
بنابراین وقتی در اوایل مارس سه ورودی این مجتمع هدف حمله قرار گرفت، به گفته استریکر هدف لزومی نداشت که نابودی دوباره هسته اصلی تأسیسات باشد، بلکه به احتمال زیاد مسدود کردن دسترسی به آن بوده است.
او گفت: «به نظر میرسد هدف این بوده که از ورود نیروهای ایرانی جلوگیری شود تا نتوانند تجهیزات یا مواد هستهای را به داخل یا خارج از این تأسیسات منتقل کنند.»
او افزود: «اسرائیل ممکن است تلاش کرده باشد مانع خارج کردن تجهیزات سانتریفیوژ یا حتی اورانیوم غنیشدهای شود که احتمال دارد در مخازن باقی مانده باشد.»
او ادامه داد: «این همچنین پیام روشنی به ایران میفرستد که از این تأسیسات دور بماند، زیرا اسرائیل از آسمان آنها را زیر نظر دارد.»
استریکر گفت در سناریویی که در آن رژیم در ایران فروبپاشد، این خطر نیز وجود دارد که این داراییها به دست افراد یا گروههای نامناسب بیفتد.
او گفت: «سوخت لازم برای یک سلاح هستهای ممکن است به دست سازمانهای تروریستی یا دیگر بازیگرانی برسد که بخواهند آن را در بازار سیاه بفروشند.»
او افزود: «اسرائیل و ایالات متحده همچنین باید کشورهای گسترشدهنده را در نظر بگیرند؛ کشورهایی که ممکن است تلاش کنند چنین موادی را به دست آورند.»
سپس نوبت به اصفهان میرسد. تصاویر ماهوارهای از آخرین حمله هنوز منتشر نشده است؛ اما استریکر اشاره میکند که ساختمانهای کلیدی برای تبدیل اورانیوم، تولید فلز اورانیوم و ساخت سوخت هستهای پیشتر در ماه ژوئن هدف حمله قرار گرفته بودند؛ حلقههای اصلی در زنجیره تولید هستهای ایران.
استریکر گفت: «گفتن اینکه چه چیزی هنوز در آنجا اهمیت حیاتی دارد دشوار است، زیرا تأسیسات اصلی پیشتر نابود شدهاند؛ اما مجتمع اصفهان ساختمانهای زیادی دارد. ممکن است اسرائیل فعالیت جدیدی را در آنجا شناسایی کرده باشد، یا شاید در ژوئن ۲۰۲۵ نتوانسته باشد تمام فعالیتهای نگرانکننده در این سایت را به طور کامل از بین ببرد.»
در نهایت، لویزان ۲ / مژده؛ سایتی که به دلیل ارتباطش با «سازمان پژوهش و نوآوری دفاعی» (سپند) اهمیت ویژهای دارد؛ نهادی که مسئول پژوهش و تأمین مرتبط با سلاحهای هستهای و سامانههای حمل آنها است. بر اساس گزارش «مؤسسه علم و امنیت بینالمللی»، یک سازمان پژوهشی آمریکایی که برنامه هستهای ایران را دنبال میکند، یک «ساختمان شبیه آزمایشگاه» در آنجا نابود شده است. این ساختمان محل استقرار بخشهایی از مدیریت اداری سپند در سازهای بود که تهران بهتازگی بازسازی آن را آغاز کرده بود.
نیروهای کماندویی
اما این تنها نیمی از تصویر است. نیمه دیگر به آنچه تاکنون هدف حمله قرار گرفته مربوط نمیشود، بلکه به آنچه هنوز سالم باقی مانده است. و در اینجا استریکر به نگرانکنندهترین هدف اشاره میکند: «کوه پیکاکس» در نزدیکی نطنز؛ مجتمعی که در عمقی تا حدود ۱۰۰ متر زیر زمین ساخته شده است.
این فقط یک تأسیسات دیگر نیست که بتوان آن را بهراحتی در تصاویر ماهوارهای شناسایی کرد و از هوا نابود ساخت. این سایتی است که به نظر میرسد از همان ابتدا برای مقاومت در برابر حمله از بیرون طراحی شده و به همین دلیل در عمق بسیار زیادی در زیر زمین ساخته شده است.
بر اساس ارزیابیهایی که استریکر به آنها اشاره میکند، عمق این سایت قابل مقایسه با تأسیسات فردو است؛ که عمق آن حدود ۸۰ تا ۹۰ متر زیر زمین برآورد میشود؛ و حتی ممکن است عمیقتر هم باشد. او گفت اگر تصمیمی برای خنثیسازی آن گرفته شود، مهمات معمولی کافی نخواهد بود. این کار به بمبافکنهای بی–۲ مجهز به بمبهای سنگرشکن GBU-57 نیاز خواهد داشت. و شاید حتی به تیمهای کماندویی که بتوانند به داخل این مجتمع نفوذ کنند و آن را از درون نابود سازند.
او گفت: «سازمانهای اطلاعاتی غربی نگرانند که تأسیسات کوه پیکاکس (Pickaxe) بتواند به یک سایت غنیسازی شبیه فردو تبدیل شود؛ اما سایتی که حتی در عمق بیشتری محافظت شده است.»
او افزود: «ایران در مقابل ادعا میکند که این یک کارخانه جدید مونتاژ سانتریفیوژ است که قرار است جایگزین کارخانه مونتاژ رویزمین در نطنز شود؛ کارخانهای که در سال ۲۰۲۰ نابود شد.»
نام پیکاکس از قلهای به نام کوه کلنگ گزلا در کوههای زاگرس در استان اصفهان گرفته شده است.
گزارشی در نوامبر ۲۰۲۵ از «مؤسسه علم و امنیت بینالمللی» اعلام کرد که حملات اسرائیل و آمریکا در ژوئن همان سال به این سایت آسیبی وارد نکرده است.
استریکر گفت: «ارزیابی من این است که ایالات متحده و اسرائیل آن را دستنخورده باقی گذاشتند، زیرا هنوز به مرحله عملیاتی نزدیک نشده بود؛ اما از آن زمان ساختوساز ادامه یافته و ایرانیها امنیت و ورودیهای این مجتمع را تقویت کردهاند.»
او گفت اگر واشینگتن و اورشلیم بتوانند به داخل این تأسیسات نفوذ کنند و آن را از درون نابود سازند، این روش ممکن است از تکیه صرف بر بمبهای MOP قابل اعتمادتر باشد؛ زیرا در این صورت میتوانند مطمئن شوند که تمام داراییهای داخل آن نابود شدهاند.
استریکر افزود همین عدم قطعیت درباره فردو و اصفهان نیز وجود دارد. او گفت: «هنوز مشخص نیست که آیا اورانیوم با غنای بالا در فردو و در تونلهای اصفهان باقی مانده است یا نه.»
در زیر مجتمع سطحی اصفهان، یک سایت زیرزمینی در دل کوه مجاور ایجاد شده بود و در آن فعالیت انجام میشد. خبرگزاری رویترز در ۲۷ فوریه گزارش داد بخشی از اورانیومی که تا سطح ۶۰ درصد غنیسازی شده بود در آنجا نگهداری میشد. بر اساس این گزارش، این اطلاعات بر پایه یک گزارش محرمانه بود که آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای کشورهای عضو ارسال کرده و رویترز به آن دست یافته بود.
استریکر برآورد میکند که ایالات متحده و اسرائیل در نهایت قصد دارند به این سایتها، و همچنین دیگر داراییهایی که هنوز هدف قرار نگرفتهاند، رسیدگی کنند. او گفت: «در این مرحله آنها ترجیح میدهند بر تهدیدهای فوری تمرکز کنند—موشکها، پهپادها، پرتابگرها، نیروهای نظامی و رهبری.»
او افزود برای اطمینان از اینکه مسیر دستیابی به سلاح هستهای برای همیشه بسته شده است، همه «داراییهای هستهای» باید تحت کنترل قرار گیرند، از جمله مواد، تأسیسات، تجهیزات و اسناد.
او گفت: «این ممکن است فرایندی چندساله برای یافتن آنها و اطمینان از نابودیشان باشد.» او افزود: «همچنین لازم است به هدایت دانشمندان ایرانی به فعالیتهای غیرنظامی فکر شود و از انتقال دانش هستهای به کشورهای دیگر یا سازمانهای تروریستی جلوگیری شود.»
او گفت: «خوشبختانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی و دیگر نهادهای بینالمللی پیشتر در مأموریتهای مشابه در عراق، لیبی، آفریقای جنوبی و اتحاد جماهیر شوروی سابق موفق بودهاند.»
او افزود: «بنابراین تجربه قابل توجهی در برچیدن برنامههای سلاح هستهای و مدیریت چنین داراییهای حساسی وجود دارد.»
















